
کریگ موری
«مانتلی ریویو»
ترجمه مجله جنوب جهانی
در کمتر از یک سال پس از توافق آتشبس در لبنان، اسرائیل ۴۶۰۰ بار این آتشبس را نقض کرده است. در نتیجه، صدها نفر از جمله نوزادان کشته شدهاند، دهها هزار خانه ویران شده و پنج منطقه از خاک لبنان به اشغال اسرائیل درآمده است؛ در حالی که طبق توافق، قرار بود اسرائیل به طور کامل عقبنشینی کند.
وضعیتی تقریباً مشابه اکنون در غزه در حال تکرار است. بهویژه اینکه آتشبس لبنان رسماً از سوی ایالات متحده و فرانسه تضمین شده و تحت نظارت کمیتهای بینالمللی که از آن با عنوان «مکانیسم» یاد میشود، اداره میگردد. ریاست این «مکانیسم» با ایالات متحده است. در نتیجه، تضمینکنندگان هیچیک از موارد نقض آتشبس را به رسمیت نشناختهاند، چرا که «مکانیسم» تحت کنترل آمریکا این اقدامات را «عملیات ضدتروریستی برای خلع سلاح حزبالله» توصیف میکند.
سازمان ملل نیز خود را تابع تصمیمهای «مکانیسم» ــ و بهتَبَع آن تابع ایالات متحده ــ میداند؛ ازاینرو حضور نیروهای حافظ صلح در جنوب لبنان عملاً بیفایده است. در حال حاضر لبنان تحت کنترل دولت دستنشاندهٔ آمریکایی-اسرائیلی به رهبری ژنرال عون قرار دارد و عملاً بهوسیلهٔ تام باراک، فرستاده ویژهٔ ایالات متحده اداره میشود.
باراک اعلام کرده است که مرزهای اسرائیل و سوریه بیمعنا هستند و افزود: «اسرائیل هر کجا که بخواهد میرود، هر زمان که بخواهد اقدام میکند و هر کاری لازم باشد انجام میدهد تا از مردم اسرائیل و مرزهایش محافظت کند تا رویدادی مانند ۷ اکتبر دیگر تکرار نشود.» این سخنان از زبان همان «تضمینکننده» توافق آتشبس لبنان بیان شده است.
شکی نیست که «شورای صلح» برای غزه به ریاست ایالات متحدهٔ ترامپ دقیقاً همان رویکردی را در پیش خواهد گرفت که «مکانیسم» در لبنان در پیش دارد. بدیهی است که اسرائیل هرگز به هیچ توافقی پایبند نخواهد ماند؛ همانگونه که پیش از این نیز هرگز چنین نکرده است.
تجربهٔ لبنان فقط ثابت نمیکند که اسرائیل به هیچ توافقی وفادار نیست، بلکه نشان میدهد تضمینکنندگان آمریکایی نیز خشونتهای مداوم اسرائیل را با عنوان «مبارزه با تروریسم» توجیه خواهند کرد. گرچه ممکن است نیروی حافظ صلح در غزه تحت پرچم آبی سازمان ملل نباشد، تقریباً یقین است که شرایط مأموریت آن نیز تابع «شورای صلح» به ریاست ایالات متحده خواهد بود.
در ماه فوریه، من دربارهٔ شکست توافق آتشبس لبنان و نقش مسلط «مکانیسم» با سخنگوی سازمان ملل در لبنان گفتوگو کردم. در پرتو مذاکرات مربوط به توافق غزه، بازخوانی آن گفتوگو ارزشمند است.
حماس کار درستی کرد که وارد مذاکرات آتشبس شد و تبادل اسرا نیز اقدامی مثبت است. من از سیاست حماس در به اسارت گرفتن غیرنظامیان (به استثنای نیروهای نظامی فعال) حمایت نمیکنم و باور دارم که این اقدام در دو سال گذشته به آرمان آنان لطمه زده است؛ بهویژه با توجه به اینکه اسرائیل شمار بیشتری گروگان گرفته تا آنچه در تبادلها آزاد کرده است. روایت اسرائیلی دربارهٔ «گروگانها» گرچه مغشوش و ناعادلانه است، با این حال افکار عمومی را سردرگم کرده و به مردم فلسطین آسیب رسانده است. بنابراین خرسندم که این مرحله رو به پایان است و آزادی فلسطینیان را طبعاً به فال نیک میگیرم.
با وجود آزادیهای پیشِرو، اسرائیل همچنان بیش از ۹۰۰۰ گروگان فلسطینی را در بازداشت نگه خواهد داشت، و شاید حتی بیشتر.
نمیخواهم به تفصیل به ۲۰ بند توافق بپردازم، زیرا همگی صرفاً تیترهایی هستند که هنوز فاقد محتوای اجراییاند. با این حال، خروج نیروهای نظامی اسرائیل از غزه رکن اصلی این توافق است، هرچند زمانبندی و میزان آن همچنان مبهم و نامشخص است. مرحلهٔ نخست نیز کماکان حضور نظامیان اسرائیلی را در بیش از ۶۰ درصد از خاک غزه حفظ میکند.
نتانیاهو برای مردم اسرائیل آشکار کرده که هیچ قصدی برای خروج نیروهای نظامی از غزه یا پذیرش تشکیل دولت فلسطینی ندارد. بیاعتباری این توافق آشکار است؛ اسرائیل حتی تظاهر به پایبندی به آن نمیکند.
بااینحال، اگر این روند بتواند سه چیز را به غزه برساند ــ غذا، خبرنگار و نیروهای حافظ صلح ــ پیشرفتی چشمگیر خواهد بود. نباید تأثیر حضور خبرنگاران در غزه را دستکم گرفت؛ زمانی که بتوانند ویرانیها را از نزدیک ببینند و با مردم گفتوگو کنند، افکار عمومی جهان تغییر خواهد کرد. هرچند من از منتقدان قدیمی رسانههای جریان اصلی هستم، اما آنان هم قادر نخواهند بود مانع از انتشار واقعیت در پوشش خبری خود شوند.
پیروزی برای فلسطین چند سالی زمان میبرد. اسرائیل اکنون در نگاه اکثریت مردم جهان به یک رژیم مطرود بدل شده است، و این روند سرعت خواهد گرفت. درست است که حماس از موضع ضعف در حال مذاکره است و ما بهاحتمال زیاد شاهد بازگشت نوعی استعمار مستقیم در غزه خواهیم بود و رنجهای بیشتری در پیش است، اما توازن در حال تغییر است.
دو نقلقول برای پایان دارم؛ یکی از غرب و دیگری از شرق:
«چرخهای عدالت الهی آرام میچرخند، اما بینهایت دقیق و بیامان.»
«آنان نقشه میکشند و خدا نیز نقشه میکشد، و خداوند بهترین تدبیرگران است.»
دربارهٔ کریگ موری
کریگ موری نویسنده، گوینده و فعال حقوق بشر است. او از اوت ۲۰۰۲ تا اکتبر ۲۰۰۴ سفیر بریتانیا در ازبکستان بود و از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ ریاست دانشگاه داندی را بر عهده داشت.

