به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد
بعداز تجاوز۲۴خرداد۱۴۰۴ اسرائیل به ایران و جنگ ۱۲ دوازده روزه، در شرایطی که در طول نزدیک به هشتاد سال موجودیت رژیم اسرائیل چنین ضربهی نخورده بود؛ در شرایطی که مردم ایران زیر سنگین سایه حمله دوباره رژیم صهیونیستی به زندگی عادی خود ادامه می دهند؛ در شرایطی که واکنش کوبنده موشکی ایران باعث آتش بس شد،در شرایطی که جنگ لفظی به طور روزمره بین اسرائیل و ایران ادامه دارد، در شرایطی که مردم ایران با فشارهای اقتصادی و تغییرات امنیتی نیز روبرو هستند.مجمومهای از به اصطلاح اصلاح طلبان و ستون پنجم دشمنان ایران در حالی که زیر ساختهای عمومی و نظامی ایران توسط اسرائیل و امریکا بمباران شده است .فرماندهان نظامی و دانشمندان همراه با خانودهها ترور شده و جهان غرب و به ویژه اسرائیل خواهان تجزیه ایران وبر سرکار آوردن یک رژیم دست نشانده هستند با انتشاربیانیهای خواهان دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا شدهاند. در واقعیت امر این عده با بلند کردند پرچم سفید زمینه ساز فشار کشورهای اروپای و حمله دوباره امریکا واسرائیل به ایران هستند. ناکامی در تحقق اهداف رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه ،که به نوعی شبیه شکست کودتای۲۵مرداد۳۲ بود.
آیا مردم ایران باید منتظر موفق شدن حمله دوم دشمن به کمک مزدوران خارجی و اوباشان امروزی به سان فاجعه ۲۸ مرداد۳۲ باشند. یا باید از شکست گذشته درس گرفت تا بتوان رویای شیرین خائنین این مرز بوم را به کامشان تلخ کرد.
کودتای۲۵ مرداد ۱۳۳۲
عملیات کودتا با فرمان عزل مصدق از نخست وزیری توسط شاه در زمانی صادر شد که حزب توده ایران در۲۳ مردادماه ۱۳۳۲ اعلام کرده بود که » فردا کودتا می شود» با یک روز تغییر نصیری فرمانده گارد و افراد همراه او هنگامی که به خانه مصدق رسیدند توسط نیرویهای محافظ نخست وزیری، دستگیر میشوند. با انتشار خبر کودتا و شکست آن شاه از کشور فرار می کند. در زمانی که مردم در خیابانها به طرفداری از دولت و مصدق تظاهرات می کردند؛
حزب توده شعار «برقراری جمهوری دموکراتیک خلق » را می دهد و با تمام نیرو در تجمع میدان بهارستان شرکت می کند. آیت الله سید حسین موسوی كرمانی می گوید:
شاه که از ایران رفت،علمای تهران خدمت آقای بروجردی در قم آمدند وگفتند که مملکت به هم خورد و….،ایشان فرمودند که«بله،مملکت شاه لازم دارد».علمای تهران به آقای بروجردی پیشنهاد دادند تلگراف یا نامه ای به مردم بدهد که شاه را برگردانند ونسبت به شاه بدبین نباشد وعلیه او شعار ندهند.(خاطرات آیت الله سید حسین موسوی كرمانی، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی،ص۱۱۹)
دکتر فاطمی وزیر امور خارجه دکتر مصدق در سخنرانی خود در میدان بهارستان دخالت نیروهای خارجی را در مسائل داخلی کشور محکوم می کند و خواهان برچیده شدن رژیم سلطنتی میشود. فاطمی در ادامه سخنرانی خود خطاب به مردم می گوئید:
دربار پهلوی و شخص شاه … با یورش سبعانه ای که نیمه شب یکشنبه ۲۵ مرداد به نهضت ملت ایران کرد مکان تاریخی خود را از دست داد، و از خوف طوفان خشم ملیونی مردم مبارز وطن ما به دامان ارباب های لندنی خود به عراق گریخت. … در میدان بهارستان اراده ملت قهرمان ما از خلال فریاد ده ها هزار مردم تهران، کارگران، دهقانان، دانشجویان، بازارایان، پیشه وران، احزاب و دستجات سیاسی بگوش دنیا رسید.
