حمید علوی برای مجله جنوب جهانی
مقاله اخیر آقای سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در روزنامه گاردین با عنوان «پیامی از تهران برای بریتانیا، فرانسه و آلمان: شما یک اشتباه بزرگ مرتکب شدید» در وهله اول نه به عنوان یک متن دیپلماتیک معمول، بلکه به عنوان یک سند نمادین قابل تحلیل است. این مقاله که با لحنی غیرمعمول برای استانداردهای دیپلماتیک نگارش شده، بیشتر شباهت به اتمام حجت دارد تا دعوت به گفتگو.
لحن غیردیپلماتیک و هدف نمادین
یکی از برجستهترین ویژگیهای این مقاله، استفاده از زبان تند و متهمانه است که با روال معمول دیپلماسی در تضاد قرار دارد. عبارات تهدیدآمیز مانند «اسرائیل را آنقدر درهم بکوبند که برای نجات یافتن به دامان بابا بدود» و اشاره به «عواقب مخربی در سطحی کاملاً جدید» نشاندهنده رویکردی است که از مسیر معمول گفتگوهای دیپلماتیک فاصله گرفته است.
این لحن تند احتمالاً نشاندهنده هدف اصلی مقاله است: اعلام موضع نهایی و اتمام حجت بیشتر از تلاش برای ایجاد فضای مذاکره. آقای عراقچی در واقع در حال اعلام این است که ایران دیگر انتظار تغییر موضع جدی از سوی اروپا ندارد.
البته میتواند برای بستن دهان مخالفان داخلی و رهبری ایران چنین زبانی را برگزیده باشد.
تناقض اساسی: خطاب به مخاطب غیرتوانمند
یکی از عمیقترین ایرادهای مقاله عراقچی، تناقض بنیادین آن است. او در سراسر مقاله توضیح میدهد که سه کشور اروپایی در موقعیت و شرایطی نیستند که بتوانند تغییر معناداری در روابط پیچیده ایران، آمریکا و اسرائیل ایجاد کنند. او صراحت میگوید که رئیسجمهور ترامپ «E3 را بازیگرانی حاشیهای میبیند» و آنها «از نحوه کنار گذاشته شدن از مسائل حیاتی» رنج میبرند.
اگر عراقچی خود معتقد است که این کشورها قدرت تأثیرگذاری ندارند، پس چرا مقالهای مفصل خطاب به آنها مینویسد؟ این تناقض نشان میدهد که هدف اصلی او نه متقاعد کردن اروپاییان، بلکه ارسال پیام به مخاطب واقعی یعنی آمریکا از طریق رسانه بینالمللی است.
غفلت از نقش اروپا در حملات اخیر
نکته حائز اهمیت دیگری که عراقچی در مقاله خود نادیده گرفته، موضع سه کشور اروپایی در قبال حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران است. این کشورها عملاً با حمایت یا سکوت خود در برابر این حملات، اصول برجام، منشور سازمان ملل و مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نقض کردهاند.
حمایت آنها از حملات به تأسیسات هستهای تحت نظارت آژانس، خلاف قوانین بینالمللی بوده و عملاً نشاندهنده خروج غیرمستقیم آنها از برجام است. در چنین شرایطی، درخواست عراقچی از این کشورها برای بازگشت به مسیر دیپلماسی، منطق قابل فهمی ندارد.
مسئله تحریمها: خطاب به مخاطب اشتباه
یکی از اساسیترین اشکالات استدلال عراقچی، موضوع لغو تحریمهاست. او از اروپا میخواهد که تحریمها را لغو کند، در حالی که عمده تحریمهای مؤثر بر اقتصاد ایران، تحریمهای آمریکایی هستند که اروپا نه قدرت لغو آنها را دارد و نه چنین ارادهای نشان میدهد.
کشورهای اروپایی در بهترین حالت میتوانند تحریمهای محدود خود را کاهش دهند، اما تأثیر واقعی این اقدام بر اقتصاد ایران ناچیز خواهد بود. مگر اینکه اروپا حاضر شود با ریسک مواجهه با تحریمهای ثانویه آمریکا، از شرکتهای خود حمایت کند که سابقه نشان میدهد چنین ارادهای وجود ندارد.
بنابراین، عراقچی در واقع به «درب بسته میکوبد» و طرف صحبت واقعی او باید واشنگتن باشد، نه بروکسل یا پایتختهای اروپایی.
ابهام در گامهای بعدی
شاید مبهمترین بخش مقاله عراقچی، هشدارهای او به اروپا درباره «عواقب مخربی در سطحی کاملاً جدید» باشد. او صراحت نمیگوید که گام بعدی ایران چیست. آیا خروج از NPT؟ آیا تولید سلاح هستهای؟ یا اقدامات دیگری که مشخص نیست؟
این ابهام میتواند عمدی باشد تا فشار روانی بر مخاطبان وارد کند، اما همزمان نشاندهنده عدم وضوح در استراتژی ایران نیز باشد. در دیپلماسی، تهدیدهای مبهم معمولاً تأثیر کمتری نسبت به موضعگیریهای شفاف دارند.
