
ترامپ میکوشد منابع خاورمیانه را تصاحب کرده، آنها را به منابع آمریکای جنوبی بیفزاید و بدین ترتیب با بدهی ایالات متحده مقابله کند
قاضی اندرو ناپولیتانو با دیپلمات پیشین بریتانیایی، الستر کروک، گفتوگو میکند
سلام به همه، من قاضی اندرو ناپولیتانو هستم در برنامه «Judging Freedom». امروز الستر کروک با ما همراه است. دوست عزیزم، از حضورت بسیار سپاسگزارم. مایلیم دیدگاهت را درباره اقدامات ترامپ، نتانیاهو و اسرائیلیها بشنویم. اما پیش از آن میخواهم بدانم برداشتت چیست از اینکه ترامپ جنگ اوکراین را به اروپاییها واگذار کرده است. این مسأله چه تأثیری بر مناقشه اوکراین خواهد داشت؟
الستر کروک:
فکر میکنم آنچه اکنون رخ میدهد این است که تشدید تنش با روسیه بیش از هر چیز به این منظور است که روسیه را سرگرم و مشغول نگاه دارند؛ زیرا رویداد اصلی برای ترامپ جنگ علیه ایران و سپس در دست گرفتن کنترل نفت است.
ترامپ برای ایالات متحده به منابع نفت و گاز خاورمیانه نیاز دارد، به منابع عظیم نفت ونزوئلا و به نفت و گاز آرژانتین، جایی که او بهتازگی توافقی برای استخراج نفت و گاز شیل آرژانتین امضا کرده است.
تمام اینها به موضوع بدهی رسوای ایالات متحده بازمیگردد. هدف ترامپ این است که همه این داراییها را در ترازنامه ثبت کند و از آنها برای پرداخت بهره بدهی استفاده نماید.
این در واقع همان چیزی است که در اوکراین رخ میدهد. ترامپ بهطور فریبکارانه گفت: «اوکراین در حال پیروزی است و خوب عمل میکند.» اما همچنین گفت: «نمیخواهم تنشها تشدید شود.»
در نتیجه او بازی دوگانهای میکند و محتوای پنهان سخنش این است: اوکراین دارد پیروز میشود، بنابراین ما نیازی به اقدامی بیشتر نداریم، اروپاییها میتوانند هزینه جنگ را بپردازند. اما من نمیخواهم شاهد افزایش تنشها با روسیه باشم.
به عبارت دیگر او خواهان آن است که درگیری با روسیه در حد شعلهای ضعیف باقی بماند، بیآنکه به نقطه جوش برسد، زیرا مسأله واقعی، درگیری آتی با ایران است. تیم ترامپ انتظار دارد ایران تسلیم شود، اما اگر ایرانیها تسلیم نشوند، ایالات متحده به جنگ خواهد رفت.
ترامپ میکوشد منابع خاورمیانه را تصاحب کند، آنها را به منابع آمریکای جنوبی بیفزاید و بدینگونه با بدهی ایالات متحده مقابله کند. او مسئولیت جنگ اوکراین را به اروپاییها واگذار میکند زیرا میداند اتحادیه اروپا نه توان مالی و نه قدرت نظامی لازم برای پیروزی در جنگ را دارد.
واقعیت این است که اروپا در مشکلات جدی قرار دارد. ترامپ بهتازگی مکرون را به تمسخر گرفت. در دیداری اخیر به او گفت: «شنیدهام اوضاع فرانسه خیلی خوب است.» در حالی که میداند فرانسه عملاً در وضعیتی نزدیک به پیشاانقلابی است.
از سوی دیگر ترامپ به ژنرال کلوک گوش میدهد که پیشنهاد حملات دوربرد در عمق خاک روسیه را داده است. یکی از دلایلی که زلنسکی از ترامپ درخواست موشکهای تاماهاوک کرد همین بود. این سامانهها جزو بهترینهای جهان هستند. هنوز تصمیمی گرفته نشده، اما زلنسکی آنها را درخواست کرده و این موضوع توسط معاون رئیسجمهور، ونس، تأیید شد.
قاضی ناپولیتانو:
به نظر تو کرملین چه واکنشی نشان خواهد داد اگر اوکراینیها با استفاده از موشکهای آمریکایی و با اتکا به اطلاعات ایالات متحده، در عمق خاک روسیه ضربه بزنند؟
الستر کروک:
وقتی از ونس پرسیده شد آیا ترامپ این موضوع را تأیید کرده است یا نه، او طفره رفت و پاسخ داد: «میدانم زلنسکی خواستار تاماهاوک شده، اما نمیدانم ترامپ موافق است یا نه.» پاسخی که در واقع هیچ پاسخی نبود.