شعارهائی که در میدان بهارستان از قلب اجتماع عظیم مردم تهران برمی خواست هم تازگی داشت و هم لذت بخش بود.
« مرگ برشاه خائن »
« نابود باد بساط ننگین دربار پهلوی »
« ما شاه نمی خواهیم »، « شاه باید محاکمه شود »
مثل غرش طوفان در و دیوار تهران را می لزاند. ….
هموطنان، جنایات دربار پهلوی روی جنایات ملک فاروق را سفید کرد … هموطنان اسلحه ای که به قیمت عرق جبین شما تهیه شده بود. فرزند عاقد (عقد کننده، اجراء کننده) قرارداد۱۹۳۳ می خواست علیه نهضت شما به کار اندازد. ( نقل ازخاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی ص ۲۳۶،۲۳۷و۲۴۱)
در گزارش سیاسی روزنامه ی باختر امروز از شکست کودتای۲۵ مردادماه آمده است: باید دانست که فعالیت بلوک های جهانی منحصر به خنثی کردن اقدامات یک دیگر نیست بلکه دول بزرگ به همان اندازه که با هم اختلاف دارند نسبت به نهضت های ملی و ناسیونالیستی کشورهای کوچک نیز خصومت می ورزند.
تلاشهای ناجوانمردانه ای که از ابتدای نهضت ملی ایران از طرف استعمارطلبان انگلیسی برای به زانو در آوردن مردم محروم کشور ما به عمل آمده نمونه ای از جنایات تاریخی دولت های استعماری به شمار می رود.
به دنبال هر پیروزی که نصیب ملت ایران می شود شکستی عاید انگلستان و طرفداران کابینه چرچیل می گردد و آنها را به فکر تشبثات و تلاش های اهریمنی تازه ای می اندازد. …
ناظرین سیاسی عقیده دارند که استعمارطلبان با وجود شکست های عظیمی که در ایران خورده — اند باز هم از پای نخواهند نشست و دائمأ برای ساقط کردن حکومت مصدق که مانع بزرگی در سراسر شرق برای آنان بشمار می رود در تلاش و تکاپو خواهند بود.(نقل ازص۲۸۳تا۲۸۶ خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی)
در خاطرات فاطمی آمده است: ساعت چهارو پنجاه دقیقه [یک شنبه 25 مرداد] بود که سرتیپ کیانی یکه و تنها وارد اطاق ما [در بازداشتگاه ] شد و پس از معذرت زیاد گفت: اغفال شده بودند و از جسارتی که کرده اند من جدأ معذرت می خواهم و استدعا می کنم به فرمایید به منزلتان تشریف به برید. … دکتر فاطمی یک سر به منزل نخست وزیر رفت و جلسه فوق العاده دولت تشکیل شد…
سعید فاطمی روایت می کند: پس از آزادی صبح ۲۵ مرداد با پیژامه و دمپایی به اتاق مصدق رفت و گفت: من دیگر نمی خواهم وزیرخارجه باشم، مرا وزیر دفاع کنید. مصدق گفت: برنامه تان چیست؟ فاطمی پاسخ داد برنامه من این است که تا ظهر امروز ۵۰ نفر را اعدام کنم. مصدق با صدای بلند فریاد زد: با چه قانونی؟ فاطمی گفت با قانون انقلاب. مصدق جواب داد: قانون من قانون اساسی است، قانون انقلاب نیست. فاطمی گفت قانون من قانون انقلاب است. وقتی فاطمی از اتاق بیرون آمد، رو به دکتر غلامحسین مصدق کرد و در همان حال که عصایش را بلند کرده بود، گفت: غلام این پدر تو ما را به کشتن می دهد.
مصدق با اعتقاد به قانون اساسی و حفظ نظام مشروطه سلطنتی به گواه تاریخ نه تنها فاطمی را به کشتن داد بلکه صدها نفر از بهترین فرزندان طبقه کارگر و نیروهای آزادیخواه و افسران توده ای را به مسلخ گاه ارتجاع فرستاد و پی آمد مماشات او با سلطنت بعداز ۲۵ سال استقرار نظام قرون وسطائی جمهوری اسلامی شد.
