گمان (GAMAAN): عملیات نظرسنجی که غرب را درباره ایران فریب می‌دهد.

نویسندگان: سام کارلن و آیین کارلوس
منتشرشده در مینت پرس نیوز
ترجمه و تلخیص از مجله جنوب جهانی

یادداشت سردبیر: این گزارش تحقیقاتی ابتدا توسط Noir News منتشر شد؛ نشریه‌ای مستقل که به بررسی سیاست خارجی، ژئوپلیتیک، حقوق مدنی، نظارت و عملکرد پلیس می‌پردازد. این مقاله که حاصل پژوهش‌های عمیق و کم‌نظیر سام کارلن و آیین کارلوس است، نشان می‌دهد که چگونه گروه نظرسنجی هلندی گمان (GAMAAN)، با استفاده از روش‌های معیوب و ارتباط با شبکه‌هایی که از آمریکا بودجه می‌گیرند، روایت‌های غرب درباره ایران را شکل می‌دهد.

MintPress News این نسخه به‌روزرسانی‌شده را با همکاری نویسندگان منتشر می‌کند تا به بحث‌های جاری درباره ایران، افکار عمومی و ابزارهای قدرت نرم کمک کند. این نسخه شامل اطلاعات تکمیلی، تحولات اخیر و ویرایش‌های جدید است.
گروه تحلیل و اندازه‌گیری نگرش ایرانیان (گمان)، یک گروه نظرسنجی هلندی با نفوذ است که نهادهایی مانند نیویورک تایمز، وزارت خارجه آمریکا و دولت بریتانیا به یافته‌های آن استناد می‌کنند. این گروه ادعا می‌کند که از طریق نظرسنجی‌های آنلاین، دیدگاه‌های واقعی مردم ایران را منعکس می‌سازد.
گمان خود را یک بنیاد تحقیقاتی «مستقل» معرفی می‌کند؛ عنوانی که رسانه‌ها و اتاق‌های فکر هنگام پوشش نتایج جنجالی آن به کار می‌برند. یافته‌های گمان، جامعه ایران را بسیار سکولارتر و مخالف‌تر با دولت نشان می‌دهد، که با نتایج نظرسنجی‌های معتبر دیگری مانند گالوپ و پیو ریسرچ در تضاد است. اما ارتباطات گسترده گمان با سازمان‌های حامی آمریکا (که بسیاری از آن‌ها از تغییر رژیم در ایران حمایت می‌کنند) و همچنین روش‌شناسی پرایراد آن، پرسش‌های جدی را درباره اعتبار و تأثیر آن بر درک غرب از ایران مطرح می‌کند.
دانیل توانا، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه پن استیت و یکی از پژوهشگران اصلی نظرسنجی اجتماعی ایران در دانشگاه پرینستون، می‌گوید: «آن‌ها عقاید خود را دارند و می‌خواهند از زبان علوم اجتماعی استفاده کنند تا نشان دهند که ادعاهایشان واقعیت دارد. و قطعاً این یک مشکل است.» توانا در ادامه می‌افزاید: «آن‌ها صرفاً ایدئولوژیک هستند. به شدت مخالف رژیم‌اند و می‌خواهند به هر شکلی که می‌توانند آن را زیر سؤال ببرند. آن‌ها از اینکه هر چیزی را بگویند که در مقطع زمانی خاصی تأثیرگذارتر است، خوشحال می‌شوند، بدون اینکه به وجود شواهد برای آن توجهی داشته باشند.»

