
نویسنده: امتیاز بلوچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات صلح پاکستان (PIPS)
منتشرشده در تارنمی چینی ناظر
ترجمه مجله جنوب جهانی
یادداشت سردبیر
این مقاله تحلیلی به بررسی تغییر راهبرد عملیاتی و تبلیغاتی شاخه خراسان دولت اسلامی (ISKP)
میپردازد. این گروه اخیراً توافقنامه عدم تعرض خود با نیروهای جداییطلب بلوچ را نقض کرده و حملات خود را از مبارزه با دولت پاکستان، به سمت رویارویی همزمان ایدئولوژیک، نظامی و رسانهای با شبهنظامیان ملیگرای سکولار بلوچ و گروههای حقوق مدنی، بهویژه آنهایی که تحت رهبری زنان هستند، معطوف ساخته است.
داعش خراسان، با استفاده از ویدیوها، جزوهها و رسانههای اجتماعی، فضای مجازی را به سلاحی برای نفوذ در زیستبوم بومی تبدیل کرده است. در واکنش، جنبشهای جداییطلب بلوچ نیز بهطور همزمان در جبهه نبرد واقعی و میدان مجازی، ضدحملهای گسترده را آغاز کردهاند. این تقابل بهتدریج از یک جنگ ایدئولوژیک و فنی فراتر رفته و به سوی یک نبرد ترکیبی (Hybrid Warfare) سوق مییابد که میتواند فرآیند افراطیسازی جوانان بلوچ را تسریع کند.
نمونه کنونی نشان میدهد چگونه گروههای افراطی امروزی، فضای سایبری را با درگیریهای میدانی واقعی درمیآمیزند و به ترویج تروریسم فرامرزی میپردازند. در این شرایط، افزایش ظرفیتهای پیشگیرانه در حوزههایی چون شناسایی الگوریتمی، پردازش زبانهای منطقهای و بسیج اجتماعی، به یکی از مأموریتهای حیاتی در عرصه مبارزه با تروریسم و حکمرانی سایبری بدل شده است؛ مأموریتی که نیازمند همکاری فوری میان شرکتهای فناوری، مسئولان محلی و مجموعههای حقوق مدنی است.
پیشینه انتشار و معرفی نویسنده
این مقاله تحلیلی نخستین بار در پلتفرم بینالمللی «شبکه جهانی افراطگرایی و فناوری» (The Global Network on Extremism & Technology – GNET) منتشر شده است. امتیاز بلوچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات صلح پاکستان (PIPS)، بهطور تخصصی بر تحولات سیاسی و امنیتی بلوچستان پاکستان تمرکز دارد. این مقاله توسط نشریه مطالعات آسیای جنوبی ترجمه و گردآوری شده و وبسایت Observer.net آن را برای مطالعه و نقد عمومی بازنشر کرده است.
مقدمه: اعلان جنگ در ماستون
امتیاز بلوچ
در بیستوپنجم ماه مه (می)، شاخه خراسان دولت اسلامی (ISKP)، از طریق بازوی رسانهای رسمی خود، بنیاد رسانهای العزائم (Al-Azaim Media Foundation)، ویدیویی تبلیغاتی به زبان پشتو با عنوان «حادثه ماستون» منتشر کرد. این ویدیو که سیوشش دقیقه به طول میانجامد، سرشار از تصاویر خشونتبار، جلوههای بصری تأثیرگذار (گرافیکهای چشمگیر) و پیامهای صوتی تهدیدآمیز بود. در این محتوا، جداییطلبان بلوچ تحت عنوان «مرتدین سکولار» معرفی شده و متهم میشوند که بهجای شریعت اسلامی، با دموکراسی غربی همذاتپنداری میکنند.
داعش خراسان بهطور علنی علیه نیروهای شبهنظامی ملیگرا و گروههای حقوق مدنی بلوچ، بهخصوص نهادهایی که حضور و رهبری زنان در آنها چشمگیر است (مانند کمیته همبستگی بلوچ (BYC))، اعلان جنگ کرده است. این گروه تأکید میکند که طی نبرد سهروزه در یک اردوگاه آموزشی واقع در منطقه ماستون بلوچستان، سی نفر از جنگجویانش (از جمله نیروهای خارجی) جان باختهاند.
در این ویدیو ادعا شده که شبهنظامیان بلوچ از فعالیتهای داعش در ماستون و مناطق کوهستانی اطراف بولان مطلع بودهاند، اما بر پایه یک توافقنامه اعلامنشده میان طرفین، تا پیش از این از رویارویی مستقیم اجتناب میورزیدهاند. داعش اکنون رسماً پایان این توافق و آتشبس را اعلام کرده است.
این ویدیو همچنین گروههای ملیگرای بلوچ و نهادهای حقوق مدنی مانند کمیته همبستگی بلوچ با رهبری زنان (BYC) را مستقیماً تهدید کرده و به غیرنظامیان هشدار میدهد که در تجمعات آنها شرکت نکنند. تغییر لحن و راهبرد تهاجمی داعش خراسان نشاندهنده یک دگرگونی عمده است: این گروه در گذشته صرفاً دولت پاکستان را بهدلیل نظام دموکراتیک و ارتباط با غرب هدف قرار میداد، اما اکنون حملات ایدئولوژیک، نظامی و رسانهای خود را با وضوح بیشتری علیه جنبشهای سکولار بلوچ و با الگوبرداری از حملاتش به کردهای سوریه، آغاز کرده است.
