نقد و بررسی نظامی هفته: «سپتامبر سرخ صنایع دفاعی چین» که حاصل انباشتگی و پشتکار است – رسانه چینی

در


نقد و بررسی نظامی هفته: «سپتامبر سرخ صنایع دفاعی چین» که حاصل انباشتگی و پشتکار است – رسانه چینی

یان کی، تحلیلگر نظامی وبسایت گوانچو
ترجمه مجله جنوب جهانی

ماهی که گذشت، برای علاقه‌مندان به تحولات صنعت دفاعی چین، به راستی شایسته عنوان «سپتامبر سرخ» به یاد ماندنی است.

در ۳ سپتامبر، در رژه هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ مقاومت علیه تجاوز ژاپن و جنگ جهانی ضد فاشیست، جدیدترین نسل تجهیزات اصلی رزمی ارتش ما(چین) به صورت متمرکز به نمایش درآمد؛ در ۱۹ سپتامبر، در مراسم روز باز هوایی و نمایشگاه هوایی چانگ‌چون، هواپیماهای رزمی اصلی نیروی هوایی خلق به صورت گروهی حضور یافتند، جنگنده جی-۲۰ (J-20) برای اولین بار در نمایش ثابت، با جزئیات کامل و آشکار، اعتماد به نفس یک قدرت بزرگ را نشان داد؛ در ۲۲ سپتامبر، تصاویر برخاست و فرود الکترومغناطیسی سه نوع هواپیمای ناوپایه بر روی ناو هواپیمابر فوجیان از طریق برنامه «اخبار سراسری» (News Broadcast) پخش شد و اعلام کرد که کشور ما اولین کشوری است که جنگنده رادارگریز را به روش پرتاب الکترومغناطیسی بر روی عرشه شناور عملیاتی کرده است؛ همچنین در ماه سپتامبر، تصاویر چندین نوع محصول سرنشین‌دار و بدون سرنشین در حال توسعه توسط صنایع هوانوردی چین به صورت متمرکز منتشر شد که جهان را بهت‌زده کرد.

خرگوش در حال دویدن، لاک‌پشت در حال نالیدن

تمرکز و نمایش این حجم از تسلیحات پیشرفته ساخت داخل در ماه سپتامبر، حتی برای بسیاری این توهم را ایجاد کرده که گویی تمامی آنها در همین سال طراحی، توسعه و به خدمت یگان‌ها درآمده‌اند. با این حال، دوستانی که کمی با روند توسعه تسلیحات آشنایی دارند، به خوبی می‌دانند که چنین تصادفی در دنیا وجود ندارد. تعداد قابل توجهی از تسلیحاتی که در این رژه شرکت کردند، پس از سال‌ها خدمت‌رسانی فرصت حضور عمومی پیدا کرده‌اند و اگر نقطه شروع توسعه آنها را ردیابی کنیم، برخی حتی به قبل از «رژه سوم سپتامبر» گذشته باز می‌گردند.

حتی اعلام رسمی پرتاب سه‌گانه الکترومغناطیسی ناو هواپیمابر فوجیان، در واقع نتیجه «پنهان‌کاری» شش ماهه بود، و اگر زمان آغاز توسعه هر یک از هواپیماهای ناوپایه را در نظر بگیریم، نیازی به توضیح بیشتر نیست.
از مقاله‌ی پرمحتوای «شکوه می‌درخشد بر نه قاره» (光华耀九州) اثر شی آسیا، که حاوی حجم زیادی از اسناد و مقالات پس‌زمینه‌ای بود، به آسانی می‌توان به یک اراده ملی آشکار در پس این پیشرفت پی برد: اتکا بر مبنای انباشته شده در حوزه موشک‌های بالستیک و کروز میان‌برد و دوربرد، سرمایه‌گذاری جامع در تمامی مسیرهای فنی، اولویت‌بندی در انتخاب تجهیزات، و تمرکز قاطعانه بر نقطه‌ رشد نیروی رزمی نوین یعنی نفوذپذیری مانورپذیر هایپرسونیک، به نحوی که در آستانه هدف یکصدمین سالگرد تأسیس ارتش، تسلیحات هایپرسونیک در تمامی شاخه‌های نظامی به قابلیت رزمی در مقیاس برسند.

