
آبراهام نونسو (Abraham Nuncio)
ترجمه مجله جنوب جهانی
در حافظهام هنوز خطابههای ژنرال موشه دایان (Moshe Dayan)، فرمانده ارتش اسرائیل در جنگ ششروزهٔ ۱۹۶۷، طنین دارد؛ مردی یکچشم که هر روز از رادیو و تلویزیون مردم اسرائیل را به حفظ ذهنیتی جنگطلب و نژادپرستانه فرا میخواند. از زبان عبری تنها واژهٔ «شالوم» را میشناختم —بهمعنای صلح— اما از لحن و چهرهاش، که مدام در رسانهها ظاهر میشد، خشونت و تحکم میبارید. دوستان لهستانیـیهودیام برداشت مرا تأیید میکردند.
اکنون از خود میپرسم آیا روحیهای که امروز موتور ایدئولوژیک نسلکشی مردم فلسطین شده، در همان نسلهایی تثبیت نشد که میان سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۵ در سنین جوانی بودند؟ ظاهراً چنین است.
در دو سال اخیر، بهگفتهٔ گرتا تونبرگ (Greta Thunberg)، یکی از فرماندهان ناوگان «صمود» (Sumud)، همهٔ ما شاهد روندی حیرتآور و جنایتکارانه بودهایم: یک نسلکشی تمامعیار در برابر چشمانمان. ما آن را روزانه میبینیم و میشنویم —در قالب اخبار مُزیّن، استدلالهای شیریننمایانه و صداهای ریاکارانه— همانگونه که اسرائیلیهای نیمقرن پیش، دایان را هر صبح در گیرندههایشان میشنیدند. رئیسجمهور دونالد ترامپ در سازمان ملل ادعا میکرد برای برقراری آتشبس در غزه تلاش میکند، اما در ازای نپذیرفتن حق تشکیل دولت برای فلسطین. او گفت: «پاداش برای تروریستها در برابر جنایاتشان بیش از اندازه خواهد بود.» پاداش برای جنایتکاران، مجازات برای قربانیان.
این همان منطق طرح صلحی است که نه سازمان ملل —که او در مقر آن را «ناتوان» خواند— بلکه خودِ حاکمی خودشیفته پیشنهاد کرد: صلح با خلع سلاح حماس، سلب زمین از غزهایها و نفی حق ملت فلسطین برای داشتن کشور.
جهان مسحور روایتهایی استوار بر فریب و تکرار، دروغ و تحریف، که در رسانههای غربی و میان پایگاههای سفیدپوست پروتستان و راستگرایان سرمایهدار دستبهدست میشود. بااینحال، پاسخی روشن و نیرومند شکل گرفته است؛ پاسخی عقلانی و امیدبخش، از مواضع تحلیلگران در شبکههای اجتماعی گرفته تا حرکتهای نمادینی چون ناوگان صمود و پژوهشهای ژرف دربارهٔ گذشته و اکنون ملتی که رنجش از درد عیسی، نیای فلسطینیتبارش، کمتر نیست.
کتاب «فلسطین/اسرائیل: نگاهی به تاریخ» نوشتهٔ لیلا پُراس (Laila Porras)، تاریخپژوهی ژرفنگر، تلاشی است برای گشودن افسانههایی که قرنها از دل روایتهای مذهبی و سیاسی دربارهٔ یهودیه و قوم یهود تکرار شدهاند. تاریخ فلسطین به بیش از چهار هزار سال پیش بازمیگردد؛ سرزمینی که کنعانیان، فلسطیان، عبریان (که بعدها یهودیان نامیده شدند)، یونانیان، رومیان و اعراب در آن زیستهاند. باستانشناسان و مورخان تأکید دارند: برخلاف داستانهای توراتی، هیچ مدرکی از خروج یهودیان از مصر در قرن سیزدهم پیش از میلاد، اسارت در آن سرزمین یا اعطای «ارض موعود» وجود ندارد.
در همین راستا، نقلقولی از گوستاوو پِترو (Gustavo Petro)، رئیسجمهور کلمبیا، معنا مییابد: «خداوند قوم برگزیدهای ندارد؛ قوم برگزیدهٔ خداوند، تمام بشریت است.» در حقیقت، جامعهٔ فلسطین، همچون هر جامعهای، از مهاجران مناطق گوناگون شکل گرفته —همان چیزی که ترامپِ ناآگاه و بیپروا امروز با نیت پاکسازی قومی جرم میانگارد. قرنهاست که یهودیان و فلسطینیان مسالمتآمیز زیستهاند، نه در دشمنی دائمی، چنانکه تحریف تاریخ میخواهد القا کند.
پدیدار شدن درگیریهای مدرن در فلسطین تصادفی نیست. سرمایهداریِ مدرن بود که این سرزمین را به کانون نزاع بدل کرد. از اوایل قرن نوزدهم، همزمان با رشد یهودستیزی در اروپا و آمریکا، برخی محافل غربی ایدهٔ «بازگرداندن قومی پراکنده به سرزمین خویش» را با اهدافی سیاسی و اقتصادی تبلیغ کردند.
پس از جنگ جهانی اول، این ایده در قالب «اعلامیهٔ بالفور» (Balfour Declaration) رسمیت یافت. «آرتور جیمز بالفور»، وزیر خارجهٔ بریتانیا، در نامهای به بانکدار و صهیونیست برجسته «لیونل دبلیو. روچیلد» (Lionel W. Rothschild) وعده داد تا در فلسطین «خانهای ملی برای قوم یهود» تأسیس شود —بیآنکه حتی نظر فلسطینیان پرسیده شود. از همانجا بود که صهیونیسم با روحیّهای مالی، استعماری و امپریالیستی میدان یافت.
پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل در فضایی آکنده از احساس گناه غرب نسبت به هولوکاست، طرح تقسیم فلسطین و تشکیل اسرائیل را تصویب کرد. جامعهٔ یهودی که ۳۰ درصد جمعیت را تشکیل میداد، ۵۶ درصد از سرزمین را دریافت کرد و فلسطینیان ۴۴ درصد. اما اسرائیل با توسل به جنگ، قلمرو خود را به ۷۸ درصد رساند و نظامی برپا کرد که عملاً آپارتایدی بود علیه ساکنان فلسطینی.
از آن زمان، پس از دههها جنگ و درگیری، اسرائیل متحد راهبردی ایالات متحده شد و فلسطینیان به نوار غزه و بخشی از کرانهٔ باختری محدود گشتند. دبیرکل سازمان ملل پس از حملهٔ حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ یادآور شد که این حملات «از هیچ پدید نیامدهاند» و «ملت فلسطین ۵۶ سال است زیر اشغال خفهکننده زندگی میکند». مطابق حقوق بینالملل، هر ملتِ تحت اشغال حق دارد با هر وسیلهای، حتی مبارزهٔ مسلحانه، مقاومت کند.
دکتر پُراس در اثر خود به ۱۸ قطعنامهٔ سازمان ملل و شورای امنیت اشاره میکند که اسرائیل در نیمقرن گذشته از اجرای آنها سر باز زده است. حتی تازهترین آتشبس را نیز چند ساعت پس از اعلام، با بمباران شمال غزه و یک بیمارستان نقض کرد.
در پایان، نویسنده سخن نلسون ماندلا (Nelson Mandela) را یادآور میشود: «آزادی ما تا زمانی که مردم فلسطین آزاد نباشند، کامل نیست.» این جمله نه شعار، بلکه فرمانی اخلاقی است؛ باید برای آن آزادی جنگید.

