بیماری و جنگهای بیپایان
به قلم آندریا مازارینو و تام انگلهارت
بازنشر از تامدیسپچ.
منتشر شده در آنتیوار
ترجمه مجله جنوب جهانی
آن نامزد ریاستجمهوری را به یاد میآورید، نه؟ همان که در سومین کارزار انتخاباتیاش در سال ۲۰۲۴ با قاطعیت ادعا میکرد که او کسی است که «جنگافروزان و جهانیگرایان آمریکاگریز» را از صحنه کشور حذف خواهد کرد و بازگشتش به کاخ سفید، «صفحه آن روزهای احمقانه و بیمعنی جنگهای بیپایان را برای همیشه ورق خواهد زد؛ جنگهایی که هرگز به سرانجام نرسیدند.»
آری، جنگهای آمریکا هرگز پایان نیافتند، نه به آن سادگی، حتی با بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید. و بله (باز هم)، او واقعاً سوگند یاد کرده بود که با این جنگها وداع خواهد کرد. اما او به «بیبی نتانیاهو» نمیاندیشید، درست است؟ به بمباران ایران توسط اسرائیل فکر نمیکرد. به شیوه معمول، او سه (دو؟ یک؟) گام جلوتر را نمیدید. و اکنون، البته، ایران پیش روست. میدانم، میدانم، پس از حملات هوایی او به سایتهای هستهای آن کشور، حداقل چیزی که به عنوان آتشبس تلقی میشود برقرار است (البته تا زمانی که دیگر برقرار نباشد). با تمرکز دوباره نتانیاهو بر کشتار فلسطینیها در غزه و تمرکز ترامپ بر… خب، خودش، به راحتی میتوان فراموش کرد که او جنگ به سبک آمریکایی را به خاورمیانهای بازگرداند که در آن از پیش حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ سرباز آمریکایی در ۱۹ پایگاه در سراسر منطقه مستقر بودند. و به خاطر داشته باشید، او هنوز از اشاره به احتمال بدتر شدن اوضاع دست برنداشته است («آیا میتواند دوباره شروع شود؟ گمان میکنم روزی میتواند. شاید به زودی آغاز شود.»).
و با تمام این اتفاقات قریبالوقوع، و دونالد ترامپ غیرقابل پیشبینی در کاخ سفید، اجازه دهید آندریا مازارینو، نویسنده ثابت تامدیسپچ و یکی از بنیانگذاران پروژه ارزشمند «هزینههای جنگ»، شما را به سفری تلخ در مورد آنچه جنگ – در واقع، جنگهایی که این کشور در این قرن به طور منظم در سراسر خاورمیانه بزرگ و آفریقا (که اتفاقاً دولت ترامپ هنوز هم به طور منظم هواپیماهای آمریکایی را برای بمبارانهای قابل توجه در سومالی با سرعتی که میتواند امسال رکورد ترامپی را ثبت کند، اعزام میکند) – بر سلامت ما وارد میکند، ببرد. باور کنید، صحنهای دلپذیر نیست.
– تام انگلهارت
اثرات موجی پنهان خشونت بر سلامت
به قلم آندریا مازارینو
جنگ به طرق بیشماری جان انسانها را میگیرد. این روزها، آمریکاییها با تصاویری از غزه و دیگر نقاط جهان بمباران میشوند که در آن افراد یا پیکرهای متلاشیشده را امدادگرانی از زیر آوار خانهها و بیمارستانها بیرون میآورند که از وضعیت جسمانی و چهرههای رنجورشان پیداست که حالشان به بدتر از کسانی است که به آنها کمک میکنند. شبکههای اجتماعی و روزنامهنگاران ما را شاهد کودکانی میکنند که آنقدر ضعیف شدهاند که حتی توان گریه ندارند. با این حال، در مقایسه با حملات هوایی که فوراً له و خونین میکنند، فاجعهای آرامتر و دشوارتر برای ثبت (بهویژه با توجه به دامنه توجه محدود ما که برای پلتفرمهایی مانند تیکتاک طراحی شده)، شامل ساعتهایی است که بسیاری از مردم در مناطق جنگی در اثر بیماریهای عفونی گوناگون جان میبازند.
اجازه دهید چند نمونه را برشمردم:
در عراق در سال ۲۰۰۴، «علی» سه ماهه تلاش میکند گریه کند اما آنقدر ضعیف است که صدایی از او برنمیآید، چرا که بدنش در اثر اسهال ناتوان شده است. بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷، نیمی از ۱۸,۰۰۰ پزشک عراق به دلیل وخامت اوضاع امنیتی کشور را ترک کردند (و اندکی از آنها قصد بازگشت داشتند). مراکز درمانی نیز بمباران و ویران شده بودند. در آن زمان، حدود دو سوم مرگ و میر کودکان زیر پنج سال، مانند علی، به دلیل عفونتهای تنفسی و اسهال همراه با سوءتغذیه بود.
