تهران پس از درگیری با اسرائیل: آرامش ظاهری، اضطراب پنهان
یوسف جلالی
منتشر شده در نشنال
ترجمه مجله جنوب جهانی
در حالی که دود جنگ بر فراز ایران فرو مینشیند، عطر زعفران بار دیگر در راهروهای بازار تجریش تهران به مشام میرسد، جایی که زندگی تقریباً دو ماه پس از پایان درگیری با اسرائیل به روال عادی بازگشته است.
خیابانهای پر ترافیک پایتخت، مراکز خرید شلوغ، کافههای بازگشایی شده و جشنوارههای تازه، تصویری از بهبودی را ترسیم میکنند. با این حال، در زیر این ظاهر، ایرانیان با نگرانیهای ناشی از درگیریای دست و پنجه نرم میکنند که میتواند در هر لحظه دوباره شعلهور شود.
فرشته نعیمی، یک مغازهدار ۳۴ ساله در بازار تجریش، به نشریه نشنال میگوید: «بله، اوضاع خیلی عادی است. ما سفر میکنیم، کار میکنیم و به موسیقی گوش میدهیم. اما هر روز با دلهره اخبار را چک میکنم.»
«یک روز اسرائیل تهدید میکند، روز دیگر ایران چیزی میگوید. سعی میکنم از اخبار دور بمانم، اما اجتنابناپذیر است. همه در مورد آن صحبت میکنند. ما هر روز با این استرس زندگی میکنیم.»
ایرانیان نه تنها با جنگ لفظی مداوم بین اسرائیل و ایران مواجه هستند، بلکه با فشارهای اقتصادی و تغییرات امنیتی نیز روبرو هستند که نشاندهنده تلاشهای تهران برای تجدید قوا و آماده شدن برای بازگشت احتمالی به جنگ است.
در همین حال، رهبری کشور تمام تلاش خود را برای نشان دادن عادی بودن اوضاع به کار میگیرد. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامههای تحلیلی زمان جنگ را متوقف کرده و پخش برنامههای معمول خود را از سر گرفته است. آخرین سخنرانی رهبر معظم انقلاب به صورت ایستاده (به جای نشستن طبق معمول) ایراد شد تا نمادی از مقاومت و بقا باشد.
و شاید از همه مهمتر، عدم حضور گشت ارشاد در خیابانها به عنوان تلاشی برای جمع کردن صداهای مختلف زیر پرچم وحدت ملی تلقی میشود.
اما به نظر بسیاری از ایرانیان، این اقدامات بیشتر نمایشی به نظر میرسند تا واقعی.
‹حس و حال دهه ۶۰ را دارد›
وقتی ایرانیان در ۲۴ خرداد با انفجارهای مهیبی در قلب تهران از خواب بیدار شدند – صحنههایی که فقط در سوریه، لبنان و غزه دیده بودند – به این نتیجه رسیدند که نوبت ایران فرا رسیده است.
اسرائیل، که سالها ایران را «سر مار» محور مقاومت مینامید، حملات خود را آغاز کرده بود. بسیاری فکر کردند که کار تمام است.
ایران غافلگیر شد – نه فقط پدافند هوایی آن، بلکه روان مردم و مهمتر از همه، اقتصاد. قیمتها سر به فلک کشید. تورم مواد غذایی به ۵۰ درصد رسید و برخی اقلام، از جمله آب معدنی، از قفسههای سوپرمارکتها ناپدید شد زیرا خانوادهها برای فرار از شهرهای بزرگ، به ویژه تهران، عجله داشتند.
دولت به سرعت برای تثبیت قیمتها و جلوگیری از ناآرامیها وارد عمل شد. این کار نتیجه داد و تمرکز به سرعت به خود جنگ بازگشت.
پس از جنگ، ساکنان تهران به تدریج بازگشتند و با قیمتهای جدید مواجه شدند. قیمت نان و برنج دو برابر شده بود، قیمت طلا افزایش یافت و ارزش ریال به بیش از ۹۰۰ هزار ریال در برابر دلار آمریکا سقوط کرد.
