در روزهای اخیر، شاهد تحولات گستردهای در عرصه کار و کارگری بودهایم که تصویری تلخ از وضعیت معیشتی، درمانی و ایمنی کارگران و بازنشستگان کشور ارائه میدهد. از تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف تا حوادث مرگبار در محیطهای کاری، زنگ خطری برای نظام مدیریت کار و بیمه در ایران به صدا درآمده است.
در اصفهان، مازندران و کرمان، بازنشستگان صنعت فولاد و معدن با تجمع در مقابل ساختمان کانون بازنشستگی، خواستار اجرای تعهدات قانونی دولت در چارچوب برنامه هفتم توسعه شدند. آنها خواهان اصلاح همسانسازی حقوق، بازگشت صندوق فولاد به جایگاه قانونی خود، پرداخت بهموقع معوقات، اعطای افزایش ۶۵ درصدی حقوق در سالهای ۹۹ و ۱۴۰۰، و تأمین درمان رایگان هستند. این مطالبات پس از سالها پیگیری، همچنان برآورده نشده و ناامیدی را در میان بازنشستگان افزایش داده است.
همزمان، بازنشستگان تأمین اجتماعی نیز در شهرهایی مانند رشت، شوش و اهواز با تجمع اعتراضی، وضعیت نابسامان صندوق تأمین اجتماعی را به چالش کشیدند. آنها با شعارهایی چون «حقوقمان برای نصف ماه هم کافی نیست»، نسبت به تأخیر پنجماهه در پرداخت معوقات و ناترازی مالی صندوق اعتراض کردند و پرسیدند: «چرا باید یک صندوق پردرآمد به این روز بیفتد؟»
یکی از بازنشستگان که با ایلنا صحبت کرد، با اشاره به حقوق ۱۶ میلیون تومانی خود که تنها منبع درآمدش است، گفت: «زندگی با این مبلغ بسیار سخت است. مستاجر هستم، دارو مصرف میکنم و مجبورم به جای پزشک متخصص به پزشک عمومی مراجعه کنم، چون توان پرداخت هزینه ویزیت متخصص را ندارم.» او افزود: «ما سالها به تأمین اجتماعی بیمه دادیم، اما اکنون حتی داروخانهها هم قرارداد با این صندوق ندارند و مجبوریم هزینه دارو را از جیب خود بپردازیم.»
در این میان، کارگران شرکت آلومینیوم اراک نیز به دلیل کمبود نیرو، کار بیش از حد، فرسودگی تجهیزات و مشکلات ایمنی، اعتراض صنفی برگزار کردند. آنها از عدم اجرای بهموقع اورهال (تعمیرات دورهای) و قطعی برق که باعث افزایش حجم کار و خطرات جانی شده، شکایت دارند. برای نشاندادن نارضایتی، برخی از کارگران چندین روز دست از غذا خوردن کشیدند و خواستار اصلاح شرایط کار شدند.
کارگران کیش چوب در جزیره کیش نیز در شرایطی دشوار به سر میبرند. آنها از عدم پرداخت حقوق معوقه پنج ماهه، عیدی پایان سال (معادل دو ماه حقوق) و تعلق نیافتن حق بیمه از اردیبهشت ماه به بعد، شکایت دارند. این کارگران که اغلب از سایر استانها مهاجرت کردهاند، از مدیریت کارخانه میخواهند به جای تهدید، به مشکلات معیشتی آنها رسیدگی کند. «ما طعم افزایش حقوق را نچشیدیم»، عنوان کردند، و تأکید کردند که تنها خواستار وصول مطالبات خود برای تأمین معاش خانوادههایشان هستند.
در محزونکنندهترین رویدادها، شاهد چندین حادثه مرگبار در محیط کار بودهایم. در منطقه ویژه اقتصادی رفسنجان، کارگر ۴۰ سالهای حین کار در یک کارخانه صنعتی از ارتفاع سقوط کرد و جان خود را از دست داد. در شهرستان اسفراین، دو کارگر مقنی بر اثر گازگرفتگی در عمق چاه، هنگام تلاش برای نجات یکدیگر، کشته شدند. همچنین، کارگر دیگری در معدن زغالسنگ «پابدانا» در کرمان به دلایل نامعلومی در محل کار جان باخت. در تمام این حوادث، مراجع قضایی و بازرسی اداره کار پیگیریهای خود را آغاز کردهاند.
همزمان، کارگران ارکان ثالث نفت و گاز گچساران نیز برای چندمین بار در هفته جاری با تجمع اعتراضی، خواستار حذف پیمانکاران و شرکتهای تأمین نیرو شدند. آنها بیش از سه سال است که منتظر برقراری عدالت در استخدام و حقوق هستند و معتقدند تا زمانی که قراردادهای مستقیم منعقد نشود و شرکتهای واسطه برچیده نشوند، عدالت شغلی حاکم نخواهد شد.
این مجموعه از رویدادها نشان میدهد که کارگران و بازنشستگان در سراسر کشور با چالشهایی عمیق و ساختاری مواجه هستند: از ناکافی بودن حقوق و معوقات، تأخیر در پرداختها، کمبود ایمنی در محیط کار، تبعیض در استخدام، تا دسترسی محدود به خدمات درمانی. صدای این افراد که سالها به اقتصاد کشور پشتیبانی کردهاند، اکنون بیش از هر زمان نیازمند شنیده شدن است. آنها نه تنها خواهان وصول مطالبات قانونی خود هستند، بلکه خواهان عدالت، امنیت معیشتی و کرامت انسانی در آخر عمر یا در طول فعالیت شغلی خود هستند.
در حالی که اعتراضات ادامه دارد، پرسشهای بزرگی پیش روی مسئولان قرار دارد: چرا صندوقهای بیمه و بازنشستگی در این وضعیت ناپایدار قرار گرفتهاند؟ چرا ایمنی کارگران بهانهای برای سیاستگذاری نیست؟ و مهمتر از همه، چه زمانی صدای کارگر و بازنشسته به جای شعار، در عمل شنیده خواهد شد؟