بستر درگیری‌های اخیر و نقش گمان

نقش گمان در گفتمان‌های ضد دولتی علیه ایران، در بحبوحهٔ تشدید تنش‌ها بین اسرائیل و ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ تنش‌هایی که ماه گذشته به درگیری مستقیم منجر شد. این درگیری که به ظاهر با نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای ایران آغاز شد، با یک حمله هوایی اسرائیل در ۱۳ ژوئن شروع شد که ایران با شلیک موشک و پهپاد به آن پاسخ داد و یک چرخهٔ چندروزه از حملات متقابل را رقم زد. آمریکا در ۲۲ ژوئن با حملات هوایی به تأسیسات هسته‌ای ایران وارد جنگ شد و ایران نیز با حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا در قطر پاسخ داد. در نهایت، در ۲۴ ژوئن، یک آتش‌بس شکننده با میانجی‌گری آمریکا برقرار شد و پس از نقض‌های اولیه، درگیری‌های فعال به تدریج متوقف شد.
نتایج نظرسنجی‌های گمان، که مردم ایران را بسیار خصمانه‌تر از آنچه نظرسنجی‌های دیگر نشان می‌دهند علیه دولت معرفی می‌کند، اغلب توسط حامیان تغییر رژیم مورد استناد قرار می‌گیرد. به ویژه در طول درگیری‌ها، زمانی که تردیدهایی درباره بقای دولت به وجود آمد و برخی رسانه‌ها به ایدهٔ بازگشت رضا پهلوی (فرزند شاه سابق) به قدرت اعتبار بخشیدند، پرسش درباره حمایت یا عدم حمایت ایرانیان از جمهوری اسلامی بسیار حیاتی بود.
در حالی که رسانه‌های دولتی ایران به برخی از ارتباطات گمان با سازمان‌های مورد حمایت غرب و حامیان تغییر رژیم و همچنین محدودیت‌های روش‌شناسی آن اشاره کرده‌اند، Noir News نخستین رسانه‌ای است که دامنه کامل ارتباطات متعدد گمان با نهادهای حامی تغییر رژیم (که بودجه آن‌ها از سوی دولت آمریکا تأمین می‌شود) و همچنین شدت مشکلات روش‌شناختی آن را گزارش می‌کند. با توجه به نفوذ سریع و چشمگیر گمان که یافته‌هایش اغلب توسط دولت‌های غربی و رسانه‌های معتبر نقل قول می‌شود، این ارتباطات و روش‌های مشکوک آن، شایسته بررسی دقیق هستند. این موضوع به ویژه با توجه به اینکه نتایج نظرسنجی‌های گمان روندی ضد جمهوری اسلامی را نشان می‌دهند (یکی از نظرسنجی‌ها حاکی از مخالفت ۸۱٪ پاسخ‌دهندگان با جمهوری اسلامی بود) و منتقدان از این نتایج به عنوان ابزاری علیه دولت ایران استفاده می‌کنند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