محتوای تبلیغاتی داعش و ضعفهای راهبردی
این مقاله به بررسی انواع تولیدات تبلیغاتی ISKP، شامل اعلامیهها، ویدیوها، جزوهها و محتوای شبکههای اجتماعی که مخاطب بلوچ را هدف قرار دادهاند، میپردازد و لحن و راهبردهای زبانی آن را تحلیل میکند. همچنین، به مفاهیم کلیدی عملیات جدید این گروه و اهمیت انتقامجویی برای نیروهای کشتهشده داعش در منطقهای که ریشههای عمیق شبهنظامیان بلوچ در آن است، پرداخته میشود.
در ادامه، راهبرد سایبری داعش خراسان در جامعه بلوچ نقد میشود؛ راهبردی که آشکارا از شناخت کافی نسبت به واقعیتهای بومی تهی است.
داعش نه تنها ریشههای مقاومت بلوچها در برابر نفوذش را واکاوی نمیکند، بلکه در شرایطی که برخی فعالان بلوچ، این گروه را متحد دولت پاکستان در مقابله با جنبش محلی میدانند، داعش با این تغییر موضع، عملاً خود را به ابزار سرکوب بدل ساخته و آثار احتمالی این راهبرد جدید بر جامعه محلی و اکوسیستم آنلاین را نادیده میگیرد.
عملیات تبلیغاتی داعش در بلوچستان
شاخه پاکستان دولت اسلامی (ISPP) و داعش خراسان در جریان حملات تبلیغاتی خود، یک ویدیوی سیوشش دقیقهای و یک سند ۱۱۷ صفحهای به زبان اردو با هدف حمله به کمیته همبستگی بلوچ و سایر احزاب منتشر کردهاند. علاوه بر آن، مستنداتی دیگر شامل یک سند ۱۴ صفحهای پشتو، یک جزوه ۲۸ صفحهای اردو، یک سند ۱۴ صفحهای فارسی، یک فایل صوتی و یک کتابچه براهویی را از طریق انتشارات رسانهای رسمی خود منتشر ساختهاند.
قابل توجه است که محل دقیق اردوگاه داعش که بهگفته خودشان توسط نیروهای بلوچ ویران شده، روشن نیست. این فقدان اطلاعات منطقهای، نشاندهنده ضعف در اطلاعات بومی آنهاست. داعش برای توجیه ادعاهای خود، به نقل قولی از زلمای خلیلزاد (سفیر پیشین آمریکا) در پلتفرم X (توئیتر سابق) استناد کرده است.
در جزوه دوازدهصفحهای فارسی، دلایل هدف قرار دادن ملیگرایان بلوچ مطرح شده و جداییطلبان متهم به نقض توافق عدم تعرض، همکاری با آمریکا و طالبان، و تعارض ملیگرایی با آموزههای اسلامی شدهاند. همچنین به غیرنظامیان توصیه شده است که از جنبشهای استقلالخواهی دوری کنند.
درعینحال، داعش هرگونه تقسیم مسلمانان بر مبنای قومیت و قبیله را محکوم میکند، بیآنکه واقعیتهای فرهنگی محلی و درد تاریخی بلوچها (ناشی از سرکوب، فقر و نقض حقوق بشر) را مدنظر قرار دهد. این فقدان شناخت از بستر منطقه و پیچیدگیهای سیاسی سبب شده است که داعش صرفاً در چارچوب خشک ایدئولوژیک به انتقاد بپردازد و مطالبات واقعی معترضان را نادیده بگیرد.
یکی از جلوههای بارز ضعف داعش، عدم اشراف بر واژگان رایج محلی است؛ در سند ۱۱۷ صفحهای، بلوچها مکرراً «بلوچی» (Balochi) خطاب میشوند؛ اصطلاحی که در میان مردم بلوچ توهینآمیز تلقی شده و صرفاً به زبان بلوچی اشاره دارد، نه قوم بلوچ. این اشتباه، ناشی از بیگانگی داعش از بستر اجتماعی-فرهنگی بلوچستان است. محتواهای ترجمهشده بلوچی این گروه در رسانههای اجتماعی نیز از کیفیت پایینی برخوردار بوده و عمدتاً با ابزارهای ترجمه ماشینی در فضای مجازی منتشر میشوند.
راهبرد رسانهای داعش در فضای مجازی
تبلیغات مجازی داعش، علاوه بر ناآگاهی از شرایط بومی، از افزایش ناامیدی پس از شکستهای میدانی در بلوچستان نیز پرده برمیدارد. داعش، پس از انتقال پایگاه عملیاتی خود از افغانستان به ماستون، در حملات جداییطلبان بلوچ متحمل تلفات سنگینی شد و اکنون مبارزه تبلیغاتی را به سمت فرقه مذهبی ذکری بلوچ در مناطق کچ، گوادر و آواران نشانه گرفته است؛ فرقهای که تأمینکننده بخشی از نیروهای شبهنظامی استقلالطلب بلوچ است.
اعضای رسانهای دولت اسلامی خواستار ترجمه مواد تبلیغاتی به بلوچی شدهاند، اما کمبود نیروی بلوچ درون گروه، موجب وابستگی به ابزارهای ترجمه ماشینی و در نتیجه، کاهش کیفیت محتوای تولیدی گردیده است. همین موضوع سبب تمسخر فعالان محلی نسبت به منابع داعش شده است.
با انتشار خبر کشته شدن اعضای داعش توسط بلوچها، حامیان این گروه به شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، تلگرام و المنت (Element) هجوم بردهاند تا نفوذ خود را در میان جامعه بلوچ بازیابند و از دنبالکنندگان خود خواستهاند پستها و صفحات پرطرفدار بلوچ را شناسایی و در بخش نظرات آنها را هدفگیری (Targeting) کنند. شاخه رسانهای داعش همچنین جزوات و فایلهای صوتی ضد ملیگرایی به زبان براهویی تولید کرده است؛ زیرا در آموزههای این گروه، ایده ملیگرایی، غیر اسلامی شمرده میشود.

