پاکسازی قومی صرب‌ها با حمایت آمریکا؛ دیپلمات ارشد آمریکا به طور مخفیانه به رهبر کرواسی چه گفت؟ – کیت‌ کلارنبرگ – گری‌زون

ترجمه مجله جنوب جهانی

طبق اسناد تازه کشف شده‌ای که طرح‌ریزی یک عملیات نظامی را برملا می‌کنند، پاکسازی قومی صدها هزار صرب توسط رهبر کرواسی که مورد حمایت آمریکا بود، یک اقدام از پیش برنامه‌ریزی شده بود. پس از فروکش کردن خونریزی‌ها، ریچارد هولبروک، دیپلمات ارشد آمریکایی، به او اطمینان داد: «ما به طور عمومی… ابراز نگرانی کردیم، اما در خلوت، تو می‌دانستی که ما چه می‌خواستیم.»

۴ اوت ۲۰۲۵، سی‌امین سالگرد عملیات طوفان (Operation Storm) است. این عملیات نظامی که در خارج از یوگسلاوی سابق کمتر شناخته شده، یک فاجعه نسل‌کشی به بار آورد که منجر به اخراج اجباری تمام جمعیت صرب کرواسی شد. کارل بیلدت، سیاستمدار سوئدی، این عملیات را «کارآمدترین پاکسازی قومی که در بالکان دیده‌ایم» نامید. در این عملیات، نیروهای کروات مناطق تحت حفاظت سازمان ملل در جمهوری خودخوانده صرب‌نشین کراینا را اشغال کردند، به غارت، آتش‌سوزی، تجاوز و قتل در سراسر استان پرداختند. حدود ۳۵۰,۰۰۰ نفر از مردم محلی، که بسیاری از آنها پیاده فرار کردند، هرگز بازنگشتند. در همین حال، هزاران نفر نیز به سرعت اعدام شدند.

هم‌زمان با وقوع این صحنه‌های وحشتناک، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل که مسئول حفاظت از کراینا بودند، بدون هیچ مداخله‌ای نظاره‌گر بودند. از سوی دیگر، مقامات آمریکایی با شدت هرگونه ارتباط میان این کشتارهای فجیع و آواره‌سازی‌های گسترده با پاکسازی قومی یا حتی جنایات جنگی را انکار می‌کردند.

دولت‌های عضو ناتو بیشتر به «پیچیدگی» تاکتیک‌های نظامی زاگرب علاقه‌مند بودند. یک سرهنگ بریتانیایی که ریاست هیئت ناظران سازمان ملل در منطقه را بر عهده داشت، با ستایش گفت: «هر کسی که آن طرح حمله را نوشته، می‌توانست به هر کالج ستادی ناتو در آمریکای شمالی یا اروپای غربی برود و نمره عالی بگیرد.»

اسناد کمتر دیده شده‌ای که توسط گری‌زون The Grayzone بررسی شده‌اند، توضیح می‌دهند که چرا نیروهای کروات چنین نمره بالایی گرفتند: عملیات طوفان از همه لحاظ یک حمله ناتو بود که توسط سربازانی انجام شد که توسط آمریکا تجهیز و آموزش دیده بودند و به طور مستقیم با دیگر قدرت‌های غربی هماهنگ شده بود. واشنگتن، با وجود حمایت علنی از صلح از طریق مذاکره، در خفا زاگرب را تشویق کرد تا با حداکثر خشونت عمل کند، حتی در شرایطی که نیروهای نیابتی ملی‌گرای افراطی کروات نقشه می‌کشیدند تا با چنان شدتی حمله کنند که تمام جمعیت صرب کشور «عملاً ناپدید شوند.»