کودتای بیست هشت مرداد علیرغم هشدارهای علنی فاطمی و حزب توده ایران زمانی صورت گرفت که در طول دو روز قبل اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور را می توان اینگونه ترسیم کرد:
– مصدق سرمست از پیروزی و بی توجه به هشدارها و پیشنهادات وزیر امور خارجه اش دکتر فاطمی، با استناد به قانون اساسی مشروطه با برچیدن بساط سلطنت مخالف بود.
– حزب توده به رغم غیرقانونی بودن حاکم بر خیابان ها و اعضاء حزب و شورای متحده کارگران و زحمتکشان منتظر رهنمود رهبری حزب برای مقابله با اقدامات ارتجاعی دربار و امپریالیستها بودند.
– در تاریخ جنبش کارگری ایران، طبقه کارگر از نظر کمی و کیفی تا این حد سازمان یافته نبود، بیش از ۸۰ درصد کارگران در شورای متحده کارگران و زحمتکشان متشکل شده بودند.
– صدها فدائی فرقه دمکرات آذربایجان در زندان های آذربایجان برای رهائی و یورش به دژ دشمن دقیقه شماری می کردند. و منتظر بازکردن درب زندان ها توسط سازمان نظامی حزب توده و مردم بودند.
– بیست پنج هزار خانواده داغدیده آذربایجانی که عزیزانشان را درقتل وعام سال ۱۳۲۵از دست داده بودند، آماده لحظه انتقام از دشمنان مردم؛ به نوشته علی شایگان، مشاور مصدق:
در اطاق پذیرایی [منزل دکتر مصدق] منتظر ملاقات بودم که محمدحسین قشقایی وارد شد که از اطاق دکتر مصدق برمی گشت. از او پرسیدم چه خبر دارید. گفت اینها (آمریکایی ها) مصمم هستند که به هر قیمتی هست دکتر مصدق را از پای در آورند… بعدها آقای ناصر قشقایی می گفت ما به دکتر مصدق پیغام دادیم که آیا اجازه می فرمائید که ما با عده کافی برای کمک به دولت به تهران حرکت کنیم و او اجازه نداد…روز پیش صبح [۲۷ مرداد] که برای ملاقات دکتر می رفتم، دم در خانه دو سه نفر از افراد حزب توده منتظر ورود ایشان بودند، همین که از اتومبیل پیاده شدم جلو آمدند. یکی از آنها را می شناختم. معلم دبیرستان و مردی آزادی خواه و وطن دوست [ قدوه ] بود. گفتند مخالفین دولت مشغول اقدام برای » کودتا » هستند. از آقای دکتر بخواهید که امر کنند اسلحه در اختیار ما بگذارند. ما گارد ملی تشکیل خواهیم داد و تحت امر دولت خواهیم بود. بآنها قول دادم که فورا مطلب را به عرض دکتر مصدق برسانم و همین کار را هم کردم ولی دکتر مصدق جواب منفی داد .
دکتر مصدق به رغم اخبار رسیده و وضعیت غیرعادی که در سپهر سیاسی ایران اتفاق افتاده بود، همچنان بر رفتار قانونی و عملکرد اصلاح طلبانه و آرام پای فشاری می کرد. به عنوان مثال «حتی دکتر مصدق پس از تظاهرات طرفداران حزب توده ایران در روز ۲۷ مرداد دستور سرکوبی هرگونه تظاهراتی را که در آن لغو سلطنت مطرح شود، به ارتش ابلاغ می کند. (نقل از نوشته علی شایگان)
درصفحات۲۷۲ و۲۷۳ خاطرات و تالمات مصدق می خوانیم : همه می دانند که عصر روز ۲۷ مرداد دستور اکید دادم هر کس حرف از جمهوری بزند او را تعقیب کنند و نظر این بود که از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی در خواست شود هر قدر زودتر به ایران مراجعت فرمایند…. من نه فقط با جمهوری دموکراتیک بلکه با هر رقم دیگر آن هم موافق نبودم … نه می خواستم ترتیب وراثت تخت و تاج را تغییر دهم، نه رژیم مشروطه را به جمهوری، آن هم جمهوری دموکراتیک تبدیل نمایم،…»
در رابطه با دستور اکید مصدق، کیانوری می نویسد:» مصدق که وحشت زده شده بود، به فرمانداری نظامی تهران دستور داد که تظاهرات حزب توده را سرکوب کند.»
