گرانما: اندیشیدن یعنی مبارزه، نوشتن یعنی مقاومت 


برای ایجاد شبکهٔ جهانی نشریات چپ‌گرا

نشست بین‌المللی نشریات نظری احزاب و جنبش‌های چپ‌گرا

منتشر شده در گرانما ارگان کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا

رنه تامایو رنه

ترجمه مجله جنوب جهانی

«در این جهان، هیچ ملتی به‌تنهایی نجات نمی‌یابد و تهدید علیه هر ملتی، تهدیدی علیه همهٔ ما و دیگر ملت‌هاست.» این سخن را میگل دیاز‌کانل برمودس (Miguel Díaz-Canel Bermúdez)، دبیر اول کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست و رئیس‌جمهور کوبا، در پایان نخستین روز از سومین نشست بین‌المللی نشریات نظری احزاب و جنبش‌های چپ‌گرا بیان کرد. 

دیازکانل در بحث‌های این نشست مشارکت داشت و از نیروهای چپ در سراسر جهان خواست تا پاسخ‌هایی بیابند برای این‌که «چگونه می‌توان آگاهی را برانگیخت؛ چگونه نه‌فقط اطلاع‌رسانی کرد، بلکه ارتباطی سیاسی و راهبردی بنا نهاد که حساس، مردمی، برافروزندهٔ آگاهی، سازندهٔ اجماع و محرک کنش در زندگی روزمره باشد». 

او تأکید کرد که تنها از این راه می‌توان به «حاکمیت ایدئولوژیک» دست یافت؛ همان‌گونه که می‌توان در برابر استعمار، اندیشه‌ای مستقل و مقاوم پدید آورد. وی افزود: «در این مسیر، همبستگی بین‌المللی نقشی بنیادی دارد—چگونگی پیوند و همگرایی ما اهمیت دارد—زیرا حاکمیت در دنیای امروز تنها مرزی و سرزمینی نیست، بلکه نمادین، فرهنگی و معنوی است. همهٔ ما باید در برابر جهانی‌سازی سرمایه‌داری از یکدیگر دفاع کنیم و در نبرد با آن متحد شویم.» 

این تأملات در پی سخنرانی استاد و روزنامه‌نگار فرانسوی‌ـ‌اسپانیایی، ایگناسیو رامونه (Ignacio Ramonet)، با عنوان «اطلاعات و دست‌کاری رسانه‌ای: چپ در برابر چالش‌های هوش مصنوعی کوانتومی فراهوشمند» بیان شد. 

رامونه در تحلیل خود به خطرها و تهدیدهای برخاسته از انقلاب علمی‌ـ‌فناورانهٔ جدید، یعنی انقلاب کوانتومی، و نیز فرصت‌هایی که این تحول می‌تواند برای نیروهای پیشرو فراهم آورد، پرداخت؛ فرصتی در دورانی که به‌گفتهٔ او، «جهان در وضعیتی ژئوپولیتیکی به‌غایت هراس‌انگیز» قرار دارد. او خاطرنشان کرد: «در حال حاضر با شکافی فناورانهٔ عظیم روبه‌رو هستیم که حتی الگوی کنونی ارتباطات را نیز از هم می‌گسلد.» به تعبیر رامونه، جهان امروز در میانهٔ دگرگونی‌هایی بزرگ به‌سر می‌برد و نیروهای چپ باید آماده باشند تا برای آزادی خویش در این نبرد شرکت کنند. 

هوش مصنوعی: از فرصت تا تهدید

درس‌گفتار رامونه هم سفری فکری بود و هم هشداری دربارهٔ دگرگونی‌هایی که در مدت کوتاهی با ظهور هوش مصنوعی پدید آمده است—و نیز خطرهایی که با ادغام پیش‌روِ مفاهیم کوانتومی، رایانش کوانتومی و هوش مصنوعی فراهوشمند کوانتومی در راه است. 