در پاکستان در سال ۲۰۱۷، یکی از معدود کشورهایی که هنوز ویروس فلج اطفال را ریشهکن نکرده، پدر یک پسر پنج ساله از شنیدن این خبر که پسرش هرگز نمیتواند به تنهایی راه برود، تسلیناپذیر است. در میان آوارگان ساکن در منطقه مرزی افغانستان-پاکستان، نگرانیها در مورد حملات هوایی ضد شورش از سوی نیروهای آمریکایی و سپس دولت پاکستان و نیروهای مخالف، تهدیدات امنیتی علیه تیمهای واکسیناسیون در مناطق درگیر جنگ آن کشور، و سوءظن در میان والدینی مانند پدر آن پسر که کارکنان بهداشتی توسط دولت آمریکا برای عقیم کردن کودکان پاکستانی فرستاده شدهاند، همگی مانع از دریافت واکسیناسیون مورد نیاز کودکان شد.
در بورکینافاسو در سال ۲۰۱۹، «عبدولای» سه ساله پس از ابتلا به مالاریا در پناهگاهی برای آوارگان داخلی ناشی از خشونت بین نیروهای دولتی و شبهنظامیان اسلامی، جان خود را از دست میدهد. او که دچار سوءتغذیه و کمخونی بود و به کلینیک درمانی دسترسی مستقیم نداشت، تسلیم یک بیماری قابل درمان شد.
در فایتویل، کارولینای شمالی، در سال ۲۰۲۰، مانند سایر شهرهای نظامی در سراسر ایالات متحده، نرخ بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس، هرپس سیمپلکس و HIV در بالاترین حد خود در کشور است. پایگاههای نظامی تمایل دارند با وابسته کردن جمعیتهای اطراف به مشاغل خدماتی با دستمزد پایین، فقر را در میان غیرنظامیان افزایش دهند. و سربازان آمریکایی مضطرب و آسیبدیده از جنگ بیشتر درگیر رفتارهای جنسی پرخطر میشوند که بیماری را در میان جمعیت گستردهتر منتشر میکند.
در اوکراین در سال ۲۰۲۳، یک سرباز که برای سوختگیهای شدید درمان میشد، به دلیل سپتیسمی (عفونت خون) جان باخت، با وجود اینکه چندین آنتیبیوتیک به او داده شده بود. پزشکان «کلبسیلا»، یک پاتوژن مقاوم به چندین دارو را در بدن او پیدا کردند. با وجود تلاشهای موفق دولت اوکراین برای مهار مقاومت میکروبی در جمعیت خود پیش از حمله روسیه در سال ۲۰۲۲، افزایش تلفات، همراه با کمبود تجهیزات و پرسنل، به این معنی است که کارکنان بهداشتی اوکراین اکنون هر کاری که میتوانند برای زنده نگه داشتن سربازان انجام میدهند. در درازمدت، عفونتهای مقاوم به آنتیبیوتیک که از بیماران اوکراینی قابل ردیابی هستند، در جاهایی به دوری ژاپن نیز ظاهر میشوند.
در ماه مه ۲۰۲۵ در نوار غزه، «جنان» چهارماهه بر اثر اسهال مزمن و از دست دادن نیمی از وزن بدن خود جان باخت. او به شیر خشک ضد حساسیت نیاز داشت، اما بمبارانهای هوایی و محاصره مواد غذایی و دارویی اولیه، این محصولی را که زمانی رایج بود، نایاب کرده است. همانطور که انسانشناس «سوفیا استاماتوپولو-رابینز» اشاره میکند، پیش از شروع جنگ بین اسرائیل و حماس در اکتبر ۲۰۲۳، موارد اسهال در کودکان خردسال در آنجا به طور متوسط حدود ۲,۰۰۰ مورد در ماه بود. اما در آوریل سال بعد، این موارد به بیش از ۱۰۰,۰۰۰ مورد رسید. به همین ترتیب، در ده سال قبل از جنگ، هیچ اپیدمی در مقیاس بزرگ در غزه وجود نداشت. اما تنها در هفت ماه اول آن درگیری، ازدحام در پناهگاههای موقت، کمبودهای تغذیهای، کمبود محصولات بهداشتی – تنها یک نفر از هر سه غزه نشین صابون دارد! – و آب آلوده به شیوع بیماریهای عفونی جدید مانند سرخک، وبا، حصبه و فلج اطفال منجر شده است که با گرسنگی گسترده تشدید شدهاند.
