سوریه اکنون آشکارا با اسرائیل همکاری می‌کند – رابرت اینلاکش

در



کنار گذاشتن مقاومت: سوریه اکنون آشکارا با اسرائیل همکاری می‌کند

نوشتهٔ رابرت اینلاکش
منتشرشده در فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

« به زبان ساده، رهبری سوریه فعالانه در کنار اسرائیل و علیه مردم فلسطین نقش‌آفرینی می‌کند و به تفرقه‌افکنی بیشتر در سوریه دامن می‌زند.»

اواخر هفتهٔ گذشته، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه اسعد شیبانی، وزیر خارجهٔ سوریه، قرار است با رون درمر، مقام اسرائیلی، در چارچوب مذاکرات مستقیم و در حال جریان که با میانجی‌گری آمریکا بین تل‌آویو و دمشق برگزار می‌شود، ملاقات کند. هدف از این گفتگوها که ادامهٔ مذاکرات ماه ژوئیه است، دستیابی به یک «توافق‌نامهٔ امنیتی» است.
در حالی که رسانه‌های سوری و رسانه‌های هوادار حاکمان جدید دمشق، ماه‌ها روابط خود را با اسرائیل انکار می‌کردند، اما در طول هفته‌های اخیر، این روابط علنی و به صورت عمومی اعلام شده است.
حدس و گمان‌های زیادی در مورد محتوای توافق‌نامهٔ برنامه‌ریزی‌شده که قرار بود در ماه سپتامبر اعلام شود، وجود دارد. معتبرترین گزارش‌ها حاکی از آن است که این توافق، نوعی «توافق‌نامهٔ امنیتی» خواهد بود؛ بسیاری نیز معتقدند که سوریه، جنوب خود را به طور کامل غیرنظامی خواهد کرد، به اسرائیل اجازه می‌دهد که به عنوان یک نیروی اشغالگر در این کشور باقی بماند، و به نظر می‌رسد تل‌آویو خواستار یک «پل زمینی بشردوستانه» به استان سویداء است که به آن‌ها اجازه می‌دهد جنبش جدایی‌طلب دروزی را در آنجا تقویت کنند.
در دولت‌های پیشین سوریه، ارتباط مستقیم با مقامات اسرائیلی خیانت تلقی می‌شد و مجازات مرگ در پی داشت. اکنون، اسرائیلی‌ها اجازهٔ ورود به دمشق را دارند و حتی سربازان ارتش دولتی آن‌ها را همراهی می‌کنند. در همین حال، وزیر خارجهٔ کنونی سوریه در مذاکرات مستقیم و جاری با رون درمر، مشاور ارشد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، شرکت می‌کند.
حتی اهود یاری، روزنامه‌نگار اسرائیلی، در ماه ژوئیه به اندیشکدهٔ «مؤسسهٔ واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» (WINEP) گفت که اسرائیل «کمتر از سه روز» پس از «ورود احمد الشرع به دمشق»، با رهبری جدید هیئت تحریر الشام ارتباط برقرار کرده است.
از همان روز اول سقوط دولت سوریه، اسرائیل نیز عملیات نظامی را برای اشغال دائمی مناطق استراتژیک در جنوب سوریه آغاز کرد، در حالی که بزرگ‌ترین کارزار بمباران هوایی تاریخ نیروی هوایی خود را در سراسر کشور به اجرا گذاشت. از زمان سقوط ارتش عربی سوریه و بشار اسد، رئیس‌جمهور سابق، برآوردهای محافظه‌کارانه نشان می‌دهد که صدها سوری در حملات هوایی اسرائیل کشته شده‌اند، در حالی که بسیاری دیگر در جنوب سوریه به ضرب گلوله از پا درآمده‌اند.
پاسخ احمد الشرع، رئیس‌جمهور جدید سوریه، اهدای امتیازاتی به اسرائیل بوده است. دولت جدید سوریه نه تنها یک گلوله هم به سمت رژیم اشغالگر در جنوب کشور شلیک نکرده، بلکه در کنار نیروهای آمریکایی در ادلب نیز همکاری کرده است؛ این در حالی است که مردان خود را برای انجام عملیات در مناطقی مانند دیرالزور، دمشق و حلب بسیج کرده است. همچنین نباید دو عملیات نظامی بزرگ در سواحل سوریه و استان سویداء را نادیده گرفت که به کشتار هزاران غیرنظامی منجر شده است.