برای مثال، به منظور تحقق زودهنگام هایپرسونیک شدن ابزارهای حمله هوا به سطح، موشک YJ-21 که توسط بمب‌افکن‌های H-6K/J حمل می‌شود و دارای محدودیت‌های ابعادی و وزنی نسبتاً کمتری است، مسیر «سریع و کم‌هزینه» مشابه موشک «کینژال» روسیه را در پیش گرفت و در مقایسه با آن، «توسعه را دیرتر آغاز کرد، اما زودتر آزمایش و عملیاتی شد». تسلیحات هایپرسونیک نیروی دریایی، ابعادشان به شدت توسط سیستم پرتاب عمودی عمومی ۸۵۰ میلی‌متری و لوله‌های اژدرافکن ۵۳۳ میلی‌متری محدود شده است و در عین حال باید به مقابله با خط اول پدافند هوایی دریایی دنیا بپردازد؛ از این رو، موشک‌های YJ-17، YJ-19 و YJ-20 علاوه بر داشتن مأموریت‌های متفاوت، رویکرد «چند مسیره» با تکنولوژی‌های گوناگون را نیز به نمایش گذاشتند که اگرچه زمان عملیاتی شدن آنها متفاوت است، اما در نهایت همگی به تجهیزات مهمی برای تضمین تخریب سامانه‌های پشتیبانی و گروه ضربت ناوهای هواپیمابر دشمن قدرتمند تبدیل شدند.

با حل مسئله با ایده‌های کلی مشابه اما روش‌های مهندسی جزئی متفاوت در پلتفرم‌های پرتاب گوناگون، این مسیر که طی شد، دری را به روی عرصه‌ای بسیار گسترده‌تر گشود.
در مسیر تبدیل این مدل‌ها از طرح‌های اولیه به واقعیت و حضور در میدان رژه، اغلب مدل‌های رقیبی وجود داشته‌اند که در مراحل رقابتی توسعه شکست خورده‌اند، اما از نظر سطح کلی فناوری در یک رده قرار داشتند. برای برخی از مدل‌هایی که پیچیدگی فنی بالایی دارند، واحد توسعه‌دهنده اغلب با دانشگاه‌ها همکاری می‌کند تا پیش از رقابت رسمی، نمونه‌های اولیه پروازی برای تحقیقات فنی مرتبط را تولید کنند… به عبارت دیگر، هنگامی که «هفت هایپرسونیک بزرگ» شامل YJ-17، YJ-19، YJ-20 و YJ-21، به همراه DF-17، DF-26D و CJ-1000 به صورت متمرکز به نمایش درآمدند، این بدان معناست که حداقل دو برابر این تعداد، پرنده‌های هایپرسونیک در آزمایش‌های مختلف شرکت داشته‌اند، که این تازه نوک کوه یخ «پادشاهی هایپرسونیک» را آشکار می‌کند؛ مدل‌های بیشتر و پیشرفته‌تری همچنان از دید اکثر مردم پنهان هستند.

وقتی چنین برنامه‌ریزی جامع و سرمایه‌گذاری کاملی بیش از ۱۰ سال ادامه پیدا کرده است، این خبر که «دانشگاه‌های چین فناوری هایپرسونیکی تولید می‌کنند که تنها در اسلایدهای پاورپوینت آمریکا وجود دارد»، دیگر یک خبر اغراق‌آمیز نیست: در ماه ژوئن امسال، آزمایش پرتابه هایپرسونیک «فیتن ۲» (Feitian-2) توسط دانشگاه پلی‌تکنیک شمال غرب با موفقیت انجام شد و برای اولین بار در سطح بین‌المللی، داده‌های علمی مربوط به ورودی هوای ساختار متغیر، شتاب رانش متغیر، و پرواز مستقل با زاویه حمله متغیر را برای نیروی محرکه ترکیبی موتور راکت‌رم‌جت با سوخت کروزن/پراکسید هیدروژن به دست آورد؛ از طریق انباشتگی فناوری‌های «فیتن ۱» که از نیروی محرکه ترکیبی سوخت جامد+رم‌جت استفاده می‌کرد و در سال ۲۰۲۲ آزمایش شد، «فیتن ۲» در تکرارهای خود، قاطعانه جایگاه «اولین در جهان» در این حوزه را تثبیت کرده است.

