منتشر شده در پیپر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

در سال‌های اخیر، «جنوب جهانی» هم در عرصه دانشگاهی، هم در حوزه‌های راهبردی و هم در فضای رسانه‌ای، به یکی از پرگفت‌وگوترین مفاهیم تبدیل شده است. این مفهوم به‌مثابه «حوزه میانی نوین» صحنه رقابت در شکل‌دهی از سوی قدرت‌های بزرگ جهان است و همزمان نمایانگر مجموعه‌ای چندلایه و گاه مبهم از کشورهای در حال توسعه است که آگاهانه یا ناآگاهانه در حال بیان منافع و مطالبات خویش‌اند.

واقعیت آن است که «جنوب جهانی» مفهومی تازه‌پدید آمده نیست. انتشار گزارش برنامه عمران ملل متحد در سال 2004 با عنوان «ساختن جنوب جهانی» نقطه عطف رسمیت‌یافتن این اصطلاح بود، اما سابقه آن نزدیک به بیست سال است. پیش از این نیز در روابط بین‌الملل مفاهیمی همچون «کشورهای در حال توسعه»، «کشورهای کمتر توسعه‌یافته»، «جهان سوم» و «کشورهای جنوبی» رواج داشت. هرچند معنا و بار مفهومی آن‌ها یکسان نبود، در مجموع به کشورهایی اطلاق می‌شد که در شاخص‌های توسعه اقتصادی و روند مدرن‌سازی عقب‌تر از غرب قرار داشتند و خواهان نظم جدیدی در عرصه سیاسی ـ اقتصادی جهانی بودند.

بر پایه تعریف برنامه عمران ملل متحد، «جنوب جهانی» شامل گروه 77 و چین است و گستره‌ای وسیع از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین را در بر می‌گیرد. در 25 ژوئیه 2023، در جریان نشست نمایندگان عالی امنیتی کشورهای بریکس در ژوهانسبورگ، وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، موضع این کشور درباره تقویت همکاری میان کشورهای جنوب جهانی را توضیح داد. او تأکید کرد: «استقلال و خوداتکایی، رنگ‌مایه سیاسی جنوب جهانی است؛ توسعه و اعتلا رسالت تاریخی آن است و عدالت و انصاف، خواست مشترک آن.» وی چهار پیشنهاد را مطرح کرد: زدودن منازعات و بنا نهادن صلح، احیای پویایی و توسعه مشترک، گشودگی و شمول‌گرایی برای پیشرفت، و اتحاد برای هم‌کاری.

از نظر ترکیب، «جنوب جهانی» عمدتاً بر کشورهای در حال توسعه سنتی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین استوار است، اما نقش قدرت‌های نوظهور به‌ویژه اعضای بریکس برجسته است. نیز، اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای نشان داد که این سازمان رنگ‌وبوی «جنوب جهانی» را پررنگ‌تر کرده است.

به‌طور سنتی و به‌ویژه پس از پایان جنگ سرد، خاورمیانه منطقه‌ای بوده است که ایالات متحده و متحدان غربی بیشترین تمرکز را بر آن داشته‌اند. اما در سال‌های اخیر، کشورهای خاورمیانه علاقه پررنگی به سازوکارهایی چون سازمان همکاری شانگهای و بریکس نشان داده‌اند و بسیاری از آن‌ها به عضویت این نهادها درآمده‌اند. ایران در سال 2023 رسماً عضو شانگهای شد؛ افغانستان در جایگاه ناظر قرار گرفت؛ و هفت کشور ترکیه، عربستان سعودی، امارات، کویت، قطر، بحرین و مصر به‌عنوان «شریک گفت‌وگو» پیوستند، که نیمی از مجموع اعضای این دسته را تشکیل می‌دهند. در کنار آن‌ها، ارمنستان و آذربایجان از حوزه قفقاز جنوبی ـ با پیوندهای ژئوپلیتیک به خاورمیانه ـ نیز در زمره شرکای گفت‌وگو جای گرفته‌اند.

روند مشابهی در بریکس هم مشاهده می‌شود. در میان شش عضو تازه‌پذیرفته‌شده در سال 2023 (آرژانتین، مصر، اتیوپی، ایران، عربستان و امارات)، چهار کشور آن یعنی مصر، ایران، عربستان و امارات از خاورمیانه‌اند.

در جغرافیای پهناور خاورمیانه، از افغانستان در شرق تا مراکش در غرب، به‌جز اسرائیل که سطح توسعه اقتصادی بالا و پیوند مستحکم با غرب دارد، دیگر کشورها در زمره «جنوب جهانی» به‌شمار می‌روند. خاورمیانه به‌عنوان بخشی مهم از جنوب جهانی، جایگاهی ریشه‌دار در منطق تاریخی و نیز ارزش و اهمیت ویژه در واقعیت‌های امروزین دارد. با این‌همه، پیچیدگی‌های خاص خاورمیانه و جنوب جهانی ایجاب می‌کند که به تناقضات درونی این مفاهیم نیز توجه جدی شود.

