
زیرساخت فناوری چین، مسیر بشریت را روشن میکند – دوستان سوسیالیست چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
متن زیر، سخنرانیای است که توسط آلساندرو زانکان (عضو هیئت تحریریه انتشارات ایسکرا و کمیته دوستان سوسیالیست چین در بریتانیا) در جلسه گزارشدهی هیئت اعزامی به چین که در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ در برایْتون برگزار شد، ارائه گردیده است.
آله در این سخنرانی به تأمل در مورد توسعه چین طی دهههای اخیر میپردازد و استدلال میکند که استفاده مردممحور این کشور از فناوری، نقشی محوری در موفقیت آن در حوزههای مختلف داشته است. پلتفرمهایی مانند ویچت (WeChat) و علیپِی (AliPay) خدمات عمومی و خصوصی را بهطور کارآمد و ایمن یکپارچه میسازند، در حالی که هارمونیاواس نِکست (HarmonyOS NEXT) هوآوی نمونهای از تلاش چین برای ایجاد زیستبومهای فناوری یکپارچه، تعاونی و غیر استثماری است. این هماهنگی با هدایت دولت، زیربنای دستاوردهایی چون کنترل همهگیری، انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش فقر بوده است.
ریشهکنی فقر در چین، که با تکیه بر سامانههای دادهمحور، زیرساختهای دیجیتال و برقرسانی روستایی محقق شده، حاصل برنامهریزی سوسیالیستی و تلاش جمعی است، نه صرفاً خیریه.
این مقاله نتیجه میگیرد که رویکرد دیالکتیکی چین به سوسیالیسم – عملگرا، انطباقپذیر و پیشرفته از لحاظ فناوری – درسهایی برای مارکسیستهای سراسر جهان دارد: مطالعه تجربه چین، به چالش کشیدن روایتهای غربی، و توسعه پلتفرمهای مستقل و تعاونی خودشان برای تولید دانش، انتشار و هماهنگی.
خلاصهای کوتاه از سفر
در اواخر ماه مِی و اوایل ژوئن، هیئتهایی از سازمانهای گوناگون، از جمله انتشارات ایسکرا، حزب کمونیست بریتانیا، اتحادیه کمونیستهای جوان، ائتلاف آزادی سیاه، گروه چیائو کالکتیو، سازمان سوسیالیستی جاده آزادی و حزب جهانی کارگران، به عنوان اعضای کمیتههای بریتانیا و ایالات متحده دوستان سوسیالیست چین، به سفری به چین رفتند. ما با سخاوتمندی تمام توسط شبکه سازمانهای غیردولتی چین برای تبادلات بینالمللی (CNIE) دعوت و میزبانی شدیم.
شانشی (Shaanxi)
اولین ایستگاه ما در شیآن، مرکز استان شانشی بود، که با یک توقف کوتاه در شانگهای به آن رسیدیم. ما از ارتش سفالین در موزه آرامگاه امپراتور چین شیهوانگ بازدید کردیم و از دیوار شهر شیآن دیدن کردیم.
کمی به تنهایی پرسه زدیم و شهر را به عنوان توریست تجربه کردیم، پیش از آنکه به یانآن برویم – مرکز اصلی انقلاب چین از پایان راهپیمایی طولانی در سال ۱۹۳۵ تا اواخر دهه ۱۹۴۰ – جایی که از سالن یادبود انقلاب و پایگاه حزب کمونیست چین (CPC) بازدید کردیم. ما در واقع توانستیم وارد خانههای غاری مائو زدونگ، ژو اِنلای و لیو شائوچی، و همچنین سالن هفتمین کنگره ملی شویم.
گانسو (Gansu)
در دونهوانگ، استان گانسو، در تعدادی جلسه و کنفرانس شرکت کردیم، که سرفصل آنها چهارمین گفتگوی تبادلات و یادگیری متقابل بین تمدنها بود و در آن فرصت ملاقات با هیئتهایی از سراسر جهان را پیدا کردیم. از یکی از بزرگترین پارکهای خورشیدی چین بازدید کردیم؛ غارهای خیرهکننده موگائو را دیدیم؛ و در جشن جشنواره قایق اژدها در صحرای گُبی شرکت کردیم. این تجربه واقعاً نفسگیر بود و هیچ چیز دیگری که در زندگیام دیدهام قابل مقایسه با آن نیست.
