
چگونه یک شرکت خصوصی در جنگی که قدرتمندترین دولت جهان علیه آن به راه انداخت، پیروز شد: پردهبرداری از بازگشت پنهان هواوی | مانتلی ریویو
مانتلیریویو آنلاین
ترجمه مجله جنوب جهانی
برای دههها، ایالات متحده از بازار آزاد و رقابت منصفانه حمایت میکرد—تا زمانی که دیگر برتری سابق را نداشت.
امروزه، الیگارشهایی چون پیتر ثیل(تیل)—که بازیگری کلیدی در ساختار امنیتی ایالات متحده و بنیانگذار شرکت پَلانتیر (Palantir)، غول نظارت و پروفایلسازی با سرمایهٔ مالیاتدهندگان و پشتوانهٔ سازمان سیا است—اظهار میدارند که رقابت «برای کسبوکار خوب نیست.»
در جهانبینی ثیل، انحصار نه تنها پذیرفتنی است، بلکه موتور حقیقی نوآوری و سودآوری به شمار میرود و آرمان آمریکاییِ بازارهای گشوده را کاملاً وارونه میسازد.
در واقعیت، «تعهد» واشنگتن به بازارهای آزاد همیشه امری ظاهری بوده است. ایالات متحده پیوسته کوشیده تا رقبای برتر شرکتهای بزرگ خود را درهم بشکند. نبرد اقتصادی، پدیدهای تازه نیست.
مثال توشیبا را در نظر آورید: بنا بر مقالهای در آگوست ۱۹۹۲ در روزنامهٔ لس آنجلس تایمز، این شرکت در دههٔ ۱۹۸۰ تراشهساز پیشرو ژاپن بود و در سال ۱۹۸۷ حدود ۸۰ درصد از بازار جهانی حافظههای دسترسی تصادفی دینامیک (DRAM) را در اختیار داشت.
توشیبا نیز، همچون هواوی امروز، تحت لوای «امنیت ملی» به هدف ایالات متحده بدل شد.
پس از آنکه توشیبا و یک شرکت نروژی، در سال ۱۹۸۶، ماشینهای فرز پیشرفتهای را به اتحاد جماهیر شوروی فروختند—کاری که دیگر شرکتهای اروپایی نیز انجام داده بودند—واشنگتن با شدت وارد عمل شد.
این کشور ممنوعیتی فراگیر را برای تمام محصولات توشیبا از دو تا پنج سال وضع کرد و مدعی شد که این اقدام تهدیدی برای امنیت ایالات متحده است. این ضربه، راه را برای تراشهسازان آمریکایی هموار ساخت، در حالی که دیگر شرکتهای خارجی که تجهیزات مشابهی را به اتحاد شوروی فروخته بودند، سالم ماندند.
یا شرکت آلستوم (Alstom) را در نظر بگیرید، که زمانی «جواهر صنعت فرانسه» نامیده میشد. این شرکت، که پیشگام جهانی در فناوریهای انرژی و حملونقل بود، در اوایل دههٔ ۲۰۱۰ مستقیماً با جنرال الکتریک (General Electric)، غول آمریکایی، رقابت میکرد.
سپس نوبت اقدام واشنگتن رسید: در سال ۲۰۱۳، فردریک پیِروچی، مدیر اجرایی آلستوم—و نویسندهٔ کتاب تلهٔ آمریکایی: نبرد من برای افشای جنگ پنهان اقتصادی آمریکا علیه سایر نقاط جهان—در فرودگاهی در نیویورک به اتهامات جنجالی رشوه، مرتبط با قراردادی در اندونزی، بازداشت شد.
پیروچی به یاد میآورد که با انتخابی سخت و ظالمانه مواجه شد: اعتراف به گناه و آزادی طی چند ماه، یا به خطر انداختن ۱۲۵ سال حبس. چندین مدیر اجرایی دیگر آلستوم نیز بازداشت شدند و دادگاههای ایالات متحده جریمهای ۷۷۲ میلیون دلاری اعمال کردند.
آلستوم در برابر این شکل از اجبار و فشار حقوقی بیامان، در سال ۲۰۱۴ وادار شد بخشهای اصلی انرژی و شبکههای خود را به جنرال الکتریک بفروشد و عملاً آمریکا یک رقیب بزرگ اروپایی را از بین ببرد.