رامونه افزود: «هوش مصنوعی مسائلی از انواع گوناگون ایجاد کرده است؛ از تغییر در بازار کار و به‌حاشیه‌راندن طبقات متوسط در نظام سرمایه‌داری گرفته تا گسترش خطرات ناشی از اطلاعات نادرست و دست‌کاری افکار عمومی.» او تأکید کرد: «هوش مصنوعی انقلابی بنیادی در شیوه‌های زیست، اندیشیدن و کنش ما پدید می‌آورد، و نیروهای چپ باید ضمن شناسایی تهدیدها، ظرفیت‌های رهایی‌بخش این فناوری را نیز دریابند.» 

وی یادآور شد که الگوی الهام‌بخش در این زمینه، «فرماندهٔ کل» فیدل کاسترو روز (Fidel Castro Ruz) است که از نخستین سال‌های انقلاب، توسعهٔ رایانه و آشنایی مردم کوبا با فناوری را در دستور کار قرار داد—از ساخت نخستین رایانه‌ها در دههٔ ۱۹۷۰ گرفته تا ایجاد «باشگاه جوانان رایانه» و تأسیس دانشگاه علوم رایانه. 

فضایی عمیقاً انقلابی 

دیاز‌کانل با اشاره به درس‌گفتار رامونه گفت این نشست اندیشه‌ها، احساسات، تعهدات و مسئولیت‌های ما را نسبت به چگونگی مواجههٔ چپ با چالش‌های جهان امروز برانگیخته است. او تأکید کرد که کوبا و حزب کمونیست کوبا این تبادل‌نظرها را هر سال ادامه خواهند داد. 

«گمان می‌کنم در این نشست‌ها می‌توانیم گفت‌وگویی جامع از منظر چپ دربارهٔ همهٔ مسائل جاری داشته باشیم؛ چراکه این عرصه تنها آکادمیک نیست، بلکه سیاسی، اخلاقی و از همه مهم‌تر عمیقاً انقلابی است—در خدمت ساخت جامعه‌ای سوسیالیستی و ارادهٔ ما برای دگرگونی جهانی که در آن زندگی می‌کنیم.» 

وی افزود: «نیروهای چپ بیش از هر زمان دیگر نیازمند گفت‌وگویی منظم‌اند—تا از تأمل به کنش برسیم، و آن کنش‌ها را در طرح‌ها و برنامه‌هایی هماهنگ سازیم که در دفاع از موضوعات بحث‌شده عمل کنند.» 

رئیس‌جمهور کوبا ادامه داد: «در جهانی پر از بی‌ثباتی، انتشار اندیشه‌های چپ و سوسیالیستی خود عملی از جنس مقاومت است. و از منظر تجربهٔ کوبا در سالیان طولانی مقاومت در برابر محاصرهٔ جنایتکارانه—که اکنون نیز شدت یافته—باید گفت این عملی از جنس مقاومت خلاق است؛ زیرا مسئله فقط ایستادگی نیست، بلکه این است که چگونه با مقاومت، رشد کنیم و از ساختارهای سلطه و استعمار فراتر رویم.» 

او خاطرنشان کرد که این نشست بخشی از برنامه‌های بزرگداشت صدمین زادروز فیدل کاسترو است، زیرا به گفتهٔ او، «ما باید فیدل را به زمانهٔ خود بیاوریم، و در میراث خلاق، مارتینی، مارکسیستی، لنینی و انقلابی او پاسخ مسائل امروز را بیابیم». دیاز‌کانل افزود: «فیدل بود که به ما آموخت جهانی بهتر ممکن است، و اندیشه‌ها را نباید پنهان کرد، بلکه باید آن‌ها را تکثیر نمود. این نشست سنگری از اندیشه است که در آن همه ما در حال نبردیم.» 