«فیتن» (به معنای پرواز به آسمان) که هدفش هموار کردن مسیر اکتشافات کیهانی است، و «لاک‌پشت خشمگین» که پس از ناکامی‌های عاجزانه، دیوانه‌وار به دنبال راه‌حل است، برای اولین بار این حس را ایجاد می‌کند که حتی پرنده‌هایی با سوخت مشابه نیز می‌توانند از نظر کلاس و منزلت متفاوت باشند.
در مقایسه با «فیتن ۲» که در ارتش هایپرسونیک چین مانند یک «حرکت فرعی در یک برنامه شلوغ» است و نیازی به «پیوستن به ارتش» ندارد، در سپتامبر امسال، آزمایشگاه تحقیقات نیروی هوایی آمریکا، پروژه «لاک‌پشت خشمگین» (Angry Kitty) را معرفی کرد که امیدهای خود برای عملیاتی کردن موشک‌های هایپرسونیک هواپرتاب را به یک هدف پرنده هواپرتاب بدون موتور رم‌جت، که متکی به راکت سوخت کروزن/پراکسید هیدروژن برای شتاب‌گیری است، معطوف کرده است: پس از پایان کار راکت سوخت مایع، نیروی هوایی آمریکا امیدوار است که کلاهک شبیه‌سازی‌شده هدف پرنده را با یک کلاهک جنگی واقعی جایگزین کند. این «لاک‌پشت خشمگین» که همگان آن را نامناسب برای کاربرد نظامی می‌دانند، اکنون تلاش می‌کند تا پس از شکست‌های پیاپی چندین پروژه هایپرسونیک نیروی هوایی آمریکا، به یک «جایگزین» تبدیل شود.
وقتی چین یکی پس از دیگری در عرصه هایپرسونیک پیشگام می‌شود و دیگر جایی برای اکتشاف باقی نگذاشته است، و در حالی که آمریکا مجبور است برای نجات خود، یک «راکت آلمانی دوره رایش سوم» را از گوشه و کنار پیدا کند، چه کسی به یاد می‌آورد که روزگاری در دو سوی اقیانوس آرام، یک طرف مشغول تلاش سخت برای هضم فناوری موشک‌های مافوق صوت ضدکشتی روسی بود، و طرف دیگر با بی‌تفاوتی، حکم «اعدام» را برای پروژه‌های «فالکن سریع» (Fast Hawk) و «های‌فلای» (HyFly) که از نظر فنی بسیار پیشتاز بودند، صادر می‌کرد؟

اکنون «وضعیت لاک‌پشت و خرگوش متفاوت شده است، و چه رسد به اینکه خرگوش همچنان شب و روز در حال کار باشد؟» حتی اگر ما واقعاً «خرگوش» باشیم، باز هم «خرگوش‌های چشم قرمزی» هستیم که هرگز جرأت تنبلی ندارند.

پیشرفت یا عقب‌گرد در نقطه اوج

هنگامی که اصطلاح «مزیت موجود» (存量优势) در سال‌های اخیر به تدریج با دشمن قدرتمند گره خورده است، جهت‌گیری «خرگوش جرأت خوابیدن ندارد» نیز بیش از پیش آشکار می‌شود: چشم دوختن به «مزیت موجود» آنها، رسیدن به آن، یا از بین بردن آن! در طولانی‌مدت، حتی این تصور (که لزوماً دقیق نیست) در بین همگان شکل گرفته است که «از بین بردن» شاید راه آسان‌تری نسبت به «رسیدن به آن» باشد. درست مثل زمانی که ساخت ناو هواپیمابر «کندی» (Kennedy)، دومین ناو کلاس «فورد» (Ford) آمریکا، در ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ آغاز شد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که روند ساخت آن با ناو هواپیمابر فوجیان که بعدها ساخته شد، نوعی مقایسه ایجاد کند – این مقایسه قطعاً بی‌معنی بود، درست است؟

ده سال بعد، به نظر می‌رسد این مقایسه دوباره به سمت بی‌معنی شدن پیش می‌رود.

