
نویسنده: ژنگ یوچوان
ترجمه مجله جنوب جهانی
روز ۳۰ سپتامبر، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، کنفرانسی از فرماندهان ارشد ارتش ایالات متحده برگزار کرد. هگست اعلام کرد که در طول سالهای گذشته، سیاستمداران گمراه ارتش را وادار کردهاند که توجه خود را معطوف موضوعات غلط کند یعنی ارتش را گمرا کرده اند، و او مأموریت خود را حذف «اختلالات آشکار» در ارتش میداند؛ همان عواملی که در سالهای اخیر توان تهاجمی «وزارت جنگ» (اصطلاحی که بهجای وزارت دفاع به کار برد) را تضعیف کردهاند.
هگست خواستار بازنگری جامع در زمینه سیاستهای موسوم به «رهبری زیانبار» و «آزار و اذیت و زورگویی» شد، بر ضرورت پایان دادن به فرهنگ فرماندهی «محافظهکاری افراطی» و «ترس از خطا» تأکید کرد و گفت فرایندهای نظارت و بازرسی که به ابزاری سیاسی تبدیل شدهاند، باید آزاد شوند. او همچنین «طرحهای تنوع، برابری و شمول» را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و بر ضرورت ارتقاها و انتصابات «بر مبنای شایستگی» تأکید کرد.
در زمینه آمادگی جسمانی، هگست گفت نیروهای نظامی شاغل در مشاغل رزمی باید بر اساس استانداردهای مردان و با کسب حداقل ۷۰ درصد نمره یا بالاتر مورد آزمون قرار گیرند. در مورد ظاهر و آراستگی، او اعلام کرد دیگر اجازه داشتن ریش داده نخواهد شد و از اضافهوزن میان سربازان و افسران عالیرتبه بهشدت انتقاد کرد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، نیز در این نشست خطاب به فرماندهان ارتش گفت: «اگر میخواهید دست بزنید، بزنید. اگر میخواهید کاری بکنید، بکنید. اگر حرف مرا دوست ندارید، میتوانید اینجا را ترک کنید. البته در این صورت، درجه خود را از دست خواهید داد و آیندهتان نابود خواهد شد.» برخی رسانههای مستقل به طعنه نوشتند که ترامپ و هگست با گردآوردن فرماندهان نظامی مستقر در سراسر جهان فقط خواستهاند آنها را به تراشیدن ریش و لاغری وادارند.
اما حقیقت این است که فرمانهای صادرشده از سوی هگست فراتر از این موضوعات بود و دستور تراشیدن ریش یا کاهش وزن تنها بخشی از آن محسوب میشد و همگی در راستای اهداف اصلی جلسه قرار داشت. بطور سنتی، وزیر دفاع آمریکا در میان همتایان خود در دیگر قدرتهای بزرگ جهانی، یکی از بالاترین سطوح اختیارات را در دست دارد؛ با این حال، دولت دوم ترامپ بهوضوح قواعد را بازنویسی کرده است. سخت میتوان تصور کرد که هگست بدون اطلاع ترامپ جسارت تشکیل چنین جلسهای را پیدا کند.
ترکیب کنونی هیئت دولت ترامپ بیش و پیش از هر چیز بر پایه «وفاداری» استوار است؛ توانایی و سابقه اهمیت ثانویه دارند. دستوراتی که هگست صادر کرد چیزی جز بازتاب تلاش ترامپ برای پاکسازی میراث سیاسی حزب دموکرات، بهویژه سیاستهای مرتبط با «هویت» و «سیاست هویتی» نیست.