بنیان‌گذاران و ارتباطات گمان

پویان تمیمی عرب، استادیار مطالعات دینی در دانشگاه اوترخت و عمار ملکی، استادیار علوم سیاسی تطبیقی در دانشگاه تیلبرگ، بنیان‌گذاران گمان و خود منتقدان سرسخت دولت ایران هستند. ملکی خود را یک «فعال دموکراسی‌خواه» می‌نامد، منتقد تند و تیز جمهوری اسلامی و از حامیان تغییر رژیم است. هیچ یک از آن‌ها به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخ ندادند.
گمان برای توزیع نظرسنجی‌های خود، به ارائه‌دهندگان نرم‌افزارهای فیلترشکن و ضدسانسور مانند Psiphon که بودجه آن‌ها توسط دولت آمریکا تأمین می‌شود، متکی بوده است. این گروه با مؤسسه تونی بلر که بودجه‌اش توسط USAID تأمین می‌شود و حامی تغییر رژیم است، و همچنین با لادن برومند، تاریخ‌دان و بنیان‌گذار مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند که از منتقدان رژیم ایران و دریافت‌کننده بودجه از موقوفه ملی برای دموکراسی (NED) وابسته به دولت آمریکاست، همکاری و بودجه دریافت کرده است.
همچنین، گمان در گزارش فوریه ۲۰۲۳ خود درباره نگرش ایرانیان نسبت به اعتراضات، برای انتشار پرسشنامه‌ها از ایران اینترنشنال (مرتبط با دولت آمریکا) و صدای آمریکا فارسی (با بودجه دولت آمریکا) کمک گرفته بود.
روش‌شناسی گمان: مشکلات و ایرادات
منطق گمان برای تأسیس خود در سال ۲۰۱۹ این بود که در شرایط سرکوب دولتی، نظرسنجی‌های سنتی مبتنی بر نمونه‌گیری تصادفی و مصاحبه‌های حضوری یا تلفنی، نمی‌توانند باورهای واقعی مردم را درباره مسائل حساس دینی و سیاسی منعکس کنند. گمان معتقد است که در چنین شرایطی، «افراد اغلب دیدگاه‌های واقعی خود را سانسور می‌کنند یا حتی آن‌ها را تغییر می‌دهند تا از تحت نظر بودن توسط مقامات جلوگیری کنند.»
به جای این روش‌ها، گمان نظرسنجی‌های خود را از طریق رسانه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های فیلترشکن مانند Psiphon و پیام‌رسان‌های رمزگذاری‌شده مثل تلگرام توزیع می‌کند تا پاسخ‌دهندگان بتوانند به صورت ناشناس در آن‌ها شرکت کنند. بر خلاف نظرسنجی‌های سنتی که بر پایه نمونه‌گیری احتمالی (انتخاب تصادفی پاسخ‌دهندگان) انجام می‌شود، گمان از یک مدل اختیاری و داوطلبانه استفاده می‌کند. پاسخ‌دهندگان به صورت تصادفی از جمعیت هدف گسترده‌ترِ ایرانیان باسواد بالای ۱۹ سال انتخاب نمی‌شوند.
گمان می‌گوید که پاسخ‌دهندگان از طریق «نمونه‌گیری تصادفی از طریق ارائه‌دهنده محبوب دور زدن سانسور اینترنت، یعنی Psiphon VPN، و همچنین اشتراک‌گذاری متعاقب آن توسط پاسخ‌دهندگان در شبکه‌های اجتماعی (تلگرام، اینستاگرام، واتساپ و توییتر)» به دست می‌آیند. پیش از استفاده از پلتفرم‌هایی مانند Psiphon، گمان به طور انحصاری به اشتراک‌گذاری نظرسنجی‌ها در رسانه‌های اجتماعی متکی بود؛ روشی که به آن «نمونه‌گیری گلوله‌برفی» یا «ارجاعی زنجیره‌ای» نیز گفته می‌شود.

نتایج متناقض و سوگیری‌ها

برای جبران مشکلات روش‌شناختی ناشی از نمونه‌گیری غیرتصادفی، گمان تلاش می‌کند نظرسنجی‌های خود را از طریق کانال‌هایی توزیع کند که به گفته خودشان «لایه‌های اجتماعی و دیدگاه‌های سیاسی کاملاً متنوعی از جامعه را نشان می‌دهند» و داده‌های پاسخ را با روش‌های آماری تنظیم می‌کند تا به جمعیت هدف (ایرانیان باسواد ۱۹ سال به بالا با دسترسی به اینترنت) نزدیک‌تر شود. گاهی اوقات، انتشار نظرسنجی‌های گمان از طریق وایرال شدن آن‌ها در رسانه‌های اجتماعی صورت می‌گیرد.
با استفاده از این روش‌شناسی غیرمتعارف، نتایج نظرسنجی‌های گمان اغلب با یافته‌های نظرسنجی‌کنندگان معتبری مانند Pew Research و Gallup که از روش‌های سنتی چهره به چهره و تلفنی استفاده می‌کنند، تناقض داشته است. برای مثال، نظرسنجی سال ۲۰۲۰ این گروه درباره باورهای دینی ایرانیان، با یافته‌هایش که دینداری کمتری را در میان جمعیت ایران نسبت به آنچه معمولاً باور می‌شود نشان می‌داد، جنجال‌آفرین شد.
در این نظرسنجی، ۲۲٪ از پاسخ‌دهندگان خود را بدون دین، ۹٪ بی‌خدا و ۴۷٪ اعلام کردند که «از دین خارج شده‌اند.» در مقابل، Pew Research در سال ۲۰۰۹ گزارش داده بود که ۹۹.۴٪ از ایرانیان مسلمان هستند.

