الگوهای مکرر سیا در کودتاهای آمریکای لاتین


الگوهای مکرر سیا در کودتاهای آمریکای لاتین

نویسنده: ناتالی گومس (Nathali Gómez)

ترجمه مجله جنوب جهانی

آژانس اطلاعات مرکزی ایالات متحده (CIA) بار دیگر متهم شده است که در پشت‌صحنه یا در رأس اقداماتی مداخله‌جویانه قرار دارد که هدف آن، تغییر رژیم در کشورهای آمریکای لاتین است.

جمله‌ای مشهور در منطقه دهه‌هاست دهان‌به‌دهان می‌چرخد: «چرا در ایالات متحده هرگز کودتایی رخ نمی‌دهد؟ چون در واشنگتن هیچ سفارتخانه‌ای از ایالات متحده وجود ندارد.» این طنز تلخ برای بسیاری از مردم آمریکای لاتین یادآور تاریخ خونین مداخلاتی است که سیا برای سرنگونی دولت‌های چپ‌گرا طراحی کرد.

در روزهای اخیر، نیکلاس مادورو (Nicolás Maduro)، رئیس‌جمهور ونزوئلا، بار دیگر این موضوع را به مرکز بحث‌های سیاسی کشانده است. او می‌گوید مجوزی که رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ (Donald Trump)، برای اجرای «عملیات پنهانی» در خاک ونزوئلا صادر کرده، چیزی جز تلاشی دیگر برای تحقق «تغییر رژیم» نیست. 

مادورو اظهار داشت: «نه به کودتاهای سیا که ما را به یاد سی‌هزار ناپدیدشده در آرژانتین، کودتای پینوشه و پنج‌هزار جوان کشته و مفقودشده می‌اندازد. تا کی باید شاهد کودتاهای سیا باشیم؟ آمریکای لاتین آن‌ها را نمی‌خواهد، نیازی به آن‌ها ندارد و قاطعانه آن‌ها را محکوم می‌کند.»

استقرار نیروهای آمریکایی در کارائیب 

هشدار مادورو در خلأ مطرح نشده است. از میانهٔ ماه اوت، ایالات متحده استقرار نظامی گسترده‌ای در آب‌های کارائیب آغاز کرده و مدعی است این حضور با هدف «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» از ونزوئلا به خاک آمریکا انجام می‌شود—ادعایی که فاقد مدارک مؤید است، در حالی‌که گزارش‌های کارشناسی تأکید دارند مسیر عمدهٔ قاچاق از آمریکای جنوبی به شمال، از اقیانوس آرام می‌گذرد، نه از کارائیب. 

در کمتر از دو ماه، واشنگتن اعلام کرده است که چهار شناور کوچک را هدف قرار داده و در نتیجهٔ این حملات دست‌کم ۲۷ نفر کشته شده‌اند. این اقدامات نظامی در منطقه‌ای که بنا بر توافق منطقه‌ای «منطقهٔ صلح» اعلام شده، هم‌زمان بوده است با تهدید ترامپ مبنی بر «نابودکردن تروریست‌ها و شبکه‌های قاچاق ونزوئلا تحت رهبری مادورو»، مانورهای دریایی در آب‌های کارائیب، و سفرهای مکرر مقامات بلندپایهٔ آمریکایی به کشورهای منطقه برای افزایش فشار سیاسی. 

سابقهٔ سیا در آمریکای لاتین 

دیسدادو کابیو (Diosdado Cabello)، وزیر کشور ونزوئلا، نیز پس از آن‌که رئیس‌جمهور آمریکا رسماً تأیید کرد مجوز فعالیت سیا در ونزوئلا صادر شده است، واکنش نشان داد. 

او گفت: «هیچ ملتی در این قاره‌ نیست که از کودتای سیا در امان مانده باشند. هیچ ملت آمریکایی نیست که رهبرانش قربانی طرح‌های ترور سیا نشده باشند—حتی در خود ایالات متحده هم بپرسید!» 

اظهارات اخیر مقامات کاراکاس بار دیگر زخم کهنهٔ مداخلات سیا را می‌گشاید؛ دخالت‌هایی که دهه‌ها از طریق اسناد طبقه‌زدایی‌شده افشا شده‌اند و همواره از سوی رئیس‌جمهوران، پژوهشگران، رسانه‌ها و حتی مأموران پیشین مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. 

