مقدمه مترجم

انتشار مقاله جواد ظریف در روزنامه گاردین پیرامون ایجاد شبکه همکاری هسته‌ای منطقه‌ای به نام «مناره»، حاوی پیام‌های چندلایه و معناداری است که نشان‌دهنده تحولات عمیق در رویکرد سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود. این اقدام در درجه نخست نشانگر آن است که جمهوری اسلامی ایران پروژه ساختن بمب اتمی را کاملاً به خاک سپرده و از مسیر نظامی‌سازی هسته‌ای کناره‌گیری کرده است.

از سوی دیگر، این نوشته نمایانگر وضعیت بن‌بست و گیجی راهبردی حکومت ایران است که در قبال آمریکا و اسرائیل هیچ برنامه مشخص و منسجمی در دست ندارد. اگرچه ایران قطعاً خواستار ادامه تنش‌ها و درگیری با قدرت‌های غربی نیست، اما در عین حال برای تقویت موضع دفاعی خود نیاز به مهلت و آمادگی بیشتری احساس می‌کند. این در حالی است که واشنگتن و تل‌آویو نیز هیچ تمایلی به سازش و توافق با تهران نشان نمی‌دهند، امری که ایران را در وضعیت معلقی قرار داده است.

نکته حائز اهمیت این است که انتشار چنین مطلبی توسط ظریف بدون کسب مجوز و موافقت رهبری نظام امکان‌پذیر نبوده و این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در حال اجرای سیاست چماق و هویج با غرب است. از یک سو تلاش می‌کند دفاع‌های خود را مستحکم‌تر سازد و از سوی دیگر به دلیل نبود استراتژی مشخص، سعی دارد شخصیت‌های شناخته‌شده‌ای همچون ظریف را که به گرایش به غرب و سازش‌طلبی معروف‌اند، به مثابه سلاحی غیررسمی وارد عرصه سیاست کند.

البته باید در نظر داشت که ظریف و هم‌فکرانش پس از تجربه تلخ برجام و مکانیزم ماشه، در داخل کشور از محبوبیت چندانی برخوردار نیستند و در وضعیت نامطلوب سیاسی قرار گرفته‌اند. با این وجود، الیگارش‌های حاکم بر نظام ایران به این امید از ظریف حمایت می‌کنند که بتوانند از طریق مذاکره، سازش و حتی تسلیم کامل، به توافقی دست یابند که بقای جمهوری اسلامی را تضمین کند.

انتشار این مطلب در گاردین همچنین نشان‌دهنده بی‌برنامگی کامل ایران است، زیرا پافشاری بر پروژه‌ای همچون «مناره» با در نظر گیری طیف گسترده کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و مواضع متضاد آن‌ها، عملاً غیرممکن به نظر می‌رسد. این پیشنهاد صرفاً برای جلب نظر کشورهای منطقه و جهان به صلح‌دوستی ظاهری ایران طراحی شده است، در حالی که در شرایط فعلی هیچ تأثیر عملی نخواهد داشت. این طرحی است که از ابتدا محکوم به شکست بوده و ایران نیز کاملاً از این موضوع آگاه است.


متن پیرامون همکاری هسته‌ای در خاورمیانه: بارقه‌ای در دل تاریکی

جواد ظریف و محسن بهاروند
ترجمه مجله جنوب جهانی

در این دوران آکنده از کینه، بیم و جنگ، همچنان کورسویی از امید برای همکاری صلح‌آمیز هسته‌ای در پهنه خاورمیانه وجود دارد.

یک دهه پیش، در پی حصول توافق هسته‌ای ایران، در مقاله‌ای در گاردین، بر ضرورت مبرم خلع سلاح هسته‌ای جهانی – با آغاز از ایجاد منطقه‌ای عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه – تاکید نمودم. اکنون، پس از گذشت یک دهه و در حالی که منطقه ما در آستانه فاجعه‌ای هولناک قرار گرفته است، این درخواست نه تنها شرافتمندانه، بلکه حیاتی و اجتناب‌ناپذیر است.