عکس دیگری که مشخص نیست در آن چه کسی در حال برچیدن است و چه کسی در حال ساختن – تا پایان سپتامبر، «کندی» که سوله کار بر روی عرشه‌اش هنوز برداشته نشده بود، توسط یدک‌کش‌ها بیش از ۲۰۰ متر کشیده شد، چرخید و دوباره به اسکله تجهیزات بازگشت، تقریباً مانند جلوگیری از زخم بستر در یک بیمار بستری طولانی‌مدت.

امروزه، پیشرفت ناو هواپیمابر فوجیان کاملاً آشکار است. اما «کندی» که تنها تا پایان سپتامبر امسال اولین «آزمایش پیشرانش» خود را با یدک‌کش انجام داد، نیازی نیست عجله‌ای برای پرتاب F-35C داشته باشد، بلکه بهتر است ابتدا روحیه «ناو هواپیمابر، قبل از هر چیز یک کشتی است» را پیاده کند و یک بار با نیروی هسته‌ای خود به دریا برود تا ثابت کند که تلاش‌های انجام شده برای جبران عیوب «روش جوشکاری خوب و کم‌هزینه» که در ابتدا اجرا شد، کافی است تا بتواند در اقیانوس بجنگد، نه اینکه فقط ایده‌های خلاقانه مطرح کند.
اینکه جدیدترین ناو هواپیمابر هسته‌ای آمریکا به «معجزه به سبک هندی» با عنوان «آغاز ساخت ده ساله، دشواری در حرکت» تبدیل شده است، اگر نگاهی به داده‌های عمومی صنعت کشتی‌سازی بیندازیم، دلیل آن کم و بیش مشخص می‌شود. در ۱۶ ژانویه امسال، وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین، آخرین داده‌های مربوط به صنعت کشتی‌سازی این کشور در سال ۲۰۲۴ را منتشر کرد: سه شاخص اصلی صنعت کشتی‌سازی چین – حجم ساخت کشتی‌های تکمیل شده، حجم سفارش‌های جدید دریافتی، و حجم سفارش‌های در دست ساخت – به ترتیب ۵۵.۷٪، ۷۴.۱٪ و ۶۳.۱٪ از بازار جهانی را به خود اختصاص داده و برای پانزدهمین سال متوالی رتبه اول جهان را حفظ کرده است. در مقابل، این سه شاخص برای صنعت کشتی‌سازی آمریکا در سال ۲۰۲۴ به ترتیب ۱٪، ۲٪ و ۱٪ از بازار جهانی بود و زحمت چک کردن رتبه‌اش را نمی‌کشم.

اگرچه داده‌های کشتی‌سازی غیرنظامی را نمی‌توان به طور ساده با یک فرمول خام به توانایی ساخت کشتی‌های جنگی تبدیل کرد، اما شکاف در «قدرت درونی» صنعت کشتی‌سازی، در نهایت در ساخت کشتی‌های جنگی منعکس خواهد شد. اگر به دلیل تفاوت زیاد در کلاس کشتی‌ها و متغیرهای متعدد، مقایسه کمی سرعت ساخت کشتی بین چین و آمریکا از طریق «روش کنترل متغیرها» دشوار باشد، در مورد ناو کلاس «پادشاه بزرگ جئونگ‌جو» (Jeongjo the Great)، جدیدترین نسل از ناوشکن‌های «ایجیس» (Aegis) کره جنوبی که همچنان از نظر نیرو محرکه، سیستم رزمی و تسلیحات مشابه آمریکا است، زمان ساخت روی داک (از آغاز ساخت تا پرتاب، ۱۸ ماه برای ناو «داسان جئونگ یاک یونگ» که در ۱۷ سپتامبر پرتاب شد) حتی کمی بیشتر از یک چهارم ناوشکن «آرلی برک کلاس ۳» (Burke III) (۶۸ ماه برای ناوشکن DDG-126 که در ۲۷ سپتامبر پرتاب شد) است، که نمونه بارزی از تأثیر شکاف «قدرت درونی» صنعت کشتی‌سازی بر سرعت ساخت کشتی جنگی است.