در بحبوحه مذاکرات برای یک توافق سیاسی در ژنو، مقامات بلندپایه کروات به طور خصوصی در مورد روش‌هایی برای توجیه جنگ برق‌آسای از پیش، از جمله حملات با پرچم دروغین (false flag)، گفتگو می‌کردند. رهبران کرواسی که از حمایت مستمر حامیان غربی خود در طول این خونریزی‌ها مطمئن بودند، به خود می‌بالیدند که تنها کافی است طرح‌هایشان را از پیش به حامیان ناتو اطلاع دهند. پس از فروکش کردن اوضاع و پاکسازی کامل جمعیت صرب کرواسی، مقامات کروات در جلسات محرمانه با مقامات آمریکایی به جشن «پیروزی» خود پرداختند.

ریچارد هولبروک، دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی که در آن زمان به عنوان دستیار وزیر امور خارجه در دولت بیل کلینتون خدمت می‌کرد، به رئیس‌جمهور کرواسی گفت در حالی که آمریکا «به طور عمومی… ابراز نگرانی کرد»، «در خفا، تو می‌دانستی که ما چه می‌خواستیم.» همانطور که یکی از دستیاران هولبروک در یادداشتی نوشت که بعدها توسط این دیپلمات بازنشر شد، نیروهای کروات به عنوان «سگ‌های نگهبان» واشنگتن «استخدام» شده بودند تا یوگسلاوی را از بین ببرند.

پس از اخراج جمعیت صرب از این کشور تازه‌تأسیس، روی رژیم جدید کرواسی حساب میشد که نفوذ آمریکا را نه تنها بر بالکان، بلکه بر سراسر اروپا گسترش خواهد داد. تنش‌های قومی که توسط ناتو در منطقه دامن زده شد، همچنان باقی است و از آن برای توجیه اشغالگری‌های دائمی استفاده می‌شود.

یوگسلاوی سابق همچنان زخم‌های عمیق عملیات طوفان را بر پیکر خود دارد. اما از دیدگاه ناتو، این عملیات نظامی یک الگو برای درگیری‌های نیابتی و حملات نظامی بعدی فراهم کرد. واشنگتن این استراتژی را، یعنی مسلح کردن جنگجویان افراطی خارجی به عنوان نیروهای ضربتی، در میدان‌های مختلفی از سوریه تا اوکراین تکرار کرده است.

فاشیست‌های مورد حمایت غرب به دنبال کرواسی «خالص از نظر قومی»

در طول دهه ۱۹۸۰، قدرت‌های غربی، به‌ویژه بریتانیا، آلمان و آمریکا، به طور پنهانی از رشد ناسیونالیسم در یوگسلاوی حمایت کردند، به این امید که تجزیه این فدراسیون چندقومیتی را تشویق کنند. فرانجو توجمان(توچمان)، نیروی نیابتی انتخابی آن‌ها در کرواسی، یک ملی‌گرای افراطی، منکر آشکار هولوکاست، بنیادگرای کاتولیک و از اعضای گروه‌های افراطی تجزیه‌طلب بود. این جناح‌ها در اوایل دهه ۱۹۷۰ به موجی از حملات تروریستی دست زدند، هواپیماها را ربودند و منفجر کردند، به مراکز دیپلماتیک یوگسلاوی در خارج حمله کردند و در سال ۱۹۷۱ ولادیمیر رولوویچ، سفیر بلگراد در سوئد را ترور کردند.

پس از افزایش خشونت‌های جدایی‌طلبانه کروات‌ها در یوگسلاوی، توجمان به همراه متحد نزدیکش، استپیان مسیچ، به دلیل دیدگاه‌های ملی‌گرای افراطی خود در مارس ۱۹۷۲ زندانی شدند. ۱۸ سال بعد، زمانی که زاگرب اولین انتخابات چندحزبی خود را از زمان جنگ جهانی دوم برگزار کرد، اتحادیه دموکراتیک کرواسی (HDZ) به رهبری این دو، بیشترین آرا و اکثریت کرسی‌های پارلمان را به دست آورد. در این فرآیند، توجمان رئیس‌جمهور و مسیچ نخست‌وزیر شدند. با افزایش ملی‌گرایی کروات‌ها، صرب‌ها به طور گسترده از نهادهای دولتی پاکسازی شدند.

