رمزی بارود

فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

در تاریخ ۲۴ ژوئن، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از تقریباً دو هفته جنگ تمام‌عیار، از آتش‌بس میان اسرائیل و ایران خبر داد.
این جنگ با حمله غافلگیرکننده اسرائیل در ۱۳ ژوئن آغاز شد؛ حملات هوایی اسرائیل تأسیسات هسته‌ای، سایت‌های موشکی، مقامات ارشد نظامی و علمی، و همچنین بسیاری از اهداف غیرنظامی ایران را هدف قرار داد.
در پاسخ، ایران نیز موجی از موشک‌های بالستیک و پهپادها را به عمق خاک اسرائیل شلیک کرد که باعث به صدا درآمدن آژیرهای حمله هوایی در تل‌آویو، حیفا، بئرشبا و بسیاری دیگر از مناطق شد و تخریب بی‌سابقه‌ای را در این کشور به بار آورد.
آنچه که با یک تنش دوجانبه آغاز شد، به سرعت به چیزی بسیار جدی‌تر تبدیل شد: رویارویی مستقیم میان آمریکا و ایران.
در ۲۲ ژوئن، نیروی هوایی و دریایی آمریکا در عملیاتی هماهنگ به نام «چکش نیمه‌شب»، حمله گسترده‌ای را علیه سه سایت هسته‌ای ایران: فردو، نطنز و اصفهان انجام دادند.
بر اساس گزارش‌ها، هفت بمب‌افکن B-2 از بال بمب‌افکن ۵۰۹ بدون توقف از پایگاه هوایی وایتمن، میسوری، پرواز کردند تا این حملات را انجام دهند.
خبرگزاری تسنیم – ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ – محمد رضا ظفرقندی، وزیر بهداشت ایران، اعلام کرد که آمار رسمی نشان می‌دهد از ۱۳ ژوئن و آغاز جنگ تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی، ۶۰۶ ایرانی جان خود را از دست داده‌اند.
وی همچنین اشاره کرد که از ابتدای جنگ اسرائیل، در مجموع ۵۳۳۲ نفر در سراسر ایران مجروح شده‌اند.
ظفر قندی اظهار داشت که مرگبارترین موج حملات وحشیانه اسرائیل به ایران در ۲۴ ساعت گذشته رخ داده است که در آن ۱۰۷ نفر کشته و ۱۳۴۲ نفر دیگر مجروح شدند، پیش از اینکه آتش‌بس صبح سه‌شنبه به اجرا درآید.
وزیر بهداشت همچنین گفت که ۹۵ درصد از شهدا پس از مدفون شدن زیر آوار جان باختند، در حالی که تنها ۵ درصد پس از انتقال به بیمارستان، فوت‌شده اعلام شدند.
وی افزود که وزارت بهداشت در دو هفته گذشته مجبور شده است سه بیمارستان در خطر را تخلیه کند تا جان بیماران را نجات دهد.
رژیم صهیونیستی در ۱۳ ژوئن جنگ تجاوزکارانه بی‌دلیل خود را علیه ایران آغاز کرد. این رژیم حملات هوایی به تأسیسات هسته‌ای، نظامی و مسکونی ایران را انجام داده که منجر به کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و شهروندان عادی شده است.
نیروهای نظامی ایران نیز بلافاصله پاسخ دادند. نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب عملیات «وعده صادق ۳»، ۲۲ موج حمله موشکی به رژیم صهیونیستی انجام داد که تلفات سنگینی در شهرهای اراضی اشغالی به بار آورد.
روز بعد، ایران با بمباران پایگاه نظامی آمریکایی العدید در قطر و شلیک موشک‌های دیگر به اهداف اسرائیلی، تلافی کرد.
این رخداد نقطه عطفی بود. برای اولین بار، ایران و آمریکا بدون واسطه در میدان نبرد رو در رو شدند. و برای اولین بار در تاریخ معاصر، کارزار طولانی اسرائیل برای تحریک جنگی به رهبری آمریکا علیه ایران، به ثمر نشسته بود.

پیامدهای استراتژیک

پس از ۱۲ روز جنگ، اسرائیل به دو هدف خود دست یافت. اولاً، واشنگتن را مستقیماً وارد درگیری خود با تهران کرده و سابقه‌ای خطرناک برای مشارکت آتی آمریکا در جنگ‌های منطقه‌ای اسرائیل ایجاد کرد.
ثانیاً، این امر سرمایه سیاسی فوری هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی ایجاد کرد و حمایت نظامی آمریکا را به عنوان «پیروزی» برای اسرائیل جلوه داد.
با این حال، فراتر از این دستاوردهای کوتاه‌مدت، نقاط ضعف در استراتژی اسرائیل از همین حالا آشکار شده است.
نتانیاهو در سرنگونی رژیم تهران، که هدف واقعی کارزار چندین ساله او بود، ناکام ماند. برعکس، او با ایرانی مقاوم و متحد روبرو شد که با دقت و انضباط پاسخ داد.
بدتر از آن، ممکن است او چیزی بسیار تهدیدآمیزتر برای جاه‌طلبی‌های اسرائیل را بیدار کرده باشد: آگاهی منطقه‌ای جدید.
ایران نیز به نوبه خود، از این رویارویی به‌طور قابل‌توجهی قوی‌تر بیرون آمده است. با وجود تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای فلج کردن برنامه هسته‌ای آن، ایران نشان داده است که قابلیت‌های استراتژیک آن دست‌نخورده و کاملاً عملیاتی هستند.
تهران یک زمینه بازدارندگی جدید و قدرتمند ایجاد کرده است، و نشان داده که می‌تواند نه تنها شهرهای اسرائیل، بلکه پایگاه‌های آمریکایی در سراسر منطقه را نیز هدف قرار دهد.
و از همه مهمتر، ایران این مبارزه را به‌طور مستقل انجام داده است، بدون اتکا به حزب‌الله یا انصارالله، و حتی بدون استقرار شبه‌نظامیان عراقی. این استقلال بسیاری از ناظران را شگفت‌زده کرد و مجبور به ارزیابی مجدد وزن منطقه‌ای ایران شد.