مقایسه ناو تهاجمی آبی-خاکی تایپ ۰۷۶ (Type 076) مجهز به پرتاب‌کننده الکترومغناطیسی با ناو کلاس «آمریکا» (America)، دیگر نیازی به «روش کنترل متغیرها» ندارد.

«قدرت درونی» صنعت کشتی‌سازی چین، از یک سو، این تصور را در جهان ایجاد کرده است که این کشور می‌تواند «شاهکارهای ملی» را با «آسانی» بسازد، و از سوی دیگر، مشکلاتی غیرمنتظره را نیز به همراه داشته است. به عنوان مثال، برای تسهیل عملیات تجهیز و تکمیل کشتی‌های «عرشه کوچک مسطح» که دارای ساختار برآمده و تفاوت‌های ساختاری آشکاری با کشتی‌های جنگی معمولی هستند، کارخانه سازنده با تکیه بر تجربه غنی خود در محصولات دریایی، «به سادگی» یک سری اسکله شناور تخصصی ساخت که به طور قابل توجهی کارایی کار را افزایش داد. سپس، نگرانی کارخانه این بود که در صورت عدم وجود سفارشات بعدی، این تجهیزات «ابزار غیر استاندارد» که در ساخت کشتی‌های غیرنظامی و سایر کشتی‌های جنگی کاربردی ندارد، باید به ساحل منتقل و نگهداری شود، و هر روز باید هزینه‌ای برای نگهداری آن پرداخت کند… اما کشورهای دیگری که می‌خواهند «عرشه‌های کوچک مسطح» بسازند، نگران این هستند که این «ابزارهای غیر استاندارد» را از کجا می‌توانند تهیه کنند؟

مطمئناً بسیاری از خوانندگان متوجه شده‌اند که اصطلاح «ابزارهای غیر استاندارد» توسط من از صنعت هوانوردی به صنعت کشتی‌سازی قرض گرفته شده است. صنعت هوانوردی چین که مدت‌ها در موقعیت تعقیب‌کننده بوده است، هر بار که محصول نسل جدیدی را می‌سازد، با حجم زیادی از فناوری‌های جدید، مواد جدید و فرآیندهای جدید روبرو می‌شود. میزان قابل اطمینان بودن این «سه عنصر جدید» در دوره‌های مختلف را می‌توان با مقایسه احساسات کسانی که در مستندات تلویزیونی سراسری که در طول روز ملی (۱ اکتبر) پخش شد و به اولین پروازهای J-10 و J-20 می‌پرداختند، در آن لحظات داشت: احساسات در اولین پرواز J-10 در سال ۱۹۹۸ «اضطراب» بود، در حالی که در اولین پرواز J-20 در سال ۲۰۱۱ «هیجان».

«دیگر خبری از دلواپسی نبود، فقط هیجان بود.»

بر اساس اطلاعاتی که نگارنده به دست آورده است، زمانی که «کریسمس علاقه‌مندان به ارتش» در پایان سال ۲۰۲۴ فرا رسید، در محل اولین پرواز J-10 و J-20، احساسات چند تن از کارشناسان حاضر نه اضطراب بود و نه هیجان، بلکه ناگهان به یک «همدلی» دست یافتند: «شما بگویید، زمانی که YF-22 یک ماه دیرتر از YF-23 اولین پرواز خود را انجام داد، آیا کارکنان لاکهید مارتین نیز مانند ما الان، به محض بلند شدن هواپیمای خودشان، شروع به فکر کردن درباره این نکردند که نورثروپ در چه مرحله‌ای قرار دارد؟»

البته، در سال ۱۹۹۰ هنگامی که آن نبرد افسانه‌ای بین YF-22 و YF-23 آغاز شد، زادگاه «برگ درخت ژینکو» (اصطلاحی برای اشاره به چین) واضحاً فرصت نداشت که نگران چنین چیزهای دوری باشد، چرا که «طرح اصلاح‌شده آیرودینامیکی اصلی میگ-۲۱ چین»، یعنی J-7E که به تازگی اولین پرواز خود را انجام داده بود، هنوز مشکلات زیادی برای حل داشت.