توجمان در تبلیغات انتخاباتی خود با اشتیاق از «دولت مستقل کرواسی» تجلیل کرد، که یک نهاد دست‌نشانده ایجاد شده توسط نازی‌ها بود و از آوریل ۱۹۴۱ تا مه ۱۹۴۵ به شکلی وحشیانه توسط همکاران محلی اداره می‌شد. او این ساختار فاشیستی را به عنوان «بیانگر آرزوهای تاریخی مردم کرواسی» توصیف کرد. در جایی دیگر، او آشکارا اظهار داشت: «خدا را شکر که همسر من نه صرب است و نه یهودی.»

این اظهارات بازتاب‌دهنده یک استراتژی شوم بود که توجمان در فوریه ۱۹۹۰ در یک نشست عمومی در کلیولند، اوهایو، برای زمانی که HDZ به قدرت می‌رسید، بیان کرد:

> «هدف اصلی [ما]… جدا کردن کرواسی از یوگسلاوی است. اگر به قدرت برسیم، در ۴۸ ساعت اول، در حالی که هنوز سرخوشی وجود دارد، ضروری است که با همه کسانی که مخالف کرواسی هستند، تسویه حساب کنیم.»

او ادامه داد: «لیست چنین افرادی از قبل تهیه شده است. صرب‌های کرواسی باید شهروند کرواسی اعلام شوند و به آنها کروات ارتدوکس گفته شود. نام ‹صرب ارتدوکس› ممنوع خواهد شد. کلیسای ارتدوکس صربستان منحل خواهد شد… و برای کسانی که به صربستان نمی‌روند، کرواتی اعلام می‌شود.»

بسیاری از هواداران توجمان، اوستاشه (Ustase) را می‌ستودند؛ فاشیست‌های تندرویی که «دولت مستقل کرواسی» را در طول جنگ جهانی دوم اداره می‌کردند. جنایات آن‌ها شامل اعدام صدها زن و سالخورده با روش‌هایی مانند گردن زدن و غرق کردن بود. در همین حال، اوستاشه شبکه‌ای از اردوگاه‌های مرگ را در یوگسلاوی تحت اشغال محور اداره می‌کرد که واحدهای ویژه‌ای برای کودکان داشت. بی‌رحمی بی‌امان آن‌ها نسبت به یهودیان، کولی‌ها و صرب‌ها حتی حامیان نازی‌شان را هم منزجر می‌کرد. صدها هزار نفر توسط اوستاشه به قتل رسیدند، که برادر و پدر گویگو شوشاک، وزیر دفاع توجمان، از افسران آن بودند.

این وقایع هولناک برای ساکنان منطقه تاریخی صرب‌نشین کراینا، که پس از جنگ جهانی دوم به جمهوری سوسیالیستی کرواسی واگذار شده بود، بسیار تأثیرگذار بود. HDZ از تبعیدیان اوستاشه در کشورهای غربی کمک مالی دریافت می‌کرد و بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت، میدان نمادین میدان قربانیان فاشیسم زاگرب را به میدان نجیب‌زادگان کروات تغییر نام داد، در حالی که واحدهای شبه‌نظامی کروات با افتخار شعارها و نمادهای اوستاشه را ترویج می‌کردند. با آشکارا دامن زدن دولت توجمان به نفرت قومی، صرب‌های این کشور نوپا برای جنگ داخلی آماده شدند.

پس از شروع درگیری‌های بین قومی در کرواسی در مارس ۱۹۹۱، واحدهای ارتش خلق یوگسلاوی برای حفاظت از کراینا مستقر شدند، جایی که ساکنان آن اعلام کردند که یک جمهوری صرب خودمختار تا زمان میانجیگری یک توافق صلح بین‌المللی تأسیس می‌کنند. بوریسلاو یوویچ، رئیس‌جمهور وقت یوگسلاوی، پیش از مرگش شهادت داد که هدف «حفاظت از قلمروهای صرب‌ها بود، تا زمانی که یک راه‌حل سیاسی یافت شود.»