شاید گویاتر از همه این باشد که دولت جدید سوریه گروه‌های مقاومت فلسطینی را اخراج، رهبران آن‌ها را دستگیر و سلاح‌هایشان را مصادره کرده است. علاوه بر این، آن‌ها فعالانه به جلوگیری از انتقال سلاح به حزب‌الله در لبنان افتخار کرده‌اند، در حالی که بقایای جسد یک سرباز اسرائیلی که در تهاجم سال ۱۹۸۲ اسرائیل به لبنان به دست آمده بود و حتی وسایل جاسوس بدنام اسرائیلی، الی کوهن، را تحویل داده‌اند.
در این مرحله، رهبری سوریه ثابت کرده است که بیش از عربستان سعودی طرفدار اسرائیل است. با توجه به حمایت تاریخی اسرائیل از گروه‌های مرتبط با القاعده در سوریه از سال ۲۰۱۳، مانند جبههٔ النصره احمد الشرع (که اکنون با نام هیئت تحریر الشام شناخته می‌شود)، این مسئله برای بسیاری جای تعجبی ندارد. حتی رسانهٔ دولتی سوریه، «سانا»، یک وب‌سایت به زبان عبری راه‌اندازی کرده است.
در مورد مزایای اقتصادی ادعاشده برای مردم سوریه، که قرار بود در نتیجهٔ همکاری آشکار با ایالات متحده و اسرائیل به دست آید، باید گفت که طبق همهٔ گزارش‌های معتبر از صحنه، فسادی که دولت قبلی سوریه را درگیر کرده بود، دوباره بازگشته است، هرچند برای مدت کوتاهی از این نوع رفتارها خبری نبود.
پروژه‌های اقتصادی در سراسر کشور وعده داده شده، همراه با تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی که زیرساخت‌های سوریهٔ جدید را به تصویر می‌کشند، اما پیشرفت کمی در اکثر پروژه‌های اعلام‌شده مشاهده شده است و برخی از آن‌ها نیز به عنوان وعده‌های دروغین افشا شده‌اند.
اگر به دیگر نشانگرهای مهم که می‌توانند موفقیت یک کشور را پیش‌بینی کنند، مانند امنیت و انسجام اجتماعی، نگاه کنیم، خواهیم دید که در سراسر کشور خون‌ریزی‌های فرقه‌ای و جنایات عمومی بیداد می‌کند. گروه‌های اقلیت مانند شیعیان، علوی‌ها، دروزی‌ها، کردها و مسیحیان همگی از حقوق خود محروم شده‌اند و اکثریت جمعیت سنی سوریه از سیاست‌های دولت احساس ناراحتی می‌کنند.
نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها سلاح‌های خود را تسلیم نخواهند کرد و به نظر می‌رسد که به سمت جدایی‌طلبی سوق داده می‌شوند. دروزی‌های سویداء و علوی‌ها در مناطق ساحلی نیز به سرعت به سمت جدایی‌طلبی رانده شده‌اند، هرچند آن‌ها مسلح نیستند و برای رسیدن به این هدف به حمایت کسانی مانند روسیه نیاز دارند.
این علاوه بر گزارش‌های بی‌شماری از سرقت‌های مسلحانه، قتل‌های انتقام‌جویانه که به سیاست یا فرقه‌گرایی ارتباطی ندارند و دیگر اقدامات خشونت‌آمیز در سراسر کشور است. برخی روزها بیش از ۱۰۰ نفر کشته می‌شوند که حتی به رسانه‌های بین‌المللی نیز راه نمی‌یابد.
بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر سوریه (SOHR)، مجموع تلفات در دورهٔ حکومت جدید، به ۱۱,۰۰۰ نفر نزدیک می‌شود. به خاطر داشته باشید که هنوز یک سال از به قدرت رسیدن احمد الشرع نگذشته است. این آمار، همانند جنگ سوریه از سال ۲۰۱۱، به ناقص بودن متهم است و بسیاری از گروه‌ها استدلال می‌کنند که تعداد کشته‌شدگان سه تا چهار برابر بیشتر است، هرچند در حال حاضر شواهدی برای اثبات این ادعا وجود ندارد.
