
مینتپرس نیوز
ترجمه و تلخیص مجله جنوب جهانی
ایالات متحده در ماههای اخیر دامنه حضور نظامی خود در حاشیه کارائیب را به شکلی چشمگیر توسعه داده و ونزوئلا بار دیگر به آماج تهدیدات و عملیات تغییر رژیمی بدل شده است که این بار، بنا به شواهد، میتواند خونینتر و مهیبتر از دفعات پیشین باشد. دولت ترامپ با استناد به بهانههایی چون مبارزه با قاچاق مواد مخدر، استقرار واحدهایی از نیروی دریایی و هوایی را شدت بخشیده و اکنون هزاران نیروی رزمی، ناو جنگی، زیردریایی و اسکادران جنگندههای پیشرفته F-35 را در شعاعی نزدیک به کاراکاس جای داده است؛ گامی که با غرق کردن شناورهای کوچک ونزوئلایی و حملات مکرر به آنها به نمایش قدرت و تهدید مستقیم مبدل گشته است. ترامپ این اقدامات را پیروزمندانه توجیه کرده و مدعی است کشتیها حامل محمولههای کوکائین و فنتانیل متعلق به «ترن د آرآگوا» بودهاند؛ شبکه تبهکاریای که او آن را نه تنها وابسته، بلکه تحت فرمان مستقیم نیکلاس مادورو معرفی میکند و مادورو را نیز در قامت رهبر فراملی تروریسم، قاچاق انسان و خشونت خونین معرفی کرده است.
با این وجود، شواهد رسمی و دادههای مستقل بینالمللی تصویری کاملاً متفاوت عرضه میکنند. گزارش سال ۲۰۲۵ دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد نامی از ونزوئلا در میان تولیدکنندگان یا توزیعکنندگان عمده کوکائین نمیبرد و منشأ اصلی این تجارت را کماکان کلمبیا، پرو و بولیوی میداند که از مسیر اکوادور و سپس اقیانوس آرام به ایالات متحده میرسد. حتی گزارش تهدید ملی مواد مخدر سازمان مبارزه با مواد مخدر آمریکا نیز ونزوئلا را تنها در حاشیه و به شکلی گذرا ذکر کرده است. در همین راستا، سند محرمانهای از شورای ملی اطلاعات ایالات متحده تصریح دارد که هیچ دلیلی برای پیوند ساختاری رژیم ونزوئلا با ترن د آرآگوا وجود ندارد و بالعکس، نیروهای امنیتی و پلیسی این کشور بارها با این باند درگیر شده و آن را تهدیدی برای حاکمیت خویش تلقی کردهاند.واقعیت این است که دامنه فعالیت «ترن د آرآگوا» بهشدت کوچکتر از تصویری است که رسانههای آمریکایی یا کاخ سفید ارائه میدهند. این شبکه که ریشه در زندانهای ونزوئلا داشته، حداکثر سه هزار عضو برآورد شده و ویژگی محلی و پراکنده داشته است، نه سازوکاری همسنگ کارتلهای بزرگ آمریکای لاتین. حتی خبرنگاران منتقد مادورو، چون رونا ریسکِز، آن را جماعتی کوچک و فاقد توان ساختاری برای تهدید کشوری چون ایالات متحده دانستهاند. امروز نیز هسته اصلی این گروه در پی فشارهای امنیتی داخل ونزوئلا متلاشی و پراکنده شده و شاخههای باقیمانده در خارج اغلب ارتباط مشخصی با سازمان مادر ندارند.اما اگر وجود باندی مانند ترن د آرآگوا دستکم واقعیتی محدود دارد، در خصوص «کارتل د لوس سولس» – تشکیلاتی که ترامپ و متحدانش ادعا کردهاند مستقیماً تحت رهبری مادورو فعالیت میکند – اکثریت متخصصان بر این باورند که اساساً افسانهای سیاسی است.
کارشناسانی همچون جولیا باکستون با قاطعیت این ایده را توهمانگیز دانسته و یادآور شدهاند که ارزش واقعی کوکائین در کشورهای مبدأ بسیار ناچیز است و اقتصاد یا ارتش ونزوئلا هرگز نمیتواند متکی بر چنین منبعی باشد. ناسازگاری آشکار ادعاهای ترامپ درباره فنتانیل نیز بر بیپایه بودن روایتهای کاخ سفید افزوده است، چرا که هیچ گزارشی از سازمانهای ذیربط آمریکایی ونزوئلا را در زمره تولیدکنندگان یا مسیرهای عمده قاچاق این ماده قرار نداده است.با این وصف، شباهت میان این سناریو و الگوهای قدیمی سیاست خارجی آمریکا چشمگیر است: همان سان که ادعاهای دروغین درباره سلاحهای کشتارجمعی راه را برای تجاوز به عراق هموار کرد، اکنون نیز نام «مواد مخدر» و «تروریسم» چونان توجیهی برای بسیج نظامی علیه کاراکاس به کار گرفته میشود.
همزمان، ایالات متحده ــ که بزرگترین مصرفکننده مواد مخدر غیرقانونی و یکی از بزرگترین تأمینکنندگان مواد شیمیایی لازم برای تولید آن است ــ خود بهعنوان قلب تپنده اقتصاد جهانی قاچاق عمل میکند. بنا به گفته مادورو، ۸۵ درصد سود هنگفت تجارت جهانی مواد مخدر در بانکهای آمریکایی انباشته میشود؛ حقیقتی که پرسش از سرچشمه واقعی «کارتلها» را به سوی شمال قاره سوق میدهد.تناقضهای این سیاست در چهره کسانی چون مارکو روبیو بهخوبی نمایان است؛ فردی که با وجود ارتباطات خاندانی و شخصی با شبکههای قاچاق، امروز در مقام وزیر خارجه ایالات متحده مدعی است مادورو یک «جنایتکار فراری» است، حال آنکه بخش عمده مسیر اصلی قاچاق کوکائین به آمریکا از طریق اکوادور میگذرد، جایی که روابط واشینگتن با حکومت دانیل نوبوآ ــ خود متهم به بهرهگیری از کشتیهای خانوادگی برای حمل محمولههای مخدر ــ هیچگاه به چالش کشیده نشده است.
بنابراین آنچه اکنون پیش چشم جهان قرار دارد، بیش از آنکه نزاعی درباره کنترل مواد مخدر یا امنیت مرزی باشد، ادامه راهبرد دیرینهای است که از جنگ و ماجراجویی نظامی برای سرکوب دولتهای نامطلوب استفاده میکند و در این میان افکار عمومی با هراسافکنی و روایتسازیهای شبهمستند به خدمت گرفته میشود. ونزوئلا بار دیگر به نمادی از این جدال بدل شده است، جدالی که در آن حقیقت قربانی نخستین است و نغمه آشنای «جنگ علیه مواد مخدر» همانند نقابی برای اهداف ژئوپلیتیکی به کار میرود.