منطق تاریخی خاورمیانه به‌عنوان بخش مهم جنوب جهانی


نخست: استقلال و خوداتکایی.
کشورهای خاورمیانه در دهه‌های طولانی مبارزه با استعمار و سلطه خارجی، رنگ‌مایه سیاسی جنوب جهانی یعنی استقلال‌خواهی را در هویت خود نهادینه کردند.

دوم: توسعه و اعتلا.
از اصلاحات تنظیمات در عثمانی تا انقلاب‌های ملی‌ـ‌دموکراتیک در ترکیه، ایران، مصر و افغانستان، و از تجربه‌های ناسیونالیستی و سوسیالیستی تا برنامه‌های نوین توسعه پس از «بهار عربی»، کشورهای خاورمیانه همواره در جستجوی راهی برای اعتلای اقتصادی و اجتماعی بوده‌اند.

سوم: عدالت و انصاف.
کشورهای خاورمیانه از دهه 1950 به این‌سو، در جنبش‌های ضد استعماری و ضد امپریالیستی، در کنفرانس باندونگ، جنبش عدم تعهد، گروه 77 و به‌ویژه در سازمان‌هایی همچون اوپک، سهم عمده‌ای در تلاش جمعی جهان جنوب برای ایجاد نظم سیاسی ـ اقتصادی عادلانه‌تر داشته‌اند. نمونه برجسته آن استفاده از ابزار نفت در دهه 1970 به‌مثابه اهرمی برای دفاع از منافع اقتصادی و سیاسی جنوب بود.

ارزش‌های معاصر خاورمیانه برای جنوب جهانی
نخست: عاملی مستقل در جنوب جهانی.
علیرغم میراث استعمار و هژمونی قدرت‌های خارجی، کشورهای منطقه در سال‌های اخیر به‌سوی انتخاب‌های مستقل‌تر حرکت کرده‌اند، به‌ویژه در واکنش به جنگ اوکراین و فشارهای غرب بر موضوع انرژی، که برخی کشورها مانند عربستان، امارات و ترکیه مسیر متفاوتی را برگزیدند.

دوم: نیرویی برای صلح منطقه‌ای و جهانی.
گرچه خاورمیانه سابقاً مرکز بحران‌های ممتد بود، در سال‌های اخیر شاهد روندی کم‌سابقه از آشتی و تنش‌زدایی بوده‌ایم؛ از توافق تهران و ریاض در پکن تا احیای روابط منطقه‌ای میان کشورها. این تحولات نشان‌دهنده نقش رو به افزایش خاورمیانه در مهار بحران‌ها و تقویت امنیت است.

سوم: شریک مهم در توسعه بین‌المللی.
کشورهای خاورمیانه، پس از تجربه ناکامی‌های مختلف، اکنون توسعه را به‌عنوان انتخاب راهبردی در دستور کار قرار داده‌اند. پیوستن چهار کشور خاورمیانه به بریکس ظرفیت عظیمی به این سازوکار بخشیده است؛ چه از حیث جمعیت (230 میلیون نفر)، چه از نظر منابع انرژی (34 درصد ذخایر نفتی جهان و 27 درصد ذخایر گاز)، و چه در حوزه اقتصادی با تولید ناخالص داخلی بیش از 2.2 تریلیون دلار.

همچنین، تجربه‌های تمدنی و تاریخی خاورمیانه، این منطقه را به شریکی ممتاز برای جنوب جهانی در تبادل فرهنگی، هم‌گرایی راهبردی و همکاری‌های چندجانبه تبدیل کرده است.

تناقض‌های درونی جنوب جهانی و خاورمیانه
با همه ظرفیت‌ها، نباید از تناقض‌های ذاتی این مفاهیم غافل ماند.

در سطح کلی جنوب جهانی:

وجود هم‌زمان واقعیت عینی و ساخته‌بودگی گفتمانی؛

هم‌زمانی اشتراکات تاریخی با تفاوت‌های فرهنگی و توسعه‌ای؛

جمع میان همبستگی در مقابل استعمار و شکاف‌های سیاسی و اقتصادی؛

تلاش برای استقلال همراه با باقی‌ماندن وابستگی به غرب.

در سطح رابطه خاورمیانه و جنوب جهانی:

تعارض میان استقلال‌خواهی و وابستگی به غرب؛

شکاف میان آرمان توسعه و اولویت‌دادن به امنیت؛

دوگانگی میان مطالبه عدالت و واقعیت تفرقه‌پذیری درون‌منطقه‌ای.

بخش‌هایی از این مطلب با استفاده از مقاله «بخش خاورمیانه در جنوب جهانی: منطق تاریخی و ارزش واقعی» منتشرشده در فصلنامه «آسیا و آفریقا» (شماره 6، 2023) تدوین شده است.

«خاورمیانه‌نگری» ستون اختصاصی پروفسور «لیو جونگ‌مین» در پژوهشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای است که می‌کوشد با پیوند تاریخ و نظریه، به مسائل روز پاسخ دهد.