این پیشنهاد، ابداعی نوظهور از سوی ایران نبود. در سال ۱۳۵۳، ایران پیش‌نویس ایجاد منطقه‌ای عاری از سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه را در سازمان ملل متحد مطرح نمود، و دیری نپایید که مصر نیز به این ابتکار پیوست. این پیشنهاد با اکثریت قاطع آرا در مجمع عمومی به تصویب رسید. پس از استفاده رژیم بعث عراق از سلاح‌های شیمیایی در طول جنگ تحمیلی علیه ایران، این ابتکار در سال ۱۳۶۹ گسترش یافت تا تمامی سلاح‌های کشتار جمعی را در بر گیرد. با این حال، برای نیم قرن، پیشرفت در این مسیر توسط اسرائیل و حامی اصلی آن، ایالات متحده آمریکا، متوقف شده است.

این انسداد و فلج، امری تصادفی و اتفاقی نیست. علی‌رغم حمایت سالانه قاطع در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تعهدات مکرر در معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، خاورمیانه همچنان یکی از معدود مناطق روی زمین است که فاقد چارچوبی برای عاری‌سازی از سلاح‌های هسته‌ای است. بیش از یکصد کشور غیرمتعهد در کنفرانس بازنگری و تمدید NPT در سال ۱۳۷۴، پیشرفت به سوی ایجاد چنین منطقه‌ای را شرط تمدید نامحدود معاهده قرار دادند. با این وجود، پس از گذشت سی سال، تغییرات اندکی در این زمینه حاصل شده است.

در واقع، وضعیت وخیم‌تر نیز شده است و این امر نشان می‌دهد که در حالی که داشتن سلاح‌های هسته‌ای معمولاً به ماجراجویی‌های بی‌محابا دامن می‌زند، چنین سلاح‌هایی به هیچ وجه موفقیت را تضمین نمی‌کنند و مصونیت یا ایمنی را برای شهروندان به ارمغان نمی‌آورند. اقدام نظامی غیرقانونی اخیر توسط اسرائیلِ مجهز به سلاح هسته‌ای – که خود طرف معاهده NPT نیست – علیه تأسیسات هسته‌ای ایران که تحت نظارت بین‌المللی قرار دارند، منطقه ما را به طرز خطرناکی به لبه پرتگاه نزدیک کرد. عدم موفقیت اسرائیل در دستیابی به اهداف ناموجه خود، و ناتوانی ایالات متحده در به زانو درآوردن ایران، می‌تواند و همچنان این پتانسیل را دارد که این منطقه و به تبع آن، کل جهان را در یک جنگ دائمی غرق سازد.

دیگر بس است. ما باید آینده امنیت منطقه خود را در دست گیریم. زمان آن فرا رسیده است که خاورمیانه و شمال آفریقا از لفاظی‌های توخالی فراتر رفته و به سوی همکاری منطقه‌ای واقعی – بر اساس احترام متقابل و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای – گام بردارند. به همین دلیل است که ما ایجاد «شبکه خاورمیانه برای تحقیقات و پیشرفت اتمی»، یا به اختصار «مناره» را پیشنهاد می‌دهیم، که به طرز شایسته‌ای در زبان عربی به معنای «فانوس دریایی» است.

«مناره» نهادی منطقه‌ای خواهد بود که برای تسهیل همکاری صلح‌آمیز هسته‌ای بین اعضای خود طراحی شده است. برای پیوستن به این نهاد، که برای تمامی کشورهای واجد شرایط در خاورمیانه و شمال آفریقا باز است، کشورها باید توسعه یا استقرار سلاح‌های هسته‌ای را رد کرده و به راستی‌آزمایی متقابل انطباق خود متعهد شوند. در مقابل، «مناره» به آنها کمک خواهد کرد تا از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، از جمله تولید انرژی، پزشکی، کشاورزی و تحقیقات علمی بهره‌مند شوند.

چنین نهادی، جایگزینی برای خلع سلاح نیست – بلکه گامی اساسی به سوی آن است. همکاری هسته‌ای منطقه‌ای، با ضمانت‌های قوی و نظارت متقابل، می‌تواند عدم اشاعه را تقویت کرده و امنیت انرژی را بدون فعال کردن نظامی‌سازی، ارتقا بخشد.

مدت‌هاست که استدلال می‌شود پیشرفت در خلع سلاح منطقه‌ای باید منتظر خلع سلاح اسرائیل باشد. اما رژیمی که با ارتکاب جنایات بین‌المللی نظیر آپارتاید، نسل‌کشی و اخیراً گرسنگی دسته‌جمعی، هیچ احترامی به مشروعیت بین‌المللی نشان نداده است، به سختی تحت تأثیر این فشار منفی قرار خواهد گرفت – یقیناً برای بیش از پنجاه سال این‌گونه نبوده است. و زرادخانه هسته‌ای خطرناک آن همواره بزرگترین تهدید برای عدم اشاعه بین‌المللی و صلح و ثبات منطقه‌ای و جهانی بوده و خواهد بود. گروگان گرفتن صدها میلیون نفر در برابر زرادخانه هسته‌ای و معافیت سیاسی یک رژیم، نسخه‌ای برای بی‌ثباتی دائمی است. ما باید راه جدیدی را بیابیم.

