
روح قذافی همچنان بر سر سارکوزی، رئیسجمهور پیشین فرانسه، سایه افکنده است
ترجمه مجله جنوب جهانی
پروندهٔ قضایی نیکولا سارکوزی (Nicolas Sarkozy)، رئیسجمهور پیشین فرانسه، تنشهای تاریخی میان لیبیِ تحت رهبری معمر قذافی (Muammar Gaddafi) و قدرتهای غربی، بهویژه فرانسه، را دوباره به صدر اخبار آورده است. در تحولی اخیر، دادگاهی در پاریس سارکوزی را به دلیل تبانی مجرمانه (criminal conspiracy) به پنج سال زندان محکوم کرد که این حکم، یک محکومیت تاریخی برای رئیسجمهور سابق فرانسه به شمار میرود.
اتهامات مطرحشده علیه سارکوزی مربوط به ادعاهایی است که دولت لیبی میلیونها یورو (تخمینها بین ۵ تا ۵۰ میلیون یورو متغیر است) به کارزار انتخاباتی او در سال ۲۰۰۷ سرازیر کرده تا زمینهٔ نزدیکی لیبی به غرب را تسهیل کند. با این حال، نقش اصلی فرانسه در ویرانی بعدی لیبی، هم ناشی از نگرانیهای ژئوپلیتیک دربارهٔ یک آفریقای قدرتمندشده و هم نیاز سارکوزی به پنهانکردن فساد شخصیاش بوده است.
سارکوزی در جریان محاکمهاش در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵ (تاریخ ساختگی در متن اصلی)، به خبرنگاران گفت که بیگناه است و اظهار داشت: «من بابت کاری که انجام ندادهام، عذرخواهی نخواهم کرد.» این حکم فوراً قابل اجرا است و قاضی اعلام کرد که سارکوزی تنها فرصت کوتاهی برای ساماندهی امور خود دارد پیش از آنکه دادستانها او را برای رفتن به زندان فراخوانند.
رسانههای فرانسوی گزارش دادند که سارکوزی در ۱۳ اکتبر احضار خواهد شد تا زمان دقیق زندانیشدن او ابلاغ گردد. از قضا، این تاریخ دقیقاً هفت روز پیش از سالگرد مرگ قذافی — ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱ — است؛ زمانی که جتهای جنگنده و عوامل زمینی فرانسه مستقیماً در قتل یک رئیس دولت خارجی همدست بودند.
از پیشگامی قارهای تا همزیستی با غرب
لیبیِ واقع در شمال آفریقا، زمانی یک رهبر قارهای بود که قارهٔ آفریقا را به سمت تشکیل اتحادیهٔ آفریقا (African Union) در سپتامبر ۱۹۹۹ هدایت کرد. این رویداد که به «اعلامیهٔ سِرت» (Sirte Declaration) معروف است، زمانی رخ داد که هیئتهایی از سراسر قاره برای آغاز بنا نهادن آیندهای جدید برای آفریقا به این شهر ساحلی سرازیر شدند. در شمال، فرانسه با کینه و ناخرسندی نظارهگر بود. از سال ۱۹۶۹ به بعد، لیبی همچون خاری در چشم قدرتهای استعماری اروپایی عمل میکرد.
لیبی از جنبشهای آزادیبخش در قارهٔ آفریقا و نیز در خارج از آن حمایت میکرد. براندازی حکومت انقلابی معمر قذافی، آرزویی چند دهساله برای قدرتهای غربی بود. قذافی بارها نمک بر زخم غرب استعماری میپاشید، خواه با حمایت از گروههایی چون ارتش جمهوریخواه ایرلند (Irish Republican Army) و خواه با مخالفت با آپارتاید در غزه و آفریقای جنوبی.
نلسون ماندلا (Nelson Mandela)، لیبی را به عنوان یک رهبر پانآفریقایی ستایش میکرد و تصریح میداشت که حمایت لیبی در موفقیت جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی حیاتی بوده است. بسیاری از کشورهای آفریقایی، از جمله کشورهای موسوم به «آفریقای فرانکوفون» (Francophone Africa)، لیبی را نه تنها یک رهبر بلکه نیرویی باثباتکننده میدانستند.
هنگامی که لیبی در سال ۱۹۶۹ شاهد انقلاب «فاتح» یا «کودتای بدون خونریزی قذافی» بود، در واقع از فقیرترین کشورهای جهان به شمار میرفت. اما در مدت کوتاهی، حکومت انقلابی قذافی به لطف ذخایر عظیم نفت داخلی و نیز سیاستهای هوشمندانهٔ معمر قذافی، کشور را به یک واحه تبدیل کرد. لیبی نخستین کشور جهان بود که توانست اکثریت سهام تولیدات داخلی خود را به دست آورد، امری که قدرتهای استعماری را به شدت نگران ساخت.