توطئه مخفیانه کروات‌ها برای «ناپدید کردن» صرب‌ها

در اوت ۱۹۹۵، به نظر می‌رسید که آن «راه‌حل سیاسی» در آستانه تحقق است. یک گروه تماس ویژه سازمان ملل در حال برگزاری مذاکرات صلح در ژنو بین مقامات کراینا و زاگرب بود. طرحی با نام زاگرب ۴ یا Z-4 که توسط اتحادیه اروپا، روسیه و آمریکا تهیه شده بود، برای پایان دادن به درگیری‌های کرواسی در نظر گرفته شده بود. پیتر گالبریت، سفیر واشنگتن در زاگرب، نقش کلیدی در مذاکره با رهبران صرب کراینا داشت.

Z-4 که در ۳ اوت ۱۹۹۵ پذیرفته شد، پیش‌بینی می‌کرد که مناطق با اکثریت صرب در کرواسی، با درجه‌ای از خودمختاری، بخشی از کشور باقی بمانند. در همان روز، گالبریت در تلویزیون محلی تأیید کرد که «بازگرداندن مناطق تحت کنترل صرب‌ها در کرواسی» مورد توافق قرار گرفته است. در همین حال، میانجی‌گران آمریکایی در ژنو اعلام کردند که به دلیل امتیازات مهمی که صرب‌ها داده‌اند، «هیچ دلیلی برای کرواسی برای راه اندازی جنگ وجود ندارد.» بالاخره زمینه برای یک صلح از طریق مذاکره فراهم شده بود.

مقامات صرب کراینا با خوش‌بینی اعلام کردند که از واشنگتن اطمینان دریافت کرده‌اند که اگر آنها به شرایط Z-4 عمل کنند، از اقدام نظامی کرواسی علیه کراینا جلوگیری خواهد کرد. با این حال، پیش از پایان آن روز، مقامات کروات Z-4 را رد کردند و از مذاکرات خارج شدند. عملیات طوفان صبح روز بعد آغاز شد.

اکنون، اسناد بررسی شده توسط The Grayzone نشان می‌دهند که توجمان هرگز قصد دستیابی به صلح در این کنفرانس را نداشته است.

در عوض، این اسناد نشان می‌دهند که مشارکت کرواسی در ژنو یک حیله بود که به منظور ایجاد این توهم طراحی شده بود که زاگرب به دنبال یک توافق دیپلماتیک است، در حالی که به طور مخفیانه طرح‌هایی برای «کاملاً [نابود کردن] دشمن» می‌ریخت. این توطئه در صورت‌جلسه یک جلسه در ۳۱ ژوئیه ۱۹۹۵ بین توجمان و فرماندهان ارشد نظامی‌اش در کاخ ریاست‌جمهوری در جزایر بریونی فاش شد. در طول گفتگو، توجمان به حاضران گفت: «ما باید چنان ضرباتی وارد کنیم که صرب‌ها عملاً ناپدید شوند.»

«من به ژنو می‌روم تا این را پنهان کنم و صحبت نکنم… می‌خواهم آنچه را که برای روز بعد آماده می‌کنیم، پنهان کنم. و می‌توانیم هر استدلالی در دنیا را مبنی بر اینکه ما نمی‌خواستیم صحبت کنیم، رد کنیم.»

چنین اظهاراتی، که شواهد روشن و بی‌ابهامی از قصد نسل‌کشی هستند، تنها به رئیس‌جمهور محدود نمی‌شد. اجتناب‌ناپذیری پاکسازی قومی توسط آنته گوتووینا، یک ژنرال ارشد که پس از فرار در اوایل دهه ۱۹۷۰ برای رهبری عملیات طوفان به یوگسلاوی بازگشته بود، نیز تأیید شد. گوتووینا گفت یک حمله قاطع و پایدار به کراینا به این معنی خواهد بود که پس از آن، «غیرنظامیان زیادی وجود نخواهند داشت، فقط کسانی که باید بمانند، کسانی که امکان رفتن ندارند.» این فرمانده سابق لژیون خارجی فرانسه، که زمانی به عنوان محافظ ژان-ماری لوپن، راست افراطی فرانسه، کار می‌کرد و به عنوان شکست‌دهنده اعتصابات کارگران اتحادیه CGT فعالیت می‌کرد، بعدها در دادگاه بین‌المللی تحت سلطه غرب از اتهامات مربوط به نقش اصلی‌اش در عملیات طوفان تبرئه شد.