هنگامی که رقبای مورد انتظار از آن سوی اقیانوس، چندین بار «بدقولی» کرده و دیرتر از موعد مقرر ظاهر شدند، «رقابت‌طلبی» صنعت هوانوردی چین در زمینه جنگنده‌های پیشرفته، موقتاً به یک «رقابت درونی» محدود شد.

در مراسم روز باز هوایی چانگ‌چون امسال، کودکان در حال بررسی مدل‌هایی با برچسب «J-36» و «J-50» بودند و با افتخار می‌گفتند: «بابام هر دوتاش رو برام خریده، می‌خواست برام یه F-47 هم بخره که باهاش بازی کنم، اما ترامپ باید اول اون رو بسازه، واسه همین مجبورم این دو تا رو به جون هم بندازم.» پشت این حرف‌های کودکانه، شاید همان نیروی محرکه‌ای باشد که نگرش «مانند قایق در خلاف جهت آب، اگر پیشروی نکنی، عقب می‌مانی» را حفظ می‌کند.
قدرت فولادین و اعتماد به نفس بالا، قوی‌تر شدن در مواجهه با قدرت‌ها
از زمان برگزاری هجدهمین کنگره ملی حزب کمونیست چین، «نوسازی سریع و ریشه‌ای» به رویه عادی بسیاری از یگان‌ها تبدیل شده است؛ برای بسیاری از خلبانان، شادی پرواز با جنگنده‌های نسل سوم داخلی هنوز تازه است، اما تنها چند سال بعد، دوران خوبی فرا رسید که «از شرق و غرب و شمال و جنوب و مرکز، با J-20 به پرواز درآمدند.» با مقایسه مراسم‌های روز باز هوایی نیروی هوایی در چانگ‌چون در دوره‌های مختلف، می‌توان دید که اعتماد به نفس خلبانان نسبت به تجهیزاتشان، و اشتیاق و پیگیری آنها برای آینده، هر روز مشخص‌تر و ملموس‌تر می‌شود.

جنگنده پیشرفته‌تر: اشاره به J-20A (خب، درست می‌گویی یا نه؟)
لی چائو، خلبانی که در مراسم روز باز هوایی سال ۲۰۱۹ با J-16 بالای سر تماشاگران مانور با پس‌سوز انجام داد و نمایشی خیره‌کننده ارائه کرد، در مستند اخیر «پیروزی حتمی» درباره رژه سوم سپتامبر حضور داشت. او که یکی از اعضای «عقاب‌های پایتخت مه» بود و هواپیماهای ویژه را اسکورت می‌کرد، در یک مأموریت آموزشی ساحلی در سال گذشته، با جنگنده J-16 خود توانست دو فروند «جنگنده رادارگریز خارجی» را رهگیری و قفل کند.

به نظر من، گزارش با این سطح از اهمیت درباره این «برخورد یک‌بار و منحصر به فرد»، به این دلیل است که اسطوره «شکست‌ناپذیری» جنگنده مذکور، چه در نبردهای فراتر از برد دید و چه در نبردهای درون برد دید، پس از چندین دهه از زمان تولدش، شکسته شد – و این یکی از اجزای مهم اسطوره نظامی دشمن قدرتمند بود.

جای تعجب نیست که پس از این برخورد «عزت نفس‌بخش»، خلبانان قدیمی که در دوران «عزت نفس» نیروی هوایی دشمن قدرتمند، با گذر از آزمون‌های سخت به «فرزندان برگزیده آسمان» تبدیل شده و اکنون در مناصب مدیریتی قرار گرفته‌اند، برای دلجویی از قهرمانانی که این حماسه را خلق کردند، به دیدارشان آمدند.
رشد اعتماد به نفس اغلب از یک نقطه شروع شده و به بخش‌های دیگر تسری می‌یابد. پیش از اعزام برای جنگ مقاومت در برابر آمریکا و کمک به کره (جنگ کره)، افراد زیادی در داخل کشور دیدگاه «هراس از آمریکا» را داشتند، اما پس از اولین پیروزی نیروهای داوطلب در ۲۵ اکتبر ۱۹۵۰، و با پیروزی‌های پیاپی در سه نبرد بعدی که منجر به بازپس‌گیری پیونگ‌یانگ و سئول شد، حتی جنایتکاران جنگی کومینتانگ در زندان گونگ‌د لین نیز مجبور به اعتراف شدند که «واقعاً ما ناتوان نبودیم.» با وجود اینکه نبرد تا سال ۱۹۵۳ ادامه یافت و دشمن از ترفندهای مختلفی از جمله جنگ میکروبی استفاده کرد، اما اعتماد به نفس جمهوری خلق چین برای پیروزی در مبارزه مقاومت در برابر آمریکا و کمک به کره هرگز کمرنگ نشد.