در طول قرن بیستم، جاهطلبیهای انقلابی لیبی تا حد زیادی در پناه دوستیهای بینالمللی متنوع، مانند اتحاد جماهیر شوروی (USSR)، چینِ مائو (Mao’s China)، و کشورهای مختلف جهان در حال توسعه، محفوظ ماند. با این حال، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری از کشورها ناگزیر شدند خود را با دوران جدید تکقطبی (unipolarity) وفق دهند.
«جماهیریه» یا «حکومت مردمی» قذافی نیز از این قاعده مستثنی نبود. لیبی پس از دههها تحریم، به شدت در پی پیوستن به «جامعهٔ بینالمللی» جدید بود. لیبی در سال ۲۰۰۳ برنامهٔ تسلیحات کشتار جمعی خود را کنار گذاشت و تسلیم فشار شدید برای حلوفصل «پروندهٔ بدنام لاکربی» (Lockerbie Affair) شد. علاوه بر این، قذافی موافقت کرد که اقتصاد برنامهریزیشدهٔ دولتی لیبی را به سمت اقتصاد بازارمحور تغییر دهد.
با این وجود، به سرعت آشکار شد که این تغییرات صرفاً ظاهری بوده و سرهنگ قذافی دیدگاههای ضد استعماری خود را فراموش نکرده است. تاکتیکهای او تنها تغییر کرده بود: به جای تأمین مالی جنبشهای آزادیبخش، قذافی به سرمایهگذاریهای قارهای که نیاز مبرمی به آنها وجود داشت، پرداخت. از جمله، تأمین مالی نخستین ماهوارهٔ آفریقا در سال ۲۰۰۸ که سالانه در مجموع ۵۰۰ میلیون دلار آمریکا برای این قاره صرفهجویی به همراه داشت؛ مبلغی که در گذشته به جیب شرکتهای مخابراتی اروپایی میرفت.
قذافی مایل بود قدرت آفریقا را با استفاده از اتحادیهٔ آفریقای تازه تأسیس، به عنوان ابزاری برای پروژههای همگرایی، تقویت کند. اروپا در ابتدا این پروژههای آزادیبخش را تحولی مثبت تلقی میکرد، اما این نگرش تا زمانی ادامه یافت که اتحادیهٔ آفریقا در تلاشهای خود به موفقیت رسید. شناختهشدهترینِ این طرحها، البته، «دینار آفریقایی» واحد پولی قارهایِ برنامهریزیشده و مبتنی بر طلا بود؛ پروژهای که فرانسه با دقت زیر نظر داشت، چرا که میترسید سرزمینهای نئواستعماریاش در غرب آفریقا، فرانسه را ترک کنند.
انگیزههای پنهان فرانسه و سارکوزی
این موضوع در افشاگری مشهور ویکیلیکس (WikiLeaks) از ایمیلهای هیلاری کلینتون (Clinton email dump) آشکار شد. نیکولا سارکوزی، رئیسجمهور وقت فرانسه، شور و اشتیاق خود را برای نابودی لیبی ابراز کرد و استدلال مینمود که برنامههای قذافی برای اتحادیهٔ آفریقا، تهدیدی مستقیم علیه منافع فرانسه و همچنین آمریکا است. بهطور خاص، فرانسه میترسید که خود لیبی جای فرانسه را به عنوان قدرت مسلط در شمال آفریقا بگیرد. لیبی پیشتر نیز در حال تأمین مالی زیرساختها، میانجیگری در مناقشات مسلحانه و ایجاد روابط دوجانبهٔ مثمر ثمر بود. پرسش باقی میماند: چرا دولت لیبی کارزار انتخاباتی نیکولا سارکوزی در سال ۲۰۰۷ را تأمین مالی کرد؟
موضوع دخالت در انتخابات همچنان بحثبرانگیز است. با این حال، در پروندهٔ سارکوزی، به نظر میرسد این ادعاها واقعاً وزن و اهمیت دارند. او نزدیک به دو دهه است که با اتهامات و پروندههای قضایی مرتبط با این موضوع در حال مبارزه بوده است.
پروندهٔ سپتامبر ۲۰۲۵، جدیدترین مورد از این دست است که در آن سارکوزی رسماً به پنج سال زندان محکوم شده است. او متهم به دریافت میلیونها یورو از دولت لیبی است؛ مبلغی نامشخص که از ۵ میلیون یورو آغاز میشود و تا ۵۰ میلیون یورو میرسد. اتهام مطرحشده حاکی از آن است که هدف از این بودجه، ترغیب فرانسه به کمک به لیبی برای نزدیک شدن به غرب بوده است. با این حال، به گفتهٔ یکی از پسران معمر قذافی، دلایل در واقع بسیار عمیقتر بودهاند.
