در حالی که کارگران و بیمهشدگان صندوق تأمین اجتماعی سالها از حقوق خود یکسوم را به عنوان حق بیمه کنار میگذارند تا در «روز مبادا» پشتیبانی شوند، امروز این «روز مبادا» نه تنها آرامشی به همراه نداشته، بلکه به درد و رنجی مضاعف تبدیل شده است. از تأخیرهای چندماهه در پرداخت غرامت ایام بیماری تا حوادث کاری مرگبار، از بیکاری ناگهانی تا اعتراضات گسترده بر سر حقوق معوق، کارگران کشور با مشکلاتی جدی و ساختاری روبرو هستند که گویی هر روز عمق بیشتری میگیرد.
غرامت بیماری، انتظاری طولانی بر تخت بیمارستان
یک کارگر پس از سالها کار و پرداخت بیمه، در اسفند ۱۴۰۳ به دلیل بیماری شدید بستری میشود. مدارکش را فوراً به صندوق تأمین اجتماعی ارسال میکند، اما تا خرداد ماه بعد هیچ خبری از پرداخت غرامت دستمزد ایام بیماری نیست. در نهایت در ۴ خرداد پیامکی مبنی بر «پرداخت ماه آینده» دریافت میکند، اما تا پایان مرداد، هنوز از پرداخت خبری نیست. چند ماه انتظار برای دریافت حقی که قانوناً تضمین شده است، تنها بخشی از داستان دردناک کارگرانی است که در بیماری، به جای آرامش، با بوروکراسی و تأخیر مواجه میشوند.
«احسان سهرابی»، فعال کارگری و عضو اسبق شورایعالی حفاظت فنی، میگوید: «تعداد زیادی از بیمهشدگان پس از تحمل رنج بیماری، با چالش بزرگی روبرو میشوند: دریافت غرامتی که حق مسلم آنهاست. این تأخیرها نه تنها فشار مالی بر خانوادهها میآورد، بلکه روحیه بیماران را نیز نابود میکند.»
با وجود اینکه قانون تأمین اجتماعی پرداخت غرامت ایام بیماری را برای کارگرانی که به طور موقت قادر به کار نیستند، الزامی دانسته و تاکید کرده که این مدت جزو سابقه بیمه محسوب شود، اما عملکرد سازمان تأمین اجتماعی دور از انتظار است. تأخیر در پرداخت، کمبود شفافیت، و فرآیندهای پیچیده اداری، بیماری را از یک بحران به فاجعهای اجتماعی تبدیل کرده است.
سهرابی هشدار میدهد: «بارها شنیدهایم که کارفرمایان خوشحسابتر از تأمین اجتماعی عمل میکنند. به همین دلیل، کارگران مجبور میشوند مرخصی استعلاجی را به عنوان استحقاقی از کارفرما بگیرند تا از ورطه بحران مالی نجات یابند.»
حوادث کاری: مرگ در دستگاه، فراموشی در خاک
در همین حال، فاجعههای کاری نیز به سرعت در حال افزایش است. در مرز باشماق مریوان، کارگری به نام «جعفر بهرامی» هنگام شستوشوی دستگاه میکسر، به داخل دستگاه سقوط کرد و در دم جان خود را از دست داد. نیروهای آتشنشانی با تجهیزات ویژه، جسد او را از دل دستگاه خارج کردند. این حادثه تنها یکی از دهها مورد مشابه است که در سایه بیتفاوتی مسئولان، رخ میدهد.
در صحنه کرمانشاه نیز، کارگری حین حفر چاه در یک زمین کشاورزی، بر اثر ریزش دیواره چاه زیر خاک مدفون شد. با تلاش نیروهای محلی نجات یافت، اما وضعیت او بحرانی است. این حوادث نشاندهنده فقدان حداقل استانداردهای ایمنی در محیط کار است.
در یک حادثه دیگر، راننده تانکر حمل سوخت در مریوان در اثر آتشسوزی جان خود را از دست داد و کمکراننده نیز زخمی شد. تمام این فجایع در حالی رخ میدهد که قوانین ایمنی و حفاظت فنی، یا اجرا نمیشوند یا تنها در کاغذ وجود دارند.