برای صرب‌هایی که اکنون در یک منطقه قومی خصمانه به دام افتاده بودند، توجمان یک کمپین تبلیغاتی گسترده را پیشنهاد کرد که آنها را با اطلاعیه‌هایی هدف قرار می‌داد که «پیروزی ارتش کرواسی با حمایت جامعه بین‌المللی» را اعلام می‌کرد و از صرب‌ها می‌خواست که فرار نکنند – که ظاهراً تلاشی بود تا یک چهره فراگیر به طرح خود برای آواره کردن اجباری جمعیت غیرنظامی ببخشد. «این به معنای دادن راهی برای خروج به آنهاست، در حالی که وانمود می‌کنیم [تأکید اضافه شده] حقوق مدنی را تضمین می‌کنیم… از رادیو و تلویزیون و همچنین از اطلاعیه‌ها استفاده کنید.»

ژنرال‌ها در مورد تلاش‌های تبلیغاتی دیگر برای توجیه حمله قریب‌الوقوع، از جمله حملات با پرچم دروغین، بحث کردند. توجمان گفت با توجه به اینکه «هر عملیات نظامی باید توجیه سیاسی خود را داشته باشد»، صرب‌ها «باید به ما یک بهانه بدهند و ما را تحریک کنند» قبل از شروع حمله. یکی از مقامات پیشنهاد داد: «ما آنها را متهم می‌کنیم که یک حمله خرابکارانه علیه ما انجام داده‌اند… به همین دلیل مجبور شدیم مداخله کنیم.» یک ژنرال دیگر پیشنهاد داد «یک انفجار ایجاد کنیم که انگار آنها با نیروی هوایی خود حمله کرده‌اند.»

بیل کلینتون «همه مجوزها» را برای کشتار جمعی صادر کرد

در اواخر سال ۱۹۹۰، اطلاعات یوگسلاوی به طور مخفیانه از مارتین اشپگل، وزیر دفاع کرواسی، فیلم گرفت که به طور پنهانی در حال توطئه برای پاکسازی جمعیت صرب جمهوری بود. در یکی از این نوارهای ضبط شده، او به یک مقام دیگر گفت که هر کسی که مخالف استقلال زاگرب است باید «در همان لحظه، در خیابان، در محوطه، در پادگان‌ها، هر جایی» با «یک هفت‌تیر… در شکم» به قتل برسد. او پیش‌بینی کرد «یک جنگ داخلی که در آن هیچ رحم و مروتی نسبت به هیچ‌کس، زن یا کودک، وجود ندارد» و با «خانه‌های خانوادگی» صرب‌ها «به سادگی با نارنجک» برخورد می‌شود.

اشپگل به طور علنی از «کشتار» برای «حل و فصل» مسئله کنین، پایتخت کراینا، حمایت کرد و گفت که شهر «ناپدید خواهد شد.» او به خود بالید: «ما برای این کار به رسمیت شناخته شدن بین‌المللی را داریم.» آمریکا قبلاً «تمام کمک‌های ممکن» را به ما ارائه داده بود، از جمله «هزاران خودروی جنگی» و «تجهیز کامل» ۱۰۰,۰۰۰ سرباز کروات «به صورت رایگان». نتیجه نهایی مورد نظر؟ «صرب‌ها در کرواسی دیگر هرگز حضور نخواهند داشت.» اشپگل در پایان گفت: «ما به هر قیمتی، اگر لازم باشد به قیمت ریختن خون، یک کشور ایجاد خواهیم کرد.»

