دوستان چین سوسیالیستی
ترجمه مجله جنوب جهانی

طیف گسترده‌ای از نظرسنجی‌ها به‌طور مستمر نشان داده‌اند که مردم چین سطوحی استثنایی از اعتماد و رضایت نسبت به دولت و نظام سیاسی خود ابراز می‌کنند—سطوحی بسیار بالاتر از اغلب کشورهای دیگر. در نظرسنجی ارزش‌های جهانی (۲۰۱۸)، ۹۴٫۶ درصد از پاسخ‌دهندگان چینی به دولت ملی خود اعتماد داشتند؛ در حالی‌که نظرسنجی آسیایی (۲۰۱۵) رقم ۸۶٫۷ درصد را گزارش داد. همچنین، مرکز اَش دانشگاه هاروارد ۹۳ درصد رضایت از دولت ملی و ۸۲ درصد از مقامات استانی ثبت کرده است. اتحاد برای دموکراسی‌ها (۲۰۲۴) نیز گزارش داد که ۹۱ درصد از پاسخ‌دهندگان در چین معتقدند دولت منافع اکثریت مردم را تأمین می‌کند و ۸۵ درصد بر این باورند که «همه مردم در برابر قانون دارای حقوق برابرند»—ارقام بسیار بالاتری در مقایسه با کشورهای غربی.

با این حال، «جیسون هیکل» در تارنمای Substack خود می‌نویسد که «منتقدان در صحت داده‌ها تردید کرده‌اند و می‌گویند پاسخ‌دهندگان ممکن است در نظامی که از بیان مخالفت سیاسی بیم دارند، حمایت خود از دولت را بیش از واقعیت ابراز کنند». برای آزمودن این فرض، پژوهشگران از «آزمایش‌های فهرستی (List Experiments)» استفاده کرده‌اند که امکان پاسخ‌دهی ناشناس را فراهم می‌کند. یافته‌های این مطالعات سطوحی اندکی پایین‌تر ولی همچنان بسیار بالا از اعتماد را نشان می‌دهد؛ بین ۶۲ تا ۷۷ درصد—که همچنان بسیار بالاتر از ارقام ایالات متحده (۳۳٪)، فرانسه (۳۱٪) و بریتانیا (۲۹٪) است.

روش‌های دیگری مانند «آزمون‌های تداعی ضمنی (Implicit Association Tests)» نشان می‌دهند که میزان اعتماد ضمنی و آشکار در چین تقریباً یکسان است؛ که بیانگر آن است ترس سیاسی نمی‌تواند این نتایج را توضیح دهد. بنابراین شواهد حاکی از آن است که اعتماد مردم چین به دولت خود واقعی است. هیکل می‌نویسد:

«این پژوهش‌ها واقعیتی مهم را آشکار می‌سازند که باید آن را جدی بگیریم: مردم چین نگرشی بسیار مثبت‌تر نسبت به دولت خود دارند و حمایت بسیار بیشتری از نظام سیاسی و اقتصادی‌شان نشان می‌دهند، تا آن اندازه که مردم در غرب معمولاً تصور می‌کنند.»

هیکل در نوشته‌ای پیش‌تر، علت این میزان بالای حمایت مردمی را چنین توضیح می‌دهد که «اکثریت مردم چین باور دارند نظام سیاسی‌شان دموکراتیک، عادلانه و در خدمت منافع عمومی است» و اینکه «در برداشت مردم از دموکراسی، آنچه بیش از همه اهمیت دارد نه شباهت به انتخابات سبک غربی، بلکه این باور است که دولت در جهت منافع اکثریت مردم عمل می‌کند».

متن کامل مقالهٔ هیکل به شرح زیر بازنشر می‌شود:

در سال‌های اخیر، طیف گسترده‌ای از نظرسنجی‌ها و مطالعات افکار عمومی نشان داده‌اند که مردم چین به‌طور چشمگیری از دولت و نظام سیاسی–اقتصادی خود حمایت می‌کنند، سطحی از حمایت که به‌ندرت در کشورهای دیگر مشاهده می‌شود.

