خاوران و تندباد تاریخ: روایتی از فاجعه‌ای که زمان را در خود فشرده است

در


به یاد کشتار ۶۷
مجید افسر
مجله جنوب جهانی

تاریخ این سرزمین، پر است از فراز و نشیب‌های خونین. اما در میان صفحات آن، برخی فصول چنان تاریک و دردناک‌اند که حتی گذر سال‌ها نیز نمی‌تواند غبار فراموشی بر آن‌ها بنشاند. واقعه خاوران، که در قلب مرداد و شهریور سیاه ۱۳۶۷ رخ داد، از جمله این فصول است؛ جنایتی که اگرچه در سکوت و خفا به وقوع پیوست، اما پژواک هولناک آن تا به امروز در گوش تاریخ طنین‌انداز است.
در آن ایامِ پرآشوب، زمانی که طوفان‌های سیاسی و جنگ تحمیلی، ارکان حکومت را به لرزه درآورده بود، حاکمان وقت با تصمیمی بی‌سابقه، مسیر ترور و سرکوب را در پیش گرفتند. هدف، نه فقط پایان دادن به مقاومت سیاسی در داخل، بلکه انتقامی کور و خونین از خیانت مجاهدین خلق بود که در جبهه جنگ با عراق همکاری کرده بودند. بعدها، علی رازینی، یکی از مقامات بلندپایه قضایی، اعتراف کرد که این کشتار جمعی، واپسین تصمیم حیاتی خمینی بود؛ تصمیمی که به گواه او، سرنوشت و مسیر آینده حکومت را رقم زد.

حکم نهایی و هیئت مرگ

این فاجعه با صدور فتوایی از سوی آیت‌الله خمینی آغاز شد؛ فتوایی که به اعدام «محاربین» و کسانی که بر «نفاق» خود پای می‌فشردند، حکم داد. این فرمان، به مثابه مجوزی رسمی برای اعدام کسانی بود که تنها گناهشان، داشتن اندیشه‌ای متفاوت بود. برای اجرای این فتوای هولناک، «هیئت مرگ» تشکیل شد. این هیئت، متشکل از مقامات قضایی و امنیتی، با حضور در زندان‌ها، تنها با چند پرسش کوتاه و ساده، سرنوشت زندانیان را تعیین می‌کرد. در این محاکماتِ چنددقیقه‌ای، پاسخ به پرسش‌هایی درباره باورهای مذهبی و سیاسی، خط حائل میان زندگی و مرگ بود.

قربانیان، در سکوت دفن شدند

بسیاری از اعدام‌شدگان، جوانانی بودند که سال‌ها از عمر خود را در زندان سپری کرده بودند و حتی برخی از آن‌ها دوره محکومیت خود را به پایان رسانده بودند. آن‌ها در سکوت مطلق، بی‌آنکه خانواده‌هایشان از سرنوشت‌شان آگاه شوند، اعدام و در گورهای دسته‌جمعی بی‌نام و نشان، در خاوران و دیگر نقاط ایران به خاک سپرده شدند. خانواده‌ها ماه‌ها و سال‌ها در بی‌خبری دردناکی به سر بردند و پس از جستجوهای بی‌وقفه، از حقیقت تلخ عزیزان خود آگاه شدند. این جنایت نه تنها جان انسان‌ها را گرفت، بلکه روح بازماندگان را نیز زخمی کرد که درد آن تا به امروز تسکین نیافته است.
صدای اعتراض بلند شد

در آن زمان، معدود افرادی از مقامات بلندپایه به این کشتار اعتراض کردند. در رأس آن‌ها، آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم‌مقام وقت رهبر، بود که با شجاعت تمام، این اقدام را «جنایت‌کارانه» خواند و به اعضای هیئت مرگ هشدار داد: «شما را در آینده جزء جنایتکاران تاریخ می‌نویسند.» این اعتراضات برای او گران تمام شد و به بهای از دست دادن جایگاه و حبس خانگی طولانی‌مدت او تمام شد.

امروزه، این واقعه همچنان به عنوان لکه‌ای سیاه بر دامن حقوق بشر حکومت ایران باقی مانده است. فعالان حقوق بشر، سازمان‌های بین‌المللی و حتی برندگان جایزه نوبل، بارها خواستار تشکیل کمیسیون تحقیق بین‌المللی برای روشن شدن ابعاد این کشتار و محاکمه عاملان آن شده‌اند. این تلاش‌ها گواهی است بر این حقیقت که حافظه تاریخی یک ملت هرگز نمی‌میرد و حقیقت، هرچند دیر، اما در نهایت آشکار خواهد شد.