این الگو در جاهای دیگر نیز تکرار میشود. تحت فشار گستردهٔ ایالات متحده، سوئیس مجبور شد رازنگهداری بانکی و حسابهای شمارهدار ناشناس خود را که مدتها رکن اصلی صنعت مالیاش بود، کنار بگذارد.
در همین حال، ایالتهای آمریکا بیسر و صدا سیستم خود را از شرکتهای کاغذی ناشناس حفظ کردند و بدین ترتیب، آمریکا را به بزرگترین پناهگاه جهان برای پولشویی و فرار مالیاتی تبدیل کردند. این کشور به پناهگاه ترجیحی برای کارتلهای مواد مخدر آمریکای لاتین تبدیل شد تا عواید نامشروع خود را با امنیت کامل در آنجا ذخیره کنند.
مراکز مالی فراساحلی در پاناما، سنگاپور، و کارائیب با نشت اطلاعات و رسواییها تکان خوردند—اما هرگز نهادهای آمریکایی اینگونه نشدند. این تصادفی نبود: آژانس امنیت ملی (NSA) و دیگر سازمانهای جاسوسی آمریکا بانکهای خارجی را هدف قرار میدهند، نه بانکهای آمریکایی را.
ایالات متحده رازنگهداری بانکی سوئیس را همچون پنیر سوئیسی سوراخسوراخ کرد—در حالی که نهادهای مالی خود را به دژهایی نفوذناپذیر استحکام بخشید.
چه توشیبا، چه آلستوم و چه بانکداری سوئیس، داستان یکی است: واشنگتن «قانون»، «امنیت» و «اخلاق» را به سلاح تبدیل میکند تا رقبا را حذف کند، و سپس همان رویههایی را که در خارج محکوم مینماید، خود در پیش میگیرد.
اما هواوی—و به تبع آن، چین—هدفی از نوعی دیگر است. برخلاف ژاپن، فرانسه یا سوئیس، چین را نمیتوان به آسانی به تسلیم واداشت. برعکس، بسیار محتمل است که کارزار ایالات متحده علیه هواوی نتیجهٔ عکس دهد و به شکستی قاطع برای متجاوزان غربی تبدیل شود—همانطور که در ادامهٔ این مقاله نشان داده خواهد شد.
میدان نبرد اقتصادی: چگونه ایالات متحده هواوی را هدف گرفت
پیش از ۲۹ آگوست ۲۰۲۳، جهان شاهد کشمکشی تقریباً سینمایی بود: ایالات متحده، قدرتمندترین ملت کرهٔ زمین، جنگی اقتصادی را علیه یک شرکت خصوصی واحد به راه انداخته بود.
هواوی، غول مخابراتی جهانیِ در حال ظهور، با تحریمهای ویرانگر، انسداد فلجکنندهٔ زنجیرهٔ تأمین، نبردهای حقوقی بیامان، و بازداشت برجستهٔ مدیر مالی، مِنگ وانژو، در کانادا بر اساس اتهاماتی که عمدتاً بیاساس بودند، مواجه شد.
کشورها در سراسر جهان تحت فشار قرار گرفتند تا هواوی را از شبکههای ۵G منع کنند و این شرکت رسماً «تهدید امنیت ملی» نامیده شد. برای ناظران بیرونی، هواوی در آستانهٔ سقوط نهایی به نظر میرسید.
سپس ۲۹ آگوست ۲۰۲۳ فرا رسید. بیسروصدا و بدون تشریفات، هواوی گوشی Mate 60 Pro را در وبسایت خود عرضه کرد. در ابتدا، کارشناسان فناوری گیج شدند، سپس شوکه شدند و سرانجام ناباور گشتند. درون این تلفن هوشمند شیک، تراشهٔ Kirin 9000S قرار داشت—یک سیستم روی تراشهٔ ۷ نانومتری با قابلیت کامل ۵G.
برای افراد خارج از حوزه، این صرفاً یک تراشه بود. برای کسانی که رقابت فناوری آمریکا و چین را دنبال میکردند، این یک اعلامیه بود: هواوی نه تنها جان سالم به در برده بود—بلکه ضربهٔ متقابل را نیز وارد کرده بود. Mate 60 Pro بیش از ۱۴ میلیون دستگاه در چین فروخت و پیروزی فناوری را با غرور میهنپرستانه درآمیخت.
