به قلم: ژانگ شیاولی، نویسنده ستون در وبگاه «گوانچا»
ترجمه مجله جنوب جهانی
« سازمانهای غیردولتی و نیز کشورهایی چون قطر و چین هستند که با بهرهگیری از رباتها، هوش مصنوعی و تبلیغات، در رسانههای غربی برنامهای ضداسرائیلی را به پیش میبرند.»
در روزهای اخیر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در دیدار با هیئتی از نمایندگان کنگره آمریکا، انزوای روبهفزون اسرائیل در عرصه جهانی را ناشی از آن دانست که گویا چین و قطر با توسل به هوش مصنوعی و شبکههایی مانند تیکتاک، علیه اسرائیل «محاصرهٔ اطلاعاتی» بهراه انداختهاند. این اتهام بیپایه و فاقد شواهد نه تنها با واکنش قاطعانه و ردّ صریح طرف چینی روبهرو شد، بلکه همچون آیینهای آشکارکننده بر درماندگی او در بحران سیاسی و دستپاچگی یک «کهنهکار جنگ روانی» بود که با صدای بلند فریاد دزد میزند و خود دزد است.
این مجموعه حملات تبلیغی در ظاهر چونان واکنشی فیالبداهه جلوه میکند، اما در باطن چیزی جز نمایشِ حسابشدهٔ سیاسی نیست. انگیزهٔ اصلی آن، هم کاستن از بار فشارهای داخلی و خارجی است و هم طرحی زیرکانه برای پیوند زدن مناقشهٔ منطقهای با ماشین مهار چین در سیاست ایالات متحده، به امید کسب پشتوانهٔ راهبردی. لازم است لایه به لایه پوشش خطابههای نتانیاهو کنار زده شود تا بازی او عیان گردد.
یکم، فرافکنی بر سر چین؛ درماندگی نتانیاهو
طرح «تهدید چین» از سوی نتانیاهو درست در پرمخاطرهترین فصل حیات سیاسی او مطرح شد. برونفکنی مشکلات داخلی، حربهای رایج برای رهایافتن سیاستمداران از گرداب بحران است.
او در داخل زیر فشار بیسابقه قرار گرفته است: امواج خروشان اعتراض مردمی در تلآویو و دیگر شهرها برای آزادی گروگانها و برگزاری انتخابات تازه، فریاد دادخواهی خانوادههای گروگانها که او را متهم میکنند زندگی عزیزانشان را فدای بقای سیاسی خود ساخته است؛ ترکِ دولت وحدت از سوی بنی گانتس، شکاف در ائتلاف افراطی راستگرا، و در نهایت پروندههای سنگین فساد مالی که بقای او در مقام نخستوزیری را همسنگ آزادی شخصیاش کرده است.
در چنین شرایطی، برساختن یک دشمن خارجی نیرومند – چین – طبیعیترین سپر دفاعی برای او بود. متهم کردن اعتراضهای مردمی به تحریک عوامل بیرونی، حربهای است نخنما برای سفیدنمایی شکستهای سهمگین سیاست داخلی.
از سوی دیگر، دیپلماسی جهانی هر روز باریکتر حلقهٔ خود را بر اسرائیل میافکند: دادگاه بینالمللی دادگستری به رسیدگی اتهام «نسلکشی» علیه این رژیم آغاز کرده، دادستان دیوان کیفری بینالمللی برای او حکم بازداشت طلب کرده است، موج شناسایی دولت فلسطین در اروپا اوج گرفته و حتی همپیمانان سنتی چون کانادا و هلند صادرات سلاح را به اسرائیل محدود کردهاند.
در چنین وضعیت منزوی و سرافکنده، پاسخی که نتانیاهو اختیار کرده ساده و فرصتطلبانه است: «این تقصیر ما نیست؛ چین و قطر مسبباند.» امّا چنانکه سخنگوی سفارت چین در اسرائیل به درستی گفت، این نشانهٔ دستپاچگی و رجوع به نسخهٔ غلط است، زیرا سرچشمهٔ حقیقی بحران نه در چند ویدئو در شبکههای اجتماعی، که در فاجعهٔ انسانی بیپایان در غزه و تداوم ناعادلانۀ بلاتکلیفی مسئله فلسطین است.
دو. قربانی جنگ اطلاعاتی؟ چهره واقعی «هسبارا»
خندهدارترین بخش نمایش نتانیاهو آنجاست که خود را قربانی جنگ روانی معرفی میکند. اسرائیل از دیرباز استاد بیچونوچرای عملیات تبلیغی سازمانیافته بوده است. سازوکار موسوم به «هسبارا» (به معنای «توضیح و توجیه») چیزی نیست مگر نظامی فراگیر برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی سراسر جهان.