فکر میکنم ترامپ به هر دو جهت نگاه میکند. او و دستگاه امنیتی ایالات متحده نمیخواهند روسیه در خاورمیانه حضور داشته باشد، بهویژه در صورتی که قرار باشد حملهای علیه ایران صورت گیرد. آنها میخواهند روسیه نگران و درگیر جنگ با اوکراین بماند.
یادتان هست هدف پل ولفوویتس این بود که روسیه را از خاورمیانه بیرون براند تا ایالات متحده بتواند بهطور کامل بر منطقه و منابع ارزشمند طبیعی آن مسلط شود.
آنچه واقعاً نمیخواهند این است که روسیه یا جمهوری خلق چین بهطور مستقیم در حمایت از ایران دخالت کنند، بهویژه اگر ایران مورد حمله اسرائیل و ایالات متحده قرار گیرد.
روسیه و چین با لحنی قاطع اعلام کردهاند: «از نظر ما، برجام تعلیق نشده و تحریمها معتبر نیست.»
برجام در حقیقت تا ۱۸ اکتبر برقرار است. ۱۸ اکتبر پایان برجام است. از ابتدا هم پیشبینی شده بود که در آن تاریخ خاتمه یابد. به همین دلیل اروپاییها سراسیمه در تلاشاند توافق جدیدی به دست آورند.
قاضی ناپولیتانو:
منظورت چیست؟ آیا ایران به وضعیتی بازمیگردد که پیش از برجام داشت؟
الستر کروک:
بگذار توضیح دهم. اگر ایران به وضع پیش از برجام بازگردد، هرگونه تحریمی ــ مثلاً در زمینه تأمین سلاحهای متعارف برای ایران ــ باید طبق توافق همه طرفها لغو شود.
روسیه موضعی بسیار قاطعانه در پیش گرفته و از این رو فکر میکنم ترامپ به ایران حمله خواهد کرد و میخواهد این اتفاق زمانی رخ دهد که روسیه همچنان درگیر جنگ اوکراین باشد.
زیرا اگر جنگ پیش از حمله پایان یابد، آنگاه بسیار محتمل است که روسیه بتواند سامانههای پدافندی و دیگر تجهیزات نظامی را در اختیار ایران بگذارد. اگر جنگ خاتمه یافته باشد، روسیه و چین میتوانند به ایران یاری برسانند.
به همین دلیل ترامپ این مانورهای تاکتیکی را ادامه میدهد. همه اینها همچنین با موضوع ونزوئلا گره خورده است و در نهایت همگی حول منابع انرژی میچرخد. در نهایت هدف به بدهی ایالات متحده مربوط میشود و اینکه چگونه میتوان با بهرهگیری از منابع دیگران آن را کاهش داد.
این لری فینک، مدیر شرکت بلکراک، بود که گفت اکنون تنها چیزی که ایالات متحده را سر پا نگاه داشته رشد بازار سهام است که از این طریق باعث پایداری بازار اوراق قرضه میشود. اما اگر بازار اوراق سقوط کند، آنگاه به باور لری فینک، ایالات متحده زیر بار کسریها و بدهی خارجی خود مقهور خواهد شد.
بنابراین باید زمینه واقعی رویدادهایی را که با روسیه، اسرائیل، غزه و ونزوئلا رخ میدهد، اینگونه تفسیر کنیم. از دید کلان، ترامپ در پی آن است که مسأله بدهی ایالات متحده را حل کند.
قاضی ناپولیتانو:
نتانیاهو اخیراً اذعان کرد که اسرائیل درگیر هفت جنگ است و در آستانه گشودن جبهه هشتم قرار دارد. آیا این جبهه هشتم علیه ایران است یا علیه افکار عمومی ایالات متحده که اکنون آشکارا ضد نتانیاهو شدهاند؟
الستر کروک:
جبهه هشتم در داخل ایالات متحده است و اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، همان جبههای است که پادکسترها و اینفلوئنسرهای فعال در اینترنت آن را گشودهاند. اسرائیل در پاسخ، رسانههای اصلی را خریداری کرده و از زمان دولت اوباما آنها را تحت کنترل داشته است.
مکس بلومنتال روند جنگ علیه چهرههایی مانند چارلی کرک و سایر کسانی که از اسرائیل انتقاد میکنند شرح داده است. اُلیگارشهای یهودی میلیاردر نفوذی عظیم اعمال میکنند و بهتازگی تیکتاک را خریداری کردهاند. آنها راضی نبودند که الگوریتم این شبکه حمایت کافی از اسرائیل نشان ندهد، بنابراین میخواهند الگوریتم را تغییر دهند تا به نفع اسرائیل عمل کند.