حمایت غرب از وحشت‌هایی که در طول عملیات طوفان برنامه‌ریزی و اجرا شد، در جلسه ۳۱ ژوئیه ۱۹۹۵ نیز به وضوح دیده می‌شد. در آنجا، توجمان به ژنرال‌های خود گفت: «ما دوستی به نام آلمان داریم که به طور مداوم از ما حمایت می‌کند.» کروات‌ها فقط باید «از قبل به آنها اطلاع دهند» که اهدافشان چیست. او توضیح داد: «در ناتو نیز درک از دیدگاه‌های ما وجود دارد» و افزود: «ما از همدردی آمریکا برخورداریم.» در سال ۲۰۰۶، نشریه آلمانی Der Spiegel تأیید کرد که کشتارها با اثر انگشت واشنگتن همراه بوده است و به منابع نظامی کرواسی استناد کرد که ادعا داشتند «در برنامه‌ریزی و اجرای حمله ‹طوفان› از پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی [سیا] حمایت مستقیم اما مخفیانه داشتند.»

این نشریه گزارش داد: «در آماده‌سازی برای حمله، سربازان کروات در فورت اروین در کالیفرنیا آموزش دیدند و پنتاگون در برنامه‌ریزی عملیات کمک کرد.» Spiegel فاش کرد که حمایت آمریکا فراتر از آن چیزی بود که به طور عمومی اعتراف می‌کرد، یعنی اینکه نیروهای کروات تنها در تمرینات آموزشی انجام شده توسط پیمانکار نظامی خصوصی آمریکایی MPRI شرکت کرده‌اند. «بلافاصله قبل از حمله، جورج تنت، معاون وقت سیا، برای مشاوره‌های لحظه آخری با گوتووینا و پسر توجمان – که در آن زمان مسئول اطلاعات کرواسی بود – ملاقات کرد. در طول عملیات، هواپیماهای آمریکایی مراکز ارتباطی و ضدهوایی صرب‌ها را نابود کردند و پنتاگون اطلاعات جمع‌آوری شده توسط ماهواره را به [نیروهای کروات] منتقل کرد.»

در یک جلسه کابینه در ۷ اوت ۱۹۹۵، توجمان به این افتخار کرد که واشنگتن «باید از نحوه اجرای عملیات طوفان توسط ارتش کرواسی راضی بوده باشد.» سپس، نخست‌وزیر او، ایوو سانادر، در مورد هماهنگی این تلاش با مقامات آمریکایی صحبت کرد، که «به نام» ال گور، معاون رئیس‌جمهور، کار می‌کردند. او به حاضران اطمینان داد که «همه مجوزها… مستقیماً توسط بیل کلینتون، رئیس‌جمهور آمریکا، تأیید شده است» و بنابراین کرواسی می‌تواند «حمایت مستمر» واشنگتن را در طول کشتارها انتظار داشته باشد.

دیپلمات آمریکایی پیروزی «نسل‌کشی» را جشن می‌گیرد

در ۱۸ اوت، یک نشست سطح بالا با ریچارد هولبروک، دیپلمات ارشد آمریکایی، در کاخ ریاست‌جمهوری زاگرب برگزار شد. هولبروک، که یکی از چهره‌های ثابت در سیاست خارجی مداخله‌گر واشنگتن بود، به دنبال پست‌های مهم در دولت بیل کلینتون و پس از آن بود – شاید در یک دولت آینده به ریاست هیلاری کلینتون. برچیدن موفقیت‌آمیز یوگسلاوی می‌توانست به جاه‌طلبی‌های او کمک کند.

در رونوشت بررسی شده توسط The Grayzone، هولبروک با تملق توجمان را به عنوان «پدر کرواسی مدرن»، «آزادی‌بخش» و «خالق» آن توصیف کرد. او با تأیید اینکه این مرد قدرتمند «۹۸ درصد از قلمرو خود را بازپس گرفته» – بدون اشاره به اینکه این مناطق از صرب‌ها پاکسازی شده‌اند – این دیپلمات آمریکایی خود را «دوست» این کشور تازه مستقل معرفی کرد و رفتار خشونت‌آمیز آن را مشروع دانست.