سپس به جیا یوگوان رفتیم، جایی که از یک دامداری شیر و چندین موزه بازدید کردیم؛ در یک چشیدن شراب از یکی از بزرگترین تولیدکنندگان شراب آسیا شرکت کردیم؛ از شبکه هوشمند جیهکو و پروژه نمایشی مصرف انرژی نو محلی دیدن کردیم؛ و موفق شدیم غربیترین نقطه دیوار بزرگ را ببینیم. پروژکتورهای متعددی در امتداد دیوارها، تصاویری متحرک از رویدادهای تاریخی را نمایش میدادند که بر ساختار هر قلعه و تک تک دیوارها نقش بسته بود.
شانگهای (Shanghai)
سفر خود را در شانگهای به پایان رساندیم، جایی که از محل و موزه اولین کنگره ملی حزب کمونیست چین بازدید کردیم.
با ژانگ وِیوِی و وو شینوِن در مؤسسه چین دانشگاه فودان به گفتگو پرداختیم و فرصت بازدید از دفتر مرکزی لنوو و دره روباتیک جانگ جیانگ را پیدا کردیم.
در روز آخر از منطقه معروف ساحلی باند (Bund) شهر بازدید کردیم، و من چند تن از رفقا را با اصرار به یک کتابفروشی در مرکز شهر کشاندم تا چمدانی را که عمداً خالی آورده بودم، پُر کنم. در نهایت، ۳۲ کتاب با خود آوردم.
تأملات و دستاوردها
چین توانسته است سیستمی را بسازد که واقعاً برای مردم و توسط مردم کار میکند. بیش از ۱۰۰ میلیون عضو در حزب کمونیست وجود دارد. فقر شدید ریشهکن شده است، زندگی روزمره ارزان است، کالاهای تولیدی کیفیت بالایی دارند، خیابانها امن هستند و مردم به کشور خود افتخار میکنند. این غرور را از طریق حس وظیفه مدنی خود نشان میدهند. آنها خیابانهای خود را تمیز و مرتب نگه میدارند، و به دولت خود اعتماد دارند، چرا که دولت در خدمت آنهاست.
سطح مالکیت خانه و قیمت عمومی مسکن در مقایسه با غرب بینظیر است. خشونت پلیس وجود ندارد، تیراندازیهای روزانه رخ نمیدهد، و پلیس تا دندان مسلح نیست.
شهرهای چین بر اساس نیازهای مردم ساخته شدهاند. فضای سبز در همهجا به چشم میخورد، سرویسهای بهداشتی عمومی به راحتی در دسترس هستند، پارکها دارای پیستهای دویدن با کفپوش نرم هستند، حمل و نقل عمومی بسیار ارزان است. میتوانم همچنان ادامه دهم.
با دیدن وضعیت تأسفبار کشورهای غربی، فقدان عمومی امید و نهیلیسم فراگیر، به راحتی میتوان نسبت به برخی ادعاهای مطرحشده در مورد پیشرفت چین بدگمان شد. به هر حال، آنچه آنها به انجام رساندهاند، از منظر ما در غرب، واقعاً غیرممکن به نظر میرسد. و حق این است که آنچه چین انجام میدهد، در غرب واقعاً غیرممکن است. غرب نه زیرساخت لازم را دارد و نه اراده سیاسی را برای انجام کاری شبیه به آن.
وقتی برای اولین بار از سفر برگشتم، واقعاً با مشکل مواجه شدم. ده روز یک سیستم کارآمد و مشارکتی را تجربه کرده بودم و بازگشت به لجنزارهای کشوری در حال زوال و فروپاشی، حداقل بگویم، افسردهکننده بود. اما پس از فروکش کردن کسالت پس از سفر، پر از امید و خوشبینی شدم. چین به من نشان داد که دنیای بهتری ممکن است.