انتقادات کارشناسان

به گفته کارشناسان نظرسنجی، یافته‌های گمان را نمی‌توان به کل مردم ایران تعمیم داد، زیرا روش‌های آن با «سوگیری پوشش» مواجه است و نمی‌تواند به بخش‌های بزرگی از جمعیت، از جمله کسانی که از اینترنت یا فیلترشکن استفاده نمی‌کنند، دسترسی پیدا کند. گمان عمدتاً به پلتفرم فیلترشکن Psiphon متکی است، به طوری که حدود ۶۶٪ از پاسخ‌دهندگان آخرین نظرسنجی آن از این طریق شرکت کرده‌اند.
علاوه بر این، روش‌های گمان این واقعیت را نادیده می‌گیرند که ایرانیانی که از Psiphon یا رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، از جهات مهمی با کل جمعیت ایران تفاوت دارند. لینک‌های نظرسنجی گمان اغلب توسط منتقدان صریح دولت ایران به اشتراک گذاشته می‌شوند و داده‌های جمعیتی خود گمان نشان می‌دهد که پاسخ‌دهندگان آن به صورت نامتناسبی شهرنشین، دارای تحصیلات دانشگاهی و درآمد بالا هستند.
توانا می‌گوید: «برای اینکه این نتیجه‌گیری گمان که نمونه‌اش نماینده جمعیت بزرگسال ایران است، صحیح باشد، باید فرض کنیم که کاربران Psiphon بازتابی از کل جمعیت ایران هستند، که به هیچ وجه نمی‌تواند درست باشد.»
نظرسنجی‌های گمان نرخ مشارکت مکرر بالایی دارند (حدود ۲۶٪ از پاسخ‌دهندگان در آخرین نظرسنجی). گمان این را به عنوان نشانه‌ای از موفقیت روش‌های خود در دستیابی به طیف گسترده‌ای از مردم تفسیر می‌کند. اما کوان هریس، دانشیار جامعه‌شناسی در دانشگاه UCLA و از پژوهشگران اصلی نظرسنجی اجتماعی ایران، این تفسیر را «بسیار اشتباه» می‌داند. او می‌گوید: «این عدد، اگر درست باشد، مدرکی است که نشان می‌دهد روش‌های این سازمان به گروه نسبتاً کوچکی از افراد به هم مرتبط دسترسی پیدا می‌کند که از قبل تمایل به شرکت در نظرسنجی‌های آن‌ها دارند.» هریس خاطرنشان می‌کند که با توجه به اندازه نمونه نسبتاً بزرگ، نرخ مشارکت مکرر ۲۶٪، هشداری جدی درباره میزان قابل ارجاع بودن نمونه است و نشان می‌دهد که آن‌ها به یک زیرمجموعه کوچک و مشتاق دست یافته‌اند، نه یک نمونه تصادفی از تمام ایرانیان.

نقص روش‌های آماری

سونگی لی، دانشیار تحقیقاتی در دانشگاه میشیگان، نیز با ارزیابی هریس موافق است. او می‌گوید: «این واقعیت که ۲۶٪ از نمونه، گروهی با مشارکت تکراری هستند، نشان می‌دهد که نمونه به احتمال زیاد نماینده گروهی بسیار محدودتر از جمعیت بزرگسال است.»
اگرچه گمان ادعا می‌کند از «روش‌های مختلف متعادل‌سازی مانند وزن‌دهی» برای ایجاد یک نمونه نماینده استفاده می‌کند، اما کارشناسان نظرسنجی معتقدند که این روش‌ها نمی‌توانند ماهیت غیرنماینده بودن داده‌های اساسی گمان را جبران کنند.
توانا می‌گوید: «آنچه آن‌ها وزن‌دهی می‌نامند، در واقع فقط اصلاح نمونه است تا در مورد ویژگی‌های جمعیتی کلیدی، بیشتر شبیه جمعیت ایرانی به نظر برسد. اما از ابتدا یک نمونه احتمالی نیست.»
جان کراسنیک، متخصص روش‌شناسی نظرسنجی از دانشگاه استنفورد، نیز با این نظر موافق است و می‌نویسد: «عبارت «تطبیق و وزن‌دهی» بدون افشای جزئیات، شبیه حرف‌های یک فروشنده روغن مار است… من حتی یک مورد را نمی‌شناسم که بهبود دقت را نشان دهد.»
لی نیز در این زمینه تردید دارد و می‌گوید: «من کاملاً متقاعد نشده‌ام که جمعیتی که کمتر از ۳۰٪ آن دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، می‌تواند با نمونه‌ای با بیش از ۷۰٪ تحصیلات دانشگاهی، حتی پس از اعمال وزن‌دهی، مورد بررسی قرار گیرد.»

