
حمید علوی
مجله جنوب جهانی
مقدمه
پس از پایان یافتن جنگ تحمیلی ایران و عراق، گام به گام نظام سرمایهداریِ مبتنی بر دلالی و مالی (مالیگرایی) در ایران استقرار یافت و ریشه دواند. در همین بستر، الیگارشی (حکومتسالاریِ اقلیّت ثروتمند) به رهبری رفسنجانی، که از او به مثابهٔ «پدرخواندهٔ» این جریان یاد میشود، و اطرافیانش، پایههای قدرت خود را مستحکم ساخت.
امروز، پس از گذشت دههها، این الیگارشیِ مالی و دلالی با روکشِ «کارآفرینی» و زیربنایی مافیایی، در تمامی بخشهای تولیدی و مالی کشور نهادینه شده است. این ساختار با نظر و مشارکت کامل بدنهٔ اقتصادی و بخش اعظمی از پیکرهٔ نظامیِ حاکمیت شیعهٔ اثنیعشری در ایران، به یک واحد پولی رایج برای معاملات و مبادلات پنهان و آشکار تبدیل گشته است.
از «کاسبی تحریم» گرفته تا کنترل آگاهانهٔ قیمت ارز و طلا، مافیای منسوب به حاکمیت، با تمامی گرایشات و جناحهایش، هیچ مرزی را به رسمیت نمیشناسد. در این مجال، اشارهای گذرا به یکی از الیگارشهای «خودی» خواهیم داشت که تخصص او، همچون دیگر الیگارشهای حکومتی، غارت منابع، ثروت ملّی و دسترنج زحمتکشان میهنمان است.
علی انصاری صاحب مجوز «کیمیاگری»
پس از فروپاشی بانک «آینده» ایران که درگیر بحران بود و ادغام آن در «بانک ملی ایران»، اکنون کانون توجهات پس از سالها دشواری، معطوف به مدیریت پیشین این بانک گشته است.
به نظر میرسید علی انصاری صاحب مجوز «کیمیاگری» است. او متولد دسامبر ۱۹۶۲ در تهران و برخاسته از یک خانوادهٔ فعال در صنعت ساختمان بود، اما کسبوکار خانوادگی در زمینهٔ ساختمانسازی مسکونی را رها کرد تا راه خود را در پیش گیرد. وی با حمایت پدرش، مجوز تولید لوله و پروفیل را از ادارهٔ صنایع سنگین زنجان اخذ کرد. او در سال ۱۹۹۳ کارخانهای در ماهدشت کرج دایر نمود که سنگبنای ثروت او را تشکیل داد.
موفقیت، جاهطلبی را پروراند. انصاری وارد تجارت میوه و خشکبار شد و سرانجام به قفقاز و آذربایجان صادرات انجام داد. در سال ۱۹۹۴، او «بازار آهن شادآباد» را تأسیس کرد؛ این مرکز توزیع آهن و فولاد در محلهٔ شادآباد تهران به یکی از بزرگترین قطبهای تجارت فلزات در ایران بدل گشت. این مجموعه متعاقباً نام خود را به «مجتمع تجاری بهادران» تغییر داد.
هنگامی که در اواسط دههٔ ۲۰۰۰، به لطف خطوط اعتباری شرکت ایرانسل و شرکت ارتباطات سیار ایران (همراه اول)، تلفنهای همراه در ایران گسترش یافتند، انصاری فرصت دیگری را تشخیص داد. او در سال ۲۰۰۶ «بازار موبایل ایران» را افتتاح کرد. به گزارش روزنامهٔ اعتماد در تاریخ ۲۳ اکتبر در خصوص این بانکدار، مردم برای خرید گوشیهای تلفن همراه هجوم بردند، و این امر ثروت او را تا جایی افزایش داد که نام او در فهرست ثروتمندترین افراد ایران ظاهر شد.
او همین الگو را در خردهفروشی مبلمان نیز به کار بست و «بازار مبل» را افتتاح کرد. این سرمایهگذاری اقتصاد منطقه را متحول ساخت و موجب پدید آمدن صدها مغازه و کسبوکار مستقل شد. انصاری به ریاست اتحادیهٔ صنف فروشندگان مبل و دکوراسیون منصوب گردید. اکنون بازار یافتآباد یکی از مجللترین مراکز خرید تهران به شمار میآید.
حضور او در هیئت مدیرهٔ باشگاه محبوب «استقلال» در طول دههٔ ۲۰۰۰، و انتصابش بهعنوان رئیس فدراسیون دوچرخهسواری ایران در اوت ۲۰۰۹ با کسب ۳۹ رأی، وجههٔ عمومی وی را بیش از پیش ارتقا داد. او مالک «ایران مال»، که بزرگترین مرکز خرید جهان در نزدیکی دریاچهٔ چیتگر تأیید شده است، بود که شامل نمایشگاههای خودرو، سینماها، هتلها، رستورانها، آبشارها، پیستهای یخ و زمینهای تنیس است. او از فروش واحدها سر باز زد و تنها به اجارهٔ آنها بسنده میکرد.
با این وجود، سرمایهگذاریهای بانکی انصاری فاجعهبار از آب درآمد. او در سال ۲۰۰۹ به همراه مدیران پیشین بانک کشاورزی و بانک صادرات، در تأسیس «بانک تات» مشارکت کرد. ناظران، مؤسسان را متهم کردند که از تأمین سرمایهٔ مورد نیاز قصور ورزیدهاند و بنا بر ادعا، تنها یکدهم حداقل قانونی را از طریق وثیقهگذاری املاک به جای وجه نقد ارائه کردهاند. سه سال بعد، بانک تات اعلام ورشکستگی کرد.