او از مشارکت احزاب و جنبش‌های چپ در جوامع سرمایه‌داری و همچنین از کشورهای در حال ساخت سوسیالیسم قدردانی کرد و توضیح داد: «مسئله این نیست که در برابر فناوری یا علم بایستیم، بلکه باید بیاموزیم چگونه از آن در جهت رهایی انسان‌ها بهره گیریم.» 

پیشگامان نبرد حقیقت

دیاز‌کانل اهمیت تداوم چنین نشست‌هایی را یادآور شد و گفت ارزش آن‌ها در این است که این نشریات نقشی تعیین‌کننده در «نبرد برای حقیقت» در برابر تحریف و دست‌کاری رسانه‌ای دارند. او تأکید کرد: «به‌عنوان رسانه‌های چپ‌گرا ما وظیفه‌ای تاریخی در این نبرد داریم—باید جامعهٔ خود را از نظر سواد رسانه‌ای آموزش دهیم تا با اندیشهٔ انتقادی بتواند دست‌کاری‌ها را آشکار کند و در کلام انقلابی ابزار رهایی خویش را بیابد.» 

او جمع‌بندی کرد: «امروز اندیشیدن، مبارزه است؛ انتشار، مقاومت است؛ و ارتباط، رهایی‌بخشی است—و ما همگی باید در این میدان حضور داشته باشیم.» وی همچنین خواستار ادامهٔ دفاع از حقیقت دربارهٔ فلسطین، ونزوئلا و کوبا شد که همگی قربانی کارزارهای بی‌رحمانهٔ امپریالیستی هستند. 

برای ایجاد شبکهٔ جهانی نشریات چپ‌گرا 

دیاز‌کانل از شرکت‌کنندگان خواست نتایج بحث‌ها را به راهبردی منسجم در حوزهٔ ارتباطات سیاسی تبدیل کنند و پیشنهاد داد «شبکه‌ای بین‌المللی از نشریات انتقادی و مستقل» تأسیس شود تا در برابر یورش ایدئولوژیک امپریالیسم، تلاش‌ها هم‌سو شوند. 

او گفت: «هدف آن باید شکل‌دهی به شبکه‌ای جهانی از نشریات نظری متعهد به دگرگونی اجتماعی، حاکمیت ایدئولوژیک و اتحاد ملت‌های جنوب باشد؛ شبکه‌ای که پیوند میان رسانه‌های چاپی و دیجیتال را گسترش دهد و تولید دانش و اندیشهٔ رهایی‌بخش را از منظری ضد‌امپریالیستی، سوسیالیستی و متناسب با شرایط هر منطقه تقویت کند.» 

وی افزود: «این شبکه باید رسانه‌های نظری چپ در آمریکای لاتین، آفریقا، آسیا و اروپا را به هم متصل کند، انتشار مشترک متون در زمینه‌های راهبردی چون ارتباطات سیاسی، حاکمیت فرهنگی، فمینیسم مردمی، بوم‌شناسی انتقادی و مبارزهٔ طبقاتی را ترویج دهد، و بستری دیجیتال، چندزبانه و آزاد برای دسترسی به متون نظری و پژوهش‌های آموزشی فراهم آورد.» 

به گفتهٔ او، این طرح باید «زمینه‌ساز نشست‌های تحریری، کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی برای روزنامه‌نگاران و اندیشمندان جوان باشد، سازوکارهایی برای همکاری و ترجمه میان رسانه‌های هم‌سو ایجاد کند، و در برابر یورش‌های رسانه‌ای امپریالیستی، راهبردهای ارتباطی مشترک سامان دهد». 

دیاز‌کانل در پایان گفت: «این طرح نباید صرفاً پروژه‌ای انتشاراتی باشد، بلکه ابزاری سیاسی برای همبستگی ایدئولوژیک، برجسته‌سازی مبارزات ما و پرورش نسل‌های تازهٔ ارتباط‌گران انقلابی است—و من همهٔ شما را به این مأموریت فرا می‌خوانم.»