به قلم تد اسنایدر
Antiwar.com
ترجمه مجله جنوب جهانی
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها بر ضرورت سازشهای دشوار اما منطقی از سوی روسیه و اوکراین برای پیشبرد روند صلح تأکید کرده است. او ابراز امیدواری کرده که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، «خوب عمل کند» و ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، «انعطافپذیری از خود نشان دهد.»
اما ترامپ در مواجهه با درگیریهایش با ایران و ونزوئلا، هیچ نشانهای از چنین انعطافپذیری یا سازشی بروز نداده است. او بهجای درگیر شدن در یک بدهبستان و برداشتن گامهای ظریف برای سازش، خواستههای حداکثری خود را با تهدیدهای نظامی بر طرفهای مقابل تحمیل کرده است.
این رویکرد مذاکراتی، که ترامپ به آن انتقاد دارد و امیدوار به تغییرش است، به طور متناقض و ریاکارانهای همان تاکتیکی است که به روسیه نسبت داده میشود. مارک گالئوتی اخیراً درباره «سبک مذاکراتی روسیه که به دوران شوروی بازمیگردد» چنین نوشته است: «کرملین بهجای رقص متقابل امتیازات کوچک و قدمبهقدم به سوی توافق، تمایل دارد خواستههای مضحک، و حتی توهینآمیز و افراطی خود را تا آخرین لحظه حفظ کند.»
با وجود اینکه ایران تمایل به سازش نشان داده، آمریکا هیچگونه سازشی از خود نشان نداده است. بنا بر گزارشها، ایران آمادگی خود را برای بحث درباره دو نسخه از سازش پیرامون برنامه هستهای غیرنظامیاش ابراز کرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفته است که «چندین ایده برای یک راهحل برد-برد وجود دارد.» یکی از این ایدهها این است که ایران اورانیوم بسیار غنیشده خود را صادر یا تبدیل کند و غنیسازی آتی را به ۳.۶۷ درصد محدود کند؛ در عین حال، با شفافیت حداکثری و بازرسیها با همکاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) موافقت کند. ایده دیگر این است که ایران برنامه هستهای خود را در قالب یک کنسرسیوم بینالمللی ادغام کند که به ایران اجازه غنیسازی اورانیوم را میدهد اما با تقسیم نقشهای مختلف در فرآیند غنیسازی در میان کشورهای عضو، دسترسی به کل فرآیند غنیسازی را از ایران سلب میکند. احتمالاً عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز از اعضای این کنسرسیوم خواهند بود. کشورهای عضو مختلف میتوانند با نظارت بر یکدیگر، به آژانس کمک کنند.
اما ایالات متحده هیچیک از این راهحلهای سازش را نپذیرفته و حتی آنها را بهعنوان نقطه شروعی برای مذاکرات بیشتر در نظر نگرفته است. در عوض، آنها به خواسته حداکثری خود مبنی بر توقف کامل برنامه غنیسازی غیرنظامی ایران پافشاری کردهاند؛ برنامهای که ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، حق قانونی آن را دارد.
آیتالله خامنهای، رهبر ایران، اخیراً از مذاکره با آمریکا به این شیوه ابراز ناامیدی کرده و گلهمند بوده که «آنها میخواهند ایران، با تاریخ بزرگش و مردمش، با تمام افتخار و شکوهشان، از آمریکا اطاعت کند.» به عقیده وی، مذاکره زمانی ممکن نیست که یک طرف از دیگری بخواهد به «فرمانهای آنها گردن نهد» به جای اینکه برای یک توافق سازشآمیز تلاش کند: «کسانی که میگویند: «چرا با آمریکا مذاکره مستقیم نمیکنید و مسائل خود را حل نمیکنید؟» – به نظر من، آنها نیز فقط ظاهر قضیه را میبینند. این ماهیت قضیه نیست. این موضوعی نیست که بتوان آن را حل کرد.»
با وجود سازشهای ایران و سرسختی آمریکا، این ایران است که مجازات میشود. نشست اخیر میان ایران، فرانسه، بریتانیا و آلمان «بدون نتیجه نهایی» در مورد چگونگی جلوگیری از تحریمهای بازگشتی (snapback sanctions) که به معنای بازگشت به تحریمهای گسترده سازمان ملل علیه ایران است، به پایان رسید. بازگشت تحریمها نتیجه این خواهد بود که آمریکا و شرکای کوچکترش در اروپا، ایران را به عدم پایبندی به توافق هستهای ۲۰۱۵ متهم کنند، حتی با اینکه ایران به لحاظ قانونی اجازه خروج از این توافق را دارد، چرا که ایالات متحده ابتدا از آن خارج شده و آن را نقض کرده است.