هولبروک به توجمان اطلاع داد: «شما برای اقدام نظامی خود در اسلوونی شرقی توجیه داشتید و من همیشه از آن در واشنگتن دفاع کردم.» او اظهار داشت زمانی که برخی در آمریکا پیشنهاد مهار زاگرب را دادند، او استدلال کرد که کروات‌ها باید «به هر حال ادامه دهند.»

در مورد عملیات طوفان، هولبروک اعتراف کرد: «همانطور که می‌دانی، ما به طور علنی گفتیم که نگران هستیم، اما در خفا، تو می‌دانستی که ما چه می‌خواستیم.» او این جنگ برق‌آسای هولناک را یک «پیروزی» از «دیدگاه سیاسی و نظامی» نامید که پناهندگان را «تنها مشکل» از دیدگاه زاگرب باقی گذاشت. هولبروک با مدیریت مؤثر رئیس‌جمهور کرواسی، به توجمان توصیه کرد «سخنرانی کند و اعلام کند که جنگ تمام شده است و [صرب‌ها] باید برگردند.» در حالی که پیش‌بینی می‌کرد «اکثریت باز نخواهند گشت»، هولبروک ظاهراً احساس می‌کرد مهم است که حداقل این پیشنهاد به طور علنی باز گذاشته شود.

مقامات کرواسی با تصویب قوانین تبعیض‌آمیز که بازگشت صرب‌های آواره را عملاً غیرممکن می‌کرد، و با تصرف اموال آنها، با این «مشکل» برخورد کردند. با وجود داشتن شواهد قاطع از جنایات جنگی جدی، دادگاه جنایی بین‌المللی برای یوگسلاوی سابق که توسط ناتو تأمین مالی می‌شد، تا سال ۲۰۰۸ هیچ‌کس را مسئول عملیات طوفان معرفی نکرد. بسیاری از مقامات مقصر، از جمله توجمان، در این مدت فوت کردند. سه فرمانده نظامی بازمانده سرانجام در سال ۲۰۱۱ محاکمه شدند. یکی تبرئه و دو نفر محکوم شدند، اما این حکم در سال ۲۰۱۲ در دادگاه تجدیدنظر لغو شد.

این حکم به چندین نتیجه خارق‌العاده دیگر نیز رسید. در حالی که پذیرفت «اقدامات تبعیض‌آمیز و محدودکننده» توسط زاگرب برای جلوگیری از بازگشت صرب‌های آواره به کار گرفته شده است، این به معنای اجباری بودن خروج آنها نیست. اگرچه تعداد زیادی از غیرنظامیان، از جمله سالخوردگان و بیماران که نمی‌توانستند فرار کنند، به قتل رسیده‌اند، اما عملیات طوفان به نحوی به طور عمدی غیرنظامیان را هدف قرار نداده است. و با وجود میل صریح اشپگل و توجمان برای «ناپدید کردن» صرب‌ها، هیچ مقام دولتی یا نظامی به داشتن قصد خاص برای اخراج کامل اقلیت صرب کرواسی محکوم نشد.

سالگرد عملیات طوفان اکنون در کرواسی به عنوان «روز پیروزی» جشن گرفته می‌شود. موفقیت این حمله امروز در محافل نظامی غربی ستایش می‌شود و این تلاش ممکن است بر عملیات‌های مشابه در میدان‌های دیگر درگیری‌های نیابتی تأثیر گذاشته باشد. در سپتامبر ۲۰۲۲، Kyiv Post از ضدحمله موفقیت‌آمیز اوکراین در خارکف به عنوان «عملیات طوفان ۲.۰» استقبال کرد و اشاره کرد که این یک پیش‌درآمد برای «تسلیم» قریب‌الوقوع روسیه است.

تقریباً سه سال بعد، نیروهای کی‌یف در سراسر دونباس در حال فروپاشی هستند. برخلاف کرواسی، به نظر نمی‌رسد که آخرین گروه از نیروهای نیابتی ملی‌گرای افراطی آمریکا پیروز شوند.