برای نمونه، نظرسنجی ارزش‌های جهانی همواره نشان داده است که بیش از ۹۰ درصد مردم چین سطح بالایی از اعتماد به دولت ملی خود دارند. در آخرین موج این نظرسنجی (۲۰۱۸)، این رقم ۹۴٫۶ درصد بود—از بالاترین سطوح در جهان. این نتیجه با یافته‌های نظرسنجی آسیایی (۲۰۱۵) نیز هم‌خوان است که نشان داد ۸۶٫۷ درصد از پاسخ‌دهندگان چینی اعتماد بالایی به دولت ملی خود دارند.

به‌طور مشابه، مرکز اَش برای حکمرانی دموکراتیک در دانشگاه هاروارد از سال ۲۰۰۳ به‌طور منظم نظرسنجی‌هایی در چین انجام داده است. آخرین داده‌های آن نشان می‌دهد رضایت از دولت ملی در سطح ۹۳ درصد قرار دارد و این میزان در گذر زمان افزایش یافته است. رضایت از دولت‌های استانی نیز بالا بوده و به ۸۲ درصد می‌رسد.

سازمان غیردولتی دانمارکی اتحاد برای دموکراسی‌ها داده‌هایی منتشر می‌کند دربارهٔ برداشت مردم از نظام سیاسی خود در بیش از ۵۰ کشور. طبق تازه‌ترین گزارش (۲۰۲۴)، مردم چین دیدگاهی مثبت نسبت به نظام سیاسی خود دارند؛ ۹۱٪ بر این باورند که دولت در خدمت اکثریت است نه اقلیت، و ۸۵٪ معتقدند همه در برابر قانون حقوق برابر دارند—ارقام بسیار بالاتر از آمریکا، فرانسه و بریتانیا.

در پژوهشی که اخیراً در مجله روان‌شناسی سیاسی (Political Psychology) منتشر شد و مردم ۴۲ کشور مورد پرسش قرار گرفتند، سؤالاتی نظیر این مطرح شد: «به‌طور کلی جامعه را عادلانه می‌بینم»، «به‌طور کلی نظام سیاسی کشورم همان‌گونه که باید عمل می‌کند»، «هر فرد شانس منصفانه‌ای برای کامیابی دارد»، و «ساختار جامعه کشورم طوری است که مردم معمولاً آنچه سزاوارش هستند به‌دست می‌آورند». نتایج نشان داد مردم چین بیش از هر کشور دیگری با این گزاره‌ها موافق‌اند.

این نتایج چشمگیرند، اما بدبینی‌هایی نیز وجود دارد. برخی منتقدان می‌گویند پاسخ‌دهندگان ممکن است از ترس سرکوب مخالفت سیاسی، حمایت خود را بیش از حد واقعی ابراز کنند—پدیده‌ای که در روان‌شناسی رفتاری «گزارش‌دهی راهبردی نادرست» نام دارد. درحالی‌که پژوهش اتحاد برای دموکراسی‌ها برای جلوگیری از چنین سوگیری طراحی شده، سایر مطالعات ممکن است آسیب‌پذیرتر باشند.

اما آیا این تردیدها درست‌اند؟

پژوهشگران برای پاسخ، بررسی‌های تجربی انجام داده‌اند. یکی از راه‌های حذف سوگیری، استفاده از فن پرسشگری غیرمستقیم موسوم به «آزمایش فهرستی» است که امکان انتساب پاسخ به فرد را از میان برمی‌دارد. این روش برای موضوعات حساس سیاسی یا اجتماعی به‌کار می‌رود. تجزیه‌وتحلیل‌ها نشان می‌دهد در این شیوه، افراد معمولاً حمایت از دولت را اندکی پایین‌تر از پرسش مستقیم گزارش می‌کنند.

چندین مطالعه از این نوع در چین انجام شده است. برای مثال وِن‌فانگ تانگ (۲۰۱۶) در نظرسنجی ارزش‌های جهانی سال ۲۰۱۳ این روش را به‌کار گرفت و اعتماد به دولت ملی را تنها چهار واحد درصد کمتر یافت. اگر این اختلاف را برای داده‌های ۲۰۱۸ اعمال کنیم، سطح اعتماد هنوز حدود ۹۰ درصد باقی می‌ماند.

