دستاورد تئوریک

برای گذار انقلابی از وضع موجود

 

     الف ) تمرکز تولید در جهان سرمایه داری بدون کار طاقت فرسا، افزایش شدت و غلظت استثمار نیروی مولد، بدون حذف رقیبان ریز و درشت از راه « قانونی »! بلعیدن واحدهای تولیدی، دهها بنگاه خرد، صدها کمپانی متوسط – هزاران شرکت مادر و خواهر و خواهر زاده در سطح ملی، بدون گریزهای استعماری برای حصول مواد خام و انرژی، غارت خلق ها و چاپیدن ملت ها، برای مصادره دارائی و اموال دیگران، مقدور نمی شد. پس بیخود نبود که تا اواخر سده نوز دهم میلادی، دهها تراست، صدها کارتل، مالی و صنعتی و تجاری، در انگلستان و فرانسه و آلمان… در اروپای غربی و آمریکای شمالی، شکل گرفتند.

        ب ) ادغام سرمایه های مالی و صنعتی به سود بانکهای بزرگ… با نیاز انحصارات به نقدینه های کلان برای تهیه ابزار، تهیه وسائل لازم، خرید نیروی کار برای راه اندازی تولید… بستگی تام داشت. به همین خاطر بود ک بانک ها واسطه گری میان صنعت و بازرگانی را کنار گذاشتند، تا اینکه رفته رفته، بر صنعت و بازرگانی سوار شدند…

        پ ) اهمیت صدور سرمایه از انجاست که سوای تسهیل محاسبه احتمالات، نوسانات ناگهانی، تشخیص بروز خطرات در شرایط اضطراری… کنترل بر مناطق دور و نزدیک، حضور مستقیم در بازار های غیر خودی، تامین مواد خام و انرژی را نیز برای کارتلهای مالی و صنعتی و تجاری تضمین می کند…  

        ت ) تشدید رقابت میان کارتلهای غول پیکر، بر سر تقسیم مناطق، دعوای قهری میان سلاطین مالی و صنعتی و تجاری بر سر کنترل انحصاری تولید و بازرگانی جهان، امرور مثل دیروز، نه زرگری است و نه تصادفی و غریب. چون با مکانیسم ازرش آفرینی در جهان سرمایه داری، با خود کامگی ذاتی پول هماهنگی دارد…

        افزایش نفوذ انحصارات کلفت، دعوای محافل مالی و امپریالیستی نه برای تقسیم منابع طبیعی، مواد خام و انرژی… متوجه کنترل تولید و بازرگانی جهان… در سطح کره زمین بود. بیگانه ستیزی تهوع آور، نژاد پرستی احمقانه در ملاء عام – اشغال نوبتی کشورهای « مزاهم »!‌ تحقیر خلق ها و ملت ها…

        دیدیم که چطور گرایش صادراتی سرمایه یا کار مرده و متراکم، کره زمین را بسود راهزنان اروپای غربی و آمریکای شمالی دو شقه کرد: قلیلی کشورهای وام دهنده در برابر انبوهی از کشورهای وام گیرنده، اغلب در آسیا و آفریقا و  آمریکای لاتین. چطور استعمار «‌ نوین »! جغرافیای سیاسی جهان را مصادره، بنای امپراتوری دلار را گذاشت، باب طبع دول امریالیستی  متولیان« دمکراسی توطئه و حقه بازی »! تغیر داد… 

 

 

                                                                     رضا خسروی