وقتی «تای‌چی راهبردی» با «دژ مستحکم» روبه‌رو می‌شود: الگوی جدید منازعه روسیه و ناتو و کانون‌های بالقوه بحران 

وانگ سی‌یُو (پژوهشگر معاون، مؤسسه مطالعات حکمرانی جهانی و منطقه‌ای، دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای) 
لیو لی‌یـا (دانشجوی کارشناسی ارشد، مؤسسه مطالعات حکمرانی جهانی و منطقه‌ای، دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای) 

ترجمه مجله جنوب جهانی

بازتاب منازعه‌های اخیر 

تنش‌ها و رویارویی‌های پرتکراری که طی هفته‌های اخیر در آسمان جبهه شرقی ناتو رخ داده‌اند، بازتابی کوچک از ورود روابط نظامی روسیه و غرب به مرحله‌ای تازه است. 

از نفوذ حدود ۲۰ فروند پهپاد روسی به حریم هوایی لهستان بین ۹ و ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵ که زنجیره هشدار سریع ناتو را فعال کرد و منجر به سرنگونی چند فروند آنها توسط جنگنده‌های ائتلاف شد؛ تا ورود مجدد جنگنده‌های روسی به حریم هوایی استونی در ۱۹ سپتامبر؛ و پرواز هواپیمای شناسایی روسیه بر فراز دریای بالتیک که باعث شد جنگنده‌های آلمان و سوئد به پرواز درآیند ــ مجموعه این رخدادها به‌هیچ‌وجه حوادثی منفرد یا تصادفی نیستند، بلکه بخشی از یک رقابت راهبردی وسیع‌تر و طراحی‌شده‌اند. این اقدامات در کنار یکدیگر، یک «آزمون فشار» سیستماتیک را علیه توان بازدارندگی، زنجیره واکنش و انسجام سیاسی ناتو شکل داده‌اند. 

بازدارندگی نامتقارن: «تای‌چی راهبردی» روسیه 

مصرف عظیم منابع در جنگ اوکراین به‌طور بنیادین الگوی بازدارندگی میان روسیه و ناتو را تغییر داده و صحنه‌ را به تقابل نامتقارن سوق داده است. در حالی که روسیه به دلیل آسیب‌های جدی در توان متعارف، بیش از پیش بر ابزارهای کم‌هزینه و پرفشار نامتقارن و تسلیحات راهبردی تکیه می‌کند، ناتو با اتکا بر برتری اقتصادی و نظامی متعارف خود، دیوار دفاعی مستحکمی در شرق اروپا بنا کرده است. 

در شرایطی که نیروهای زمینی روسیه در میدان اوکراین فرسوده شده‌اند، مسکو به راهبردی هوشمندانه‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی روی آورده است که می‌توان آن را «تای‌چی راهبردی» نامید: مجموعه اقداماتی کم‌هزینه در حوزه هوایی و ترکیبی برای سنجش شکاف‌های دفاعی ناتو، تشدید اختلافات سیاسی اعضا و در عین حال جلوگیری از گسترش رویارویی به سطحی غیرقابل‌کنترل. نفوذهای پهپادی و هوایی اخیر، نمود بارز همین رویکرد هستند. این اقدامات همانند «تاکتیک سالامی»، گام‌به‌گام پیش می‌روند و هر بار مترصد فراتر رفتنی تازه‌اند، اما با دقت، زیر آستانه حقوقی لازم برای فعال‌شدن بند پنجم دفاع جمعی پیمان آتلانتیک شمالی باقی می‌مانند. 

مسکو پس از هر حادثه نیز همه‌چیز را انکار کرده و خود را بی‌ارتباط نشان می‌دهد. این «ابهام راهبردی» توپ مسئولیت را به زمین ناتو می‌اندازد و موجب می‌شود حصول اجماع میان ۳۲ عضو درباره ماهیت رخداد و واکنش مناسب، مستلزم هزینه زمانی و سیاسی سنگینی باشد. 

نشانه روشن محدودیت توان نظامی روسیه را می‌توان در رزمایش مشترک «زاپاد-۲۰۲۵» روسیه و بلاروس مشاهده کرد. برخلاف نمایش‌های پرشمار زرهی گذشته، این رزمایش تمرکز خود را از مانورهای عظیم زمینی به حوزه دفاع هوایی یکپارچه، حملات دوربرد و بازدارندگی هسته‌ای منتقل ساخت. این تغییر گواهی است بر اینکه مسکو در شرایط کمبود منابع، تلاش دارد اعتبار بازدارندگی خود را از رهگذر راهکارهای «کم‌هزینه سیاسی» حفظ کند، در حالی که نیرو و تجهیزات ارزشمند خود را به جبهه اوکراین اختصاص داده است. 

برای جبران ضعف متعارف، روسیه بر انبار راهبردی خود نیز تکیه فزاینده‌ای کرده است. استفاده عملیاتی از موشک بالستیک میان‌برد «اُرشنیک» (Oreshnik) بارزترین تجلی این رویکرد است. این اقدام نه یک عملیات تاکتیکی، بلکه پیامی روانی-سیاسی خطاب به پایتخت‌های غرب بود. موشک مزبور که گونه‌ای از پروژه RS-26 «روبژ» به شمار می‌آید، نشان‌دهنده بی‌سابقه‌ترین سطح در هم‌تنیدگی سلاح‌های راهبردی در یک جنگ متعارف بوده است. 