فیلیپ اِیجی (Philip Agee)، مأمور پیشین سیا که مدتی در سفارت ایالات متحده در اکوادور فعالیت اطلاعاتی داشت، در دهه‌ها پیش در گفت‌وگویی معروف گفت: «میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به دست سیا یا نهادهای وابسته‌اش کشته شدند یا دست‌کم زندگی‌شان ویران شد.» 

در حوزهٔ نظارت و داده نیز، ادوارد اسنودن (Edward Snowden)، تحلیلگر پیشین آژانس امنیت ملی (NSA) و سیا، بیش از ده سال پیش هشدار داد که این نهادها «حقوق بین‌الملل و حاکمیت کشورهای آمریکای لاتین را نقض می‌کنند». 

مانوئل دِ لا ایگلِسیا کارونچو (Manuel de la Iglesia Caruncho)، استاد اقتصاد دانشگاه کامپلوتنسه مادرید، در یادداشتی نوشت: «هیچ کشور آمریکای لاتینی از مداخلات سیا مصون نمانده است، صرف‌نظر از این‌که در واشنگتن دموکرات‌ها حاکم باشند یا جمهوری‌خواهان.»

تمرکز ویژه بر ونزوئلا 

دن بیتن (Dan Beeton)، مدیر مرکز پژوهش اقتصادی و سیاست‌گذاری (Center for Economic and Policy Research–CPER)، معتقد است از زمان قدرت‌گیری هوگو چاوز (Hugo Chávez)، ونزوئلا به اصلی‌ترین هدف واشنگتن در آمریکای لاتین و کارائیب تبدیل شد. به نوشتهٔ یکی از یادداشت‌های وزارت خارجهٔ آمریکا که بعدها توسط ویکی‌لیکس منتشر شد، «مقابله با ونزوئلا به اولویت راهبردی ایالات متحده بدل گردید». 

به گفتهٔ بیتن، «کودتای نافرجام ۲۰۰۲ علیه چاوز، گرچه شکست خورد، اما نمونهٔ کاملی از الگوی ثابت واشنگتن در حمایت از طرح‌های تغییر رژیم» بود—الگویی که در آن سیا و نهادهای وابسته‌اش نقش پررنگی ایفا کردند. 

بیش از دو دهه بعد، نشانه‌ها حاکی است که این فعالیت‌ها در ونزوئلا متوقف نشده است. مورخ ۲۰۲۱، مادورو مجدداً سیا را متهم به طراحی عملیات علیه کشورش کرد و در سال ۲۰۱۹، خوان گوایدو (Juan Guaidó)، نمایندهٔ پیشین پارلمان را «عامل سیا» خواند. 

در میان فعالیت‌های تازهٔ این سازمان، نام کودتای بولیوی علیه اوو مورالس (Evo Morales)، برکناری مانوئل سِلایا (Manuel Zelaya) در هندوراس و دخالت‌های سیاسی در دوران ریاست‌جمهوری رافائل کوره‌آ (Rafael Correa) در اکوادور نیز دیده می‌شود. 

سازوکار عملیات 

به نوشتهٔ کارلوس ای. لیپو (Carlos E. Lippo)، تحلیلگر سیاسی، برخی سفارتخانه‌های آمریکا در منطقه به‌طور غیرمستقیم از «نهادهای پوششی سیا» همچون آژانس توسعهٔ بین‌المللی ایالات متحده (USAID) بهره‌برداری می‌کردند—نهادی که یکی از نخستین «دستاوردهای» آن، سرنگونی ژوآئو گولارت (João Goulart)، رئیس‌جمهور وقت برزیل در سال ۱۹۶۴ بود. 

او همچنین به بنیاد ملی برای دموکراسی (National Endowment for Democracy–NED) اشاره می‌کند که بخشی از بودجهٔ آن در دورهٔ کنونی ریاست‌جمهوری ترامپ مسدود شده است. این بنیاد شبکه‌ای از سازمان‌های وابسته از جمله مرکز ابتکارات بخش خصوصی بین‌المللی (CIPE)، مؤسسهٔ ملی دموکراتیک برای امور بین‌الملل (NDI) و مرکز آمریکایی همبستگی کارگری (ACILS) را دربرمی‌گیرد. 

به گفتهٔ لیپو، «سرنگونی ژان برتران آریستید (Jean-Bertrand Aristide)، نخستین رئیس‌جمهور منتخب دموکراتیک هایتی، در سال ۱۹۹۱ و شکست فرمانده دانیل اورتگا (Daniel Ortega) در همان سال، از مهم‌ترین موفقیت‌های این شبکهٔ مرتبط با بنیاد NED بود، شبکه‌ای که بودجهٔ آن در عمل از منابع USAID تأمین می‌شد.»

