احیای مثلث قدرت: چین، روسیه و هند در معماری نوین نظم جهانی
منتشر شده در رسانه چینی ناظر
ترجمه مجله جنوب جهانی
در سپیدهدم دههای نوین، هنگامی که ساختارهای قدرت جهانی در حال پوستاندازی و تعریف مجدد خویشاند، امواج ژئوپلیتیک در پهنهٔ روابط بینالملل بار دیگر به خروش آمدهاند. در این میان، احتمال احیای سازوکار سهجانبهٔ چین، روسیه و هند، نه صرفاً به مثابه رویدادی دیپلماتیک، بلکه به منزلهٔ نمادی از تحولات ژرف در شالودهٔ نظم جهانی، کانون توجهات را به خود معطوف ساخته است. نکتهٔ حائز اهمیت در این تحولات، آن است که محرک اصلی این بازگشت، نه صرفاً مناقشات منطقهای یا چالشهای امنیتی داخلی، بلکه سیاستهای حمایتی تجاری دولت ترامپ در ایالات متحده قلمداد میشود.
در این راستا، دیدگاههای گوناگونی از سوی تحلیلگران بینالمللی مطرح گردیده که در مقدمهٔ این نوشتار بدان اشاره شد. با این حال، مسئلهٔ اساسی آن است که چگونه این بازگشت به الگوی همکاری سهجانبه، در چارچوب نظم جهانی کنونی، میتواند نقشی متعادلکننده و حتی دگرگونساز ایفا نماید. در همین راستا، شایسته است به دیدگاههای محمد مراد، مورخ پاکستانی و دانشجوی دکترای علوم سیاسی در دانشگاه بُن، که در مقالهای تحلیلی به بررسی این موضوع پرداخته، توجه نمود. وی با عنایت به تحولات اخیر در عرصهٔ روابط بینالملل و تغییرات در سیاستهای اقتصادی ایالات متحده، به این نتیجه رسیده است که سیاستهای تجاری ترامپ، چه بسا بهطور غیرمستقیم، بسترساز احیای سازوکار چین، روسیه و هند شده است.
مهمترین پیشزمینهٔ این بازگشت، روابط چین و هند است که در سالهای اخیر با بحرانهای متعددی، از جمله درگیریهای مرزی، دست به گریبان بوده است. با این وجود، در سالهای اخیر، بهویژه پس از دیدار وزیر دفاع هند از چین و همچنین سفر وزیر امور خارجهٔ هند به پکن، نشانههایی از عادیسازی روابط میان دو کشور مشاهده شده است. این تحول، زمینهٔ لازم برای از سرگیری گفتگوهای سهجانبه را فراهم آورده است. روسیه نیز که در شرایط تحریمهای غرب و جنگ اوکراین در موقعیتی دشوار قرار دارد، در پی ایجاد روابطی چندجانبهتر و غنیتر با کشورهای آسیایی است. بنابراین، تمایل روسیه به احیای این سازوکار، نه تنها ناشی از عوامل داخلی، بلکه معلول تلاشهای استراتژیک برای مقابله با فشارهای غرب است.
در این میان، نقش ایالات متحده و بهویژه سیاستهای تجاری ترامپ، نقشی کلیدی را ایفا میکند. ترامپ با رجعت به سیاستهای حمایتی تجاری، نه تنها روابط اقتصادی ایالات متحده با سایر کشورها را متشنج ساخته، بلکه بهطور غیرمستقیم، کشورهایی نظیر چین و هند را به سوی یکدیگر سوق داده است. در حالی که ایالات متحده میکوشد با تهدید تحریمهای ثانویه، سایر کشورها را وادار به قطع روابط تجاری با روسیه نماید، این سیاست میتواند در بلندمدت، به ایجاد واکنشی معکوس و تقویت روابط بین چین، روسیه و هند منجر شود. همین امر، نگرانیهای روسیه را نسبت به جذب هند به سمت غرب افزایش داده و سبب شده است که مسکو، سازوکار سهجانبه را به عنوان ابزاری برای حفظ تعادل و جلوگیری از انحصار غرب به کار گیرد.
از سوی دیگر، هند نیز در معرض فشارهای بینالمللی قرار دارد. ناتو با اعلام اینکه در صورت عدم اعمال فشار از سوی هند و دیگر کشورها بر روسیه برای پایان دادن به جنگ اوکراین، احتمال اعمال تحریمهای ثانویه وجود دارد، بهطور مستقیم به هند هشدار داده است. با این حال، مقامات هندی با انتقاد از رویکرد دوگانهٔ غرب، بهویژه در زمینهٔ خرید انرژی از روسیه، نشان دادهاند که آمادگی تسلیم در برابر فشارهای غرب را ندارند. این موضعگیری، بیانگر آن است که هند در حال جستجوی فضایی مستقلتر در سیاست خارجی خویش است و سازوکار چین، روسیه و هند میتواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای تحقق این هدف مورد استفاده قرار گیرد.
در همین راستا، شایسته است به نقش نهادهای بینالمللی نظیر بریکس و سازمان شانگهای نیز اشاره نمود. این سازمانها که هر سه کشور چین، روسیه و هند عضو آنها هستند، به عنوان پایگاههایی برای مقابله با نفوذ غرب و تقویت جهان چندقطبی شناخته میشوند. احیای سازوکار سهجانبه، میتواند این سازمانها را به سوی همکاریهای عملیتر و هماهنگتر سوق دهد و نقشی متعادلکننده در منطقهٔ آسیا و فراتر از آن ایفا نماید.
در نهایت، میبایست تأکید کرد که احیای سازوکار چین، روسیه و هند، نه صرفاً یک حرکت دیپلماتیک، بلکه نشانهای از تحولات عمیق در معماری نظم جهانی است. در حالی که ایالات متحده با سیاستهای حمایتی و تحریمهای خود، در پی تقویت نفوذ خویش است، کشورهای آسیایی در حال جستجوی فضایی مستقلتر و متعادلسازتر هستند. در این میان، نقش روسیه به عنوان پلی میان چین و هند، و نقش هر دو کشور آسیایی در مقابله با فشارهای غرب، بسیار حائز اهمیت است. این سازوکار میتواند نه تنها به کاهش تنشهای منطقهای کمک کند، بلکه به عنوان پایهای برای ایجاد جهان چندقطبی و غیرمتمرکز نیز عمل نماید.
بنابراین، احیای سازوکار چین، روسیه و هند، نه تنها معلول تحولات منطقهای و بینالمللی، بلکه پاسخی به سیاستهای تجاری و امنیتی ایالات متحده است. در این میان، ترامپ با سیاستهای حمایتی خود، ناخواسته زمینهساز تقویت همکاریهای آسیایی شده است. این در حالی است که هند، چین و روسیه، هر سه در مسیر جستجوی فضایی مستقلتر و متعادلسازتر در منطقه، گامهای اولیه را برای بازگشت به این سازوکار برداشتهاند. این تحولات، نشاندهندهٔ آغاز دورانی نوین در سیاست بینالمللی است که در آن، قدرتهای آسیایی نقشی پررنگتر در تعیین سرنوشت جهانی ایفا خواهند کرد.