پوتین آشکارا اعلام کرد که این پرتاب پاسخی مستقیم به ارسال جنگ‌افزارهای دوربرد غرب به اوکراین است. بنابراین، هدف اصلی آن نه جبهه نظامی بلکه افکار تصمیم‌سازان در بروکسل و واشنگتن بود. از حیث محاسبه نظامی، مزیت هزینه-اثربخشی چنین کاربردی پایین‌تر از موشک‌های تاکتیکی نظیر «ایسکندر» است، اما پیام سیاسی آن به‌مراتب قوی‌تر است: بازگرداندن «سایه هسته‌ای» بر فراز اروپا و یادآوری مستقیم به ناتو که هیچ رویارویی مستقیمی در سطح صرفاً متعارف باقی نخواهد ماند. 

زره دفاعی ناتو: دگرگونی از «تله هشدار» به «دژ مستحکم» 
در مقابل، واکنش ناتو محدود به هشدار دیپلماتیک و اعزام‌های موقت نبوده است. از ۲۰۲۲ به این سو، این سازمان بزرگ‌ترین تحول دفاعی پساجنگ سرد خود را آغاز کرد: برچیدن نمادین بودن خطوط شرقی و تبدیل آنها به سنگر واقعی دفاع پیش‌رونده. 

«حضور تقویتی پیشرو» (Enhanced Forward Presence) از نماد همبستگی به قدرت بازدارندگی قابل‌اتکا بدل شده است. چهار گروه نبرد چندملیتی که از ۲۰۱۷ در بالتیک و لهستان تشکیل شدند، از ۲۰۲۲ به هشت گروه افزایش یافتند. اکنون نیز این گروه‌ها در حال ارتقاء سازمانی به سطح تیپ (حدود ۵۰۰۰ نفر) هستند. واحدهای کانادایی در لتونی و واحدهای آلمانی در لیتوانی نخستین نمونه‌های این تحول‌اند. این ارتقاء، «کیفیت» دفاعی ناتو را از سطح بازدارندگی نمادین به توان جلوگیری واقعی ارتقاء داده است. 

در کنار آن، «مدل جدید نیروهای ناتو» (NFM) جایگزین نیروی واکنش ۴۰ هزار نفری پیشین شده است. این مدل شامل سه سطح آماده‌باش می‌شود: بیش از ۱۰۰ هزار نیرو ظرف ۱۰ روز، ۲۰۰ هزار نیرو ظرف ۱۰ تا ۳۰ روز، و دست‌کم نیم‌میلیون نفر تا شش ماه. این نیروها از پیش وظایف دفاعی خود را برای مناطق مشخص تعریف و تمرین می‌کنند. 

به‌این‌ترتیب، ناتو عملاً از بازدارندگی «مجازات‌محور» به بازدارندگی «ممانعتی» گذار کرده است: وعده شکست فوری حمله، نه بازپس‌گیری تدریجی آن. 

همزمان سامانه‌های یکپارچه پدافندی (NATINAMDS) و مأموریت گشت‌های ۲۴ ساعته برد هوایی بالتیک، همراه با تجهیز مدرن مانند اف-۳۵ هلندی، رافال فرانسوی، تایفون آلمانی و سامانه‌های SAMP/T و پاتریوت، ساختار چندلایه‌ای را برای مقابله با همه طیف تهدیدات هوایی از پهپاد تا موشک کروز ایجاد کرده‌اند. 

روندهای آینده و نقاط بحران احتمالی 

با وجود محدودیت‌های روسیه، کانون‌های التهاب هنوز موجودند. نخست، ضعف ساختاری لجستیک روسیه که در عملیات اولیه ۲۰۲۲ آشکار شد، به‌رغم اصلاحات نسبی، همچنان پاشنه آشیل راهبردی مسکو است و توان آغاز یک تهاجم متعارف گسترده علیه ناتو را ناممکن می‌سازد. دوم، گره‌های ژئوپولیتیک مانند دالان «سووالکی» که لتونی را به لهستان متصل می‌کند و کالینینگراد را از بلاروس جدا می‌سازد، می‌تواند نقطه تشدید خطرناک باشد. 

مطالعه‌های جنگ شبیه‌سازی‌شده رانْد و CSIS نشان می‌دهد که برتری هوایی ناتو در بالتیک ممکن است روسیه را با شکست سریع متعارف روبه‌رو سازد ــ و همین امر خطر توسل به گزینه هسته‌ای تاکتیکی را افزایش می‌دهد. 

نتیجه‌گیری: تنش پایدار در سایه خطر تشدید 

امروز روابط روسیه و ناتو هنوز مقدمات جنگی بزرگ را نشان نمی‌دهد و این ناشی از محدودیت‌های توان متعارف و لجستیکی مسکو است. آنچه مشاهده می‌کنیم، شکل تثبیت‌شده «نظم نوین» است که بر تنش‌های بلندمدت با احتمال خطای محاسباتی بالا بنا شده است. 

روسیه احتمالاً به تاکتیک‌های کم‌هزینه مزاحمت، سنجش و تهدید ادامه می‌دهد، و ناتو مسیر مستحکم‌سازی دژ شرقی خود را ادامه خواهد داد. با این حال، بزرگ‌ترین خطر نه در طرح‌ریزی یک جنگ عمدی، بلکه در خطاهای استراتژیک و حوادث تصادفی است که در یک مواجهه هوایی یا بحران ترکیبی می‌تواند کل معادله را از کنترل خارج کند.