بیش از ۷۰ سال گذشته است و «هراس از آمریکا» نسل جدید (اینجا فقط در مورد جنبه نظامی صحبت می‌شود، حوزه‌های سیاسی و فرهنگی بحث دیگری است) که ریشه در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ دارد، همچنان تأثیر خود را حفظ کرده است. می‌توان اغراق‌آمیز گفت که بیش از یک نسل در سایه اسطوره نظامی دشمن قدرتمند بزرگ شده است؛ و جنگنده‌های رادارگریز، درخشان‌ترین فصل این اسطوره به شمار می‌روند.

اما چینی‌ها با تهدید نمی‌ترسند؛ ما نه تنها J-20 و دیگر جنگنده‌های نسل جدید را «برای پیروزی بر قدرت با قدرت» توسعه می‌دهیم، بلکه J-16، J-10C و J-15T، و همچنین جنگنده‌های جنگ الکترونیک J-15D/16D را برای همکاری با جنگنده‌های رادارگریز، و همچنین رادارهای ضد رادارگریز، موشک‌های زمین به هوای ضد رادارگریز توسعه می‌دهیم… جنگنده‌های رادارگریز برای ما نه تنها درد و رنجی جاودانه به ارمغان آورده‌اند، بلکه غروری عظیم را نیز به همراه داشته‌اند که «حتی اگر پادشاه آسمان هم باشد، باید تکه‌ای از گوشتش را بکنیم.»
یکی از افسران باسابقه نظامی که مدت‌ها مسئول تحقیق در مورد ارتش‌های خارجی بوده است، حرف بسیار جالبی زده است: «آنها را بشناسید، از آنها بیاموزید، و آنها را شکست دهید!»

در سال‌های اخیر، انواع جنگنده‌های رادارگریز و بمب‌افکن‌های رادارگریز دشمن قدرتمند، چه در حال خدمت و چه در مرحله آزمایش پرواز، به طور پیاپی در جهت غرب اقیانوس آرام ظاهر شده‌اند، که هدف آنها کاملاً واضح است. اکنون که دشمن، «اسطوره‌های» جدید و قدیم خود را پیش روی ما قرار داده است، دلیلی ندارد که آنها را محک نزنیم و به آنها ضربه نزنیم. ما دارای یک سیستم دفاع هوایی پیشرفته هستیم که به طور خاص برای مقابله با هواپیماهای رادارگریز طراحی شده است، از نیروی هوایی گرفته تا رادارهای تخصصی و سامانه‌های دفاع زمینی، تا این «اسطوره‌ها» را یکی پس از دیگری به خاک بکشیم و به دشمن قدرتمند اعلام کنیم که «ما که می‌توانیم جنگنده رادارگریز بسازیم، قطعاً می‌توانیم با جنگنده رادارگریز نیز مقابله کنیم.»

بسیاری از افراد خیرخواه نگران این هستند که استفاده از «قابلیت‌های واقعی» در این مواجهه‌ها، ممکن است به دشمن فرصت جمع‌آوری اطلاعات درباره تجهیزات و ویژگی‌های آموزشی ما را بدهد. اما اگر به دلیل چنین نگرانی‌هایی دست و پای خود را ببندیم، چگونه می‌توانیم در هنگام مواجهه واقعی در میدان نبرد، شور و اشتیاق لازم برای نبرد و پیروزی قاطعانه در برابر دشمن قدرتمند را در خود بیدار کنیم؟ پیشرفته‌ترین تجهیزات، حتی تجهیزات بدون سرنشین، توسط انسان‌ها تعیین می‌شود که سقف قابلیت رزمی آنها چقدر باشد؛ همانطور که خلبان J-20 که در این رژه شرکت کرد، گفت: اگر اراده پولادین پیشینیان انقلابی برای جنگیدن تا پای جان در برابر دشمنان قدرتمند نبود، بهترین تجهیزات نیز نمی‌توانستند کارایی داشته باشند.