برخاستن از خاکستر: سفر هواوی به قهرمان ملی
جنگ اقتصادی علیه هواوی و دیگر شرکتهای چینی موجی از مصرف میهنپرستانه را در سراسر چین تقویت کرده است. بسیاری از مصرفکنندگان از محصولات غربی روی گردان شده و به نفع برندهای داخلی اقدام میکنند، از نوآوری بومی حمایت مینمایند، صنایع داخلی را تقویت میکنند و تلاش چین برای خوداتکایی فناورانه را تحکیم میبخشند.
مهندس سرسخت: از فقر تا اوج هواوی
رن ژنگفی، بنیانگذار هواوی، یک مدیرعامل معمولی نبود. او که در سال ۱۹۴۴ در منطقهٔ فقیرنشین روستایی گوئیژو به دنیا آمد، در خانوادهای با مشکلات مالی شدید رشد کرد. جوانی او با انقلاب فرهنگی، زندانی شدن پدرش، و دورههای طولانی سختی همراه بود. این مبارزات، فلسفهٔ او در زمینهٔ چی کو (chī kǔ)—یعنی «خوردن تلخی»—را شکل داد، ذهنیتی که بعدها فرهنگ سازمانی هواوی را تعریف کرد.
پس از سالها فعالیت به عنوان مهندس در سپاه مهندسی ارتش آزادیبخش خلق (PLA)، رن خود را در میان بسیاری از افسرانی یافت که مجبور به گذار به زندگی غیرنظامی بودند، هنگامی که اصلاحات گستردهٔ دِنگ شیائوپینگ در دههٔ ۱۹۸۰، با هدف تغییر مسیر منابع به سمت رشد اقتصادی، از حجم ارتش کاست. در فقدان فرصتهای حرفهای دیگر، او به کارآفرینی روی آورد تا تخصص فنی خود را به کار گیرد—و امرار معاش کند.
در سال ۱۹۸۷، رن با تنها ۲۱,۰۰۰ یوان (حدود ۵,۰۰۰ دلار) به شنزن رفت و هواوی را تأسیس کرد. در ابتدا، این شرکت به عنوان یک خردهفروش کوچک سوئیچهای PBX فعالیت میکرد، اما به زودی مهندسی معکوس و خوداتکایی را در پیش گرفت. تا سال ۱۹۹۳، هواوی با موفقیت اولین سوئیچ دیجیتالی تولید شده در داخل را توسعه داد، که نشان میداد بقا—و در نهایت موفقیت—به استقلال فناوری بستگی دارد.
بستر: از اقتصادهای برنامهریزیشده تا قدرت بازار
پنجاه سال پیش، فعالیت اقتصادی در چین و اتحاد شوروی توسط برنامهریزان مرکزی دیکته میشد. امروزه، چین صادرکنندهٔ شمارهٔ ۱ جهان است و عمیقاً در سرمایهداری بازار جهانی ادغام شده است.
اما «سوسیالیسم با ویژگیهای چینی» واقعاً به چه معناست؟
پروفسور کیو جین، اقتصاددان چینی دانشآموختهٔ هاروارد، در کتاب برنامهٔ راهبردی جدید چین: فراتر از سوسیالیسم و سرمایهداری، یک «اقتصاد شهردار محلی» را توصیف میکند که در آن مقامات برای پرورش شرکتهای خصوصیای که با اهداف حزب کمونیست همسو هستند، با یکدیگر رقابت میکنند. هر برنامهٔ پنجساله اولویتهایی را تعیین میکند—رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)، حفاظت از محیط زیست، توسعهٔ خودروهای الکتریکی و موارد دیگر—و عملکرد مقامات ارزیابی میشود، به طوری که بهترین عملکردها از طریق ترفیع پاداش میبینند.
در حالی که حزب راهبرد ملی را تعیین میکند، اجرا به تعامل پویایی میان شرکتهای خصوصی، شرکتهای دولتی و مقامات محلی بستگی دارد—که همگی برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه رقابت میکنند. این رقابت، اقتصاد چین را به یکی از پویاترین عرصههای جهان تبدیل کرده است و نوآوری بیامان و دستاوردهای فناوری را تقویت مینماید، حتی در حالی که در پی کاهش شکافهای ثروت و پیشبرد هدف «رفاه مشترک» (共同富裕، gòngtóng fùyù) است.
