
نابودی سلطه دلار دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد
رسانه چینی ناطر
ترجمه مجله جنوب جهانی
رسانههای انگلیسی: کشورهای بیشتری قوانین بازی تحت سلطهٔ آمریکا را زیر سؤال میبرند و به دنبال بازپسگیری استقلال پولی خود هستند
به گزارش «ناظر»، چن سیجیا: «مسئله این نیست که آیا دلار سلطهٔ خود را از دست میدهد یا نه، بلکه مسئله زمان آن است.» روزنامهٔ انگلیسی «گاردین» در مقالهای تحلیلی در تاریخ ۱۶ ژوئیه نوشت: «با از بین رفتن اعتماد جهانی به نظام مالی بینالمللی تحت رهبری ایالات متحده، کشورهای بیشتری به دنبال دور زدن دلار و استفاده از ارزهای ملی خود در تجارت دوجانبه هستند. کشورهای جهان در حال زیر سؤال بردن قوانینی هستند که به نفع آمریکا است و به دنبال بازپسگیری استقلال پولی خود هستند.»
نویسندهٔ این مقاله، کنت محمد، حسابدار مبارزه با فساد و تحلیلگر مسائل حوزهٔ کارائیب است که سابقهٔ مدیرعاملی شرکت ملی فروش نفت ترینیداد و توباگو و مدیر ارشد مالی مایکروسافت در منطقهٔ کارائیب را در کارنامهٔ خود دارد.
محمد در این مقاله اشاره میکند که دلار در طول بیش از ۸۰ سال گذشته، ارز ذخیرهٔ جهانی بوده است. با وجود اینکه حجم بدهیهای دولت آمریکا از مرز ۳۶ تریلیون دلار فراتر رفته، موقعیت ممتاز دلار به آمریکا اجازه میدهد تا به سادگی با چاپ دلار بیشتر، کسری بودجهٔ خود را تأمین کند. این امر باعث ایجاد یک عدم تقارن شده است: شرکای تجاری باید از طریق صادرات یا استقراض، دلار کسب کنند تا بتوانند در فعالیتهای اقتصادی جهانی شرکت کنند، در حالی که آمریکا از مزایای نقدینگی نامحدود برخوردار است.
جوزف استیگلیتز، برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد و استاد دانشگاه کلمبیا، پیشتر هشدار داده بود که این «امتیاز بیش از حد» برای همیشه دوام نخواهد آورد و نظام مالی مبتنی بر دلار در واقع ناعادلانه و ناپایدار شده است. سایر کشورهای جهان عملاً با نرخ بهرهٔ صفر به آمریکا وام میدهند، اما باید فشار تورم ناشی از انتشار دلار را تحمل کنند.
کمکهای نظامی هنگفت آمریکا به اوکراین و اسرائیل، بیش از پیش اعتماد به چشمانداز مالی آمریکا و ارزش دلار را تضعیف کرده است. آمریکا با چاپ پول برای تأمین مالی کمکهای نظامی، اثرات تورمی ناشی از آن را به کشورهای در حال توسعهای که هنوز به دلار وابسته هستند، منتقل میکند. با افزایش تورم و نرخ بهره، سرمایه به آمریکا بازمیگردد تا به دنبال بازدهی بالاتر باشد و مانع رشد اقتصادی کشورهای جنوب جهان میشود.
در این مقاله آمده است که با از بین رفتن اعتماد کشورهای جهان به نظام مالی بینالمللی تحت رهبری آمریکا، کشورهای بیشتری به دنبال بازپسگیری استقلال پولی خود برای ایجاد یک «جهان پولی چندقطبی» هستند.
کشورهای بریکس به عنوان هستهٔ اصلی این جنبش دلارزدایی در نظر گرفته میشوند. حجم اقتصاد کشورهای بریکس بر اساس برابری قدرت خرید، از گروه هفت کشور صنعتی پیشی گرفته است. به عنوان مثال، هند و روسیه در حال حاضر با روپیه و روبل به تجارت نفت میپردازند و چین و برزیل سازوکار تسویه حساب با یوان و رئال برزیل را ایجاد کردهاند.