«مناره» همچنین به بازتعریف بحث هسته‌ای در منطقه کمک خواهد کرد. مدت‌هاست که مسائل هسته‌ای صرفاً از منظر خطر و تهدید مطرح شده‌اند. اما علم هسته‌ای نیز راه‌حل‌هایی ارائه می‌دهد – برای بحران آب و هوا، کمبود آب، امنیت غذایی و تنوع انرژی. با کاهش ذخایر نفت و گاز، انرژی هسته‌ای برای رشد و پایداری منطقه‌ای حیاتی خواهد بود. «مناره» می‌تواند این آینده را به یک واقعیت مشترک و امن تبدیل کند.

نحوه عملکرد آن به این صورت است: «مناره» تحقیق، آموزش و توسعه را در سراسر کشورهای عضو هماهنگ می‌کند. این شبکه از سرمایه‌گذاری‌های مشترک در زمینه‌های مختلف از غنی‌سازی اورانیوم و مدیریت پسماند گرفته تا همجوشی هسته‌ای و پزشکی پشتیبانی می‌کند. اعضا امکانات را به اشتراک می‌گذارند، تخصص را جمع‌آوری می‌کنند و از طریق یک هیئت نظارتی مشترک، شفافیت را تضمین می‌کنند. مشارکت‌ها متناسب با ظرفیت هر کشور خواهد بود، اما هر عضو از آن بهره‌مند خواهد شد.

دفتر مرکزی این شبکه در یکی از کشورهای شرکت‌کننده خواهد بود و دفاتر شعبه و احتمالاً تأسیسات غنی‌سازی مشترک در کشورهای دیگر مستقر خواهند شد. نظارت توسط هیئت مدیره‌ای متشکل از نمایندگان ملی انجام می‌شود و از ناظران بین‌المللی از سازمان ملل، شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای شرکت دعوت به عمل خواهد آمد. نکته حائز اهمیت این است که «مناره» شامل ضمانت‌های متقابل قوی برای جلوگیری از انحراف مواد برای استفاده نظامی خواهد بود.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، ما در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به یک شناخت جمعی از تصویر وحشتناک آینده خود دست یافته‌ایم، مگر اینکه این لحظه را غنیمت شماریم. ما می‌دانیم که بی‌اعتمادی در منطقه ما عمیق است. ایران شکایات خود را دارد و دیگران نیز همینطور. اما تاریخ نباید سرنوشت ما را تعیین کند.

ما از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا می‌خواهیم که «مناره» را تأیید کرده و مذاکرات رسمی در مورد ساختار، مأموریت و معیارهای عضویت آن را آغاز کنند. یک اجلاس منطقه‌ای – تحت نظارت سازمان ملل و با حمایت قدرت‌های جهانی – می‌تواند پایه‌گذار آن باشد. چنین اقدامی نه تنها خطر درگیری هسته‌ای را کاهش می‌دهد، بلکه مدلی برای همکاری در دنیای متلاشی شده ارائه می‌دهد.

وضعیت موجود ناپایدار است. کابوس تشدید تنش و پتانسیل ذاتی آن برای ایجاد اشاعه، دیگر فرضی نیست. به طرز خطرناکی به واقعیت نزدیک شده است. اما هنوز هم فرصت برای انتخاب مسیری متفاوت وجود دارد.

«مناره» می‌تواند چراغی باشد که ما را به سوی آینده‌ای هدایت می‌کند که در آن خاورمیانه دیگر میدان جنگ برای لبه پرتگاه هسته‌ای نباشد، بلکه پیشرو در صلح، پیشرفت و انرژی مسئولانه باشد. زمان عمل فرا رسیده است.

جواد ظریف، دانشیار مطالعات جهانی در دانشگاه تهران و وزیر امور خارجه و مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران (۱۳۹۲-۱۴۰۰).

محسن بهاروند، معاون وزیر امور خارجه و سفیر ایران در انگلیس.