عصر روز ۲۷ مرداد، حمله ی وحشیانه پلیس و فرمانداری نظامی تهران به تظاهرکنندگان در خیابانها آغاز شد. سربازان و پلیس با شعارهای – زنده باد شاه – مردم را وحشیانه کتک می زدند و زخمی می کردند و بازداشت می نمودند.
در ادامه نوشته کیانوری می خوانیم: در روز۲۷ مرداد نزدیک به ۶۰۰ نفر از افراد و مسئولین و کادرهای حزب ، که بعضی در رده های متوسط یعنی عضو کمیته های محلی بودند، دستگیر شدند و این امر ضربه بسیار بزرگی بر ارتباطات حزب وارد آورد.(نقل از خاطرات کیانوری ص ۲۶۸و۲۶۹)
در مقابل اقدامات مصدق : دولت در سایه ی زاهدی با پشتیبانی دولت های امریکا و انگلیس ومطبوعات تحت تسلط شان همراه با عوامل شرکت های بزرگ نفتی به نشر اعلامیه های از طرف هواداران دربار در نشریات دست راستی داخلی و خارجی ادامه می داد.
– مرتجعین مذهبی به سرپرستی کاشانی: بازار، اوباشان، باجگیران و دوزخیان روی زمین (لومپن ها) را علیه نیروهای حزب توده، کارگران متشکل در شورای متحده و طرفداران مصدق سازمان می دادند و با حمله به دفاتر حزب و شورای متحده در جامعه جو وحشت می آفریدند.
در افسانه های آذربایجانی آمده است روزی در حاشیه ی جنگلی دو درخت با هم گفتگو می کردند. یکی به دیگر گفت، می گویند تبر می آید. دومی می پرسد تبر چیست؟ و برای چه می آید؟ اولی می گوید تبر یک تکه آهن است و برای قطع کردن جنگل می آید. دومی می خندد و میگوید چگونه یک تکه آهن می تواند جنگلی به این بزرگی را قطع کند؟؟؟!! اولی جواب می دهد چون دسته اش از خودمان هست. در این افسانه حقیقتی نهفته و از منظر آن، کودتای ۲۸ مرداد اگر توانست طمع شیرین ملی شدن صنعت نفت را در کام مردم ایران تلخ کند، به این علت بود که علاوه بر بی عملی، سازشکاری و دنباله روی حزب توده ایران، امپریالیست های امریکائی و انکلیسی عاملان بومی موثری در میان ارتش، روحانیون، و طرفداران مصدق داشت که عبارت بودند از:
– سرهنگ حسن اخوى رئیس رکن دو ارتش طراح، برنامه ریز و سازمانده کودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ به نوشته حسین فردوست » او مغز متفکر کودتا یکی از دو افسری بود که جزء امیدهای ویژه و اصلی این کودتا محسوب می شدند. … او در ۱۹مرداد به ملاقات شاه رفت و اسامی افسرانی را که جهت کودتا خود را آماده کرده بودند، به شاه ارائه داد. شاه گفت هیچ برگهای را امضاء نخواهد کرد؛ ولی آن را تایید نمود. حسن اخوی تاکید برامضاء کردن شاه داشت و به شاه گفت در صورت اجرای درست طرح ستاد پیروزی قطعی است. شاه پس از مشورت با روزولت به واسطه اسدالله رشیدیان قبول کرد اوراق را امضاء نماید؛( فردوست، حسین؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ ششم، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۱۸۰)
– سید حسن امامی (۱۲۸۱-۱۳۵۸)· مدت کوتاهى رٸیس مجلس هفدهم بود· او بعنوان سلطنت طلبى سرسخت، از سوى شاه بسمت امام جمعه تهران منصوب شد· او رابطه اى خویشاوندى با مصدق داشت، اما او را خاٸن به طبقه خود میدانست·