و برخلاف حکومتهای ثروتسالار (پلوتوکراسیهای) به سبک غربی که تحت سلطهٔ الیگارشها هستند، چین به عنوان یک شایستهسالاری عمل میکند—موضوعی که در مقالهٔ من، زمانی که چین امپراتوری یک نخستوزیر ویتنامی داشت، به آن پرداخته شده است.
از فرهنگ گرگ تا تسلط جهانی
«فرهنگ گرگ» الهام گرفته از ارتش توسط رن، صعود جهانی هواوی را تقویت کرد. این شرکت، به جای رویارویی مستقیم با غولهای غربی، بازارهای کمتوجهشده در آفریقا، آمریکای لاتین و روسیه را با قیمتگذاری تهاجمی، تأمین مالی انعطافپذیر و خدمات استثنایی تسخیر کرد.
تا اواسط دههٔ ۲۰۰۰، هواوی با ۳۱ اپراتور از ۵۰ اپراتور برتر مخابراتی جهان مشارکت کرده بود. سپس این شرکت به حوزهٔ لوازم الکترونیکی مصرفی گسترش یافت و سریهای Ascend، Mate و P را به همراه تراشههای Kirin داخلی خود عرضه کرد. تا سال ۲۰۱۸، هواوی در چین از اپل پیشی گرفت و در سطح جهانی سامسونگ را به چالش میکشید—که این امر منجر به نظارت شدید و تحریمهای ایالات متحده شد.
در یک قطار مترو، کودکان و مادران چینی را میتوان دید که ساعتهای هوشمند به دست دارند—این نشانهای از سرعت پیشی گرفتن هواوی از اپل به عنوان پیشتاز بازار است. فراتر از ساعتهای هوشمند، هواوی در زمینهٔ عینکهای هوشمند نیز برتری دارد، در حالی که اپل هنوز هیچ محصولی عرضه نکرده است.
پروژهٔ «حذف آمریکا»: مسیر بقا
با فلج شدن فروش بینالمللی تلفنهای هوشمند، هواوی یک راهبرد متهورانه را که در داخل با عنوان «پروژهٔ حذف آمریکا» نامیده میشد، اجرا کرد—به موجب آن فناوری ایالات متحده به طور سیستماتیک از اکوسیستم آن حذف شد. HarmonyOS جایگزین اندروید شد، خدمات موبایلی هواوی (Huawei Mobile Services) جایگزین اپلیکیشنهای گوگل گشت، و تولید تراشهٔ داخلی شتاب گرفت. Mate 60 Pro و Kirin 9000S به نمادهای نهایی این بازگشت تبدیل شدند—یک دهنکجی فناورانه به محاصرهٔ ایالات متحده.
فراتر از تلفنهای هوشمند
جاهطلبیهای هواوی بسیار فراتر از تلفنها است. خدمات ابری آن با پیشگامان جهانی رقابت میکند، تراشههای هوش مصنوعی و مدلهای زبان بزرگ، نوآوری نسل بعدی را به پیش میبرند و راهحلهای هوشمند خودرویی (Intelligent Automotive Solutions) به خودروهای هوشمند برای شرکتهایی مانند SERES و Chery قدرت میبخشند. راهحلهای اینترنت اشیا (IoT) و اتوماسیون صنعتی آن، بنادر و زیرساختهای حیاتی را مدرن میسازند. هواوی چیزی فراتر از یک شرکت تلفن هوشمند است—این یک نیروگاه فناوری متنوع است که کل صنایع را دگرگون میکند و اجبار غرب را به کاتالیزوری برای نوآوری تبدیل مینماید.
هواوی اکنون در فروشگاههای خود، تلفنهای هوشمند، دستگاههای پوشیدنی، و خودروهای جدید مملو از فناوریهای هوشمند—از قابلیتهای پیشرفتهٔ اطلاعات و سرگرمی و اتصال تا راهحلهای رانندگی خودران—را به نمایش میگذارد، که بر گسترش فعالیت آن فراتر از لوازم الکترونیکی مصرفی به حوزهٔ خودرو تأکید دارد.
