رسانه چینی پیپر

ترجمه مجله جنوب جهانی

ناتوانی نظامی و دیپلماتیک ایران در منطقه زنگزور باز هم آشکار می‌گردد

ایران امروز با تحولات ژئوپلیتیک قفقاز روبروست که نفس روابط و توازن قدرت منطقه‌ای را دگرگون می‌سازد. گسترش نقش‌آفرینی ایالات متحده و حضور خزنده رژیم صهیونیستی اسرائیل، معادلات سنتی این مرز پرآشوب را زیر سوال برده و بیم‌های بنیادینی را نزد سیاستمداران و نخبگان ایران برانگیخته است. در میانه این آب‌های متلاطم، توافقنامه‌ای که به کریدور موسوم به زنگزور رسمیت بخشیده و امتیازات بی‌سابقه‌ای را به آمریکا اعطا کرده، به گره‌ای پیچیده در همسایگی جنوبی آذربایجان و ارمنستان بدل گشته است.

بحران کریدور زنگزور و تغییر ژئوپلیتیک منطقه

امضای توافق جدید در کاخ سفید که واشنگتن را برای ۹۹ سال بر مسیر ترانزیتی حساس میان آذربایجان و نخجوان مسلط می‌کند، نه‌تنها در ایران با واکنش‌های تند حقوقی و سیاسی همراه شد، بلکه لایه‌های پنهان مخاطرات امنیتی را آشکار ساخت. تحلیل‌گران ایرانی این قرارداد را نقطه عطفی در روند فشارهای غرب می‌دانند که می‌تواند زمینه ساز آغاز عصری نوین از مناقشات باشد؛ به تعبیر برخی از صحنه‌گردانان سیاست منطقه، این یک «جنگ راهروها» است که با اهدافی فراتر از صرفاً بهره‌برداری ترانزیتی برنامه‌ریزی شده است.

ایران، که سالیان دراز مخالف هر گونه دست‌اندازی بیگانگان به این شریان استراتژیک بوده، اکنون با سناریویی مواجه است که کنترل مرزها و امتداد نفوذ منطقه‌ای را تهدید می‌کند. ترکیه و آذربایجان از حامیان ریشه‌دار این کریدور هستند و در نقطه مقابل، ارمنستان، به رغم نارضایتی از تبعات ژئوپلیتیکی، خود را در معرض فشار تعاملات بین‌المللی یافته است. مسیر یاد شده با تغییر نام و روکش دیپلماتیک، به ظاهر تحت عنوان صلح و رفاه جهانی معرفی می‌شود، اما در واقع توازن سنتی منطقه را بر هم زده و مرکز ثقل جغرافیایی را به سود اتحاد غربی – اسرائیلی بازتعریف می‌کند.

منافع ایران و دگرگونی راهبردی

در پس این ظواهر، تهران معادلات جدید را تهدیدی علیه منافع خود می‌بیند؛ آمریکا عملاً به دروازه‌های شمال غربی ایران رسیده و ترکیه نیز به واسطه این کریدور، ارتباط زمینی استراتژیک خود با آسیای مرکزی و چین را تثبیت می‌نماید. نتیجه چنین تحولی، فشرده‌تر شدن حلقه محاصره اقتصادی و ژئوپلیتیکی است که از لبنان تا سوریه و تا آسیای میانه تاثیرگذار خواهد بود. برخی ناظران معتقدند این حلقه بخشی از نقشه کلان تل‌آویو برای فرسایش قدرت منطقه‌ای ایران و تسریع روند تغییر موازنه قدرت به نفع غرب و متحدانش است.

در همین راستا، ظهور اسرائیل به عنوان بازیگری مستقیم در این معادله، نگرانی تهران را دوچندان ساخته است. همکاری‌های نظامی با باکو و بهره‌برداری از راهبردهای امنیتی در جریان مناقشات قره‌باغ و حملات پهپادی، چهره ژئوپلیتیک جدیدی را رقم زده و امکان امتداد محور اسرائیلی از مدیترانه تا دریای خزر را مهیا کرده است. این تحول شالوده سیاست منطقه‌ای را دچار آشوب ساختاری می‌کند و می‌تواند گذرگاه‌های سنتی ایران به شام و لبنان را مسدود نماید.

فرصت‌ها و تهدیدها؛ آزمون دیپلماسی ایرانی

در شرایطی که دولت ایران در تکاپوی بازنگری سیاست‌های منطقه‌ای خود است، دولت جدید تمایل کمتری به مواجهه مستقیم با ایالات متحده و اسرائیل از خود نشان داده است. این خویشتن‌داری اگرچه می‌تواند فضای تنش را کنترل کند، اما به اعتقاد برخی صاحب‌نظران، طولانی شدن چنین رویکردی ابزار فشار رقبا را تقویت خواهد کرد و حتی زمینه‌ساز تشدید مطالبات امارات متحده عربی در خصوص جزایر مورد مناقشه خواهد شد.

آینده ژئوپلیتیک ایران در قفقاز و فراتر از آن، اکنون بیش از هر زمان دیگر به توانایی نظامی دیپلماسی فعال و حکیمانه وابسته است چیزی که در مورد دولت اصلاح طلب و دست راستی ایران کمبود آن به شدت احساس می‌شود. آزمون پیش رو مستلزم تلفیق تدبیر، شجاعت و بازاندیشی راهبردی در برابر هجوم معادلات نوظهور است؛ چراکه گذر زمان می‌تواند ساختارهای منطقه را به گونه‌ای دگرگون سازد که توازن قوا به کلی دگرگون شود و منافع ملی ایران را در معرض خطرات عدیده قرار دهد.