سیفالاسلام قذافی (Saif al-Islam Gaddafi) همواره از نیکولا سارکوزی ابراز ناامیدی کرده است. در آغاز بمباران لیبی توسط ناتو (NATO) در سال ۲۰۱۱، سیف قذافی با یورونیوز (Euronews) مصاحبه کرد. سیف در آن مصاحبه، با کنایه گفت که این دلقک باید پول مردم لیبی را بازگرداند. او ادعا کرد که بر برخی از کیفهای پولی که به مقامات فرانسوی داده شده بود، نظارت داشته است.
علاوه بر این، سیف در دادگاه آماده بود مدارک ضبطشده و همچنین شاهدانی را ارائه دهد. او بعداً، در سال ۲۰۱۸، سوگندنامهای رسمی به بازرسان فرانسوی داد. سیف در یک مصاحبهٔ اختصاصی با رادیو فرانسه بینالمللی (RFI) در سال ۲۰۲۵ نیز مجدداً این حقایق را تأیید کرد و گفت که سارکوزی تلاش داشته است تا بر او در مورد این شواهد فشار بیاورد.
ظاهراً نخستین تلاش در سال ۲۰۲۱ از طریق سها البدری (Souha al-Bedri)، مشاور مستقر در پاریس، انجام شد که از او خواسته بود در ازای کمک به حل پروندهاش در دیوان کیفری بینالمللی (ICC) — که سیف همچنان تحت تعقیب آن است — تمامی ادعاهای مربوط به حمایت لیبی از کارزار سارکوزی را انکار کند. معاملات پشت پردهای که دولتهای لیبی و فرانسه در آن دخیل بودند، همچنان مرموز باقی مانده است. با این حال، بر اساس اقدامات هر دو طرف، میتوان دریافت که این توافق، نشانهٔ دیگری از نزدیکی با غرب بوده است. آیا این ناشی از سادهلوحی بود یا عملگرایی از سر استیصال؟
موسی ابراهیم (Moussa Ibrahim)، سخنگوی پیشین دولت لیبی، بارها دربارهٔ مسائل مربوط به لیبی با شبکهٔ راشا تودی (Russia Today – RT) صحبت کرده است. موسی در مصاحبهای با برنامهٔ «Going Underground» شبکهٔ آر.تی در سال ۲۰۱۹، ادعا کرد که دولت قذافی مایل بود جبههٔ درگیری با غرب را آرام نگه دارد تا بتواند توجه خود را معطوف به بستر آفریقایی کند.
آیا تأمین مالی سارکوزی توسط لیبی یکی از این حرکات مرموز شطرنجی بود؟ تلاشی برای آرامسازی اوضاع؟ در واقع، پس از انتخاب سارکوزی، او چندین پروندهٔ قضایی را که در حال تحقیق دربارهٔ مقامات لیبی به دلیل «حامی دولتی تروریسم» بودنشان بودند، تخفیف داد.
علاوه بر این، تحریمها برداشته شدند و روابط دوجانبهٔ جدیدی شکل گرفت. با این آرامسازی، قذافی فرصتی برای تنفس پیدا کرد تا پروژههای آزادیبخش خود را بنا نهد. ابراهیم در مصاحبه با «Going Underground»، با لحنی غمانگیز اظهار داشت:
«ما زمان کافی برای افزایش قدرت خود نداشتیم. اگر توطئهٔ ۲۰۱۱ به تعویق میافتاد… شاید برای پنج سال… ما بسیار قویتر میشدیم. اتحادهای مستحکم، اقتصادی قوی و برادران آفریقایی خود را پشت سر داشتیم. اما غرب درک کرد که ما نقاط ضعفی داریم. به همین دلیل بود که در آن زمان [۲۰۱۱] با عجله وارد شدند.»
قذافی توانسته بود «خروس فرانسوی» را برای مدتی مهار کند، اما قلاده بسیار نازک بود. اعتبار فرانسه در آفریقا تا به امروز نفرتانگیز باقی مانده است.
جنایت حقیقی سارکوزی
سارکوزی سرانجام امسال محکوم شد، اما نه به دلیل جنایت واقعیاش. جنایت حقیقی که سارکوزی به دلیل آن متهم نشده است، «ویرانی لیبی» است. فرانسه نخستین کشوری بود که جتهای جنگنده را به این کشور شمال آفریقایی فرستاد. آیا این اقدام برای سرپوش گذاشتن بر فساد شخصی سارکوزی بود؟
در واقع، سارکوزی شخصاً درگیر این جنگ علیه لیبی بود. با این حال، منافع ژئوپلیتیک فرانسه در اولویت قرار داشت. همه میدانستند که قدرت رو به رشد لیبی در آفریقا، شعلهای است که میتواند به سرعت گسترش یابد.
ممکن است سارکوزی بهای جنایاتش را در زندان نپردازد، اما از او به عنوان یک «پانوشت خونین و بیاهمیت» یاد خواهد شد.
لیبی فراموش نخواهد کرد.