در سطحی بنیادین، این موضوع نمیتواند سادهتر از این باشد. جنگ بسیاری از امکانات مدرن را که زندگی را ممکن میسازند، از بین میبرد. بیماریها و مرگهای قابل پیشگیری حتی در محیطهای صنعتی که با نابرابری، کمبود اطلاعات، تروماهای روانی یا فقط هرج و مرج نبرد که مانع از تفکر بلندمدت میشود، نیز اتفاق میافتند. در کشورهای فقیر و با درآمد متوسط مانند یمن، سوریه و نیجریه، بیماریهای عفونی حتی پیش از آغاز درگیریهای قابل توجه، از عوامل اصلی مرگ و میر بودند. با این حال، شیوع آنها در زمان جنگ بسیار بدتر شد، به ویژه در میان غیرنظامیانی که مانند گروههای مسلح به پزشکان و بیمارستانها دسترسی نداشتند.
بدن یک کودک کوچک، که به دلیل کمبود مایع حیاتی که در سینک من یا شما جاری است، تحلیل میرود، به بهترین وجه نشاندهنده چگونگی گسترش تلفات جنگ در طول زمان و در میان جمعیتها است. به ازای هر سربازی که در نبرد میمیرد، تعداد بسیار بیشتری از مردم حتی پس از پایان نبردها از سوءتغذیه، بیماری یا خشونت مرتبط با تروما رنج میبرند و جان خود را از دست میدهند. عفونتهای قابل پیشگیری نقش بزرگی در این داستان ایفا میکنند.
جنگ علیه کودکان
کودکان به دلیل سیستم ایمنی نابالغ، نیازهای غذایی بیشتر، تمایل به کمآبی بدن و وابستگی به خانوادههایی که ممکن است برای مراقبت از آنها حضور نداشته باشند، در درگیریهای مسلحانه به ویژه در برابر بیماری و مرگ آسیبپذیر هستند. مطالعهای بر روی بیش از ۱۵,۰۰۰ رویداد درگیری مسلحانه در ۳۵ کشور آفریقایی نشان داد که کودکان ۱۰ ساله یا کمتر، در صورت زندگی در فاصله ۱۰۰ کیلومتری از منطقه نبرد، به مراتب بیشتر از دوران صلح قبلی در معرض خطر مرگ قرار داشتند. افزایش مرگ و میر از ۳٪ تا حدود ۲۷٪ متغیر بود و با تعداد افرادی که در نبردهای نزدیک کشته شده بودند، تغییر میکرد. به طور قابل توجهی، تعداد نوزادان زیر یک سال که سالانه در هشت سال پس از پایان درگیریها میمردند، بسیار بیشتر از زمانی بود که نبردها در جریان بود – بیماریهای عفونی عامل اصلی مرگ و میر بودند.
یمن را به عنوان مثالی از چگونگی تأثیر جنگ بر کودکان خردسال و خانوادههایشان در طول زمان در نظر بگیرید. از زمان آغاز جنگ داخلی این کشور در سال ۲۰۱۵، وبا، یک بیماری ناشی از آب آلوده که پزشکان از سال ۱۹۵۴ میدانستند چگونه از آن پیشگیری کنند، آسیبپذیرترین اعضای جمعیت آن کشور، به ویژه کودکان را به دلیل عدم وجود بهداشت مناسب یا دسترسی منطقی به مراقبتهای بهداشتی، ویران کرده است. تا دسامبر ۲۰۱۷، بیش از یک میلیون نفر به این بیماری مبتلا شده بودند که تقریباً نیمی از آنها کودک بودند و بیش از ۲,۰۰۰ نفر نیز جان خود را از دست داده بودند. این رقم را با بیش از ۱۰,۰۰۰ یمنی که تخمین زده میشود تا آن زمان در درگیری مستقیم کشته شده بودند مقایسه کنید تا متوجه شوید که مرگ و میر ناشی از بیماری چقدر در میان تلفات جنگ اهمیت دارد.
تقریباً یک دهه بعد، در واقع، صدها هزار مورد جدید از این بیماری در یمن هر سال و صدها مرگ سالانه وجود دارد که بیش از یک سوم کل موارد در سطح جهان را تشکیل میدهد. هنگامی که «رامی» متوجه شد دخترانش، ۱۰ و ۷ ساله، به وبا مبتلا شدهاند، او موفق شد معادل حدود ۱۵ دلار جمعآوری کند تا به کلینیک برود و خانواده بتوانند مایعات حیاتی و اطلاعاتی برای جلوگیری از موارد بیشتر دریافت کنند. با این حال، بسیاری از خانوادهها مانند او، توانایی پرداخت چنین درمانی را ندارند و بسیاری از آنها مجبور به تأخیر در دریافت مراقبت یا حتی تجربه چیزی غیرقابل تصور میشوند: از دست دادن فرزند.
