
الو، واشنگتن. اوضاع خانه چطور است؟
ال کومون
سرخیو رودریگز گلفنشتاین (Sergio Rodríguez Gelfenstein)
ترجمه مجله جنوب جهانی
به «چریک قهرمان»، فرمانده ارنستو چه گوارا (Ernesto Che Guevara)، در پنجاهوهشتمین سالگرد رهسپار شدن به جاودانگی
پس از مطالعهٔ مقالهٔ اخیر دیمیتری مدودف (Dmitry Medvedev)، رئیسجمهور پیشین روسیه، ذهنم درگیر جملهای شد که او در آن نوشته بود: «ترامپ بار دیگر وارد یک واقعیت بدیل شده است…». مدودف، با همان طنز گزندهای که طی سالهای اخیر به ویژگی بارزش بدل شده و بارها موجب خشم رئیسجمهور آمریکا شده بود، این بار هم با کنایه به او توصیه کرد که «برای تحلیل روسیه، مهمترین نکته این است که هرچه بیشتر و سریعتر در موضوعات گوناگون رویکرد خویش را بهکلی تغییر دهد. و همهچیز به خیر خواهد گذشت. این، جوهرهٔ ادارهٔ موفق امور عمومی از طریق شبکههای اجتماعی است».
به نظر میرسد این سخن به واقعیت نزدیک باشد؛ رئیسجمهور ایالات متحده در جهان مجازی ساخته و پرداختهٔ خود، که حاصل خودشیفتگی و جاهطلبی بیحد اوست، زندگی میکند. مرور ۹ ماه نخست کارنامهٔ دولتش نشان میدهد که نه کانال پاناما را تصرف کرده، نه گرینلند را به اشغال درآورده است؛ کانادا هنوز به ایالت پنجاهویکم آمریکا تبدیل نشده و «خلیج مکزیک» همچنان با همین نام شناخته میشود.
اقتصاد نیز وضعیت بهتری ندارد. از ابتدای امسال، ارزش دلار در برابر پوند بریتانیا ۱۰ درصد و در برابر یورو ۱۵ درصد کاهش یافته است. در ماه مه ۲۰۲۵، مؤسسهٔ رتبهسنجی اعتباری مودی (Moody’s) به دنبال اقدامات مشابه فیچ (Fitch) و اساندپی (S&P)، رتبهٔ بدهی ایالات متحده را کاهش داد؛ بدهی کنونی این کشور به ۳۷ تریلیون دلار رسیده که معادل ۱۲۲ درصد تولید ناخالص داخلی است و هر سه ماه تقریباً یک تریلیون دلار بر آن افزوده میشود.
برآورد دفتر بودجهٔ کنگره نشان میداد که این سطح از بدهی تا سال ۲۰۳۰ محقق خواهد شد، اما روند فعلی بهطور قابل توجهی جلو افتاده است. به گفتهٔ مایکل پیترسون (Michael Peterson)، مدیر بنیاد پیتر جی. پیترسون، بدهی «بیش از دو برابر سریعتر از میانگین نرخ رشد در ۲۵ سال گذشته» رو به افزایش است. در همین حال، کسری بودجهٔ فدرال آمریکا اکنون حدود ۸ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد؛ در فاصلهٔ ۱۹۶۰ تا بحران مالی جهانی، این کسری بهطور میانگین نزدیک به ۵ درصد بود. از این منظر، کارنامهٔ اقتصادی ترامپ دستاورد قابل توجهی ندارد.
ترامپ، در حالی که با تبلیغات پرزرقوبرق مدعی مهار نرخ تورم شد، واقعیت این است که تورم در اوت ۲۰۲۵ به ۲٫۹ درصد رسید که بالاترین سطح از ژانویهٔ همان سال بود. قیمت مواد غذایی نیز نسبت به ماه قبل با سرعت بیشتری افزایش یافت (۳٫۲ درصد در برابر ۲٫۹ درصد در ژوئیه).
در نطق آشفته و تناقضآمیز خود در مجمع عمومی سازمان ملل، ترامپ مدعی شد که هفت جنگ را متوقف کرده، حال آنکه حتی یکی از آنها را هم متوقف نکرد و حتی جنگی خیالی میان مصر و اتیوپی اختراع کرد. او با تهدید برزیل به اعمال تعرفههای سنگین بر صادرات این کشور به آمریکا، موجب شد چین همهٔ مازاد قهوهٔ برزیل را خریداری کند، و این امر شکاف بزرگی در بازار آمریکا ایجاد کرد. وضعیتی مشابه در مورد سویا رخ داد، با پیامدهایی بهمراتب جدیتر، چون هزاران تولیدکننده در ایالتهای میانهٔ غربی آمریکا — از جمله ایلینوی، آیووا، مینهسوتا، نبراسکا و اوهایو که برخی همواره به جمهوریخواهان رأی میدهند — زیان دیدند.
