جنگ‌های آشکار اسرائیل در منطقه که با آتش‌افروزی ترامپی هم‌زمان شده‌اند، پایان نیافته‌اند… 

آلاستِر کروک، دیپلمات پیشین بریتانیا 

ترجمه مجله جنوب جهانی

نخست، بستر تاریخی:

دکترینه‌ی که برتری ایالات متحده را ترویج می‌کند و بر قدرت بی‌رحم ارتش و بازار آمریکا استوار است، در محافل ترامپ ۲.۰ روحیه‌ای زمانه‌ساز پدید آورده که نه‌تنها از جنگ نمی‌هراسد، بلکه می‌طلبد آمریکا هم‌زمان در چند سمت، چه به‌سان حمله‌ای لفظی و چه به‌مثابهٔ عمل نظامی، یورش برد؛ آن هم اساساً چون جنگ یک‌سویه علیه روسیه که به‌طرزی غیرمنتظره شکست خورده است. افزون بر این، زمان برای بحران کسری بودجه و بدهی آمریکا رو به سرآمدن است.

آنچه بیش از همه نمایان است، فزونی فشار بر روسیه، تهدید ونزوئلا، محدودیت صادرات چین و آماده‌سازی برای حمله به ایران است. 

جنگ‌های آشکار اسرائیل در منطقه که با آتش‌افروزی ترامپی هم‌زمان شده‌اند، پایان نیافته‌اند؛ تام باراک، فرستادهٔ آمریکایی (به نقل از نتانیاهو) گفته است: «اسرائیل باور دارد آنچه بر حزب‌الله، حماس و انصارالله روا داشته، تا زمانی که سر مار در تهران زده نشود، پایان نمی‌یابد.» 

بیش از این، بحران «بی‌دلاری» یا انفجار بازار اوراق قرضه که توسط چین و روسیه آغاز شود، در ایالات متحده به‌طور گسترده تهدیدی هستی‌بار برای زیست‌پذیری سیاسی ترامپ تلقی می‌شود. 

روسیه و چین با قاطعیت به دکترین سیاسی نوین آمریکا پاسخ می‌دهند: 
– کنترل‌های تازهٔ چین بر خاک‌های کمیاب تمام زنجیرهٔ تأمین نیمه‌هادی‌ها را، از ASML تا TSMC، دربر می‌گیرد. 
– این محدودیت‌ها شامل دستگاه‌های فرآوری خاک‌های کمیاب، باتری‌های پرقدرت و ابزار برش تراشه نیز می‌شود.

اگر این اقدامات قاطعانه اجرا شوند، حباب هوش‌مصنوعی در آمریکا را می‌ترکانند و بازار سهامی را که پیش‌تر زیر بار بدهی خم شده فرو می‌ریزند. 

روسیه نیز آنچه در راه است پیش‌بینی می‌کند: نشست آلاسکا تاکنون ثمری نداده و چشم‌انداز اکنون تشدید درگیری است، چرا که ترامپ در جستجوی کسب نفوذ است. 

دوم: مروری گذرا بر خاورمیانه در دومین سالگرد عملیات «طوفان‌الأقصی» 

از یک سو، پیمان آمریکا و اسرائیل به این دستاوردها انجامیده است: 
– سوریهٔ پیشین را تجزیه کردند و آن را به بخش‌های بالکانی‌شده‌ای بدل کردند؛ لبنان را نیز تضعیف کردند، هرچند حزب‌الله در برابر خلع سلاح اجباری مقاومت می‌کند و با رهبریی جوان‌تر دوباره به‌مثابهٔ نیروی رزمی بالنده بازمی‌خیزد. 

– به‌طرز معناداری، روسیه (تقریباً کاملاً) نفوذ خود را در منطقه از دست داده است. 
– داعش دوباره برخاسته و آمریکا و اسرائیل با احیای تعصب مذهبی منطقه‌ای، ایران و هم‌پیمانان شیعهٔ آن را محاصره می‌کنند. 

آمریکا و اسرائیل همچنین قطر و ترکیه – حامیان اخوان‌المسلمین و میانجیان توافق – را وادار کرده‌اند که حماس را برای پذیرش طرح آتش‌بس ترامپ تحت فشار گذارند، هرچند بندهای دوم و سوم این طرح ناروشن، بی‌توافق و در انتظار مذاکره‌اند. 

جنگ‌های آشکار اسرائیل به کرانهٔ باختری، ایران، سوریه، لبنان، یمن، قطر و تونس، افزون بر غزه، کشیده شده و این دولت‌ها و نهادها را تضعیف کرده تا به اسرائیل تسلیم شوند؛ جز یمن که استوار باقی مانده است. 

آتش‌افروزی اسرائیل، با حمایت ترامپ، فراتر از خاورمیانه، در آذربایجان، ارمنستان، پاکستان و ترکیه، تسلیم تقریباً کامل را به‌دنبال داشته و نام‌گذاری «خاورمیانه» را به «غرب آسیا» گسترش داده است. 