– جمال الدین امامی (۱۲۸۱-۱۳۴۵)· یکى از مخالفان اصلى مصدق و فرزند امام جمعه خوى بود· او نخست به نمایندگى از شهر خود و سپس تهران، به مجلس راه یافت و یکى از منتقدان معروف مصدق در مجلس شانزدهم بود· پس از کودتاى ۲۸ مرداد، سفیرى ایران در رم را بعنوان پاداش بدست آورد·
– مظفر بقایى (۱۲۹۰-۱۳۶۶)· سیاستمدار تک رویى که نخست با هیاهو از مصدق پشتیبانى کرد، اما با هیاهو و جنجال بیشتر به مخالفت با او برخاست· او که عضو خانواده اى سرشناس در کرمان بود، در فرانسه تحصیل کرده و در دانشگاه تهران فلسفه تدریس میکرد· در مجلس پانزدهم تا هفدهم نماینده مردم کرمان و رهبر حزب زحمتکشان بود·
– سرتیپ عبدالحسین حجازى (۱۲۸۶-۱۳۶۹)· استاندار سابق خوزستان بود· بریتانیاییها رفتار او با شرکت نفت را دوستانه میدانستند· او در زمان نخست وزیرى مصدق یکى از مشاوران نزدیک شاه بشمار میرفت، و یکی از مجریان اصلی کودتاى سال ۱۳۳۲ بود·
– سرلشگر فضل الله زاهدى (۱۲۶۹-۱۳۴۲)· رهبر رسمى کودتاى ۲۸ مرداد؛ آموزش دیده در مکتب تزاریستهاى، عضو سابق بریگاد قزاق و از سال ۱۳۲۱ جزو ستون پنجم آلمان بود که بعداز اشغال ایران دستگیر وتبعد شد و در برگشت به ایران بخدمت امپریالیسم امریکا در آمد.
– ابولحسن عمیدى نورى (۱۲۷۲-۱۳۵۷)· مدیر روزنامه داد· در خانواده اى زمیندار در مازندران به دنیا آمد و در رشته حقوق تحصیل کرد اما سر از روزنامه نگارى درآورد· از اعضاى بنیانگذار جبهه ملى بود، اما بلافاصله از مصدق جدا شد و با شرکت در کودتاى ۲۸ مرداد، در زمره نخبگان حکومت جدید درآمد· و پس از انقلاب ۱۳۵۷ اعدام شد·
– آیت الله سید ابوالقاسم کاشانى (۱۲۶۷-۱۳۴۰)·طى جنگ جهانى دوم٬ از سوى انگلیسیها بعلت داشتن رابطه با آلمان نازى زندانى شد· وى نقش مهمى در تضعیف مصدق ایفا کرد· آیت اﷲ کاشانی ، با شاه و زاهدی کنار آمد. و طرفدارانش را نظیر شعبان بی مخ و طیب رضائی و چاقو کشان میدان های تره بار و نظایر آنها را برای کمک به کودتا بجان مردم و طرفداران حزب توده و کارگران متشکل در شورای متحده انداخت .
سرتیپ محمد دفترى، سرهنگ عباس فرزانگان و سرهنگ ولی محمد زند کریمی، سرلشکرنادر باتمانقلیچ، سرهنگ نعمت الله نصیری و… از دیگر اعضای بومی کودتا بودند·
تمام شواهد نشان می داد که کودتای برنامه ریزی شده در شرف وقوع است. اسامی کودتاچیان در دست دولت بود و نیروهایی در خدمت دولت مصدق حاضر و آماده فداکاری بودند. اما مصدق در مقام فرمانده ارتش در خانه به انتظار حوادث نشسته بود و هیچ عملی انجام نداد.
ریشه های تاریخی کودتاى۲۸ مرداد
کودتای نظامی سوم اسفند۱۲۹۹ پس از کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر روسیه در اکتبر ۱۹۱۷ (آبان ۱۲۹۶ ) در راستای سیاست محاصره کشور شوراها بود. ژنرال انگلیسی دنسترویل در رابطه با کودتای سوم اسفند و به قدرت رسیدن رضا شاه در کتاب خاطرات خود می نویسد: تنها رقیب نیرومند ما (انگلستان ) در ایران دولت روسیه است و چون آن دولت قهرأ در حال انقلاب است بریتانیا می تواند از این فرصت بهترین استفاده را نموده، یک دیکتاتوری نظامی نیرومند در ایران به وجود آورد.
