
نویسنده: شن یی، نویسنده ستون اختصاصی وبگاه «گوانگچا»
ترجمه مجله جنوب جهانی
سلام بر دوستان و همراهان. به برنامه امروز «یییو دائو پو» خوش آمدید. در این شماره به تماس تلفنی شب نوزدهم سپتامبر میان شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا میپردازیم.
این دومین گفتوگوی تلفنی رهبران دو کشور ظرف سه ماه گذشته بود؛ نخستین بار در ۵ ژوئن انجام شد. این امر چه معنایی دارد؟ اگر بخواهیم استعارهای دیپلماتیک به کار ببریم، میتوان روابط چین و آمریکا را به یک قطار تشبیه کرد. از ژانویه سال جاری که ترامپ روی کار آمد، تا آوریل که با اعمال سیاستهای تعرفه متقابل و فشارهای اقتصادی تلاش کرد روابط را دچار آشوب کند، و پس از آن، زمانی که در ارزیابی خود دچار خطا شد و تابآوری و عزم اقتصاد چین را دستکم گرفت و در نتیجه متحمل شکستهای پیدرپی گردید، ناگزیر چرخش کرده و به مرحله «همزمان مذاکره و منازعه» وارد شد. این قطار از ژنو حرکت کرد و ایستگاههای لندن، استکهلم و مادرید را درنوردیده است.
در این روند، دیپلماسی مستقیم رهبران دو کشور نقش «سکاندار» را ایفا کرده است؛ جهت مسیر را تعیین کرده و تضمین میکند که قطار در ریل مثبت پیش رود. استراتژی، قاطعیت و پایبندی اصولی چین در این رویارویی، تماماً در این تماس تلفنی منعکس شد.
طبق بیانیه شینهوا، این گفتوگو با هدف «تبادل صریح و عمیق نظرها درباره روابط دوجانبه و مسائل مورد توجه مشترک» انجام شد و برای مسیر آینده روابط استراتژیک دو طرف «راهنمایی» فراهم آورد. مقصود از «ثبات» این است که حتی با وجود اختلافات و اصطکاکها، باید در بسترهای مشخص و قابل پیشبینی از راه گفتوگو آنها را مدیریت کرد تا از بیثباتی پرهیز شود. این همان هدفی است که پکن دنبال میکند.
طرف چینی این ارتباط را با سه واژه توصیف کرده است: «عملگرایانه، مثبت و سازنده». تأکید بر «مثبت بودن» بهویژه حائز اهمیت است؛ چرا که نشانهای از ارزیابی مثبت و رضایتآمیز چین است.
تأکید بر تاریخ و همکاری مشترک
بر اساس متن منتشر شده از سوی چین، مضمون سخنان رهبر چین در این گفتوگو در دو بخش برجسته خلاصه میشود. در بخش نخست، از منظر سال ۲۰۲۵ ــ که سالی نمادین است، چرا که هشتادمین سالگرد پیروزی ملت چین در جنگ مقاومت علیه ژاپن و نیز پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم است ــ تصویری فشرده از روابط دوجانبه ترسیم شد. رئیسجمهور چین تصریح کرد که دو کشور در جنگ جهانی دوم بهعنوان متحد دوشادوش هم رزمیدهاند. همچنین یادآوری کرد که در مراسم رژه سوم سپتامبر، بازماندگان اعضای اسکادران موسوم به «ببرهای پرنده» آمریکا در جایگاه میهمانان ویژه بر بام میدان تیانآنمن حضور داشتند. پیام روشن است: ملت چین فراموش نخواهد کرد که آمریکا و دیگر کشورهای ائتلاف ضد فاشیسم در نبرد مقاومت چین یاریگر بودند. ما بر پایهی یادآوری تاریخ، صلح را ارج مینهیم و به آینده مینگریم. این آغاز سخن نرم و لطیف بود؛ همچون بافت مخمل.
اصول سهگانه برای آینده روابط
در بخش دوم، اشاره به وضعیت کنونی روابط دو کشور شد. شی جینپینگ تأکید کرد که روابط چین و آمریکا اهمیتی بسزا دارد و دو کشور میتوانند «یکدیگر را یاری دهند، به شکوفایی مشترک دست یابند و هم به ملتهای خود و هم به جهان سود رسانند». رقابت برای جایگزینی و حذف متقابل ضرورتی ندارد و میتوان از تراژدی تعامل قدرتهای بزرگ و الگوی بازی حاصل جمع صفر پرهیز کرد.
تحقق چنین چشماندازی مستلزم تلاش مشترک و حرکت متقابل است. سه اصل راهنما که چین همواره بر آنها پافشاری داشته چنیناند: احترام متقابل، همزیستی مسالمتآمیز و همکاری برد-برد.
احترام متقابل: یعنی رعایت منافع بنیادین، نظام اجتماعی و مسیر توسعه انتخابی هر یک.
همزیستی مسالمتآمیز: به ویژه اهمیت دارد؛ زیرا چین و آمریکا هر دو قدرت هستهایاند و باید وضعیت صلحآمیز را حفظ کنند.