آمارهای تلفات در سوریه، واقعیت کاملاً متفاوتی را از آنچه بسیاری از شبکه‌های رسانه‌ای بین‌المللی و مقامات دولتی منتشر می‌کنند، نشان می‌دهد؛ این آمارها حاکی از یک جنگ داخلی در حال جریان است، نه جنگی که به پایان رسیده باشد. اعتراضات محلی روزانه نیز در جریان است، به عنوان مثال تحصن کارمندان دولتی در دمشق در این دوشنبه که با تأخیر در پرداخت حقوق یا در برخی موارد عدم توانایی بازگشت به کار مواجه شده‌اند، با وجود اینکه هیچ اخطاری مبنی بر اخراج خود دریافت نکرده بودند.
هرچند که برخی مبلغان سعی در به تصویر کشیدن وضعیت به شکل متفاوتی دارند، اما جنگ در سوریه هرگز به معنای واقعی پایان نیافت؛ تنها وارد فاز جدیدی با رژیم متفاوتی در رأس آن شد. با این تفاوت که در این مورد، رژیم سرکوبگر اکنون آشکارا با ایالات متحده همکاری می‌کند و با مقاومت فلسطین مخالف است.
در حالی که هیئت تحریر الشام خود را مدافع مسلمانان سنی می‌دانست، به محض به دست گرفتن قدرت در دمشق، شروع به همکاری با رژیم اسرائیل کرد که در حال ارتکاب نسل‌کشی علیه جمعیتی تقریباً تماماً سنی‌مذهب در نوار غزه است. به محض روی کار آمدن احمد الشرع، او فوراً شعارهای پیشین خود در مورد آرمان فلسطین را کنار گذاشت.
در نهایت، حتی زبان و سیاست‌های فرقه‌گرایانه که به کشتار بی‌شمار غیرنظامیان منجر شد، چیزی بیش از ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی نبوده است. در حقیقت، این امر شباهت زیادی به نحوهٔ شکل‌گیری دولت سعودی دارد که از ایدئولوژی محمد بن عبدالوهاب به عنوان مبنای مذهبی برای پیگیری دستورکارهای سیاسی استفاده کرد و علیه هر کسی که در راه به دست آوردن قدرت قرار داشت، تکفیر دسته‌جمعی انجام داد. واضح است که سعودی‌ها نیز برای کسب قدرت با غرب همکاری کردند.
اگر این گروه‌های تکفیری در سوریه واقعاً به مسلمانان، به ویژه اهل سنت، اهمیت می‌دادند، همان‌طور که ادعا می‌کنند، غزه خط قرمز آن‌ها بود. برعکس، آن‌ها علیه کسانی کار می‌کنند که واقعاً برای مردم غزه جنگیده‌اند.
در حال حاضر، تنها امید فلسطین برای شکست اسرائیل از حزب‌الله لبنان است. حتی اگر ایران جنگ تمام‌عیاری علیه اسرائیل آغاز کند، حزب‌الله باید نقش یک نیروی زمینی را ایفا کند و تنها نیروی قادر به این کار خواهد بود. سوریه فعالانه با اسرائیل همکاری می‌کند تا انتقال سلاح به حزب‌الله را متوقف کند.
به زبان ساده، رهبری سوریه فعالانه در کنار اسرائیل و علیه مردم فلسطین نقش‌آفرینی می‌کند و به تفرقه‌افکنی بیشتر در سوریه دامن می‌زند. در حالی که برخی احمد الشرع را با محمد بن زاید آل نهیان یا ملک عبدالله دوم مقایسه می‌کنند، نقش او پیامدهای بسیار بزرگ‌تری برای وضعیت فلسطین دارد. از طریق همکاری فعال سوریه با اسرائیل، مقاومت فلسطین از یک مرکز کلیدی محروم شده و به تضعیف جبههٔ لبنان نیز کمک می‌شود.
از هر دو منظر مذهبی و سکولار، رهبری جدید سوریه علیه منافع اقتصادی، امنیتی، ارضی و ایدئولوژیک ملت خود با اسرائیل همکاری می‌کند.
– رابرت اینلاکش روزنامه‌نگار، نویسنده و مستندساز است. او بر خاورمیانه و به ویژه فلسطین تمرکز دارد. این مقاله را برای نشریهٔ The Palestine Chronicle نوشته است.