آمریکا     

در راس لیست تروریسم بین المللی

 

اشغالگری های امپریالیسم آمریکا

مرحله اول: 1914/1898 میلادی

 

سیاست درهای باز

منافع مبرم تجاری – بازرگانی فرامرزی ما را می توان در دو جمله خلاصه کرد: بازارهای بیشتر. بازارهای وسیعتر. بازارهائی که می بایست از چنگ بقیه قدرتهای موجود در روی زمین خارج شوند.  

از سخنان آقای ریچارد اولنی، وزیر بازرگانی ایالات متحده آمریکا در فاصله سال های 1897/1895 میلادی

 

همین سیاست تجاری – تروریستی بود که تا پیش از جنگ اول جهانی در آمریکای مرکزی به اجرا درآمد و اشغال کشورهای مستقل در منطقه را بدنبال داشت: امپرالیسم ویرانگر آمریکای شمالی در میانه سده نوزدهم میلادی جزایر مید – وی را، بسال 1867 میلادی، ویک 1899 میلادی… را از چنگ خلق ها و دولی که استقلال خود را با مبارزه ای جانانه در قبال اشغالگران اسپانیائی بدست آورده بودند، خارج کرد. پایگاههای نظامی امروز امپریالیسم آمریکا در منطقه.

 

فتوحات « درخشان »!؟

         سخن بر سر نفوذ ریاکارانه امپریالیسم آمریکا – بنام « آزادی و دمکراسی »!؟ در جنبش های استقلال طلبانه خلق های لاتین در مستعمرات اسپانیا در سال های 1902/1898 میلادی براساس « سیاست درهای باز » است، که عاقبت به مهار استقلال طلبان و تسلط انحصاری امپریالیسم آمریکا بر یک سلسله از کشورهای لاتین منجر شد: کوبا، به سال 1895 میلادی. پرتوریکو، 1898 میلادی. فیلیپین، 1902/1899 میلادی. گوام، 1898 میلادی…

 

من مامور وال استریت بودم

نقل از کتاب ژنرال باتلر، یکی از افسران ارشد ارتش آمریکا، با عنوان « جنک یک کار کثیف »! منتشر شد

 

جمهوری های « نمایشی »!؟

       این طنز ادبی، نامگذاری فوق، به آن 12 کشور آمریکای مرکزی اشاره دارد که با پیکاری مسلحانه بر علیه استعمارگران اسپانیائی استقلال خود را بدست آورده بودند، ولی بعدها، مثل کشورهای لاتین ( شرح فوق )، غفلت کردند و بدام نوعی « دمکراسی »! عوامل امپریالیسم آمریکا افتادند، استقلال خود از دست دادند، دچار ترور و اختناق شدند، بعد از کلی ضایعات انسانی و اقتصادی، از پا درآمدند…  

 

هاوائی: امپریالیسم آمریکا، پادشاهی مستقل هاوائی را، چون گویا تسلیم کمپانی های شکر و راه آهن و شیلات… آمریکائی شده بود!؟ جمهوری خواند و بلعید، مصادره کرد. مکزیکو: که پیشتر و بیاری کمپانی نفتی – مالی راکفلر به سومین کشور نفتی بزرگ جهان بدل شده بود… ( 1911/1876 میلادی )، سرانجام توسط امپریالیسم آمریکا با همراهی کلیسای کاتولیک و اشراف داخلی – با اسم رمز « انقلاب ضد دیکتاتوری »! مورد هجوم قرار گرفت ( 1916/1913 میلادی ). گواتملا: که از 1821 میلادی کشوری مستقل شده بود، بدست عوامل مورد « اعتماد داخلی »! سفارشی های امپریالیسم آمریکا افتاد ( 1911/1876 میلادی ). کوستاریکا: توسط سلاطین مالی و صنعتی و تجاری آمریکا اداره می شد. هندوراس: مستقل از سال 1821 میلادی… هفت بار توسط امپریالیسم آمریکا مورد حمله قرار گرفت و از پا درآمد ( 1925/1903 میلادی ). نیاکاراکوئه: ( 1909 میلادی ). جمهوری دومینیکن و پاناما… در آستانه قیامی همگانی، بخاطر امنیت انحصارات آمریکائی، یکی پس از دیگری، اشغال شدند.  

 

مرحله دوم: 1918/1914 میلادی

سیاست اشغالگری  

وقتیکه تجارت از مرزهای ملی فراتر رفته و کارفرما جهان را بازار خود می داند، شعار ملی ما بایستی همین گرایش را دنبال کند، دروازه های بسته ملت های دیگر به روی محصولات ما بایستی منفجر شوند.

طرح ویلسون، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از 1914 میلادی

همین گرایش غلیظ کارفرمائی بود که قتل عام بومیان قاره آمریکا را موجب شد، دنیای زنده ها را هدف گرفت، با انحصارات انگلیسی و فرانسوی و آلمانی… جوش خورد، در جنگ اول جهانی برسر تقسم بازار فروش، منابع طبیعی، ذخائر مواد خام و انرژی در سطح ملی و بین المللی بکار رفت.    