پس از شلیک تمام N موشک در محفظه داخلی، آیا فولاد ما اراده تبدیل شدن به N+1 موشک را خواهد داشت؟ پاسخ قطعاً مثبت است.
اراده برای نبرد، یک منبع بی‌ریشه نیست، بلکه ناشی از رویکرد ثابت «قوی‌تر شدن در مواجهه با قدرت» هنگام تحریکات دشمن قدرتمند است. در طول نبردهای دفاع هوایی داخلی در قرن گذشته، جنگنده‌های J-5 و J-6 که تنها دارای توپ بودند، همچنان جرأت داشتند در برابر F-4 فانتوم که دارای رادار کنترل آتش و هشت موشک هوا به هوا بود، در آسمان به نبرد تن به تن بپردازند. در دهه پرتلاطم ۱۹۹۰، در برابر F-14 تامکت که توانایی رزمی فراتر از برد دید آن، بسیار برتر از هر نوع هواپیمای ما بود، از پیشرفته‌ترین Su-27 گرفته تا قدیمی‌ترین J-6A، با وجود آگاهی از خطر نابودی در یک شلیک کامل موشک «فینیکس»، با شجاعت و فداکاری، به نوبت برای نظارت نزدیک بر «تامکت» پیش رفتند، و این به تجربه دیگری تبدیل شد که در موزه تاریخ نظامی ثبت شد.
امروزه، «شخصیت‌های اصلی» در دیوار عکس‌های موزه تاریخ نظامی، نسل به نسل تغییر کرده‌اند؛ صرف نظر از اینکه شکاف تکنولوژیکی تجهیزات بین دو طرف جنگ از بین رفته است یا خیر، هر عکس شاهد انباشت هر ذره اعتماد به نفس از خطوط مقدم مختلف در برابر دشمن است. از آنجایی که اکثر این انباشت‌ها از «مواجهه‌های درون برد دید» به دست آمده‌اند، ظاهراً ارتباط زیادی با سناریوهای واقعی نبرد با «آغاز درگیری فراتر از برد دید» ندارند، اما در طول دوره آماده‌سازی برای جنگ، هر «مواجهه» موفق، اعتماد به نفس در مورد تجهیزات رزمی اصلی و برتری روانی بر دشمن قدرتمند را به همراه خواهد داشت، که به اعتماد به نفس واقعی برای استقبال از آتش جنگ تبدیل می‌شود، و بالعکس.

F-35C همچنان یک تکیه‌گاه مهم تاکتیکی برای گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکاست، اما از نظر روانی در مقابله، دیگر نمی‌تواند برتری سابق خود را حفظ .کند
نتیجه «نبرد هوایی ۵۷» در چند ماه پیش ثابت کرد که حتی بخش کوچکی از آنچه صنایع دفاعی چین می‌تواند صادر کند، به یک «دیوار آه و حسرت» برای «خروس گلیک» (اشاره به فرانسه) تبدیل شده است که پس از شکست فاجعه‌بار به طور دیوانه‌وار به دنبال توجیه است. پس از «سپتامبر سرخ صنایع دفاعی چین»، حتی محافظه‌کارترین دیدگاه‌ها نیز اذعان دارند که آن تسلیحات پیشرفته‌ای که هنوز برای مردم نامشخص هستند، حداقل به معنای «واقعیت میدان نبرد در چند سال آینده» خواهند بود. حال، سؤال اینجاست که چه کسی آنقدر خوش‌شانس خواهد بود که اولین کسی باشد که شاهد و پذیرای چنین واقعیتی خواهد بود؟

آیا شما خواهید بود؟​