در آفریقا، به ویژه در منطقهٔ ساحل، چندین کشور خواستار رهایی از فرانک CFA هستند که به یورو وابسته است و در نهایت توسط فرانسه کنترل میشود و به عنوان بقایای استعمار تلقی میشود. رهبران آفریقایی مانند ابراهیم ترائوره، رئیسجمهور انتقالی بورکینافاسو، خواستار احیای سیاستهای حاکمیت پولی و تحقق استقلال اقتصادی آفریقا شدهاند.
جامعهٔ اقتصادی کشورهای غرب آفریقا (ECOWAS) در حال بررسی استفاده از یک ارز مشترک به نام «اکو» است. در این مقاله آمده است که این اقدام میتواند به نمادی از استعمارزدایی آفریقا تبدیل شود و به آفریقا در به چالش کشیدن سلطهٔ پولی آمریکا و اروپا کمک کند.
حتی برخی از متحدان نزدیک اروپایی آمریکا نیز در ماههای اخیر بیاعتمادی خود را به آمریکا نشان دادهاند. روزنامهٔ «فایننشال تایمز» در ۲۳ ژوئن فاش کرد که به دلیل حملات مداوم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به فدرال رزرو و تشدید بیثباتیهای ژئوپلیتیکی، سیاستمداران کشورهای اروپایی مانند آلمان و ایتالیا خواستار بازگرداندن ذخایر طلای خود از آمریکا به کشورهایشان شدهاند.
در مقالهٔ تحلیلی «گاردین» اشاره شده است که تغییر نگرش سیاستمداران اروپایی با غیرقابل پیشبینی بودن دور دوم ریاستجمهوری ترامپ و سیاستهای تعرفهای تهاجمی او مرتبط است و «اعتماد فراآتلانتیکی» بین اروپا و آمریکا در حال از بین رفتن است. اگر کشورهای اروپایی بیشتری شروع به مقابله با «نظام مالی تسلیحشده» آمریکا کنند، این امر میتواند نشاندهندهٔ پایان نظارت آمریکا بر داراییهای پولی اروپا باشد.
در حال حاضر، سهم دلار در ذخایر ارزی جهانی همچنان به ۵۸ درصد میرسد و نزدیک به ۹۰ درصد از مبادلات ارزی با دلار انجام میشود. اثرات شبکهای، بازارهای سرمایهٔ عمیق و نفوذ ژئوپلیتیکی آن همچنان بسیار قوی است. اما در این مقاله آمده است که این سلطه بر پایهٔ اعتماد بنا شده است و این اعتماد به تدریج در حال فروپاشی است و جهان ممکن است به سمت یک «نظام پولی چندقطبی» جدید حرکت کند.
در این مقاله آمده است: «مسئله این نیست که آیا دلار سلطهٔ خود را از دست میدهد یا نه، بلکه مسئله زمان از دست دادن آن است. چالشی که واشنگتن اکنون با آن روبرو است این است که آیا به اصلاحات و مشارکت در نظام مالی ادامه میدهد یا تا زمانی که جهان بدون آن به پیشرفت خود ادامه دهد، به امتیازات منسوخشده پایبند است. کشورهای جهان در حال بازپسگیری حاکمیت پولی خود هستند و شروع به زیر سؤال بردن قوانین بازی میکنند که مدتهاست توسط آمریکا رهبری میشود و به نفع آن است.»
جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، بارها از «تسلیحسازی» دلار توسط آمریکا، استفاده از تحریمهای مالی و موانع تجاری برای حفظ دستور کار ژئوپلیتیکی خود انتقاد کرده است. اما او خاطرنشان میکند که آمریکا نمیتواند برای همیشه از طریق زور بر نظم بینالمللی تسلط داشته باشد. در مقالهٔ تحلیلی «گاردین» نیز آمده است که دلارزدایی تهدیدی برای ثبات جهانی نیست، بلکه یک «تعدیل مجدد» در راستای عدالت و انصاف است.