جنگ تجاری واشنگتن با پکن باعث شد واردات سویا از آمریکا به چین در ۲۰۲۵ به کمترین سطح برسد. در مقابل، برزیل جایگاه تأمینکنندهٔ اصلی این محصول برای چین را به دست آورد. بین ژانویه و اوت ۲۰۲۵، چین تنها ۵٫۸ میلیون تن سویا از آمریکا خرید، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال قبل ۲۶٫۵ میلیون تن بود؛ کاهش نزدیک به ۸۰ درصد. از ژوئن تا اوت، عملاً صادرات سویا از آمریکا به چین انجام نشد و هیچ قرارداد جدیدی برای محصول سال آینده بسته نشد. این وضعیت در تضاد آشکار با برزیل است که طی همین دوره بیش از ۷۷ میلیون تن سویا به چین صادر کرد.
ترامپ همچنین اعلام کرد که کشورش در دوران ریاستجمهوری او نزدیک به دو تریلیون دلار سرمایهگذاری از اروپا، ژاپن، کره و سوئیس جذب کرده است، اما هیچیک از این سرمایهها در واقعیت وجود خارجی نداشت و تنها ساختهٔ ذهن آشفتهٔ او بود؛ کافی است به تکذیبیههای رسمی این کشورها در اینترنت رجوع شود.
بر اساس تحلیل موسسهٔ ونزوئلایی «هینترلاسس» (Hinterlaces)، نطق ترامپ در سازمان ملل بیشتر به «گردهمایی انتخاباتی جهانیشده» شباهت داشت تا سخنرانی یک رئیسجمهور در سطح بینالمللی. این مرکز گزارش داد که تقریباً نیمی از زمان سخنرانی به ستایش از خود اختصاص یافت و رویکردی تقابلی در قبال مسائل مهاجرت، درگیریهای نظامی و انتقاد از سازمان ملل در پیش گرفته شد، در حالی که موضوعاتی چون تغییرات اقلیمی، چندجانبهگرایی و آمریکای لاتین کاملاً در حاشیه ماندند.
شاید مهمترین نقطهٔ آسیبپذیری فعلی ایالات متحده به اختلاف شدید میان رهبران سیاسی و نظامی پنتاگون بر سر راهبرد جدید دفاعی دولت بازگردد. دیدگاه پیت هگست (Pete Hegseth)، وزیر جنگ، مبنی بر تمرکز بر تهدیدات داخلی بهعنوان اولویت اصلی امنیت ملی، با مخالفت فرماندهان ارشد ارتش و نیروی دریایی مواجه شده است. بسیاری معتقدند او رقابت آمریکا با چین را کماهمیت جلوه میدهد و نقش واشنگتن را در اروپا و سایر مناطق کاهش میدهد. بر اساس گفتههای منابع نزدیک به پنتاگون که در گفتوگو با روزنامه واشنگتن پست — حامی سرسخت سیاستهای ترامپ — این نگرانی را مطرح کردند، رویکرد هگست نهتنها ناکافی بلکه متناقض با سیاست خارجی رئیسجمهور است.
فرماندهان ارتش بیم دارند چنین دیدگاهی موجب تخصیص نادرست منابع و استقرار نامناسب نیروهای مسلح شود. آنها همچنین مخالف محدود کردن رقابت با چین به مسئلهٔ تایوان هستند و آن را نادیده گرفتن رویارویی گستردهتر با این قدرت آسیایی میدانند.
هگست، که پیشتر عضو گارد ملی ارتش آمریکا بوده و تنها تا درجهٔ سروانی ارتقا یافته بود، تجربهٔ فرماندهی یک دستهٔ پیاده در عراق و آموزش تاکتیکهای ضدشورش در افغانستان را در کارنامه دارد، اما فاقد دانش عملیاتی یا راهبردی لازم برای ادارهٔ کل نیروهای نظامی ایالات متحده است. انتخاب او به این سمت، که با رأی نصف سناتورها مخالفت شد، تنها با رأی تعیینکنندهٔ معاون رئیسجمهور جی.دی. ونس (J.D. Vance) ممکن شد. حتی سناتور جمهوریخواه ایالت میزوری، اریک اشمیت (Eric Schmitt)، در دفاع از او گفت فقدان تجربهٔ نظامی هگست یک مزیت است و باید آن را «نسیم تازه» تلقی کرد.
با این حال، مهمترین سرمایهٔ هگست برای رسیدن به چنین مقام حساسی، وفاداری مطلق به ترامپ و گرایشهای آشکار او به برتریطلبی نژادی، بنیادگرایی، همجنسگراهراسی و محافظهکاری افراطی بوده است— ویژگیهایی که بدون شایستگیهای عملی نمیتوانند ابزار ادارهٔ ساختار نظامی یک کشور باشند.
در این چارچوب، اخیراً نشستی بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم در پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا در کوانتیکو (Quantico) ـ در جنوبغربی واشنگتن دیسی ـ برگزار شد که طی آن ۸۰۰ نفر از امرای ارتش و نیروی دریایی از سراسر جهان فراخوانده شدند تا مستقیماً با دیدگاه راهبردی هگست و ترامپ آشنا شوند.
