نوشته رابرت اینلاکش
فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

رد معافیت‌ تحریمی ایران در شورای امنیت سازمان ملل، به معنای فروپاشی کامل برجام است؛ اقدامی که تهران را به سوی رویارویی سوق می‌دهد و هرگونه چشم‌انداز دیپلماسی آینده را مسدود می‌سازد.روز جمعه، شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSC) به قطع ادامه‌ی معافیت‌های تحریمی ایران رأی منفی داد.

این بدان معناست که نتیجه‌ی نهایی توافق هسته‌ای دوران اوباما، ضربه‌ای اقتصادی سنگین‌تر به تهران بوده است. این پیام نه‌تنها رنگ و بوی تهدید جنگ دارد، بلکه هرگونه امید به توافق یا همکاری در آینده را نیز از میان برده است.این رأی، ضربه‌ای مرگبار به «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) بود؛ توافقی که به «توافق هسته‌ای ایران» مشهور است.

پیامد این تصمیم، تغییری اساسی و ژرف خواهد بود که انعکاس خشونت‌بار آن گسترده خواهد بود.زمانی که برجام در سال ۲۰۱۵ منعقد شد، بخشی از آن سازوکاری درونی برای بازگرداندن فوری تحریم‌ها (“snap-back”) در صورت تخطی ایران از تعهداتش پیش‌بینی کرده بود.در اواخر ماه اوت، کشورهای اروپایی موسوم به «E3» (بریتانیا، فرانسه و آلمان) روندی ۳۰ روزه را آغاز کردند که هدف آن اعمال همین تحریم‌های بازگشتی بود، مگر آنکه ایران با خواسته‌هایی غیرواقع‌بینانه‌ای موافقت می‌کرد که آشکارا غیرممکن به نظر می‌رسید.

اینک بر اساس رأی اخیر شورای امنیت مبنی بر مخالفت با تداوم معافیت‌های تحریمی، جمهوری اسلامی ایران تا ۲۸ سپتامبر فرصت دارد تا به توافقی جدید دست یابد و مانع از اعمال تحریم‌ها شود.در واکنش به این اقدام، روسیه، چین، الجزایر و پاکستان – که رأی مثبت به ادامه معافیت‌ها داده بودند – اقدام شورای امنیت را محکوم و اعلام کردند که از چنین تحریم‌هایی تبعیت نخواهند کرد.چرا این تصمیم چنان تکان‌دهنده است؟

بسیاری از تحلیلگران رسانه‌ای این تصمیم شورای امنیت را صرفاً گام تازه‌ای در راستای فشار بیشتر بر تهران می‌دانند. با این حال، مسئله در جزئیات نهفته است و برای درک پیامدها، باید به اثرات زنجیره‌ای آن نگریست.

سیاست داخلی ایران

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کنونی ایران، به اردوگاه اصلاح‌طلبان تعلق دارد؛ جریانی که با گرایش‌های لیبرال‌تر در داخل همسو است و از گسترش روابط با غرب دفاع می‌کند. برجام همواره یکی از پروژه‌های اصلی این جریان سیاسی بوده است.

در دوره حسن روحانی، تیم مذاکره‌کننده ایران به ریاست محمدجواد ظریف، موفق شد با دولت باراک اوباما به توافق هسته‌ای برسد. این توافق در آن زمان یک دستاورد بزرگ تلقی شد و بسیاری از ایرانیان را به این باور رساند که رابطه‌ای سازنده با غرب امکان‌پذیر و حتی مطلوب است.اما خیلی زود این توافق در معرض بی‌اعتنایی آمریکا و اروپا در اجرای تعهداتشان قرار گرفت. سپس روی کار آمدن دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ نقطه عطفی شد؛ او یک‌جانبه از توافق خارج و کارزار «فشار حداکثری» علیه ایران را آغاز کرد.از آن پس، نه‌تنها توافق عملاً فروپاشید، بلکه تحریم‌ها از پیش از سال ۲۰۱۵ نیز شدیدتر شدند. اروپا نیز حاضر نشد برخلاف خواست آمریکا عمل کند، هرچند ارتباطاتی محدود میان ایران و اروپا ادامه یافت.

تحریم‌ها اقتصاد ایران را به‌شدت آسیب زدند و حتی انتقال تجهیزات پزشکی حیاتی را مسدود کردند. در این شرایط ایالات متحده تلاش کرد ناآرامی داخلی در ایران برانگیزد و در سال ۲۰۲۰ با حمله پهپادی، سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران را ترور کرد.جو بایدن در کارزار انتخاباتی وعده داد برجام را احیا کند، اما پس از ورود به کاخ سفید در ۲۰۲۱، همان تحریم‌های دولت پیشین را ادامه داد.

طبق مفاد برجام، در صورت خلف وعده طرف مقابل، ایران هم مکانیزم‌هایی برای واکنش داشت. بنابراین تهران، با توجه به خروج غرب از تعهدات، مسیر غنی‌سازی اورانیوم را در پیش گرفت. هدف ایران دوگانه بود: نخست واکنشی به بدعهدی غرب، و دوم دستیابی به اهرم فشار در مذاکرات آینده.هرچند غنی‌سازی ایران آستانه دستیابی به توانمندی بالقوه تسلیحات هسته‌ای را نزدیک‌تر کرد، اما هیچ‌گاه تبدیل به ساخت عملی این سلاح‌ها نشد.با شکست برجام، در سال ۲۰۲۱ ابراهیم رئیسی از جناح اصولگرا به ریاست‌جمهوری رسید.