جنگی نیمه کاره، با نتایج نا منتظر، مختلف و متقابل:

 الف ) پیروزی انقلاب همگانی، کارگری – دهقانی در روسیه و حذف تزاریسم، شریک استراتژیک لردیسم و بناپارتیسم. فوریه 1917 میلادی.

ب ) حضور آشکار امپریالیسم آمریکا، چشم براه غنائم… بسود لردیسم و بناپارتیسم در جنگ.  

پ ) سقوط دولت موقت، سوسیال – دمکرات کرنسکی، شریک دزد و رفیق قافله، پیروزی انقلاب سوسیالیستی، با رهبری حزب بلشویک، در روسیه. اکتبر 1917 میلادی.

ت ) فروپاشی امپراتوری فرتوت عثمانی – این آخرین « خلافت اسلامی »!؟ همدست مصلحتی امپریالیسم آلمان، مالک سرزمینی گل و گشاد در بالکان و آسیای صغیر، خاور نزدیک و میانه، از خلیج فارس گرفته تا سواحل دریای مدیترانه در آفریقای شمالی، با کلی بنادر تجاری استراتژیک، منابع طبیعی، مواد خام و انرژی… میراثی که از پیش تقسیم شده بود!؟ بدنبال تسلیم آلمان. 1918/1919 میلادی.  

ث ) امپریالیسم آلمان، آغاز گر جنگ، مدعی نوعی « پیروزی برق آسا »! سرخورده و مایوس، هیچ چاره ای نداشت، از تمام دعاوی بین المللی خود در گذشت، گویا « بدون قید و شرط »!؟ تسلیم شد…  

چون « محرمانه »! با دول امپریالیستی غالب، انگلستان و فرانسه و آمریکا، برای درهم شکستن دشمن نا خوانده و مشترک، حکومت نو خاسته، بلشویکی شوروی، به توافق رسیده بود – دول غالب و مغلوب، متولیان دمکراسی توظئه و حقه بازی، استراتژی واحدی در پیش گرفتند…       

 

مرحله سوم: 1945/1918 میلادی

نظم « نوین »!

دسترسی آزاد و یکسان به کالا و سرمایه در جهان

یاد داشتهای جان های، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، 1902/1899 میلادی

 

         همین نظم تروریستی – وال استریتی بود که رقیبان سمج اروپائی را قلقلک داد، بسمت فاشیسم و نازیسم کشید، جنگ دوم جهانی را برای نابودی دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، کنترل بازار بین المللی، منابع طبیعی، مواد خام و انرژی… در تمام مناطق، تسلط بر تولید و بازرگانی جهان را رقم زد.

 

کودتاهای ننگین

در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین – جنوبی: در ایران، کشور ما، 1953 میلادی،  یا 28 مرداد سال 1332 خورشیدی. اندونزی، 1965 میلادی. کامبوج، 1975 میلادی، در کنگو و سومالی و تانزانیا و بورکینافاسو و ساحل عاج… کوبا و ونزوئلا و پاناما و هائیتی و نیاکاراگوئه… ترکیه و پرتقال و یونان…

 

دیپلماسی شرطی

فلج کردن نهادها و ساختارها، ارگانهای حقوقی، اداری و امدادی و آموزشی، تصمیم گیری های ملی و سیاسی، قانونگریزی، نقض موازین شناخته شده بین المللی، ترور و اختناق، کشتارهای نوبتی، سلاخی های نیابتی، اسرائیلی و عربستانی و اماراتی، کار شکنی در شرایط اضطراری، توطئه و تحریم و تهدید، محاصره اقتصادی و نظامی، دعواهای مذهبی، قومی و تباری، ماجراجوئی، ویرانگری، جنگ های نوبتی در کره و ویتنام و لائوس و کامبوج… در فلسطین و سوریه و لبنان، کشتار خلقها، سرکوب ملتها، اشغال یوگسلاوی و افغانستان و عراق و لیبی…

 

ناگفته نماند که امپریالیسم ویرانگر آمریکا، با حفظ همین خصوصیات تروریستی، عادت های اشغالگرانه، دلاری – وال استریتی، افسار دمکراسی توطئه و حقه بازی، دلالی و کارچاق کنی… افسار ناتوچی ها، آقای « اتحادیه بین المللی »! را دست دارد، جهان سرمایه داری را نمایندگی می کند. هشدار، هشدار، نباید این هرزه « مجنون »! هیتلر زمانه، جنایتکار جنگی… این دشمن اصلی آزادی و استقلال خلق ها و ملت ها، جنبش ترقی خواهی در جهان، دشمن پیشرفت و آسایش و رفاه، دانش و آموزش همگانی، تمدن بشری را دستکم گرفت – چون این هیولا بیقواره، سرمایه کور، فاقد عقل و شعور، تا نمیرد آرام نمی گیرد…                                                                                 

                                                                        رضا خسروی