اتحاد ایرانیان

شاید مهم‌ترین تحول، چیزی است که با موشک‌ها یا تلفات قابل اندازه‌گیری نیست: تقویت وحدت ملی در ایران و حمایت گسترده‌ای که در جهان عرب و اسلام از آن برخوردار شده است.
سال‌هاست که اسرائیل و متحدانش تلاش کرده‌اند ایران را منزوی کنند، آن را حتی در میان مسلمانان به عنوان یک دولت مطرود معرفی کنند. با این حال، در روزهای اخیر، ما شاهد عکس این موضوع بوده‌ایم.
از بغداد تا بیروت، و حتی در پایتخت‌های محتاط سیاسی مانند امان و قاهره، حمایت از ایران افزایش یافته است. این وحدت به تنهایی می‌تواند بزرگ‌ترین چالشی باشد که اسرائیل تاکنون با آن روبرو شده است.
در داخل ایران، جنگ، حداقل برای اکنون، شکاف‌های عمیق میان اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران را از بین برده است. در مواجهه با یک تهدید وجودی، مردم ایران متحد شدند، نه در اطراف یک رهبر یا حزب، بلکه در دفاع از میهن خود.
فرزندان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان با وقار و غروری پاسخ داده‌اند که هیچ تجاوز خارجی نمی‌تواند آن را خاموش کند.

مسئله هسته‌ای

با وجود تحولات در میدان نبرد، نتیجه واقعی این جنگ ممکن است به کاری که ایران در ادامه با برنامه هسته‌ای خود انجام می‌دهد، بستگی داشته باشد.
اگر تهران تصمیم بگیرد از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) خارج شود، حتی اگر به‌طور موقت، و نشانه‌هایی دهد که برنامه آن همچنان عملیاتی است، «دستاوردهای» اسرائیل از بین خواهد رفت.
با این حال، اگر ایران این رویارویی نظامی را با یک موضع‌گیری سیاسی جسورانه دنبال نکند، نتانیاهو آزاد خواهد بود که، درست یا غلط، ادعا کند که توانسته جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران را پایان دهد. آنچه در خطر است، از همیشه مهم‌تر است.
یک نمایش سازمان‌یافته
برخی رسانه‌ها اکنون ترامپ را به دلیل «دستور» دادن به نتانیاهو برای تعلیق حملات علیه ایران، تحسین می‌کنند.
این روایت هم توهین‌آمیز و هم دروغ است. آنچه ما شاهد آن هستیم، یک صحنه‌سازی سیاسی است، یک اختلاف‌نظر با دقت سازمان‌یافته بین دو شریک که هر دو در یک بازی خطرناک نقش ایفا می‌کنند.
پیام ترامپ، «خلبانان خود را به خانه بیاورید»، فراخوانی برای صلح نبود. این یک مانور حساب‌شده برای بازیابی اعتبار پس از تسلیم کامل در برابر جنگ نتانیاهو بود.
این به ترامپ اجازه می‌دهد که خود را فردی میانه‌رو جلوه دهد، توجه را از تلفات اسرائیل در میدان نبرد منحرف کند، و توهم وجود یک دولت آمریکایی قادر به مهار تجاوزات اسرائیل را ایجاد کند.
در واقع، از ابتدا یک جنگ مشترک بین آمریکا و اسرائیل بوده است، که تحت عنوان دفاع از منافع غرب برنامه‌ریزی، اجرا و توجیه شده است، در حالی که زمینه را برای مداخله عمیق‌تر و تهاجم احتمالی فراهم می‌کند.

بازگشت مردم

در میان همه محاسبات نظامی و صحنه‌سازی ژئوپلیتیکی، یک حقیقت آشکار می‌شود: برندگان واقعی مردم ایران هستند.
در لحظه حساس، آنها متحد ایستادند. آنها فهمیدند که مقاومت در برابر تجاوز خارجی مهمتر از اختلافات داخلی است. آنها به جهان و به خودشان یادآوری کردند که در زمان بحران، مردم بازیگران فرعی تاریخ نیستند، بلکه خود نویسندگان آنند.
پیام تهران بی‌چون و چرا است: ما اینجا هستیم. ما افتخار می‌کنیم. و ما هرگز شکسته نخواهیم شد.
این پیامی است که اسرائیل، و شاید حتی واشنگتن، آن را پیش‌بینی نمی‌کردند. و این همان چیزی است که می‌تواند منطقه را در سال‌های آینده بازسازی کند.