نتیجه‌گیری

کراسنیک نتیجه‌گیری می‌کند: «وقتی از روش نمونه‌گیری تصادفی در یک نظرسنجی استفاده نمی‌کنیم، چه در ایران و چه در آمریکا، دیگر نمی‌توانیم یافته‌های آن را به کل جامعه تعمیم دهیم. در این شرایط، صحبت کردن از نتایج صرفاً به عنوان توصیفی از وضعیت افرادی که در نظرسنجی شرکت کرده‌اند، مشکلی ندارد؛ اما درست نیست که این یافته‌ها را به تمام مردم آن جامعه نسبت دهیم.»
به گفته کارشناسان، یکی از مشکلات اصلی رویکرد گمان، همین تعمیم نامناسب نتایج به کل جمعیت بزرگسال ایران است. هریس می‌نویسد: «این به معنای بی‌فایده بودن نظرسنجی‌های [گمان] نیست، اما نتایج آن‌ها باید با احتیاط بسیار بیشتری و با اذعان صریح به این موضوع که آن‌ها نماینده نظرات یک زیرمجموعه خاص و خودانتخابی از افراد استفاده‌کننده از اینترنت و فعال سیاسی هستند – نه جمعیت عمومی – ارائه شوند.»
توانا می‌افزاید: «اینکه بگوییم [نمونه گمان] نماینده کل کشور است… باید به تمام این چیزهایی که می‌دانیم غلط هستند، باور داشته باشیم. ما از قبل اطلاعات معتبر و قابل توجهی داریم که کاربران Psiphon و همچنین کاربران توییتر و تلگرام، بازتابی از جمعیت کل کشور نیستند.»
کراسنیک حتی فرض اصلی رویکرد گمان را نیز زیر سؤال می‌برد؛ یعنی اینکه شهروندان در یک کشور با دولت سرکوبگر، در حضور مصاحبه‌گر پاسخ‌های صادقانه نمی‌دهند. او می‌نویسد: «بسیاری از مطالعات به طرز شگفت‌آوری نشان داده‌اند که حذف مصاحبه‌گران به ندرت باعث تغییر زیاد پاسخ‌ها می‌شود. به طور کلی، اگر فردی قصد شرکت در پاسخگویی به سؤالات را دارد، چرا باید دروغ بگوید؟ واضح است که از ابتدا نپذیرفتن مشارکت یا قطع مصاحبه در میانه آن آسان‌تر است.»
گمان همچنین به دلیل عدم شفافیت در روش‌های خود و عدم انتشار کارهایش در مجلات دانشگاهی داوری‌شده (به جز یک مورد) مورد انتقاد قرار گرفته است. توانا می‌گوید: «از آنجا که آن‌ها کارهای خود را به اندازه کافی مستند نمی‌کنند، هیچ‌یک از آنچه تولید می‌کنند قابل تکرار نیست. این مسئله با این واقعیت تشدید می‌شود که داده‌های آن‌ها به صورت عمومی در دسترس نیست.»
تنها مقاله‌ای که بر اساس کار گمان در یک مجله دانشگاهی منتشر شده، عمدتاً بر یک یافته واحد تمرکز دارد. نکته قابل توجه این است که یک یادداشت در حاشیه مقاله اشاره می‌کند که «داده‌های خام استفاده شده برای این تحقیق می‌تواند تحت یک توافق‌نامه محرمانه و مشارکتی با گمان با محققان به اشتراک گذاشته شود،» که توانا آن را «غیرمعمول» توصیف کرد. او گفت: «به طور معمول، ما برای دسترسی به این نوع داده‌ها به چنین توافق‌نامه‌هایی نیاز نداریم.»