مطالعات دقیق‌تر بعدی چنین نتایجی به‌دست داده‌اند: لی، شی و جو (۲۰۱۸) اعتماد به رهبران ملی را ۶۲٪ گزارش کردند؛ رابینسون و تاننبرگ (۲۰۱۹) ۶۶٪ اعتماد به دولت ملی؛ نیکلسون و هوانگ (۲۰۲۲) ۷۷٪ حمایت از دولت مرکزی و ۶۷٪ از دولت محلی؛ و کارتر، کارتر و شیک (۲۰۲۴) ۶۵–۷۰٪ حمایت از شی جین‌پینگ و حدود ۶۵٪ باور به اینکه دولت در خدمت مردم است و پاسخ‌گو عمل می‌کند.

اگرچه این اعداد اندکی پایین‌تر از یافته‌های پرسش مستقیم‌اند، هنوز نشانگر سطح بالای حمایت مردمی—در محدوده ۶۲ تا ۷۷ درصد—هستند. این میزان به‌مراتب بالاتر از ایالات متحده (۳۳٪)، فرانسه (۳۱٪) و بریتانیا (۲۹٪) و حتی از کشورهای اسکاندیناوی مانند دانمارک (۳۹٪)، فنلاند (۴۲٪)، نروژ (۵۹٪) و سوئد (۵۱٪) است.

البته، آزمایش‌های فهرستی نیز کاستی‌هایی دارند، زیرا پیچیدگی روش ممکن است خطاهایی ناخواسته ایجاد کند که از خطاهای ناشی از «گزارش‌دهی راهبردی» نیز بیشتر باشد. بدین معنا که گاه روش‌های مستقیم ساده‌تر، نتایج دقیق‌تری می‌دهند.

روش جایگزین دیگر، استفاده از آزمون‌های تداعی ضمنی است که اعتماد ناخودآگاه به دولت را می‌سنجد. در مطالعه‌ای از هوانگ، اینتاوان و نیکلسون (۲۰۲۲) سطح اعتماد ضمنی تقریباً برابر با اعتماد آشکار گزارش شد، که نشان می‌دهد اعتماد بالای مردم چین ناشی از ترس سیاسی یا ملاحظه اجتماعی نیست. آنان نتیجه گرفتند: «اعتماد عمومی مردم چین به دولت اساساً واقعی است… پاسخ‌های ضمنی و آشکار آنان عمدتاً بیانگر اعتمادند.»

در همان مقاله نمونه‌های جالبی از پژوهش‌های دیگر نیز آمده است: 
«لِی و لو (۲۰۱۷) شرکت‌کنندگان را به‌طور تصادفی به دو گروه تقسیم کردند—یکی با مصاحبهٔ عادی رودررو، دیگری با معرفی این‌که نظرسنجی به سفارش حزب کمونیست انجام می‌شود—با این انتظار که گروه دوم کمتر تمایل به ابراز بی‌اعتمادی داشته باشند. اما نتیجه نشان داد تفاوت معناداری در نرخ عدم پاسخ یا سطح اعتماد گزارش‌شده میان دو گروه وجود ندارد.»

و نیز: 
«استوکمن، اِسری و ژانگ (۲۰۱۸) بر اساس نظریهٔ انتقال عاطفی نشان دادند که یادآوری دولت مرکزی برای پاسخ‌دهندگان، احساس ترس یا واکنش تدافعی نسبت به تبلیغ غیرسیاسی ایجاد نکرد.»

به بیان دیگر، به نظر نمی‌رسد مردم چین از سر بیم خودسانسوری کنند. نویسندگان می‌گویند: «در مجموعه‌ای از پژوهش‌ها با روش‌های متفاوت، شواهد قابل توجهی وجود دارد که مردم چین تمایل دارند به سؤالات سیاسی حساس با صداقت پاسخ دهند.»

همان‌طور که اغلب تأکید می‌کنم، هیچ‌یک از این یافته‌ها بدین معنا نیست که چین فاقد مشکلات یا تضادهای درونی است؛ چنین دشواری‌هایی در همه کشورها وجود دارد. اما این مطالعات واقعیتی مهم را روشن می‌سازند: مردم چین به دولت خود احترام و اعتمادی به‌مراتب بیش از آن دارند که در غرب انتظار می‌رود، و حمایت آنان از نظام سیاسی و اقتصادی‌شان به‌طور قابل ملاحظه‌ای بالاست.