در همین حال، فروش املاک در سراسر پایتخت به دلیل ترس از از سرگیری درگیری کاهش یافت.
حسین جوانزاده، یک راننده تاکسی ۶۳ ساله که جنگ ایران و عراق را به یاد دارد، به نشریه نشنال میگوید: «دوباره حس و حال دهه ۶۰ را دارد. آن زمان هم همه خرید خانه را متوقف کردند. تنها چیزی که میخواستند دلار و طلا بود. الان هم همینطور است. هیچکس نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد.»
سیاست هستهای ایران نیز همین دوگانگی را منعکس میکند. رهبران آن ابهام عمدی را حفظ میکنند – هم انعطافپذیری برنامه خود را به نمایش میگذارند و هم به طور همزمان آمادگی برای گفتگو را نشان میدهند.
تغییرات نظامی
در اعماق زمین، عدم اطمینان حتی بیشتر است. سایتهای کلیدی هستهای، از جمله نطنز با ظرفیت غنیسازی ۶۰ درصد و تاسیسات مستحکم فردو، توسط اسرائیل و ایالات متحده مورد حمله قرار گرفتند. در حالی که آسیبهای سطحی در تصاویر ماهوارهای قابل مشاهده است، تأثیر آن بر زیرساختهای زیرزمینی هنوز مشخص نیست.
هم ایران و هم ایالات متحده موافق هستند که این حملات غنیسازی را کند کرده است، اما ایران میگوید که ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده خود را از قبل خارج کرده است. از زمان پایان درگیری، هیچ رسانهای، حتی رسانههای دولتی، اجازه دسترسی به تاسیسات زیرزمینی را نداشتهاند.
ناظران میگویند این «ابهام استراتژیک» به ایران اجازه میدهد تا از خود در برابر جنگ محافظت کند و در عین حال دیپلماسی را روی میز نگه دارد.
امیر جابر، روزنامهنگار و مفسر مستقر در ایران، میگوید: «ایران یک بازی سایهبازی ماهرانه با برنامههای هستهای خود انجام میدهد. از زنده ماندن در حملات صحبت میکند اما زخمهای خود را پنهان میکند و به غرب میگوید: ‹بیایید صحبت کنید، اما انتظار نداشته باشید که داخل آن را ببینید.’»
«این به تهران زمان میدهد تا بازسازی کند و شاید برنامه هستهای خود را بیشتر پیش ببرد، اما این کار خطرناک است. اگر اسرائیل و ایالات متحده فکر کنند که ایران بیش از حد به سطوح غنیسازی خطرناک نزدیک شده است، ممکن است گفتگوها را نادیده بگیرند و تصمیم بگیرند دوباره حمله کنند.»
در پی خسارات بیسابقه در میان مقامات ارشد ایران، سخنرانیهای آتشین ضد اسرائیلی که زمانی توسط فرماندهان ایراد میشد، خاموش شده و جای خود را به لفاظی جدیدی داده است که ترکیبی از سرکشی و عملگرایی است.
تهران همچنین برای تغییر ساختار فرماندهی خود اقدام کرده است. ایجاد شورای عالی دفاع ملی به ریاست رئیس جمهور مسعود پزشکیان نشان میدهد که معماری امنیتی ایران نیاز به تغییر دارد. تصمیم به انتصاب مجدد علی لاریجانی به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، بر تلاش برای هم افزایی در فرماندهی در صورت شعلهور شدن مجدد جنگ تاکید بیشتری دارد.
به طور کلی، تحرکات نظامی ایران خاموش است، اما بوی جنگ را به همراه دارد که نه تنها در پایگاههای نظامی، بلکه در خیابانهای زعفرانزده تهران نیز به مشام میرسد.
محمد رضا عارف، معاون اول رئیس جمهور، این هفته گفت: «ما باید در هر لحظه برای مقابله آماده باشیم. در حال حاضر، ما حتی در یک توافق آتشبس نیستیم، بلکه در یک توقف خصومتها قرار داریم.»