این دیکتاتور که در ظاهر بسیار عظیم و در باطن آلت دست ماست باید تمام مقاصد ما را تامین کند. بوسیله همین شخص باید در ایران یک ارتش قوی و نیرومندی بوجود آورد که از صدای پای سربازان آن هنگام رژه زمین بلرزد ولی البته این اساس ظاهری بوده و رشته کارها باطنأ در دست ما باشد تا اگر بریتانیای کبیر بنا به مقتضیات سیاسی خواست با روسیه از در صلح برآید با یک اشاره کوچک این قشون آراسته و بنای پوشالی را از هم بپاشد و اگر بالعکس خواستیم با روسیه بجنگیم با کمکهای مادی و معنوی همین دولت را تقویت کرده و به جان روسیه بیندازیم ( مجله خواندینها، سال دوازدهم- شماره ۲۵ دوم آذرماه ۱۳۳۰ ص۱۰ منبع روزنامه دیپلمات ایران – نقل از ص۸۹ رضاشاه وقشون متحدالشکل)
رضا شاه پس از سرکوب جنبش کارگری و تصویب قانون سیاه ضد کمونیستی ۱۳۱۰ با عقد قرارداد الحاقی نفت در خدمت امپریالیسم انگلیس بود. گردش رضا شاه از سال ۱۳۱۲به طرف آلمان هیتلری باعث رنجش خاطر انگلیس و برکناری او در شهریور بیست شد.
سقوط رژیم دیکتاتوری رضا شاه، آزادی زندانیان سیاسی، رشد افکار آزادی خواهی، پیروزی ارتش سرخ کارگران در جبهه استالینگراد، تشکل یابی طبقه کارگر، خواست ملی شدن صنعت نفت و گسترش مبارزات استقلال طلبانه مردم و بوجود آمدن اردوگاه کشورهای سوسیالیستی، توطئه علیه کمونیستها و نیروهای مترقی و استقلال طلب را در دستور کار روزانه جهان سرمایه داری به رهبری امپریالیسم تازه نفس امریکا قرارداد. با اجرائی شدن دکترین ترومن از مارس ۱۹۴۷، آمریکا با ایجاد پایگاه نظامی ARMISH (ارمیش) در ایران، ایران را به لیست کشورهای شرق مدیترانه اضافه کرد. وظیفه اصلی دکترین ترومن جلوگیری ازنفوذ شوروی درجهان بویژه درمنطقه خاورمیانه باخص درایران بود. از این منظر می توان کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را در چارچوب توطئه و جنگ سرد جهان سرمایه داری علیه قدرت گیری نیروهای ملی و تشکل یابی طبقه کارگر و اشاعه افکار سوسیالیستی در ایران ارزیابی کرد.
از نظر امپریالیسم انگلیس کنترل نفت از تولید تا فروش در خارومیانه و امنیت جهان : » وابسته به میزان قابل ملاحظه نفت از منابع خاورمیانه است· اگر رویکرد نفتى ایران به عربستان سعودى یا عراق نیز سرایت کند، کل ساختار و همچنین توانایى ما [ امپریالیست ها] در دفاع از خود از بین خواهد رفت. ۱۹۵۱/۳۴-۹۸۶۰۸Foreign Office, “Memo of Conversation (February 14, 1951),” FO 371/Persia
از این منظر ریشه کودتای ۲۸ مرداد نهفته بود، در پیشبرد اهداف جنگ سرد علیه کشورهای سوسیالیستی و در مرکز آنان شوروی، کنترل منابع نفتی خاورمیانه از تولید تا فروش درجهت حفظ منافع دول امپریالیستی و تامین منابع فسیلی برای صنایع و ماشین جنگی جهان سرمایه داری، جلو گیری از تاثیر بخشی مبارزات آزادیبخش طبقه کارگر و مردم ایران در سه قاره افریقا، آسیا و امریکای لاتین بویژه در خاورمیانه.
ولی به رغم کودتا و مسلط شدن مرتجعین داخلی و خارجی بر سرنوشت ملت ایران با گذشت بیش از ۷ دهه خاطره پرشکوه مبارزات طبقه کارگر و مردم برای رهائی از چنبره دربار و استعمارگران بین المللی در حافظه تاریخی مردم و طبقه کارگر ایران زنده است.