تصور کنید چه اتفاقی میافتد اگر کسی که دوستش دارید به دلیل تولد در مکانی اشتباه و در زمانی اشتباه در طوفان جنگی که زیرساختهایی را که برای زندگی ما بسیار حیاتی هستند و معمولاً حتی متوجه حضورشان نمیشویم، از بین میبرد، جان خود را از دست بدهد. امیدوارم این تجربهای باشد که نه شما و نه من هرگز نداشته باشیم.
جنگ و آوارگی
با این حال، من هر روز به چنین چیزهایی فکر میکنم، همانطور که شرط میبندم بسیاری از همکارانم که با پروژه «هزینههای جنگ» در ارتباط هستند، نیز همینطور. هنگامی که ما این پروژه را برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ راهاندازی کردیم، پروفسور «کاترین لوتز»، «نتا کرافورد»، و من با متخصصان درگیریهای مسلحانه ملاقات کردیم تا در مورد چگونگی پوشش موضوع پیامدهای بهداشتی جنگ صحبت کنیم. آنها بارها به ما یادآوری کردند که صحبت در مورد جنگ و سلامت بدون درک اینکه چگونه خانوادهها مجبور میشوند خانههای خود را برای یافتن امنیت ترک کنند، چقدر دشوار است.
جای تعجب نیست که پناهندگان و آوارگان داخلی (IDP) به طور منحصر به فردی در برابر بیماری آسیبپذیر هستند. هر کسی که در طول سفر بیمار شده باشد میداند که چالشهای دریافت مراقبت با عدم آگاهی از جامعهای که در آن قرار گرفتهاید، ترکیب میشود. در مورد بیش از ۱۲۲ میلیون پناهنده جنگی یا آواره داخلی امروز، انگ و آزار و اذیت اغلب همراه همیشگی آنها هستند. بر اساس یک فراتحلیل، بیش از یک پنجم زنان پناهنده و آواره داخلی در طول زندگی در محیطهای آوارگی نوعی خشونت جنسی را تجربه کردهاند. مطالعهای بر روی بیش از ۵۰۰ مهاجر و پناهنده در ایتالیا نشان داد که تقریباً نیمی از آنها خشونت فیزیکی، سوءاستفاده جنسی، آزار و اذیت یا تبعیض در محل کار را تجربه کردهاند.
داستانهایی که سیاستمداران افراطی درباره مهاجران میگویند – مثلاً داستان تخیلی دونالد ترامپ درباره هائیتیاییهای سگ و گربهخوار در اسپرینگفیلد، اوهایو – ما را از مشکلات اجتماعی که به نظر میرسد این سیاستمداران تمایلی به حل آنها ندارند، مانند تنهایی و فقر، منحرف میکند. آوارگان فاقد نفوذ سیاسی و قدرت رأیدهی در مکانهایی هستند که میزبان آنها هستند و در مناطق جنگی واقعی، مبارزان به ندرت به پناهگاهها و اردوگاههای تعیین شده برای بقای آنها احترام میگذارند.
برای افرادی که از خانههای خود فرار میکنند، چیزهای اساسی و روزمره نیز در دسترس نیست. تنها ۳۵٪ از پناهندگان در محل زندگی خود آب آشامیدنی تمیز دارند، در حالی که کمتر از یک پنجم آنها به توالت دسترسی دارند. تصور کنید این موضوع چگونه بر تمام چیزهای با ارزشتر در زندگی شما، از جمله گردهمایی با افرادی که به آنها اهمیت میدهید، تأثیر میگذارد، اگر حتی نتوانید مکانی مناسب برای شستن دستها یا مسواک زدن دندانهایتان پیدا کنید!
برای دنبال کردن تامدیسپچ در توییتر و پیوستن به ما در فیسبوک، میتوانید به حسابهای ما مراجعه کنید. همچنین، به جدیدترین کتابهای Dispatch، رمان دیستوپیایی جدید جان ففر با نام Songlands (آخرین قسمت از مجموعه Splinterlands او)، رمان Every Body Has a Story اثر بورلی گولگورسکی، و A Nation Unmade by War اثر تام انگلهارت، و همچنین In the Shadows of the American Century: The Rise and Decline of U.S. Global Power اثر آلفرد مککوی، The Violent American Century: War and Terror Since World War II اثر جان داور، و They Were Soldiers: How the Wounded Return from America’s Wars: The Untold Story اثر آن جونز نگاهی بیندازید.
آندریا مازارینو، نویسنده ثابت تامدیسپچ و از بنیانگذاران پروژه «هزینههای جنگ» در دانشگاه براون است. او سمتهای بالینی، پژوهشی و حمایتی مختلفی را بر عهده داشته است، از جمله در کلینیک سرپایی PTSD وزارت امور کهنهسربازان، با دیدهبان حقوق بشر، و در یک آژانس بهداشت روان محلی. او همکار ویراستار کتاب War and Health: The Medical Consequences of the Wars in Iraq and Afghanistan است.
حق تکثیر ۲۰۲۵ آندریا مازارینو

