عارضه فترت در دنیای « آزاد »!
سرنوشت غم انگیز سوسیال دمکراسی در رکاب دیوانسالاری ثروت
چگونگی بروز جنگ اول جهانی بر سر تقسیم بازار، برای منابع طبیعی، مواد خام و انرژی – مصادره دارائی و اموال دیگران… بسال ۱۹۱۴/۱۹۱۸ میلادی، فعلا مورد بحث من نیست. این رشته سری دراز دارد. معذالک، شواهد زیادی هست، مبنی براینکه جنگ مقلوبه شد، امپریالیسم عجول آلمان، در برابر لردیسم و بناپارتیسم، بازی را باخت، شکست سختی خورد و تسلیم شد.
مغلوب سرخورده، امپریالیسم آلمان، آشنا با عوارض فترت در دنیای « آزاد »! ناظر حضور جانبدار سوسیال دمکراسی کور و مهجور در رکاب دیوانسالاری ثروت، انگار نه انگار، دل بدریا زد – بدون ترس از حماقت هیلفردیگ و شرکاء در راس امور، سوای غرامت سنگین جنگ جاری بر سر تقسیم بازار، منابع طبیعی، مواد خام و انرژی، محرومیت از میراث گل و گشاد امپراتوری عثمانی در بالکان و آسیای صغیر و خاور نزدیک و میانه، از کناره های خلیج فارس تا سواحل دریای مدیترانه در آفریقای شمالی، ناچار از تمام امتیازات جاری، دعاوی بین المللی خود چشم پوشید.
از شما چه پنهان، حتی منطقه الزاس و لورن – با کلی منابع طبیعی را هم، واگذار کرد. با قبول نوعی « اقتصاد فرمایشی »! غرور خود را فرو بلعید تا در فرصت مناسب بعدی به درون خزید – این مدعی کور و عجول – طالب« پیروزی برق آسا »! موضوع توافقات مقدماتی مکتوب در کنفرانس پاریس را پذیرفت – برسمیت شناخت. پیمان « صلح ورسای »! سند حقارت تمام عیار ( رایش ) را امضا کرد. یک قرارداد کلفت، که فسخ آن جنگ جهانی دیگری می طلبید…
چند کلمه در مورد تغییر وضع موجود، گذار انقلابی از سرمایه داری در بحبوحه جنگ اول جهانی. در این ارتباط، تاریخ مکتوب گواهی می دهد که چطور با پیروزی انقلاب کبیر اکتبر، استقرار دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا در روسیه بسال ۱۹۱۷ میلادی، ورق برگشت. گواهی می دهد که چطور جنبش ترقیخواهی، بیش از پیش، بالا گرفت. آرایش نیروهای بین المللی بسود ارزش آفرینان، تاریخ سازان گمنام در تمام کشورها، تغیر کرد.
پس بیخود نبود گ جنگ افروزان، از ترس نفوذ بلشویسم « بیرحم و خشن »! شاهد اشاعه پیکار ضد استعماری و ضد امپریالیستی خلق ها و ملت ها در مشرق، ناظر مبارزه طبقاتی، جنبش مستقل کارگری برای گذار انقلابی از سرمایه داری در غرب، جنگ اول جهانی — استعماری — امپریالیستی، دعوای راهزنان بر سر تقسیم بازار، منابع طبیعی، مواد خام و انرژی را نیمه کاره رها کردند. برای تسویه حساب مسلحانه با دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا در سرزمین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که راهزنان غربستانی لشکر آراستند – در یک کلام، دول امپریالیستی غالب و مغلوب: انگلستان و فرانسه و آمریکای شمالی + آلمان، برای کوبیدن دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا، استراتژی واحدی در پیش گرفتند.
حال بشنوید از امپریالیسم مغلوب آلمان، که با توافق دول امپریالیستی غالب، سنگ تمام گذاشت، دوشیدن کارگران وطنی در سرزمین پایگاه را تشدید کرد تا غرامت سنگین جنگ باخته را تامین کند، بقول یورگین کوزینسگی: مشوق اشغال یک منطقه کامل، استان استراتژیک، RUHRGEBIET ، و یا مرکز صنایع سنگین آلمان در آن دوران، توسط امپریالیسم بیمار فرانسه شد تا بتواند به بهانه همین بازی « اشغال »! واویلا. دستمزد کارگران خودی را تا حداقل ممکن کاهش دهد. قانون هشت ساعت کار روزانه را ملغی نماید…
رضا خسروی