این همان جبهه هشتم است؛ جبههای برای تأثیرگذاری بر جوانان آمریکایی چه جمهوریخواه و چه دموکرات. اما جوانان ایالات متحده بهطور چشمگیری از حمایت از اسرائیل فاصله میگیرند؛ درست همانطور که در بقیه جهان اتفاق میافتد. و این یک تهدید موجودیتی است. اگر اسرائیل حمایت مردم آمریکا را از دست بدهد، بقای دولت صهیونیستی در خطر خواهد بود.
قاضی ناپولیتانو:
آیا واقعاً دولت اسرائیل از اثر رسانههای جایگزین، مانند همین رسانهای که من و تو هماکنون از طریق آن صحبت میکنیم، نگران است؟
الستر کروک:
بله، آنها بسیار نگران هستند، زیرا میدانند این جوانان، امثال چارلی کرک، در سالهای آینده در ایالات متحده به قدرت خواهند رسید. اگر جوانان را از دست بدهند، آمریکا را هم از دست میدهند. نه امروز، نه فردا، اما این همان جبهه هشتم است.
این همان جنگ بزرگی است که اسرائیل و نتانیاهو معتقدند نمیتوانند آن را ببازند. باید کنترل رسانههایی مانند اینترنت را که امروز ابزار اصلی ارتباط است حفظ کنند. از این رو در حال صرف هزینههای عظیماند و هر چه میتوانند میخرند.
قاضی ناپولیتانو:
آیا رئیسجمهور ترامپ میتواند مانع از آن شود که دولت اسرائیل رسماً کرانه باختری را ضمیمه کند؟
الستر کروک:
ترامپ در محافل خصوصی و علنی اعلام کرده که چنین چیزی در دوران او رخ نخواهد داد. اما حقیقت این است که روند الحاق هماکنون در جریان است، هرچند بهصورت تدریجی.
تنها در این دوره اخیر اسرائیل شهرکهای جدیدی پیرامون اورشلیم ایجاد کرده است. در عمل این به معنای تقسیم کرانه باختری به دو بخش است و بههیچوجه امکان شکلگیری دولتی فلسطینیِ پیوسته در آینده وجود نخواهد داشت.
تغییرات به آهستگی انجام میگیرد، اما شمار شهرکهای تازه در کرانه باختری مدام فزونی مییابد. این فرایند یک عملیات نظامی آشکار نیست که بیاید، کنترل کند و زمینها را ضمیمه نماید، بلکه آنان با فرسایش تدریجیِ کنترل اداری فلسطینیها پیش میروند. این روند همچنان ادامه دارد و ترامپ قطعاً جلو آن را نخواهد گرفت.
قاضی ناپولیتانو:
هفته گذشته اسکات ریتر، مکس بلومنتال و من به ضیافت ناهار با رئیسجمهور ایران دعوت شدیم که برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک بود. سامانه ترجمه همزمانی بسیار پیشرفته و آسان در کار بود… پس از گفتوگو هیچ تردیدی ندارم که ایرانیها انتظار دارند اسرائیلیها با پشتیبانی ایالات متحده به آنها حمله کنند. ایرانیها برای چنین سناریویی آمادهاند و آمادهاند که پاسخی کوبنده، حتی فاجعهآمیز علیه اسرائیل بدهند. آیا نتانیاهو این را درک نمیکند؟
الستر کروک:
افرادی در اسرائیل این را درک میکنند، اما بهگمانم گرایشی در اسرائیل، همچون اروپا و غرب، وجود دارد که خود فریب تبلیغات خودش میخورد. هنوز هم میتوانی مقالهای در اسرائیل ببینی که نوشته یکی از برجستهترین کارشناسان ایران است. او هشدار بسیار روشنی داده است: «ما جنگ ۱۲ روزه با ایران را بردیم، اما موفق به تغییر رژیم نشدیم؛ این وظیفهای باقیمانده است. ایرانیها مقاومتر و یکپارچهتر از آنچه تصور میکردیم هستند.»
آنچه اسرائیل درک نمیکند این است که ایران معتقد است در جنگ ۱۲ روزه پیروز شده است. اسرائیل هرگز پیشتر چنین حملاتی را تجربه نکرده بود و هنوز سخت است که آثار آن را بپذیرد. آنها تنها بخشی از ویرانیها و مرگ بیش از ۸۰۰ سرباز را اعتراف کردهاند.
نتانیاهو بار دیگر در واشنگتن این ایده را مطرح میکند که شکست دادن ایران آسان است، ایران ببر کاغذی است، در حالی که اسرائیل و ایالات متحده همهگونه قدرتها را در اختیار دارند.
