جمع آوری و تنظیم مجله جنوب جهانی
در حالی که کارگران سراسر کشور با مشکلات ساختاری و معیشتی فزایندهای روبرو هستند، شرایط اقتصادی، ناترازی انرژی و هزینههای بالای آموزش، فشارهای چندگانهای را بر دوش نیروی کار و خانوادههای کارگری گذاشته است. از تأخیر در پرداخت حقوق تا بحران برق و خودکشی معلول فقر و تبعیض، واقعیت تلخ زندگی کارگری در ایران در روزهای اخیر بار دیگر با صدای اعتراض و ناامیدی خود را نشان داده است.
در شهرک صنعتی ابهر، کارگران فولاد سیادن که حدود 250 نفر هستند، به شدت به وضعیت نامناسب معیشتی و شغلی خود اعتراض کردند. این کارگران اعلام کردند که دوماه است حقوق تیر و مرداد را دریافت نکردهاند و پرداخت دستمزدها بهصورت نامنظم و منوط به اعتراض است. آنها همچنین از کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی در محیط کار، بهویژه سرویسهای بهداشتی نامناسب، شکایت دارند. کارگران تأکید کردند که تأخیر در پرداخت حقوق در شرایط اقتصادی فعلی، زندگی خانوادههایشان را بهشدت تحت فشار قرار داده و موجب ناامنی معیشتی شده است.
در استان لرستان نیز بحران برق، ضربهای سنگین به واحدهای تولیدی و در نتیجه به کارگران وارد کرده است. محمدحسن موسیوند، دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان، در گفتگو با ایلنا، از بیکاری 150 کارگر پیمانکاری کارخانه فروآلیاژ ازنا خبر داد و تأکید کرد که ناترازی در تأمین حاملهای انرژی، بیشترین آسیب را به کارگران وارد کرده است. وی تصریح کرد: «قطع برق، معادل قطع معیشت کارگران است.» به گفته او، بسیاری از کورهها در این کارخانه خاموش شده و تنها یک کوره بهصورت محدود فعالیت دارد. این وضعیت نه تنها منجر به تعدیل نیرو و بیکاری شده، بلکه کارگران را از مزایای اضافهکاری و درآمدهای جانبی محروم کرده و آنان را به سطح حداقل معیشت رسانده است. موسیوند از دولت خواست تا با مدیریت بهتر منابع انرژی، از تعطیلی واحدهای تولیدی و بیکاری بیشتر جلوگیری کند.
در بخش آموزش نیز کارگران با مشکلات جدی مواجه هستند. سیمین یعقوبیان، فعال کارگری، به هزینههای سرسامآور تحصیل اشاره کرد و گفت: برای خانوادههای کارگری با حقوق حداقلی (15 تا 20 میلیون تومان)، تأمین هزینههای مدرسه فرزندان بسیار دشوار است. قیمت یک دفترچه 100 برگ به بیش از 100 هزار تومان رسیده و برخی دفترها تا 300 هزار تومان قیمت دارند. قیمت کتب درسی نیز 110 تا 120 درصد افزایش یافته است. اما بار سنگینتر، هزینه لباس فرم مدرسه است که برای برخی مدارس، به بیش از یک میلیون و پانصد هزار تومان میرسد. یعقوبیان تأکید کرد که طبق اصل 30 قانون اساسی، آموزش باید رایگان باشد، اما در عمل، مدارس دولتی نیز از والدین وجه دریافت میکنند که این امر کاملاً غیرقانونی است. وی انتقاد کرد: «قانون روی کاغذ است و عمل در میدان چیز دیگری.» و خواستار بازرسیهای سرزده و شفاف از مدارس شد تا از دریافت وجههای اجباری جلوگیری شود.
در همین راستا، کارگران مشغول در نهادهای دولتی نیز از تبعیض در پرداخت مزایای مزدی شکایت دارند. آنها خواستار اعمال فوقالعاده خاص در تمامی بخشهای دولتی هستند و میگویند که کارگران مشمول قانون کار نباید از این مزیت محروم بمانند. اخیراً، اپراتورهای پستهای فشار قوی برق کشور نیز با تجمع مقابل سازمان اداری و استخدامی کشور، خواستار اعمال این فوقالعاده شدند و تأکید کردند که کار آنها از کارمندان پشت میز سختتر است، اما مزایایشان کمتر است.
در نمادی تأسفبار از بحران کارگری، دو کارگر ارکان ثالث پتروشیمی رازی که به دلیل پایین بودن حقوق و مزایا و تبعیض مدتی است ممنوع الورود شدهاند، قصد خودکشی داشتند. این دو کارگر با بالا رفتن روی خطوط لوله شرکت، به اقدامی نمادین دست زدند که تنها با حضور بهموقع نیروهای آتشنشانی، فرماندار ماهشهر و مسئولان شرکت، از این کار منصرف شدند. این حادثه، نشاندهنده عمق بحران معیشتی و روانی کارگران است که سالهاست مطالباتشان بیپاسخ مانده است.
این مجموعه از رویدادها، تصویری جامع از وضعیت دشوار کارگران در ایران ارائه میدهد: از تأخیر در پرداخت حقوق و کمبود امکانات رفاهی، تا تهدید بیکاری ناشی از قطعی برق، هزینههای سرسامآور آموزش و تبعیض در مزایای شغلی، و در نهایت، اقدام به خودکشی به دلیل ناامیدی. کارگران نه تنها از بیعدالتی اقتصادی، بلکه از بیتوجهی نظامی که باید حامی حقوق آنها باشد، رنج میبرند.
در شرایط بحرانی کمبود آب و برق و تهدید جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نیاز به اقدام فوری و سیاستگذاریهای عادلانهتر در حوزههای اشتغال، انرژی، آموزش و عدالت اجتماعی احساس میشود. بدون توجه به صدای کارگران، بحرانهای معیشتی و اجتماعی نه تنها تشدید خواهند شد، بلکه ممکن است به بحرانهای بزرگتری تبدیل شوند.
