
ترجمه حمید علوی برای مجله جنوب جهانی
هزینهی انسانی حملات گسترده را در شمار جانباختگان و آوارگان میسنجند، اما دادههای روزافزون نهادهای بینالمللی از قربانی دیگری سخن میگویند که بسیار پایدارتر است: محیط زیست. از دشتهای آکنده از خاک و خاکستر غزه تا زمینهای سوختهی لبنان و تأسیسات صنعتی ایران، اقدامات نظامی فاجعههای زیستمحیطی درازمدتی را رقم میزنند که خاک، آب و هوا را میآلایند و پایههای حیات را سالها پس از پایان نبرد نیز تهدید میکنند.
غزه: فروپاشی بیسابقهی زیستمحیطی
در نوار غزه، وسعت تخریب چنان است که کارشناسان از «فروپاشی بیسابقه» سخن میگویند.
موج سمی آوارها: درگیریها حدود ۵۰ تا ۶۱ میلیون تن خاکه برجای گذاشته است که بخش عمدهای از آن حاوی آزبست، مهمات منفجرنشده و بقایای انسانی است. برنامهی محیط زیست سازمان ملل (UNEP) هشدار میدهد که جمعآوری این آوارها تا ۱۴ سال به طول خواهد انجامید و خطر آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی را به شدت افزایش میدهد.
آلودگی نظامی آب: نابودی زیرساختهای آب و فاضلاب بحرانی بیسابقه پدید آورده است. با از کار افتادن ۸۵٪ تأسیسات آبرسانی، روزانه بیش از ۱۰۰ هزار مترمکعب فاضلاب خام یا نیمهفرآوریشده به مدیترانه سرازیر میشود و سواحل و آبخوان را آلوده میکند. هماکنون بیش از ۹۰٪ آب غزه برای نوشیدن نامساعد است و بستر بیماریهای آبی فراهم شده است.
نابودی هدفمند کشاورزی: دادههای ماهوارهای نشان میدهد حدود ۸۰٪ پوشش درختی غزه—از جمله هزاران اصله زیتون—و بیش از دوسوم زمینهای زراعی نابود یا آسیب دیدهاند. این تخریب نظاممند باغها و مزارع نهتنها خودکفایی غذایی را از بین برده، بلکه سپر طبیعی زمین در برابر بیابانزایی را نیز سلب کرده است.
ردپای عظیم اقلیمی: هزینهی اقلیمی جنگ نیز قابل توجه است. مطالعهای که در اختیار گاردین قرار گرفته برآورد میکند ردپای کربنی بلندمدت ۱۵ ماه نخست درگیری، از جمله بازسازی آینده، ممکن است از ۳۱ میلیون تن معادل CO₂ فراتر رود؛ رقمی بیش از کل انتشار سالانهی بسیاری از کشورها.
الگوی منطقهای تخریب زیستمحیطی
تأثیر جنگ بر محیط زیست محدود به غزه نمیشود؛ سراسر منطقه گواه الگویی مشابه است.
در لبنان، اقدامات نظامی اسرائیل ویرانی گسترده به بار آورده است. دادههای ماهوارهای بیش از ۱۰٬۸۰۰ هکتار آتشسوزی در جنوب لبنان در سال ۲۰۲۴ را نشان میدهند؛ وسعتی چهاربرابر مساحت بیروت. استفاده از مهمات فسفر سفید گزارش شده که صدها آتشسوزی را در مزارع و جنگلها ایجاد کرده است. حمله به نیروگاه جیه در ژوئیه۲۰۲۴ نیز باعث نشت ۱۰٬۰۰۰ تن نفت به مدیترانه و بروز فاجعهای دریایی شد.
در سوریه، گزارشی از استان القنیطره «نابودی کامل» جنگل ۱۸۶ هکتاری کودنا—گنجینهای طبیعی ۴۰ ساله—را ثبت کرده و خسارت زیستمحیطی آن را بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برآورد میکند. افزون بر این، بازرسان در محلی که اسرائیل بمباران کرده بقایای اورانیوم ساخت بشر یافتهاند؛ مسئلهای که نگرانیهای جدی دربارهی آلودگی رادیولوژیکی و شیمیایی درازمدت برمیانگیزد.
در ایران، حتی یک جنگ کوتاه ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ پیامدهای محیط زیستی قابل توجهی داشت. اصابت به پالایشگاههای نفت و انبار گاز تهران آتشسوزیهای عظیم به پا کرد و حدود ۴۷٬۰۰۰ تن گاز گلخانهای و نزدیک به ۵۷۹٬۰۰۰ کیلوگرم سموم هوابرد را به جو ریخت. حمله به تأسیسات هستهای نطنز و فردو نیز هشدارهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی را دربارهی احتمال آلودگی رادیواکتیو برانگیخت.
پاسخ حقوقی و راهی دراز برای بازسازی
سامانهمند بودن ویرانیهای زیستمحیطی خواستار پاسخگویی حقوقی شده است. گروههای پژوهشی و سازمانهای زیستمحیطی فلسطینی خواستار تحقیق دربارهی جنایت جنگی «نابودی محیط زیست» (ecocide) در چارچوب اساسنامهی رم شدهاند؛ جنایتی که «آسیب گسترده، درازمدت و شدید به محیط زیست» را منع میکند.
با این حال، بازسازی کاری است عظیم. ارزیابی مشترک بانک جهانی، سازمان ملل و اتحادیهی اروپا هزینهی بازسازی غزه را در دههی آینده ۵۳٫۲ میلیارد دلار برآورد میکند؛ بخش قابل توجهی از آن صرف احیای محیط زیست و بازگرداندن شبکههای آب و فاضلاب خواهد شد. همانگونه که یک کارشناس بهروشنی گفته است، وسعت تخریب چنان است که ممکن است محیط زیت غزه به نقطهی غیرقابل بازگشتی رسیده باشد که در آن حیات دیگر پایدار نخواهد ماند.
ویرانی زیستمحیطی مستندشده در سراسر خاورمیانه یادآور تلخی است که بهای واقعی جنگهای نوین صرفاً در تلفات آنی شمارش نمیشود، بلکه در رنج خاموش و درازمدت اکوسیستمی است که زهرآلود شده است. تضمین پاسخگویی و برخورداری نسلهای آینده از محیطی پاک و سالم باید به یکی از ستونهای لاینفک هر صلح پایدار بدل گردد.