او سیاست «چرخش به شرق» را دنبال کرد، اما همچنان فرصت مذاکرات هسته‌ای با دولت بایدن را پذیرفت، زیرا بخشی از افکار عمومی مایل به ادامه این مسیر بودند. نهایتاً واشنگتن هیچ دستاورد تازه‌ای در احیای توافق به‌دست نیاورد و پی‌درپی خواسته‌های تازه‌ای مطرح کرد که از دید ایران غیرقابل پذیرش بودند.در مه ۲۰۲۴، با سانحه سقوط بالگرد رئیس‌جمهور و مقامات عالی ایران، دوره‌ای تازه رقم خورد.

انتخابات بعدی بار دیگر اصلاح‌طلبان را به قدرت رساند. پزشکیان آشکارا اعلام کرده است که هدفش گشایش روابط با غرب است و از طریق وزیر خارجه خود، عباس عراقچی، تلاش کرده آن را عملی سازد.تشدید حملات اسرائیل و غرببا روی کار آمدن ترامپ آشکار بود که آمریکا و اسرائیل بیش از آنکه خواهان گفت‌وگو باشند، در اندیشه ضربه زدن به ایران هستند. با این وجود، دولت اصلاح‌طلب مسیر دیپلماسی را ادامه داد و عمان میانجی مذاکرات عراقچی و نماینده آمریکایی استیو ویتکاف شد.
اما در ژوئن ۲۰۲۴، اسرائیل با ترور ژنرال‌ها و دانشمندان هسته‌ای ایران و حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای کشور، جنگ ۱۲ روزه را آغاز کرد. برخلاف انتظار آمریکا و اسرائیل، جامعه ایرانی نه‌تنها علیه دولت خود نایستاد، بلکه حول پرچم متحد شد.در این حملات، ایالات متحده نیز به اسرائیل پیوست و بیش از پیش اعتبار خود را از دست داد. مقامات ایران همچنین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و مدیرکل آن رافائل گروسی را متهم کردند که اطلاعات حساس درباره برنامه هسته‌ای ایران را در اختیار اسرائیل قرار داده است.

مجلس ایران در واکنش، قانونی برای اخراج آژانس تصویب کرد و حتی درخواست‌هایی برای خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) مطرح شد.با این حال دولت پزشکیان دوباره راه گفت‌وگو با اروپا را پیمود، توافقی دیگر امضا کرد تا حضور آژانس در ایران از سر گرفته شود و برای احیای برجام تلاش‌هایی جدید آغاز کرد.

پیامد رأی شورای امنیت

با وجود همه این تلاش‌ها، کشورهای اروپایی عملاً به اصلاح‌طلبان ایران پشت کردند و روند «بازگرداندن تحریم‌ها» را در پیش گرفتند. این اقدام، توافق اخیر با آژانس را نیز بی‌اثر ساخت.عراقچی در پی یافتن راهی برای کاهش تنش بود، حتی پس از آنکه گروسی حملات غیرقانونی اسرائیل را محکوم نکرد و دوباره اظهارات تندی بر زبان راند. این وضعیت باعث شد جناح اصلاح‌طلب در ایران در انظار عمومی تحقیر شود و اعتبار غرب از همیشه پایین‌تر بیاید.اکنون ایران تنها دو راه پیش رو دارد: یا امتیازات بیشتری بدهد تا تحریم‌ها موقتاً به تعویق بیفتند (که به احتمال زیاد خیلی زود با حمله‌ای دیگر از سوی اسرائیل بی‌ثمر خواهد شد)؛ یا به‌طور جدی پیمان معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای NPT را ترک کرده و حتی به آزمایش هسته‌ای تن دهد.در هر دو مسیر، نتیجه نهایی رویارویی خواهد بود. هرچه ایران بیشتر در مسیر مذاکره گام بردارد و بیشتر تحقیر شود، ایالات متحده و اسرائیل جسورتر خواهند شد.

رأی اخیر شورای امنیت نشانه آن است که تغییر بزرگی رخ داده و هیچ بازگشتی در کار نیست.ایران هدف توطئه‌ای اسرائیلی برای تغییر رژیم است و تنها رویارویی گسترده نظامی می‌تواند این طرح را تغییر دهد، زیرا واشنگتن – به‌ویژه در دوران ترامپ – کاملاً آماده اجرای خواسته‌های تل‌آویوست. پیامد این روند، به حاشیه رانده شدن آژانس و تضعیف منابع مالی آن خواهد بود، چراکه بخش بزرگی از بودجه‌اش از آمریکا و غرب تأمین می‌شود.همچنین NPT نیز عملاً بی‌اثر خواهد شد و رؤیای ایجاد خاورمیانه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای در حد یک خیال باقی می‌ماند.

همه این وضعیت در حالی است که اسرائیل حتی این معاهده را امضا نکرده و بنا به برآوردها بین ۸۰ تا ۳۰۰ کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد.ایران بارها کوشیده مسیر مذاکره را بپیماید، اما در مقابل با خیانت، اهانت، تحریم و حملات مستقیم روبه‌رو شده است. دیگر مسئله این نیست که آیا جنگی علیه ایران رخ خواهد داد یا نه، بلکه تنها پرسش، زمان آن است.

رابرت اینلکش، روزنامه‌نگار، نویسنده و مستندساز است. او بر مسائل خاورمیانه – به‌ویژه فلسطین – تمرکز دارد. این مقاله را برای «کرونیکل فلسطین» نوشته است.دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مقاله الزاماً بازتاب‌دهنده مواضع سردبیری کرونیکل فلسطین نیست.