با هزینههای کلان، تبلیغات دولتی اسرائیل فضای رسانهای غرب را اشباع میکند؛ از تبلیغات شبکهای در گوگل و یوتیوب گرفته تا حمایت مالی از نفوذگران مجازی. موارد پرشمار نشان میدهد حتی بازیهای کودکان عرضهکننده تبلیغات تحریکآمیز بودهاند.
اپلیکیشن Act.IL دهها هزار کاربر را به مثابه ارتشی مجازی به میدان آورد که با گزارش دستهجمعی، دستکاری نظرها و بازنشر محتوا، روایت مطلوب اسرائیل را اشاعه داد.
تورهای پرخرج برای ستارگان شبکههای اجتماعی، سفری نمایشی به اسرائیل اما نه به غزه یا کرانه باختری، که طی آن با روایتهای عاطفی، ذهن میلیونها دنبالکننده شکل داده میشود.
اینها نمونههایی آشکارند از اینکه اسرائیل نه قربانی، بلکه پیشتاز سازماندهی جنگ روانی است.
سه. استاد حقیقی جنگ سایبری کیست؟
در بُعد سختافزاری، جایگاه اسرائیل حتی هراسانگیزتر است. واحد 8200 ارتش اسرائیل، همپایه آژانس امنیت ملی آمریکا، در ساخت ویروس «استاکسنت» که سامانههای هستهای ایران را فلج کرد، نقشی کلیدی داشت. بازماندگان این واحد، بنیانگذاران شرکتهای امنیت سایبری به شمار میآیند.
از دل همین بستر، برنامه بدنام «پگاسوس» زاده شد؛ جاسوسافزاری که قادر است در سکوت و بیاثر هر تلفن هوشمندی را به کل تسخیر کند. استفاده گسترده دولتها از این ابزار علیه روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و حتی رهبران کشورهای بیگانه، رسوایی جهانی آفرید.
و شواهد تازهتر: گزارشهای شرکتهای مادر فیسبوک و OpenAI افشا کردند که شرکتی اسرائیلی شبکهای عظیم از حسابهای جعلی، حتی با بهرهگیری از محتوای ساختهشده با هوش مصنوعی، برای تبلیغ مواضع اسرائیل و تخریب اعتراضات دانشگاهی در آمریکا به راه انداخته است. بنابراین ماسک «قربانی بودن» اسرائیل در جنگ اطلاعاتی، به تمامی کنار رفته است.
چهار. محاسبه پنهان: پیوند زدن نزاع منطقهای با کارزار ضدچینی آمریکا
وقتی نتانیاهو در برابر ۲۵۰ نماینده ایالتی آمریکا مستقیماً چین، تیکتاک و هوش مصنوعی را نشانه گرفت، راهبرد پشت این نمایش کاملاً روشن شد: در بحبوحه مذاکرات چین و آمریکا بر سر تیکتاک، او کوشید مناقشه فلسطین و اسرائیل را به دستور کار اصلی سیاست خارجی واشنگتن یعنی مهار چین گره بزند.
در فضایی که در آن هر دو حزب آمریکا بر چینهراسی مُهر «درست سیاسی» زدهاند، نتانیاهو خود را همسو با خط مشی ایالات متحده معرفی میکند: پشتیبانی از اسرائیل یعنی ایستادن در صف مقدم «نبرد جهانی با استبداد دیجیتال». به این ترتیب، حمایت از اسرائیل نه لطفی به یک متحد منطقهای، که بخشی از اقتضای سلطه جهانی آمریکا جلوهگر میشود؛ حمایتی بیقید و شرط و دوامآور از هر دولتی که در تلآویو بر مسند نشیند.
اما هیچ نمایش تبلیغاتی نمیتواند حقیقت را بپوشاند. آنچه مردم سراسر جهان در شبکههای اجتماعی میبینند نه شعارهای حکومتی، که حقیقت عریان فاجعه انسانی در غزه و زخمهای دیرپای ملت فلسطین است. نسبت دادن این صداهای برخاسته از وجدان جمعی بشر به «دستکاری خارجی»، نه تنها توهینی به شعور جهانیان است، بلکه بیاعتنایی هولناک به اخلاق انسانی است.
راه برونرفت، نه دشمنسازیهای تازه، که بازگشت به ریشهٔ مسئله است. همانگونه که وزارت خارجه چین بارها تأکید کرده، تنها راه حل واقعی، تحقق طرح تشکیل دو دولت است. تا زمانی که حق مردم فلسطین به عدالت بازگردانده نشود، نه صلح بر خاورمیانه حکمفرما خواهد شد و نه امنیت بر اسرائیل. پیوند زدن بقای سیاسی کوتاهمدت به قطارِ مهار چین، سرانجامی جز لهشدن زیر چرخ تاریخ نخواهد داشت.