پس چین چگونه این کار را انجام میدهد؟
در مورد سوسیالیسم با ویژگیهای چینی، در مورد اندیشه شی جینپینگ، و مسیر کلی توسعه چین بسیار گفته شده است، اما من میخواهم بر جنبهای تمرکز کنم که به گمانم نادیده گرفته شده است و برای ما در غرب، حیاتی است، چرا که جنبهای است که ما واقعاً تا حدی بر آن کنترل داریم.
آن جنبه، فناوری است.
فناوری (Tech)
در یکی از روزهای آخر سفر، به یک مرکز خرید در شانگهای رفتم تا برای خودم یک تلفن جدید بخرم. من به طور خاص میخواستم به فروشگاه هوآوی بروم تا با تلفنهای پرچمدار تاشو و لپتاپ آنها نیز بازی کنم.
تجربه خرید دلپذیری داشتم: یک تلفن ۹۰ پوندی خریدم که مانند یک تلفن ۵۰۰ پوندی کار میکند؛ همراه با یک قاب ارائه شد و کارمند هوآوی حتی چند اپلیکیشن برای من نصب کرد و یک بررسی کامل انجام داد تا مطمئن شود تلفن کار میکند و مناسب نیازهای من است. او بستههای زبان را برایم نصب کرد، مطمئن شد که برنامههای اندروید به درستی پیکربندی شدهاند و از من خواست آن را امتحان کنم تا مطمئن شود راضی هستم.
پس از خرید تلفن، مدتی را صرف کار با تلفن سهلایه تاشو کردم که مطمئنم بسیاری از شما آنلاین دیدهاید، و همچنین لپتاپ/تبلت هیبریدی تاشو مِیتبوک فولد (MateBook Fold).
پس از کار با آنها، به چند نکته پی بردم:
استفاده از فناوری در غرب بازتابی از پایه اقتصادی آن است، و همین امر در مورد چین نیز صدق میکند. فناوری در غرب یک کابوس آشفته، رقابتی، ناکارآمد، و فریبنده است که انرژی و تواناییهای مردم را تحلیل میبرد، در حالی که فناوری چینی پاک، تعاونی، کارآمد و ایمن است.
دولت چین فعالانه جهت فناوری را به سمت اهداف سوسیالیستی و بهبود زندگی مردم سوق داده است، پارادایمی که دقیقاً در نقطه مقابل پارادایم سودمحور غربی قرار دارد.
ویچت (WeChat) (و علیپِی به میزان کمتری)
اکثر افرادی که در سالهای اخیر به چین سفر کردهاند، یا ویچت یا علیپِی یا هر دو را روی تلفن خود نصب دارند.
برای کسانی که با این برنامهها آشنا نیستند، آنها به اصطلاح ابربرنامه (Super Apps) هستند که مجموعهای از قابلیتها را در یک رابط منحصر به فرد از طریق استفاده از مینیاپلیکیشنها ادغام میکنند.
به عنوان مثال، ویچت مسئولیت حمل و نقل، خدمات دولتی، وقت ملاقات پزشک، غذای بیرونبر، رسانههای اجتماعی، پرداختها و موارد دیگر را بر عهده میگیرد. در قطار، میتوانید غذای بیرونبر سفارش دهید تا در ایستگاه بعدی به صندلی شما تحویل داده شود. میتوانید یک دیدی (DiDi، معادل چینی اوبر) رزرو کنید، میتوانید پروازها را مستقیماً در برنامه رزرو کنید، میتوانید قبوض خود را بپردازید، همه اینها با یک ورود واحد انجام میشود.
مهم نیست کجا در چین باشید، میتوانید از این برنامهها برای دسترسی به تمام این خدمات، تقریباً بدون هیچ اصطکاکی استفاده کنید.