همکاری برد-برد: هدف نهایی روابط است.
چین در این چارچوب «راهنمایی راهبردی» ارائه کرد که ناظر بر چشمانداز کلان و اصول بنیادین است، نه صرفاً مسائل فنی جزئی. پکن تأکید کرد که گفتوگوهای اخیر دو کشور نشانهای از روحیه برابر، محترمانه و متقابل است و امید دارد ادامه یابد تا بتوان مسائل حساس را بهدرستی مدیریت کرد و راهحلی دو سویه یافت. معنای ضمنی روشن است: تغییر رویکرد آمریکا مثبت ارزیابی میشود، اما مسائل هنوز حلوفصل نشدهاند و تلاش بیشتر ضروری است.
همچنین چین هشدار داد که آمریکا باید از اعمال محدودیتهای یکجانبه تجاری بپرهیزد؛ زیرا این میتواند دستاوردهای دشوار مذاکرات چندمرحلهای را نابود کند. پیام روشن است: اگر بهطور بیملاحظه اقدامی انجام دهید، چین واکنش نشان خواهد داد و ثمره توافقها میتواند به صفر برسد.
مسئله تیکتاک و فضای کسبوکار
در موضوع تیکتاک، موضع چین صریح بود: دولت چین به اراده شرکتها احترام میگذارد و از مذاکرات تجاری آزاد در چارچوب قواعد بازار استقبال میکند، مشروط به آنکه توافق نهایی با قوانین چین سازگار باشد و موازنه منافع را رعایت کند. همچنین امید دارد آمریکا نیز محیطی باز، منصفانه و غیرتبعیضآمیز برای فعالیت شرکتهای چینی فراهم آورد.
مخمل نرم، اما درون از فولاد
بر این اساس، گفتوگو ابتدا چشماندازی بلندپروازانه و ملایم از آینده روابط ترسیم میکند، اما در ادامه به شروط سخت و قاطع میپردازد؛ همچون دیپلماسی پیچیدهای که در آن دستکش مخملین، مشت فولادین را پنهان میسازد. منافع بنیادین شفاف و مشخص بیان شده و در عین حال در پوششی سنجیده و آراسته ارائه گردیده است.
از سوی دیگر، ترامپ در پاسخ اظهار داشت که رژه هشتادمین سالگرد پیروزی ملت چین «نمایشی باشکوه» بود؛ واکنشی درخور شخصیت او. او افزود که روابط میان چین و آمریکا مهمترین رابطه دوجانبه در جهان است و همکاری دو کشور میتواند خدمات بزرگی به صلح و ثبات جهانی ارائه دهد. وی ابراز تمایل کرد که روابطی پایدار و بلندمدت با چین برقرار بماند. لحن او این بار نه از موضع تحکمآمیز گذشته، بلکه همراه با تمایل به همکاری بود.
همچنین طرف آمریکایی بر تمایل به گسترش همکاریهای اقتصادی و تجاری تأکید کرد و گفت مایل است با چین در حلوفصل مسئله تیکتاک همکاری کند و با هم در پاسداشت صلح جهانی بکوشند. این موضع بهروشنی فروتنانهتر و واقعبینانهتر از گذشته بود.
با وجود این، درباره موضوع سفر ترامپ به چین نکتهای آشکار است. آمریکا بارها بر تمایل خود برای سفر زودهنگام به چین اصرار ورزیده بود، اما در متن منتشرشده از سوی چین هیچ اشارهای به این سفر نیامده است. معنایش روشن است: پکن برای برگزاری چنین دیداری شتابی ندارد. اگر سفری در کار باشد، باید با دستاوردهای واقعی همراه باشد؛ تنها دیدار نمادین کافی نیست.
گذار به مرحلهای نوین
بهطور کلی، این تماس تلفنی نشانهای مثبت و سازنده داشت و هر دو طرف بر ضرورت هدایت روابط به سمت مسیری پایدار و سالم تأکید کردند. موضع چین یکپارچه و ثابت است، در حالی که تغییر در موضع آمریکا محسوس است. این تغییر درست نتیجه پایمردی و هوشمندی چین در عرصه دیپلماسی و بازی راهبردی محسوب میشود.
چین در دیپلماسی با آمریکا خونسردی و اعتماد به نفس یک قدرت بزرگ را به نمایش میگذارد و همواره بر سه اصل احترام متقابل، همزیستی مسالمتآمیز و همکاری برد-برد پای میفشارد. در مجموع، تصویر آشکاری پدیدار شد: چین آماده همکاری است، اما تنها در صورتی که بر پایه برابری باشد. اگر آمریکا بار دیگر به اقدامات یکجانبه دست بزند، چین بیدرنگ مقابله خواهد کرد و نتایج مذاکرات قبلی نیز لغو خواهد شد.
آنچه مهم است، درک این واقعیت است که معادله روابط دگرگون شده و جهان بهروشنی شاهد یک ارتقای کیفی در راهبرد دیپلماسی قدرتی نوخاسته است؛ تحولی که جزئیات آن نه تنها روابط دوجانبه، بلکه آینده جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