اعتراضات گسترده: صدای کارگران در سکوت نظام
در کرمانشاه، بازنشستگان کشوری در تجمعی مقابل صندوق بازنشستگی، خواستار ارتقای حقوق و بهبود خدمات درمانی شدند. آنها تأکید کردند: «ارائه درمان رایگان تکلیف قانونی است، نه عنایت.» این بازنشستگان از فرهنگیان تا کارمندان بهداشت، خواهان اجرای عادلانه همسانسازی حقوق و ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی بر اساس بیمه پایه هستند.
در لردگان، کارگران واحد آشپزخانه و فضای سبز سد کارون ۴ از شائبه بیکاری ۴۰ تا ۵۰ نفر خبر دادند. این کارگران که تحت پیمانکار فعالیت میکنند، میگویند کارفرما نه تنها قصد تعدیل نیرو دارد، بلکه مبالغی به آنها بدهکار است. در شرایط اقتصادی فعلی، بیکاری به معنای سقوط به زیر خط فقر است.
در مریوان، کارگران شهرداری نیز با گلایه از تأخیر در پرداخت حقوق، خواستار تسویه مطالبات خود پیش از آغاز سال تحصیلی شدند. «فقط میخواهیم به موقع حقوق بگیریم تا شرمنده فرزندانمان نشویم» — این سادهترین خواسته کارگرانی است که ماهها منتظر دریافت دستمزد خود هستند.
کارگران ارکان ثالث: «دستهای واسطه را قطع کنید»
در یکی از پررنگترین اعتراضات، ۹ هزار کارگر ارکان ثالث شرکت ملی حفاری در تجمعی فریاد زدند: «دستهای واسطه را از سفره ما ببرید!» این کارگران خواهان حذف پیمانکاران و همسانسازی حقوق هستند. آنها تأکید میکنند: «ساماندهی بدون حذف پیمانکاران، فقط رفع تکلیف است، نه حل مسئله.»
در چوار، نیروهای بومی پتروشیمی ارغوانگستر پس از بیش از یک سال بیکاری، فریاد زدند: «ما بومیان هستیم، حقمان را بدهید!» این کارگران پس از اتمام پروژه با بهانه «مشکلات مالی» اخراج شدند، در حالی که نیروهای غیربومی جایگزین آنها شدهاند. آزمونی برای جذب آنان برگزار شده، اما پس از ۵ ماه، نتایج اعلام نشده است. دو نفر از این کارگران به دلیل فشار روحی و مالی خودکشی کردهاند.
اقتصاد، تورم و تک نرخی: سقوط بیشتر کارگران
در کنار این مشکلات، افزایش تورم به ۴۱.۲ درصد و احتمال «تک نرخی شدن ارز» نگرانیهای کارگران را دوچندان کرده است. مرتضی افقه، استاد اقتصاد دانشگاه چمران اهواز، هشدار میدهد: «اگر نرخ ارز حمایتی به سطح بازار آزاد برسد، طوفان افزایش قیمتها رخ میدهد و بخش بزرگی از مردم به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد.»
او تأکید میکند: «حذف یارانه از اقشار کمدرآمد در این شرایط، اشتباهی خطرناک است و میتواند به تنشهای اجتماعی منجر شود.» با حداقل حقوق ۱۵ میلیون تومانی، بسیاری از کارگران مجبورند چند شیفت کار کنند تا حداقل نیازهای خانواده خود را تأمین کنند.
فراموششدههای نظام
کارگران امروز نه تنها در بیماری، بلکه در کار، در بازنشستگی، در بیکاری و حتی در مرگ، تنها هستند. قوانینی که باید پشتیبان آنها باشد، در عمل بیثمر است. از غرامت بیماری تا ایمنی کار، از پرداخت حقوق به موقع تا جذب عادلانه، همه و همه نیاز به بازنگری ساختاری، شفافیت و اجرای واقعی قانون دارند.
صدای کارگران، صدای جامعه است. اگر این صداها شنیده نشود، نه تنها بحران اقتصادی، بلکه بحران انسانی نیز شکل خواهد گرفت. زمان آن رسیده که به جای تجمعات، گوش داده شود؛ به جای قولهای معوق، اقدام شود؛ و به جای بیتفاوتی، عدالت اجرا شود.