حریم خصوصی دادهها با استفاده از چیزی به نام سیستم توکن ناشناس تضمین میشود. دولت حساب شما را تأیید و اعتبار میبخشد، سپس آن تأییدیه را به شرکتها ارسال میکند، اما اطلاعات شخصی شما ناشناس میماند. تمام چیزی که شرکتها میدانند این است که کاربر توسط دولت تأیید شده است. به این ترتیب، دادههای شما فقط در یک مکان باقی میماند، تحت کنترل دولت، و شما همچنان از مزایای عصر هوشمند بهرهمند میشوید.
حالا بیایید این را با بریتانیا مقایسه کنیم.
من به عنوان یک فریلنسر خارجی، به نوعی هفت حساب پورتال دولتی و دو شماره NHS (خدمات بهداشت ملی) جمعآوری کردهام.
نیمی از حسابهای پورتال دولتی من کار نمیکنند؛ پورتال کد تأیید وضعیت اقامت من اغلب دچار نقص میشود؛ و من باید به سازمانهای شخص ثالث مستقر در ایالات متحده اجازه دسترسی به دادههایم را بدهم تا بتوانم سوابق پزشکی خود را بخوانم.
من به برنامه اوبر نیاز دارم تا اوبر رزرو کنم؛ به برنامههای رایانایر، ایزیجت و ویزایر نیاز دارم تا پروازها را رزرو کنم و در واقع از بلیطها استفاده کنم؛ به برنامه دلیورو برای تحویل غذا نیاز دارم؛ باید برای هر قبض متفاوت یک حساب تنظیم کنم و دادههایم را به چندین شرکت خصوصی مختلف پراکنده کنم.
گوگل، متا و اپل به طور قابل توجهی تلاش میکنند تا اکوسیستمهای فراگیر خود را برای غرب بسازند، اما به دلیل ماهیت اقتصادهای سرمایهداری، نمیتوانند به سطح یکپارچگی که در چین ممکن است دست یابند. هیچ مخزن داده متمرکزی، هیچ سازوکار ذخیرهسازی داده امن و پاسخگویی، هیچ توسعه هماهنگ ملی، هیچ همکاری اجباری دولتی بین نهادها، و هیچ تضمینی برای حریم خصوصی وجود ندارد.
چین در زمینه زیرساخت فناوری مایْلها از هر کشور دیگری جلوتر است، اما از همین وضعیت فعلی نیز راضی نیست. شاید جالبترین پیشرفت فناوری در سالهای اخیر برای من، حتی بیشتر از پذیرش گسترده هوش مصنوعی، جدیدترین سیستم عامل (OS) هوآوی باشد، که اتصال متقابل و تجربه کاربری یکپارچه را حتی فراتر میبرد.
من فرصت استفاده از آن را در طول سفر داشتم.
هارمونیاواس نِکست (HarmonyOS NEXT)
هارمونیاواس نِکست جدیدترین سیستم عامل چند دستگاهی هوآوی است. این سیستم که از پایه و بدون هیچ سختافزار یا نرمافزار غربی ساخته شده است، بر همان اصول ویچت و علیپِی بنا شده، اما آنها را یک گام فراتر میبرد:
– سیستم عامل به گونهای ساخته شده است که برنامهها و خدمات تنها یک بار نیاز به توسعه دارند و بر روی تمام دستگاهها به طور یکسان کار میکنند، از تلفنها گرفته تا لپتاپها، ساعتها، تلویزیونها، تبلتها.
– تمام دستگاهها قدرت پردازش خود را به اشتراک میگذارند و طوری عمل میکنند که گویی یک ابررایانه واحد هستند، به این معنی که برنامههای باز را میتوان با یک حرکت ساده به طور یکپارچه از یک دستگاه به دستگاه دیگر منتقل کرد.
– برنامهها میتوانند به چیزی به نام «خدمات اتمی» تجزیه شوند. به جای توسعه کل برنامهها، توسعهدهندگان میتوانند ماژولهای تککاره ایجاد کنند که میتوانند با ماژولهای دیگر ترکیب شوند تا خطوط لوله جدیدی را بسازند.