این خسارات بهسرعت و شتابزده ماستمالی شد. در سال ۲۰۱۴، بانک تات با مؤسسهٔ اعتباری صالحین و مؤسسهٔ اعتباری آتی ادغام شد تا «بانک آینده» را تشکیل دهد، و انصاری سهامدار اصلی آن بود. اما این مؤسسهٔ اعتباری جدید، ناکامیهای سلف خود را تکرار کرد. به گفتهٔ حمیدرضا غنیآبادی، مدیرکل نظارت بر بانکها در بانک مرکزی ایران، بانک آینده از همان بدو تأسیس، بیش از ۹۰ درصد سپردهها را به طرفهای مرتبط و پروژههای تحت مدیریت خود بانک تخصیص داد. ایران مال، مشهد مال، هتل روتانا و فرمانیه مال از جملهٔ پروژههای اصلی بودند که توسط بانک آینده تأمین مالی شدند.
این وجوه هرگز بازنگشتند. بانک آینده برای پرداخت سود سپردههای موجود، با ارائهٔ نرخهایی شش تا هفت واحد درصد بالاتر از میانگین نظام بانکی، سپردههای جدید جذب میکرد؛ امری که ناظران آن را «طرح پانزی» توصیف کردند که در حوزههای قضایی دیگر، جرم محسوب میشود. زمانی که میانگین شبکه بر ۱۸ درصد متوقف بود، آینده ۲۶-۲۷ درصد میپرداخت. هنگامی که رقبا ۲۳ درصد پیشنهاد میدادند، آینده ۳۱-۳۲ درصد پرداخت میکرد. این راهبرد کل بخش بانکی را مسموم ساخت و رقبای اعتباری را وادار کرد برای حفظ سپردهها، مقررات بانک مرکزی را نقض نمایند.
مقامات در اواخر سال ۲۰۱۹ مدیریت را عزل نموده و برنامهٔ اصلاحی را آغاز کردند. تلاشهای شفافسازی، ساختار واقعی مالکیت بانک را که پیشتر از طریق وکلا مخفی شده بود، آشکار ساخت. با این حال، آسیب وارد آمده غیرقابل جبران بود.
بر اساس یک سند دادگاهی که در آن زمان فاش شد، در سال ۲۰۲۲، دادگاه کیفری ایران دهها تن از افراد از جمله مدیران ارشد بانکی شامل انصاری، مقامات دولتی و بازرگانان را به اتهام اخلال در نظام اقتصادی از طریق کلاهبرداری بانکی و اختلاس، متهم کرد. بر این اساس، اعلام شد که شعبهٔ ۱۰۵۹ دادگاه کیفری تهران، کیفرخواست علیه مقامات وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان اطلاعات و امنیت پلیس، بانک آینده (Future Bank)، بانک ملی و نهادهای گوناگون دیگر صادر نموده است.
کیفرخواست، متهمان را به استفاده از موقعیت خود برای کسب وامهای غیرقانونی از طریق دستکاری نظام بانکی، ایجاد اخلال در بخش بانکداری، و دخالت در سامانهٔ ثبت اسناد و املاک متهم کرد. این اتهامات همچنین شامل اختلاس از طریق طرحهای گوناگون کلاهبردارانه و عملیات پولشویی بود که برای ایجاد اخلال در نظام بانکی طراحی شده بودند.
تا اکتبر ۲۰۲۵، بانک آینده در برابر سرمایهٔ ثبتشدهٔ تنها ۱.۶ تریلیون ریال، ۵۵۰ تریلیون ریال (۵۰۳ میلیون دلار) زیان انباشته بود. اضافه برداشتها از بانک مرکزی به ۵۰۰ تریلیون ریال رسیده بود. بنا به گزارش نشریهٔ داخلی دیدبان، نسبت کفایت سرمایه، که از لحاظ قانونی میبایست به ۸ درصد میرسید، به قلمرو منفی سقوط کرده بود.
در تاریخ ۲۳ اکتبر، ناظران بانک آینده را در وضعیت «حل و فصل» قرار دادند. بانک ملی ایران، که یک مؤسسهٔ دولتی است، ۲۶۷ تریلیون ریال سپرده و کلیهٔ کارکنان را جذب خواهد کرد. سهامداران غیرمرتبط میتوانند با بالاترین قیمت سهام در طول سال گذشته تسویه حساب کنند، یا منتظر انحلال داراییها بمانند. خبرگزاری تسنیم پیشتر گزارش داده بود که پروژههای انصاری، یعنی همان یادبودهای جاهطلبی، برای بازپرداخت به طلبکاران منحل خواهند شد.
مایهٔ تأسف بیشتر برای سپردهگذاران بانک آینده این بود که انصاری با وجود رشتهشکستهای نظام بانکی، برخلاف همتایان میلیاردر خود مانند بابک زنجانی که در یک مقطع با اتهام اعدام به دلیل معاملاتش در صادرات نفت که ثروت او را موجب شد، مواجه بود، محکوم نشد. سطح مصونیّت او، همچون همتایانش، برای دولت در پی دولتهای متوالی و شهرداران محلی که از فعالیتهای او حمایت میکردند، مشکلآفرین شده است.
متأسفانه برای بانک مرکزی ایران، رسوایی انصاری همچنان سؤالاتی را در خصوص کل نظام بانکی مطرح میسازد که سالهاست از مدیریت ضعیف و شوکهای ناشی از تحریمهای ایالات متحده و اتحادیهٔ اروپا رنج برده است. ریال ایران در برابر دلار در سطح تاریخی پایین باقی مانده است، در حالی که کل اقتصاد با نرخهای بهرهای که سرسختانه بالا هستند و دستیابی به وامها را تقریباً ناممکن میسازند، همچنان با تجهیزات حیاتی (تجهیزات پزشکی حیاتی) حفظ شده است.