قاضی ناپولیتانو:
اما در حقیقت ایران آماده جنگ است، مصممتر و یکپارچهتر از هر زمان دیگر؛ و شاید ما این وضعیت را بد داوری میکنیم. آیا از سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل شگفتزده شدی؟
الستر کروک:
نتانیاهو هیچ همدلی، فهم، پشیماني یا تأسفی نسبت به کشتار بیگناهان نشان نداد، بلکه به رخ کشید و به قدرت اسرائیل در انجام مأموریت مباهات کرد. آن عبارت را سه یا چهار بار به کار برد و طبعاً در برابر تالاری تقریباً خالی سخن گفت.
با این حال، امروز همه درباره غزه و طرحی ۲۱ مادهای سخن میگوییم که گویا قرار است اوضاع را سامان دهد. اما فکر میکنم هدف نتانیاهو گفتوگو با ترامپ درباره هماهنگی برای جنگ علیه ایران است.
به همین دلیل میگوید کار باید به سرانجام برسد. این پیام اوست؛ سوریه را نابود کردیم، حزبالله را نابود کردیم، حماس را نابود میکنیم، یمنیها را نیز آسیب زدهایم. اما برای نتانیاهو، سر مار ایران است. قصد دارد ایران را نابود کند.
و خطابش به ترامپ است که اهمیت انرژی، نفت و گاز را درک میکند؛ و میفهمد چه معنایی خواهد داشت برای چین اگر امنیت انرژیاش از دست برود. این مسأله چین را تضعیف خواهد کرد و همچنین به روسیه صدمه خواهد زد. چین تضعیف میشود اگر نفت ایران و خاورمیانه را از دست بدهد. چین همچنان بخش زیادی را از عربستان سعودی و ایران تأمین میکند.
پس اگر طرح بر این باشد که همه منابع تحت کنترل هژمونیک ایالات متحده و همچنین نفت و گاز آمریکای جنوبی قرار گیرد، آن وقت ایالات متحده از دید کاخ سفید در جایگاهی مسلط برای فرماندهی بر اهرمهای اقتصادی جهان خواهد بود. و این میتواند به حل مسأله مالی آمریکا و البته تداوم هژمونی دلار در دوره آتی یاری رساند.
قاضی ناپولیتانو:
حسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان، حدود یک سال پیش ترور شد. حزبالله در این مدت چه کرده است؟
الستر کروک:
دو نکته: نخست اینکه آنها کاملاً نامرئی شدهاند، بدون ارتباطات، بدون بیانیهها؛ ناپدید شدهاند. تنها کسی که اظهارنظر میکند شیخ نعیم قاسم است که البته جنبه رسمی دارد. او نظامی نیست، یک سیاستمدار است.
دوم اینکه حزبالله مشغول بازسازی و آمادهشدن برای مرحله بعدی جنگ است، زیرا آتشبس بهطور مداوم از سوی اسرائیل نقض میشود. اسرائیلیها به میل خود به لبنان حمله میکنند، هر جا که بخواهند و به هر شکلی که بخواهند.
اکنون به سبب وضعیت داخلی لبنان، فرستاده ترامپ به رئیسجمهور لبنان میگوید: «باید حزبالله خلع سلاح شود.» اما این هرگز رخ نخواهد داد، زیرا حزبالله چنین چیزی را نخواهد پذیرفت. بنابراین اسرائیل در اندیشه یورش به جنوب لبنان تا رود لیتانی است.
اما نباید فراموش کرد که تسلیحات سنگین حزبالله آسیبی ندیده و همچنان در اختیارشان است. این تسلیحات توانایی اصابت به تلآویو را دارند و در تونلها و پناهگاههایشان در جنوب یا شمال لیتانی ذخیره شدهاند، نمیدانیم دقیقاً کجا.
پس پرسش این است: آیا اسرائیل میتواند در همه این جبههها بجنگد؟ زیرا به راستی تحت فشار سنگینی است. نیروهای ذخیره به خدمت بازنمیگردند. حتی رئیس ستاد ارتش با اشغال غزه مخالفت کرد و گفت نیروی انسانی کافی برای این کار در اختیار ندارد.
آنها تلفات میدهند، نفر از دست میدهند، و نیروهای ذخیره کمیاباند. بسیاری از آنان وقتی فراخوانده میشوند، حاضر نمیشوند. میگویند در شرایط کنونی حدود ۱۲ هزار نیرو کم دارند. با وجود این دشواریها، باز هم میخواهند به لبنان بازگردند و دوباره با حزبالله بجنگند. به نظر من این فراتر از توان نیروهای اسرائیلی است و با نیروی نسبتاً کوچک ممکن نیست.
قاضی ناپولیتانو:
الستر، از تو بسیار سپاسگزارم، دوست عزیز. همچون همیشه، صحنه را از ونزوئلا تا غزه و توقفی هم در اوکراین مرور کردیم. از پاسخها و تحلیلهایت بینهایت ممنونم.