این به آن معناست که تمام عملکردهای مشترک تنها یک بار پیادهسازی شده و در بین دستگاهها، برنامهها و خدمات به اشتراک گذاشته میشوند. این امر منجر به کاهش عظیم در زمان توسعه، اشکالات، هزینههای سربار، استفاده از حافظه، و افزایش قابل توجهی در سرعت میشود. این بدان معناست که عملکرد جدید را میتوان به سرعت و به آسانی حتی در مناطقی با اتصال اینترنت ضعیف دانلود کرد، و برنامهها فقط یک بار برای تمام دستگاهها نیاز به دانلود دارند. به این معناست که کاربر میتواند ویرایش یک ویدیوی ۴K را در لپتاپ خود شروع کند، در تلفن خود ادامه دهد و در یک تلویزیون به پایان برساند، در حالی که تمام منابع به دستگاه مورد استفاده اختصاص داده شده است. یک تماس تلفنی میتواند بدون هیچ وقفهای از دستگاهی به دستگاه دیگر منتقل شود. رزرو پرواز میتواند به طور خودکار ایجاد یک رویداد تقویم را آغاز کند و یک برنامه سفر با مسیرهای حمل و نقل عمومی، رستورانهای در مسیر و هر اطلاعات مرتبط دیگری ایجاد کند.
مانع ورود پایینتر است، زیرا هنگامی که کاربر یاد میگیرد چگونه از یک برنامه در یک دستگاه استفاده کند، میتواند از آن در هر دستگاه دیگری استفاده کند.
از آنجا که تمام عملکردها به صورت متمرکز هماهنگ میشوند، رقابت بین توسعهدهندگان کاهش مییابد و عملکردها در واقع میتوانند به اشتراک گذاشته شوند. به هر حال، چرا باید چرخ یکسان را برای میلیونها بار دوباره اختراع کرد؟
پیامدها و نتایج
آنچه ما شاهد آن هستیم، «قدرت شوراها به علاوه برقرسانی به سراسر کشور» است، همانطور که لنین گفت، اما به سطح کاملاً جدیدی ارتقا یافته است. ما شاهد توسعه فناوری پیشرفته همراه با تحلیل مادی دیالکتیکی هستیم.
و نتایج نمیتوانند واضحتر باشند:
کووید (COVID)
سیاست کووید صفر چین توانست مرگ و میر ناشی از کووید را تا حدود ۵,۰۰۰ نفر مهار کند، پیش از آنکه به دلیل عدم اقدام بقیه جهان مجبور به بازگشایی شود. به محض پایان این سیاست، هزاران مورد مرگ و میر اضافی تقریباً بلافاصله گزارش شد و موارد بیشتری در راه است.
آنچه اجرای این سیاست را ممکن ساخت، زیرساخت فناوری چین بود.
زیرساختهای از پیش موجود آنها امکان استفاده مردم از برنامههای موجودی را که از قبل در آنها حساب داشتند (ویچت و علیپِی) برای ردیابی عفونتها و جابجایی افراد فراهم کرد. مفسران ضد چینی از این به عنوان نمونهای از عدم احترام چین به حق حریم خصوصی استفاده میکنند، اما من شخصاً حق نمردن را بالاتر از حق حضور در فضاهای عمومی در حالی که بیمار و مسری هستید، میدانم.
این را با ایالات متحده یا بریتانیا مقایسه کنید، جایی که هیچ اقدام اجباری گستردهای وجود نداشت، و خودگزارشدهی بخش بزرگی از ردیابی تماس بود. تلاشهای فناوری توسط شرکتهای خصوصی انجام شد، اما فقدان زیرساخت و پذیرش گسترده، داشتن هر چیزی که حتی از دور قابل مقایسه با پاسخ چین باشد را ناممکن ساخت. میلیونها نفر جان باختند و میلیونها نفر دیگر اکنون ناتوان شده و در حال تقلا هستند، بدون اینکه پایانی در دید باشد. شیوع به هیچ وجه به شکل معناداری مهار نشد، و به شرکتهای بزرگ فناوری اجازه داده شد تا با رویههای وحشتناک حریم خصوصی خود بدون هیچ محدودیتی ادامه دهند.