هواوی همچنین مجموعهٔ جامعی از خدمات ابری—شامل محاسبات هوش مصنوعی، ذخیرهسازی داده، امنیت سایبری و راهحلهای سازمانی—را ارائه میدهد که توسط یک اکوسیستم کامل و جامع شامل زیرساخت مخابراتی، تراشههای سفارشی، پلتفرمهای لبه-به-ابر (edge-to-cloud) و نوآوری هوش مصنوعی پشتیبانی میشود.
بهای بازگشت
احیا بهایی داشت. در سال ۲۰۲۴، درآمد به ۱۲۰ میلیارد دلار رسید، اما سود خالص ۲۸٪ کاهش یافت. تحقیق و توسعه بیش از ۲۰٪ از درآمد را به خود اختصاص داد و ۶۷٪ عملیات در چین متمرکز بود که شرکت را در معرض نوسانات داخلی قرار میداد. شکافهای فناوری باقی ماندهاند—تراشههای ۷ نانومتری SMIC از فرایندهای ۳ نانومتری و ۲ نانومتری TSMC عقبترند—اما مهندسان، نوآوری و ارادهٔ محض هواوی، نوید شگفتیهای بیشتری در آینده میدهند.
مرکز تحقیق و توسعهٔ هواوی در شنزن، با وجود پنهان ماندن در پشت درختان، اما نه در پشت رقبای خود، یک قطب کلیدی نوآوری است که میزبان هزاران مهندس و دانشمند است که بر روی ۵G، هوش مصنوعی، نیمهرساناها و فناوریهای ابری کار میکنند. با وجود—و شاید به دلیل—تحریمهای جهانی و انسداد زنجیرهٔ تأمین، هواوی همچنان به شدت در تحقیق و توسعه—بیش از ۲۰ میلیارد دلار سالانه—سرمایهگذاری میکند، که این امر به آن امکان میدهد تا با غولهای فناوری غربی رقابتی باقی بماند و در چندین حوزه نیز از آنها پیشی بگیرد.
موانع ژئوپلیتیکی و اعتباری همچنان پابرجا هستند. تحقیقات اروپایی، از جمله بررسی بروکسل در سال ۲۰۲۵، و کنار گذاشته شدن هواوی از انجمنهای صنعتی، بر تداوم مقابلهٔ غرب تأکید دارند. با این حال، هواوی بازار چین را باز پس گرفته و به طور پیوسته در بازارهای آینده—جایی که اکثریت جهانی در آن سکونت دارند—به جای غربِ در حال افول، پیشروی میکند.
سرکشی هواوی: نوآوری، حاکمیت و سقوط سلطهٔ غرب
ایالات متحده، ملتی که کمتر از سه قرن قدمت دارد و تنها از پایان جنگ جهانی دوم یک ابرقدرت جهانی بوده است، با چین مقابله میکند—تمدنی با پنج هزار سال تاریخ و یک قدرت اقتصادی مسلط برای بخش عمدهٔ دو هزارهٔ گذشته، که نقشی کلیدی به عنوان تأمینکننده برای امپراتوری روم، مدتها پیش از تولد مسیح، داشته است. در این زمینه، صعود هواوی چیزی کمتر از افسانه نیست.
هواوی، یک شرکت خصوصی تحت حملهٔ بیامان قویترین دولت جهان، از طریق نوآوری جسورانه و متهورانه، انتظارات را به چالش کشیده است. Mate 60 Pro و Kirin 9000S چیزی فراتر از دستگاه هستند—آنها نماد انعطافپذیری، نبوغ و سرکشی بیحد و مرز هستند. هر دستاورد در فناوریهای متعدد، جایگاه هواوی را به عنوان نیرویی جهانی تثبیت میکند که غرب دیگر نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
پیام واضح است: چین دیگر قلدری یا تحقیر را تحمل نخواهد کرد. این کشور در حال تأیید قدرت فناوری و حاکمیت خود است و هشدار جدی میدهد که دست کم گرفتن آن بهایی سنگین دارد.
فراتر از هواوی، طبقهٔ متوسط گسترده، مرفه و به سرعت در حال رشد چین—که بزرگترین در جهان است—در تضاد کامل با طبقهٔ متوسط در حال کوچک شدن و بدهکار ایالات متحده قرار دارد. این واقعیت جمعیتی و اقتصادی، شرکتهای چینی—و شرکتهای سراسر جنوب جهانی—را در موقعیتی قرار میدهد که بر عصر بعدی بازارهای جهانی تسلط یابند، حتی در شرایطی که شرکتهای غربی با رکود و افول دست و پنجه نرم میکنند.