بازگرداندن مکانیزم ماشه (PAIC) علیه ایران به‌دنبال فشار آمریکا و اسرائیل بر بخش اروپایی E3 آغاز شد؛ فردا، ۱۸ اکتبر، مکانیزم ماشه منقضی می‌شود. آنگاه هیچ روند یا چارچوب دیپلماتیکی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران باقی نمی‌ماند (به‌جز NPT). ترامپ در این صورت برگه‌ای سفید در دست خواهد داشت تا یا اولتیماتومی برای تسلیم ایران (غنی‌سازی صفر، محدودیت موشکی و گسست از هم‌پیمانان) تدوین کند یا، اگر که ایران سرپیچی کند، انتظار اقدام نظامی را بکشد. با این همه، دخالت روسیه و چین را نمی‌توان منتفی دانست؛ این دو، فرآیند احیای بخش E3 در شورای امنیت سازمان ملل را «غیرقانونی و ناسازگار با روند سازمان ملل» خوانده‌اند. ایران انتظار یک یا چند اپیزود دیگر از درگیری نظامی را می‌کشد. 

در سوی دیگر ترازو، جبههٔ مقاومت به این دستاوردها نائل آمده است: 
– با برجسته‌سازی نبرد فلسطین در صدر دستورکار جهانی، فلسطین حمایت و خیال‌پردازی جوانان آمریکایی و جهانی را نیز برانگیخته است. 
– نسل‌کشی اسرائیل، از سوی دیگر، تأثیر روانی و عاطفی سنگینی بر اسرائیلی‌ها گذاشته؛ آنان درمی‌یابند که این همه به‌نام اسرائیل بر اخلاقیات خیالی‌شان روا دیده شده است. 

مقاومت ضربه‌های سختی خورده، اما هیچ‌کجا ذلت‌بار نابود نشده است: 
– حماس، هرچند فرسوده،چونان نیروی رزمی باقی است؛ حزب‌الله، نیروهای حشدالشعبی در عراق و انصارالله در یمن نیز همین‌سان. 
– اگر به اهداف نخستین مقاومت – چنان که سید حسن نصرالله به‌مثابهٔ سخنگوی آن بیان کرد – بازگردیم، می‌بینیم که مقصود «خستگی نظامی (و نه شکست) اسرائیل»، «سستی روحیه و همبستگی آن» و «زیر سؤال بردن توجیه اخلاقی و عملی صهیونیسم برای اعطای حقوق ویژه به گروهی از مردم در برابر گروهی دیگر بر سر همان سرزمین» بود. 

از این‌رو، مقاومت موفقیت‌هایی به‌دست آورد، اما هیچ‌یک قطعی نبود؛ با این همه، پس از دو سال هجوم نظامی تنبیهی از سوی ارتشی به سبک ناتو، زنده ماندن بی‌شکست می‌تواند دستاوردی نمادین و روانی تلقی شود. 

حملهٔ گردن‌زدنی ۱۳ ژوئن علیه ایران (طرحی مشترک و به تصویب آمریکا رسیده) اهداف برگزیدهٔ اسرائیل را از میان برد، اما دولت ایران را فرو نریخت و فلج نکرد؛ ملت ایران همچنان پیرامون رهبری خود متحد مانده است. ایران یک یا چند دورهٔ بعدی درگیری نظامی را پیش‌بینی می‌کند. نتانیاهو و دیگران روشن می‌گویند مسئلهٔ اصلی پایان دادن به برنامهٔ غنی‌سازی نیست، بلکه دستیابی به «تغییر رژیم» در ایران است. 

ملی‌گرایان یهود وجوداً نیازمند آن‌اند که آمریکا همچنان ابرقدرت نظامی ترسناکی باقی بماند، زیرا بی ارتش «گریزناپذیر» آمریکا و در غیاب محوریت دلار، اسرائیل نمی‌تواند زیست کند. جنگ‌های خونین اسرائیل حمایت جوانان آمریکایی و مستقل‌ها را از دست داده است. دگرگونی‌های بزرگی در راه است: ترامپ (و حزب جمهوری‌خواه) بی رأی گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال پیروز نمی‌شوند؛ از دست دادن این حمایت ممکن است به مسائل دیگر (مانند تلاش اسرائیل برای مهار شبکه‌های اجتماعی جوانان آمریکایی و لغو متمم اول قانون اساسی) نیز سرایت کند. 

بخشی از جوانان MAGA (شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم») از قتل چارلی کرک خشمگین‌اند و دخالت دولت و مقصر دانستن ترامپ را زمزمه می‌کنند؛ این امر می‌تواند نشانه‌ای بارز در فرسایش پایگاه ترامپ باشد. اسرائیل شاید در حال «از دست دادن» آمریکا باشد. 

چگونه ممکن شد این همه رخ دهد؟

فروپاشی جمعیتی و مهاجرت فزاینده از اسرائیل، مؤید این است که صحنه‌ای از بقای صهیونیست‌های مقاوم در میانهٔ اقتصادی راکد و انزوای جهانی باقی می‌ماند؛ و این، فراتر از کوتاه‌مدت، تا چه حد واقع‌بینانه است؟ 

در آفریقای جنوبی که با معضل مشابهی – یعنی «حقوق ویژه» برای یک گروه جمعیتی در برابر دیگری – روبه‌رو بود، نه مقاومت و نه تحریم، بلکه رهبران آفریکایری که می‌پرسیدند نوه‌هایشان بدون تغییر مسیر از چه کیفیت یا امنیتی از زندگی برخوردار خواهند بود، سرانجام دگرگونی را رقم زدند.