ظهیر بن حارث المحروقی
منتشر شده در: عمان ابزرور
ترجمه مجله جنوب جهانی
رخنه اطلاعاتی در ایران – با وجود تواناییهای نظامی و اطلاعاتی قوی ایران – هشداری جدی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس است. امنیت تنها با قدرت نظامی تامین نمیشود، بلکه هوشیاری در برابر خائنان داخلی نیز ضروری است.
حملات اخیر اسرائیل و آمریکا به ایران، بحثها درباره یک واقعیت نگرانکننده را دوباره برانگیخته است: نفوذ موفقیتآمیز موساد به داخل خاک ایران و توانایی این سازمان در انجام عملیات دقیق و مخرب در عمق کشور. ترورهای مهم، بمبگذاریهای هدفمند و به خطر انداختن تاسیسات هستهای، سوالات جدی را درباره نحوه عملکرد آزادانه سازمان اطلاعاتی اسرائیل و علت عدم شناسایی و جلوگیری از این نفوذها توسط سازمانهای امنیتی ایران مطرح میکند.
چهگوارا زمانی گفت: «اگر میخواهید ملتی را آزاد کنید، تفنگ خود را با ده گلوله پر کنید – نه گلوله برای خائنان داخلی و یک گلوله برای دشمن خارجی. اگر خائنان نبودند، دشمن هرگز جرات حمله پیدا نمیکرد.» گفته چهگوارا، معضل ایران را به خوبی نشان میدهد. به نظر میرسد تهران برای هدف قرار دادن آن ۹ گلوله استعاری به سمت داخل، خیلی دیر عمل کرده است. با وجود دستگیریها و حتی اعدامهای متعدد افراد به اتهام همکاری، به نظر میرسد بازیگران اصلی – کسانی که در مناصب با نفوذ قرار دارند – دستنخورده باقی ماندهاند.
محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق ایران، در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۱۳۹۹، فاش کرد که رئیس سازمان ضدجاسوسی ایران، خود جاسوس اسرائیل بوده است. او تاکید کرد که چگونه ماموران موساد موفق شدند کامیونها اسناد حساس را سرقت کنند و این سوال را مطرح کرد که چگونه چنین عملیاتی از ایستهای بازرسی عبور کرده است.
عملیات مورد اشاره، همانطور که یوسی کوهن، رئیس سابق موساد در مصاحبه با کانال ۱۲ اسرائیل تایید کرد، در ژانویه ۲۰۱۸ (دی ۱۳۹۶) رخ داد. فایلهای سرقتشده مربوط به برنامههای هستهای و فضایی ایران بود که بعداً توسط اسرائیل به عنوان یک پیروزی بزرگ اطلاعاتی افشا شد. اما به جای اینکه این افشاگریها، نظام ایران را به یک بازنگری عمیق داخلی وادار کند، با واکنش محدودی روبرو شد. ترور دانشمندان ادامه یافت. انفجارها در سایتهای نظامی رخ داد. گزارشها حاکی از آن است که عوامل اسرائیلی به قلب فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز رسیدهاند.
پس از آخرین حملات هوایی اسرائیل، مقامات ایرانی از دستگیری ۱۸ نفر به اتهام همکاری با موساد در مشهد خبر دادند که متهم به ساخت پهپادهای انتحاری و شناسایی بودند. گزارشها حاکی از آن است که این طرح، حذف مقامات ارشد ایرانی در سطح زمین همزمان با حملات هوایی اسرائیل از بالا بوده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، بعداً اعتراف کرد که «بخش بزرگی از عملیات دشمن از طریق نفوذیها از داخل انجام میشود.»
در حالی که تهران اکنون کارزاری را علیه جاسوسی آغاز کرده است – با گزارش بیش از ۷۰۰ دستگیری در ۱۲ روز – مقیاس گسترده نفوذ، نشاندهنده یک شبکه دیرینه و ریشهدار است. سوال مهم اکنون این است: چرا شهروندان به ابزاری برای سرویسهای اطلاعاتی خارجی تبدیل میشوند؟
رسانههای ایرانی استدلال میکنند که موساد از مشکلات اقتصادی و حاشیهنشینی اجتماعی، به ویژه در میان اقلیتها، سوء استفاده میکند. استفاده از برنامههای رمزگذاریشده و ارزهای دیجیتال به تسهیل انتقال امن اطلاعات کمک میکند. نیروهای جذبشده، که گزارش شده در کشورهایی مانند گرجستان و نپال آموزش میبینند، به ابزارها و دانش لازم برای فعالیت مخفیانه مجهز میشوند. و در حالی که فقر ممکن است انگیزههای برخی را توضیح دهد، واقعیت ناخوشایندتر، حضور همکاران ثروتمند و با نفوذ است – کسانی که خیانتهایشان ناشی از ناامیدی نیست، بلکه ناشی از فرصتطلبی است.
علاقه عمیق اسرائیل به ایران، اصلاً یک راز نیست. بر اساس کتاب رونن برگمن با عنوان «اول برخیز و بکش: تاریخچه پنهان ترورهای هدفمند اسرائیل»، مئیر داگان، رئیس سابق موساد، هنگام تصدی رهبری در سال ۲۰۰۲، تهدید هستهای ایران را در اولویت قرار داد. داگان، این سازمان را حول دو هدف بازسازی کرد: جلوگیری از دستیابی ایران به تواناییهای هستهای و مقابله با جنبشهای مسلح مانند حزبالله و حماس. استراتژی او در سال ۲۰۰۳ شامل ترکیبی از خرابکاری، ترور، جنگ سایبری، حمایت از گروههای مخالف و فشار اقتصادی بود.
این داستان در کتاب برگمن – که در سال ۲۰۱۸، خیلی قبل از حملات اخیر منتشر شد – وجود دارد. این ما را به یک سوال نگرانکننده میرساند: با وجود این همه اطلاعات که از قبل در دسترس عموم بود، چرا ایران آماده نبود؟
این بحث اکنون گسترش یافته و شامل نگرانیهایی در سراسر منطقه شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، آسیبپذیریهای امنیتی خود را زیر سوال میبرند، به ویژه با توجه به گزارشهایی مبنی بر اینکه برخی از شرکتهای آسیایی که در خلیج فارس فعالیت میکنند، با موساد ارتباط دارند. این افشاگریها، که پس از حملات اسرائیل ظاهر شدهاند، زنگ خطر را در مورد نقض احتمالی در بخشهای مختلف، به ویژه با توجه به اینکه بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت به پیمانکاران خارجی متکی هستند، به صدا درآورده است.
رخنه اطلاعاتی در ایران – با وجود تواناییهای نظامی و اطلاعاتی قوی این کشور – هشداری جدی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس است. امنیت تنها با قدرت نظامی تامین نمیشود، بلکه هوشیاری در برابر خائنان داخلی نیز ضروری است. شهروندان کشورهای حاشیه خلیج فارس، نگرانیهای فزایندهای را به صورت آنلاین درباره عناصر «ستون پنجم» که تحت پوشش نیروی کار مهاجر یا مشارکتهای تجاری فعالیت میکنند، ابراز کردهاند. ترس، تنها جاسوسی نیست، بلکه خیانت از سوی کسانی است که از ثروت کشور بهرهمند میشوند در حالی که برای دشمنان آن کار میکنند.
در نهایت، هیچ دشمن خارجی نمیتواند بدون کمک از داخل، چنین آسیبی وارد کند. این فقط دشمن پشت در نیست – بلکه کسی است که از قبل در خانه شما حضور دارد.