سفر هواوی یک فراخوان روشن است: موازنهٔ قدرت فناوری و اقتصادی در حال تغییر است، سلطهٔ غرب در حال تزلزل است، و تلاشها برای مهار چین تنها سرعت افول خود آنها را تسریع کرده است.
中国万岁!
一家私营企业如何在世界最强国家发动的战争中胜出:揭秘华为的隐秘回归 | 《曼特利评论》
《曼特利评论》在线版
《全球南方》杂志译
数十年来,美国一直标榜自由市场与公平竞争——直到它不再拥有昔日的优势。
如今,像彼得·蒂尔(Peter Thiel)这样的寡头——作为美国安全架构的关键人物、监控与用户画像巨头Palantir公司的创始人,其公司依靠纳税人资金和中情局(CIA)支持——竟公然宣称:“竞争对商业并非好事。”
在蒂尔的世界观中,垄断不仅可接受,更是创新与盈利的真正引擎,彻底颠覆了美国关于开放市场的传统理想。
事实上,华盛顿对“自由市场”的所谓承诺,从来都只是表象。美国始终致力于打压本国巨头企业的潜在对手。经济战并非新鲜事物。
以东芝为例:据1992年8月《洛杉矶时报》一篇文章所述,这家公司在1980年代是日本领先的芯片制造商,到1987年已占据全球动态随机存取存储器(DRAM)市场约80%的份额。
与今日的华为一样,东芝也以“国家安全”为名,成为美国的打击目标。
1986年,东芝与一家挪威公司向苏联出售了先进铣床设备——而当时其他欧洲公司也做过类似交易——但华盛顿却迅速采取严厉行动。美国对东芝所有产品实施为期两至五年的全面禁令,声称此举关乎美国安全。这一打击为美国芯片制造商扫清了道路,而其他向苏联出售同类设备的外国公司却安然无恙。
再看法国曾经的“工业明珠”阿尔斯通(Alstom)。这家公司在能源与交通技术领域曾是全球先锋,在2010年代初直接与美国巨头通用电气(General Electric)展开竞争。
随后,华盛顿出手了。2013年,阿尔斯通高管弗雷德里克·皮耶鲁齐(Frédéric Pierucci)——也是《美国陷阱:揭露美国对全球发动的隐秘经济战》一书的作者——在纽约机场因一项与印尼合同相关的争议性贿赂指控被捕。
皮耶鲁齐回忆,他面临一个残酷而极端的选择:要么认罪并在几个月内获释,要么冒坐牢125年的风险。其他几位阿尔斯通高管也相继被捕,美国法院最终对其处以7.72亿美元罚款。
面对这种无休止的法律胁迫,阿尔斯通于2014年被迫将其核心的能源与电网业务出售给通用电气,实际上让美国成功铲除了一位强大的欧洲竞争对手。
这一模式在别处也反复上演。在美国的强大压力下,瑞士被迫放弃其长期作为金融支柱的银行保密制度与匿名编号账户。
与此同时,美国各州却悄然保留了自己的匿名空壳公司体系,使美国一跃成为全球最大的洗钱与逃税天堂,甚至成为拉美毒品集团存放非法收益的首选之地。
巴拿马、新加坡和加勒比地区的离岸金融中心因信息泄露和丑闻接连震动——但美国的金融体系却从未遭受类似冲击。这绝非偶然:美国国家安全局(NSA)等情报机构瞄准的是外国银行,而非本国银行。
美国将瑞士的银行保密制度打得千疮百孔,如同瑞士奶酪一般;而自己的金融体系却筑起了坚不可摧的堡垒。
无论是东芝、阿尔斯通,还是瑞士银行业,故事如出一辙:华盛顿将“法律”“安全”与“道德”化为武器,用以清除对手,随后却堂而皇之地践行它在海外所谴责的行为。
但华为——以及其背后的中国——却属于另一种目标。与日本、法国或瑞士不同,中国无法被轻易逼迫屈服。恰恰相反,美国对华为发起的这场战役,极有可能适得其反,最终演变为西方霸权的一场惨败——正如本文后续将要揭示的那样。
—
经济战场:美国如何锁定华为
