نویسنده: دی‌وی‌وی
ترجمه و بازنویسی تحلیلی مجله جنوب جهانی  


ماجرای تیراندازی به چارلی کرک، فعال سرشناس جوان جناح راست افراطی آمریکا، به جای آن‌که مسیر حقیقت را آشکار کند، به گرهی پیچیده از روایت‌های متناقض، شایعات و توطئه‌پراکنی بدل شد. با وجود آنکه ضارب توسط پدر ماگایی خود معرفی و بازداشت شد، ماه‌هاست انگیزه و هویت او در میان جدال فرسایشی جناح راست و چپ مبهم باقی مانده است. این واقعه نه صرفاً ترور سیاسی، که آینه‌ای تمام‌نما از تحولات جدید سیاست ایالات متحده است؛ جایی که سفیدچپ و سفیدراست، هر یک در کارزار “جنگ روایت‌ها”، دست به تقلید از ابزارهای یکدیگر زده‌اند و نزاعی بی‌امان بر سر تعریف واقعیت به راه انداخته‌اند.  

بارزترین نمود این روند در ظهور نسخه‌ای وارونه از «فرهنگ لغو» (Cancel Culture) است. تا دیروز این سازوکار انحصاراً به چپ سفید تعلق داشت: حذف، تحقیر و اخراج مخالفان به‌نام ارزش‌های «پیشروانه». اما اکنون راست سفید به همان شگرد متوسل شده و با اتکا به شعار تازه‌تاسیس «ضد خشونت»، به پاکسازی منتقدان پرداخته است. دولتمردان جمهوری‌خواه همچون مارکو روبیو پا را فراتر گذاشته‌اند و نه‌تنها سخن گفتن از مرگ کرک را جرم‌انگاری کرده، بلکه حتی شهروندان خارجی را به لغو ویزا و تبعید تهدید می‌کنند. به موازات، موجی از اخراج استادان دانشگاه، روزنامه‌نگاران و حتی کارکنان امنیتی صرفاً به‌خاطر اظهار نظر یا شوخی شخصی، یادآور روزهای تفتیش عقاید و دادگاه‌های مک‌کارتی است. بدین‌سان، سفیدراست همان چیزی را به‌کار گرفته که سال‌ها دشمنش می‌خواند: حذف فرهنگی.  

در این معکوس‌نمایی، چهره‌هایی چون لورا لومر، که خود زمانی به سختی کرک را تحقیر می‌کردند، اکنون بر فراز تریبون «حافظ میراث کرک» ایستاده و دیگران را تهدید می‌کنند که هر گونه شادی یا حتی بی‌اعتنایی نسبت به مرگ او می‌تواند نابودگر آینده حرفه‌ای‌شان شود. همگامی رسانه‌ها، شرکت‌ها و دانشگاه‌ها با این موج، از همسویی عجیب ساختارهای سنتاً چپ سفید با فشارهای راست سفید پرده برداشت.  

از اینجا می‌توان دید که مرز جدایی دو اردوگاه به‌آرامی درهم می‌شکند و «فرهنگ مبارزه» آنان در حال همگون‌شدن است. چپ سفید تاکنون استاد بازی با قواعد اخلاقی، دوگانگی معیارها و فشار اجتماعی بود، در حالی که راست سفید خود را وارث عمل‌گرایی عریان، اسلحه به‌دست و بی‌پرده معرفی می‌کرد. اکنون اما هر دو از یکدیگر درس گرفته‌اند: سفیدچپ به افشای هویتی و قلع‌وقمع شخصی روی آورده، سفیدراست به انکار نتایج انتخابات و حتی دعوت به «تبعیض معکوس» (نسخه راست‌گرایانه DEI). از یک سو، شبکه‌های جدید دیجیتال چون Bluesky انعکاسگاه چپ سفید شده و در برابر، Truth Social مامن راست سفید افراطی است؛ از سوی دیگر، جناح راست در مقیاسی جهانی با گروه‌های فاشیستی، نژادپرست و بنیادگرای سراسر جهان از برزیل تا کره و اوکراین گره خورده و نسخه‌ای از «انترناسیونال معکوس» را شکل داده است.  


نماد دیگر همگرایی، رواج معیارهای دوگانه در هر دو سوی طیف است. چپ سفید که سال‌ها بابت قیم‌مآبی اخلاقی و معیارهای گزینشی‌اش مورد انتقاد بود، امروز در آینه راست سفید، همزاد خود را بازمی‌بیند. راست سفید نیز با سرعتی حیرت‌انگیز قواعد بازی را به سود خود به‌کار می‌گیرد: همان نمایندگانی که به مسخره خشونت علیه سیاستمداران دمکرات می‌پرداختند، اکنون خواهان ممنوعیت جهانی هر دفاعی از ضارب کرک‌اند.  

همین تغییرات در سطحی دیگر بازتاب یافته است: احیای سازمان‌های مسلح چپ نظیر «انجمن سوسیالیستی تفنگداران» یا بازماندگان سنت چریکی سیاه‌پوستان و فمینیست‌ها، که خود را پاسخی آینه‌وار بر ملی‌گرایان مسلح راست‌گرا می‌دانند. اگرچه این گروه‌ها هنوز نیرویی پراکنده‌اند، ولی انتشار و مشروعیت نسبی‌شان نشانگر بازوی تازه‌ای از سیاست آمریکا است: بازگشت به خشونت سازمان‌یافته در پوشش «انجمن‌های مدنی».  

در جمع‌بندی، نزاع‌های اخیر آمریکا تنها منازعه‌ای بر سر شخصیت‌هایی چون چارلی کرک نیست؛ نشانه‌ای است از فروپاشی مرزهای سنتی میان چپ سفید و راست سفید و روندی که سیاست ایالات متحده را بیش از پیش به میدان جدال بی‌مرز، بی‌اصول و بی‌قاعده بدل کرده است. آنچه در برابر ماست، نه نزاعی ایدئولوژیک به معنای اروپایی-مارکسیستی «چپ و راست»، که نبردی بر سر ابزارهای سرکوب، حذف و بازتولید سلطه در بطن جامعه‌ای است که به‌جای گفت‌وگوی سیاسی، راهی به جز خشونت نمادین یا عینیت‌یافته نمی‌شناسد. و شاید حقیقت آن است که در پس پرده این آشوب، آنچه بی‌وقفه خود را آشکار می‌کند، بیش و پیش از آنکه نبرد چپ سفید و راست سفید باشد، چیزی جز صورت‌بندی نوین یک مبارزه طبقاتی عریان نیست.