ایالات متحده به همان اندازه در مورد ونزوئلا نیز تمایلی به سازش ندارد؛ اگرچه مشخص نیست که ونزوئلا برای سازش باید چه کاری انجام دهد، به جز پذیرش تغییر رژیمی که آمریکا مدتهاست به دنبال آن است.
در اوایل ماه اوت، ترامپ دستوری را برای استفاده از نیروی نظامی به جای نیروی انتظامی، برای مبارزه با کارتلهای مواد مخدر در آمریکای لاتین امضا کرد. این دستور امکان عملیات نظامی در آبهای ونزوئلا و خاک این کشور را فراهم میآورد. به گفته یکی از مقامات آمریکایی، داراییهای دریایی آمریکا میتوانند «بهعنوان سکویی برای حملات هدفمند در صورت اتخاذ تصمیم» استفاده شوند.
ترامپ چندین کارتل مواد مخدر، از جمله کارتل «لوس سُلس» ونزوئلا را به عنوان سازمانهای تروریستی خارجی معرفی کرده است. وزارت امور خارجه آمریکا میگوید این سازمانها «تهدیدی برای امنیت ملی فراتر از تهدیدات جرائم سازمانیافته سنتی» محسوب میشوند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، میگوید که این امر به آمریکا اجازه میدهد «از دیگر عناصر قدرت آمریکا، از جمله سازمانهای اطلاعاتی، وزارت دفاع، یا هر نهاد دیگری، برای هدف قرار دادن این گروهها» استفاده کند. این به معنای آن است که ایالات متحده میتواند علیه ونزوئلا اقدام نظامی کند.
علاوه بر این، دولت ترامپ ادعا میکند که نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، رئیس کارتل «لوس سُلس» است و جایزه ۵۰ میلیون دلاری برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری او شود، تعیین کرده است. با وجود اینکه اتهام علیه مادورو بیاعتبار شده است، این اقدامات ونزوئلا و رئیسجمهورش را در تیررس ارتش آمریکا قرار میدهد.
در ۲۷ ژوئیه، روبیو اعلام کرد که «مادورو رئیسجمهور ونزوئلا نیست و رژیم او دولت مشروع نیست… مادورو رهبر سازمان تروریستی-قاچاقچی مواد مخدر به نام کارتل ‹لوس سُلس› است.»
در همین راستا، طی چند روز گذشته، ایالات متحده موجهایی از کشتیها و هواپیماهای نظامی را به آبهای بینالمللی در نزدیکی ونزوئلا اعزام کرده است. این تجهیزات شامل سه ناوشکن مجهز به موشک هدایتشونده «آئگیس»، چندین هواپیمای جاسوسی P-۸ و دستکم یک زیردریایی اتمی حمله سریع میشود. این کشتیها محل استقرار ۴۵۰۰ پرسنل نظامی آمریکایی، از جمله ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی هستند.
در پاسخ به آنچه تهدید میبیند، ونزوئلا از برنامهریزی برای استقرار یک نیروی شبهنظامی ۴.۵ میلیون نفری خبر داده است. مادورو «امپراتوری» را متهم کرد که «دیوانه شده و تهدیدهای خود را علیه صلح و آرامش ونزوئلا تجدید کرده است.»
در حالی که ترامپ از اوکراین و روسیه برای توقف جنگشان خواهان سازش است، به نظر میرسد خود او در زمینهای که میتواند منجر به دو جنگ دیگر شود، تمایلی به سازش ندارد.
تد اسنایدر یک ستوننویس ثابت در زمینه سیاست خارجی و تاریخ ایالات متحده در Antiwar.com و The Libertarian Institute است. او همچنین از نویسندگان پرکار Responsible Statecraft و The American Conservative و نشریات دیگر است. برای حمایت از آثار او یا درخواست برای حضور در رسانهها یا سخنرانیهای مجازی، میتوانید با او در tedsnider@bell.net تماس بگیرید.