2023年8月29日之前,全世界目睹了一场近乎电影情节的对决:地球上最强大的国家,竟对一家私营企业发动全面经济战争。
华为,这家冉冉升起的全球通信巨头,遭遇了毁灭性制裁、供应链全面封锁、无休止的法律围剿,以及其首席财务官孟晚舟在加拿大被以基本站不住脚的指控拘押。
各国被迫在美国压力下将华为排除在5G网络之外,该公司被正式贴上“国家安全威胁”的标签。在外人看来,华为似乎已濒临彻底崩溃。
然而,2023年8月29日悄然而至。华为在其官网上低调上线了Mate 60 Pro手机,毫无预告,亦无仪式。
起初,科技界专家困惑不解;继而震惊不已;最终难以置信。这款时尚智能手机内部搭载的,正是麒麟9000S芯片——一款完整的7纳米5G系统级芯片(SoC)。
对圈外人而言,这不过是一枚芯片;但对关注中美科技博弈的人而言,这是一份宣言:华为不仅活了下来,更已发起反击。
Mate 60 Pro在中国销量突破1400万台,将技术胜利与民族自豪感融为一体。
—
浴火重生:华为如何成为民族英雄
美国对华为及其他中国企业的经济战,在中国国内激起了一股强烈的爱国消费浪潮。众多消费者纷纷弃用西方产品,转而支持国产品牌,不仅推动本土创新,更强化了国内产业链,巩固了中国实现科技自立自强的决心。
—
铁血工程师:从赤贫到华为巅峰
华为创始人任正非绝非寻常CEO。他1944年出生于贵州偏远贫困乡村,在极度拮据的家庭环境中成长。青年时期历经文化大革命、父亲入狱,以及漫长而艰苦的岁月。这些磨难塑造了他“吃苦”(chī kǔ)的哲学——即甘于承受艰难困苦——这一精神后来成为华为企业文化的核心。
在邓小平1980年代推动大规模军队裁减、将资源转向经济建设的改革浪潮中,任正非作为一名解放军工程兵部队的工程师,与其他众多军官一样,被迫转向 civilian 生活。在缺乏其他职业机会的情况下,他选择创业,以技术专长谋生。
1987年,任正非仅凭2.1万元人民币(约合5000美元)来到深圳,创立华为。起初,公司只是一家小型PBX交换机零售商,但很快转向逆向工程与自主创新。到1993年,华为成功研发出中国首台自主研发的数字程控交换机,昭示着:生存——乃至最终的成功——取决于技术自主。
—
从计划经济到市场强国
五十年前,中国与苏联的经济活动均由中央计划者决定。如今,中国已成为全球第一大出口国,深度融入全球市场经济。
但“中国特色社会主义”究竟意味着什么?
哈佛毕业的中国经济学家邱劲教授在其著作《中国新战略:超越社会主义与资本主义》中描述了一种“地方官员经济”:各级地方官员竞相培育与共产党目标一致的私营企业。每个五年规划都设定优先事项——如GDP增长、环境保护、电动汽车发展等——官员的政绩据此考核,表现优异者获得晋升奖励。
党制定国家战略,而执行则依赖于私营企业、国有企业与地方政府之间的动态互动——各方为实现宏伟目标激烈竞争。这种机制使中国经济成为全球最具活力的舞台之一,持续推动技术创新,同时致力于缩小贫富差距,推进“共同富裕”(gòngtóng fùyù)目标。
与受寡头操控的西方财阀政治(plutocracy)不同,中国更像一个精英治理(meritocracy)体系——这一点在我此前文章《当中国拥有越南宰相的帝国》中已有详述。
—
从“狼性文化”到全球主导
任正非借鉴军队精神打造的“狼性文化”,助推华为走向全球。公司并未正面硬撼西方巨头,而是以激进定价、灵活融资与卓越服务,迅速占领非洲、拉美和俄罗斯等被忽视的市场。
到2000年代中期,华为已与全球50家顶级电信运营商中的31家建立合作。随后,公司进军消费电子领域,推出搭载自研麒麟芯片的Ascend、Mate和P系列手机。至2018年,华为在中国市场超越苹果,全球范围内挑战三星——此举直接招致美国的高度警惕与制裁。