دگرگونی‌های منطقه‌ای 

کارونچو در تحلیل خود می‌نویسد سیا «با خصلتی خودکار علیه هر جنبشی که از مرز یک سوسیال‌دموکراسی معتدل فراتر رود» عمل می‌کند—میراثی از دوران جنگ سرد و ضدکمونیسم آمریکا. او می‌افزاید این آژانس همچنان «توان عملیاتی‌اش را بی‌کم‌وکاست حفظ کرده»، از طریق عملیات مخفیانه‌ای که شامل «تبلیغات، جنگ اقتصادی، اقدامات پیش‌دستانه، خرابکاری، عملیات براندازانه علیه دولت‌های خصم، پشتیبانی از جنبش‌های مقاومت، گروه‌های چریکی و سازمان‌های آزادی‌بخش» است. 

گزارش‌های سری دربارهٔ کودتاها 

در اسناد محرمانه‌ای که سیا دربارهٔ شیلی منتشر کرد، این نهاد اذعان دارد که «در سیاست داخلی شیلی نقش داشته» و از یک دهه پیش از پیروزی سالوادور آلنده (Salvador Allende)، رئیس‌جمهور سوسیالیست شیلی (۱۹۷۰–۱۹۷۳)، دست‌به‌عملیات زده بود. بر اساس همان گزارش‌ها، واشنگتن در آن زمان تلاش کرد با طرح‌های تطمیع و فشار بر نمایندگان، جلوی آغاز به کار دولت آلنده را بگیرد، هرچند این طرح‌ها به نتیجه نرسید. 

به نوشتهٔ همان اسناد، «سیا سپس راهبرد خود را تغییر داد؛ هدف از جلوگیری به گماشتگی آلنده به سمت بی‌ثبات‌سازی حکومت او تغییر یافت». بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳، حدود هشت میلیون دلار برای حمایت از اپوزیسیون و از جمله روزنامهٔ راست‌گرای بانفوذ «ال مرکوریو» اختصاص داد. این نهاد حتی در سازماندهی برخی تظاهرات ضدآلنده در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۳ نقش داشت. 

«در واقع، آنچه سیا انجام می‌داد، ایجاد شرایطی بود که ارتش به این نتیجه برسد سرنگونی آلنده امری ضروری و ممکن است»، چنان‌که در گزارش آمده است. 

در پرونده‌های از طبقه‌خارج‌شدهٔ آرشیو امنیت ملی ایالات متحده، جزئیات تماس‌های مکرر میان طراحان کودتا و مقامات آمریکایی نیز افشا شده است. آنان حتی دو هفته پیش از وقوع کودتا علیه ایزابل پرون (Isabel Perón) در آرژانتین (۱۹۷۴–۱۹۷۶)، از احتمال قریب‌الوقوع آن اطلاع داشتند. «جرج اچ. دبلیو. بوش، مدیر وقت سیا، به رئیس‌جمهور وقت، جرالد فورد، دربارهٔ وقوع احتمالی کودتایی در آرژانتین گزارش داده بود.» 

کارلوس اوسوریو (Carlos Osorio)، مدیر پروژهٔ مستندسازی «مخروط جنوب» در آرشیو امنیت ملی آمریکا تصریح می‌کند: «مدرکی دال بر این‌که ایالات متحده مستقیماً آغازگر آن کودتا بوده وجود ندارد، اما واشنگتن به‌صورت ضمنی با تغییر رژیم موافقت و از آن حمایت کرده است.» 

ایالات متحده همچنین تلاش داشت رهبران انقلاب کوبا را از میان بردارد. طبق فایل‌های افشا‌شده، تنها «چند فرد کلیدی» از طرح ترور فیدل کاسترو (Fidel Castro) در سال ۱۹۶۰ اطلاع داشتند؛ طرحی که بعدها شامل نقشه‌ای برای قتل برادرش رائول کاسترو (Raúl Castro) نیز شد. بنا بر اسناد آرشیو امنیت ملی، مأموران ارشد سیا به خلبان هواپیمایی که کاسترو را از پراگ به هاوانا بازمی‌گرداند، پیشنهاد ده هزار دلار دادند تا سقوط هواپیما را پیش آورد.