هگست در سخنرانی خود بهشدت از «ایدئولوژی وُک» — که به گفتهٔ او تحت دولتهای پیشین در ارتش شکل گرفته بود — انتقاد کرد و مدعی شد نیروهای نظامی امروز مطابق برداشت جمهوریخواهان از چپ لیبرال «وُک» عمل میکنند. او اعلام کرد که وزارت جنگ با نظامیان دارای اضافهوزن، ریش یا موی بلند و همچنین «ظواهر شخصی و نمایشی» مقابله خواهد کرد و بهصراحت پایان «مردان با لباس زنانه» و سیاستهای برابری، تنوع و شمول را اعلام کرد، با وعدهٔ تشکیل نیرویی همسو با ایدئولوژی دولت «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» (MAGA).
ترامپ نیز در این نشست حضور داشت. امرای ارتش و نیروی دریایی بیهیچ واکنش و بدون ابراز نظر، ناگزیر به شنیدن خطابهٔ پرستایش او از خود شدند؛ سخنانی شگفتآور که از فردی محکوم به ۳۴ جرم و فراری از خدمت نظامی در پنج نوبت بعید بود. ترامپ، در صحنهای تحقیرآمیز و سطحی که آشکارا موجب شرمساری فرماندهان شد، خطاب به آنان گفت: «اگر میخواهید، میتوانید دست بزنید. اگر مایلید، میتوانید بلند شوید و بروید، اما فراموش کنید که درجه و مسیر حرفهای شما چه میشود».
این حکومت فریبکار ایالات متحده که اکنون بهدلیل نبود بودجه، هشت روز است تعطیل شده و شکافهای عمیق میان نخبگان را آشکار کرده، تنها به تهدید، فشار و باجگیری بهعنوان ابزار عمل متوسل میشود؛ و در حوزهٔ گفتار، به نخوت، خودبزرگبینی و برتریطلبی؛ و نهایتاً برای بقای خود، بر خشونت، تجاوز، مداخلهٔ نظامی و جنگ تکیه دارد.
پیتر بیکر (Peter Baker)، خبرنگار باسابقهٔ نیویورک تایمز که از سال ۱۹۹۶ تحولات کاخ سفید را دنبال کرده، در تحلیل شخصیت رؤسایجمهور چند دههٔ اخیر آمریکا گفته است: «با ترامپ، ماجرا غالباً به اندازهٔ غریزهٔ شخصی او اهمیت دارد، نه به اندازهٔ هر گونه تفکر جهانی». این، جوهر خطر است: رهبر بزرگترین قدرت جهان ممکن است تصمیمات خود را نه بر اساس عقل، بلکه بر مبنای کششهای غریزی اتخاذ کند.
The article offers a scathing critique of Donald Trump’s second presidency (as of 2025), arguing that his leadership is marked by delusion, economic mismanagement, foreign policy failures, and dangerous militaristic posturing. The author begins by quoting Russian official Dmitry Medvedev, who accuses Trump of living in an “alternative reality.”
Economically, the U.S. is portrayed as deteriorating: the national debt has surged to $37 trillion (122% of GDP), growing at more than double the historical rate; the dollar has significantly weakened against major currencies; and the federal budget deficit stands at around 8% of GDP. Contrary to Trump’s claims, inflation has risen to 2.9% (as of August 2025), with food prices increasing even faster.
In foreign policy, Trump’s boasts—such as having “stopped seven wars”—are dismissed as fabrications. His trade war with China has backfired: U.S. soybean exports to China plummeted by nearly 80% in early 2025, while Brazil filled the gap, becoming China’s top supplier. Trump’s threats against Brazil also led China to buy its surplus coffee, hurting U.S. markets.
His speech at the UN is described as self-aggrandizing and devoid of global vision, focusing heavily on personal praise and confrontational rhetoric while ignoring climate change, multilateralism, and Latin America.
Domestically, tensions are mounting between Trump’s administration and the U.S. military leadership. Defense Secretary Pete Hegseth—a controversial appointee with limited military experience and strong far-right views—has proposed a new defense strategy prioritizing “internal threats” over global challenges like strategic competition with China. This approach is strongly opposed by senior generals and admirals, who fear it will weaken U.S. military readiness and global posture.
In an unprecedented move, 800 top U.S. military officers were summoned to Quantico for a meeting where Hegseth denounced “woke” ideology in the armed forces and announced rollbacks on diversity, inclusion, and personal expression. Trump himself attended, delivering a self-congratulatory speech and warning officers that dissent could cost them their careers.
The article concludes by portraying the Trump administration as fundamentally unstable, driven more by ego and impulse than strategy, and reliant on threats, coercion, and the specter of violence to maintain power. Citing journalist Peter Baker, the author warns that Trump’s decisions are often guided by “visceral instinct” rather than rational thought—posing a serious risk given America’s global influence.