如今,在中国地铁里,随处可见儿童与母亲佩戴华为智能手表——这正是华为超越苹果、成为市场领军者的缩影。不仅如此,华为在智能眼镜领域也已领先,而苹果至今尚未推出任何相关产品。
—
“去美化”工程:生存之路
面对智能手机国际销售几近瘫痪,华为启动了一项被内部称为“去美化”(Project De-Americanization)的大胆战略:系统性地将美国技术从其生态系统中剔除。鸿蒙操作系统(HarmonyOS)取代安卓,华为移动服务(HMS)替代谷歌应用,自研芯片加速推进。Mate 60 Pro与麒麟9000S成为这一回归的终极象征——是对美国技术封锁的一记响亮耳光。
—
超越智能手机
华为的雄心远不止于手机。其云服务正与全球巨头正面竞争;AI芯片与大语言模型推动下一代创新;智能汽车解决方案(Intelligent Automotive Solutions)为赛力斯(SERES)、奇瑞(Chery)等车企赋能;物联网(IoT)与工业自动化方案正在现代化全球港口与关键基础设施。
华为早已不是一家单纯的手机公司——它是一座多元化的科技引擎,正在重塑整个产业格局,并将西方的压制转化为创新的催化剂。
如今,华为自营门店内,不仅陈列着智能手机与可穿戴设备,更展示着搭载全套智能技术的新车型——从先进车载信息娱乐系统、无缝互联,到自动驾驶解决方案——彰显其业务已从消费电子全面拓展至智能汽车领域。
此外,华为还提供一整套云服务,涵盖人工智能计算、数据存储、网络安全与企业解决方案,背后是由完整的生态系统支撑:包括通信基础设施、定制芯片、端到云(edge-to-cloud)平台,以及前沿AI创新。
—
回归的代价
复兴并非没有代价。2024年,华为营收达1200亿美元,但净利润却下滑28%。研发投入占营收比重超20%,67%的业务集中于中国本土,使其易受国内波动影响。技术差距依然存在——中芯国际(SMIC)的7纳米芯片仍落后于台积电(TSMC)的3纳米乃至2纳米工艺。但华为工程师的创造力、创新力与坚定意志,预示着未来更多惊喜。
深圳的华为研发中心虽隐于绿树之后,却从未落后于竞争对手。这里汇聚数千名工程师与科学家,专注于5G、人工智能、半导体与云计算。尽管——或许正因——全球制裁与供应链封锁,华为每年仍投入超200亿美元用于研发,使其不仅能在多个领域与西方科技巨头抗衡,甚至在某些方面实现超越。
—
地缘政治与信誉障碍依然存在
欧洲的审查——包括2025年布鲁塞尔的调查——以及华为被排除在行业联盟之外,都表明西方对抗仍在持续。然而,华为已重夺中国市场,并持续向“全球多数”所在的新兴市场进军,而非执着于日渐衰落的西方。
—
华为的崛起:创新、主权与西方霸权的终结
美国——一个历史不足三百年、二战后才成为全球超级大国的国家——如今正与中国对峙。而中国,拥有五千年文明,曾在过去两千年大部分时间里主导全球经济,早在基督诞生前就已是罗马帝国的重要供应商。
在这一背景下,华为的崛起堪称传奇。
这家私营企业,在世界最强国家的持续围剿下,凭借大胆而果敢的创新,颠覆了所有预期。Mate 60 Pro与麒麟9000S远不止是产品——它们是韧性、智慧与不屈精神的象征。每一项技术突破,都在巩固华为作为全球不可忽视力量的地位。
信息清晰而坚定:中国不再容忍欺凌与轻视。它正在宣示自身的科技实力与主权,并发出明确警告:低估中国,代价将极其高昂。
超越华为,中国拥有全球规模最大、富裕且快速增长的中产阶级——与美国日益萎缩、负债累累的中产阶层形成鲜明对比。这一人口与经济现实,正将中国企业——以及全球南方企业——推向主导下一代全球市场的有利位置,而西方企业则在衰退与停滞中挣扎。
华为的征程发出一个明确信号:科技与经济力量的天平正在倾斜,西方霸权已然动摇,而试图遏制中国的努力,只会加速其自身衰落的进程。
—