از اوایل دهه ۱۹۹۰، حزب دموکرات تغییراتی در برنامه سیاسی خود ایجاد کرد و از یک حزب متمایل به جناح «چپ»، همچون دوران روزولت و کندی که پیشبرد عدالت اجتماعی و رفاه عمومی را در کانون توجه داشت، به حزبی بدل شد که سیاست هویت را در اولویت قرار میدهد. در دورههای حاکمیت دموکراتها، نهادهای دولتی و نظامی تحت لوای شعار «تنوع، برابری و شمول» عملاً جنسیت و نژاد را بر شایستگی فرماندهی، تجربه و ظرفیت بالقوه برتری دادند. گاهی حتی اگر فردی توانایی و ظرفیت لازم را نداشت، اما به لحاظ جنسیتی یا نژادی امتیازات بالایی کسب میکرد، میتوانست از پستهای مهم برخوردار شود.
این اقدامات تا امروز محل بحث است: آیا واقعاً نوعی پیشرفت اجتماعی به همراه داشتند؟ آیا زنان و اقلیتها از آن سود بردهاند؟ تردیدها فراوان است. برای مثال، در چارچوب همین سیاستها، یک زن سفیدپوست توانمند ممکن بود مستحق ارتقا به مقامی دولتی یا نظامی باشد، اما ناگهان گزینهای با توانایی کمتر اما رنگینپوست جای او را میگرفت. البته اگر همان زن سفیدپوست ادعای اختلال هویتی میکرد و بر «امتیازات هویتی» میافزود، شاید معادله تغییر میکرد.
اجرای قاطعانه و یکساننگر سیاست هویت نهتنها به بیعدالتی واقعی منجر شد، بلکه بستر فساد را نیز فراهم کرد. کسانی که قواعد را میدانستند، از طریق افزودن «امتیازات هویتی» میتوانستند خود را در موقعیتی تثبیتشده نگاه دارند. اما اگر رقیب فردی بود که از پیشینه خاصی برخوردار بود و قدرت تفسیر یا دستکاری معیارهای امتیازات هویتی را داشت، عملاً پیروزی دستنیافتنی میشد.
بدینترتیب، هرچند بخش اندکی از زنان و اقلیتها شاید از مزایای غیرمنصفانه سیاست هویتی بهره بردند، اما اکثریت آنان ناخواسته به برچسبهای سیاسی تقلیل یافتند. سادهتر اینکه شبکههای حزبی دموکراتها منتفع شدند.
ترامپ اکنون تمام تلاش خود را بهکار گرفته تا این میراث سیاست هویتی در بدنه حکومت و نظامیان آمریکا را پاکسازی کند. میتوان این اقدام را نوعی تسویه سیاسی دانست. اما مگر زمانی که دموکراتها با سوءاستفاده از سیاست هویتی، دستهبندیهای جناحی، روابط غیرمنصفانه و فسادآمیز را رقم زدند، نوعی تسویه سیاسی نبود؟
وقتی خبر نشست فراگیر فرماندهان آمریکایی منتشر شد، بسیاری از رسانهها با شتاب و حتی بهرهگیری از هوش مصنوعی مطالبی نوشتند مبنی بر اینکه شاید آمریکا قصد حمله به روسیه یا آغاز جنگی گستردهتر را دارد.
اما واقعیت این است که برای ترامپ، تسویه سیاستهای دموکراتها ارزشی بهمراتب بالاتر از به راه انداختن یک جنگ خارجی دارد.
در خصوص تراشیدن ریش، کاهش وزن یا آزمونهای جسمانی، این موارد بیتردید نوعی پاسخگویی به تصورات عوامگرایانه راستگرایان آمریکایی از «مردانگی» است.
اما مهمتر، این اقدام ابزاری برای تربیت و رامسازی تلقی میشود. همانطور که ترامپ آشکارا گفت: میتوانید نپذیرید، اما باید بروید؛ میتوانید او را دوست نداشته باشید، اما آنگاه آیندهای نخواهید داشت. اگر تا همین حد ساده، تراشیدن ریش یا کاهش وزن را نپذیرید، این به معنای «وفاداری مطلق نیست» و چنین فردی معادل «کاملاً بیوفا» قلمداد میشود؛ کسی که محکوم است مانند سیاستهای بایدن، در زبالهدان تاریخ نهاده شود و لگدمال گردد.