حوزه دیگری که چین در آن پیشتاز است، با کمک فناوری، انرژی است.
اقلیم و انرژی
در حالی که غرب مشغول انتقاد از چین به دلیل استفاده از زغال سنگ در تولید صنعتی بود، کاری که غرب مدتها پیش از چین انجام داده است، چین به تدریج شرایط را برای تولید انرژی پاک فراهم میکرد که اکنون آن را در هر معیار مربوط به انرژی سبز در صدر جهان قرار داده است.
فقط برای اشارهای به پیشرفت آن، چین در مسیر تولید انرژی خورشیدی بیشتر تا سال ۲۰۳۰ است تا کل مصرف ایالات متحده.
زیرساخت فناوری گسترده و تمرکزگرایی چین به آن اجازه میدهد تا تولید، توزیع و ساخت زیرساخت انرژی خود را در راستای انتقال کامل به انرژی سبز هماهنگ کند.
هیچ کشور دیگری در جهان نمیتواند با آن مقایسه شود. چین میتواند زیرساختها را به کار گیرد و عملیات را در مقیاسها و سرعتهایی هماهنگ کند که هیچ کشور دیگری به دلیل ساختار حکمرانی توزیعشدهاش نمیتواند با آن برابری کند.
تنها در نیمه اول امسال، چین بیش از دو برابر ظرفیت خورشیدی کل جهان نصب کرده است و از طریق ابتکار کمربند و جاده، پروژههای انرژی متعددی را در سراسر جهان – به ویژه در جنوب جهانی – رهبری میکند.
انتقال انرژیهای تجدیدپذیر اروپا اکنون به طور اساسی به فناوری و تولید چینی وابسته است، به طوری که ۹۸٪ از انرژی خورشیدی از زیرساختهای چینی استفاده میکند.
۸۵٪ از تولید جهانی سلولهای باتری در چین انجام میشود.
در طول سفرمان فرصت داشتیم شبکه برق چین را در عمل تجربه کنیم. ما از نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی برج نمک مذاب CSP در دونهوانگ بازدید کردیم، یک پارک خورشیدی عظیم با ۱۲,۰۰۰ پنل که برای جذب نور خورشید بسته به مکان خورشید میچرخند. آن نور به سمت یک برج نمک مذاب منعکس میشود که گرما را جذب کرده و یک توربین بخار ژنراتور را برای تولید برق به حرکت در میآورد، با نمک مذاب باقیمانده که در یک مخزن اختصاصی ذخیره میشود تا نیازهای انرژی پس از غروب خورشید را تأمین کند.
ما همچنین از شبکه هوشمند جیهکو و پروژه نمایشی مصرف انرژی نو محلی در جیا یوگوان دیدن کردیم، جایی که مرکز کنترل شبکه انرژی جیا یوگوان را مشاهده کردیم و از نزدیک دیدیم که چگونه انرژی با استفاده از جمعآوری دادههای گسترده و هوش مصنوعی توزیع میشود.
حوزه دیگری که در آن یک رویکرد دیالکتیکی مبتنی بر فناوری استفاده شد، کاهش فقر است:
کاهش فقر
در حالی که غرب مشغول ساخت معماری ضد بیخانمانها و اعزام نیروی انتظامی برای برچیدن اردوگاههای بیخانمانها بود، چین برنامه کاهش فقر خود را آغاز کرد.
چین از طریق استراتژی هدفمند خود، موفق شد حدود ۸۰۰ میلیون نفر را در کمتر از ۱۰ سال از فقر خارج کند و به حذف کامل فقر شدید دست یابد.
این تلاش تنها از طریق برنامهریزی گسترده، هماهنگی، توسعه فناوری و فداکاری مطلق ممکن بود.
حزب کمونیست چین یک پلتفرم دادههای بزرگ یکپارچه کاهش فقر برای هر شهرستان، و یک مرکز برای هر شهر ساخت، یک شخصیت پیشرو در هر روستا تعیین کرد، یک ترمینال باز کرد و یک دفترچه سوابق برای هر خانوار نگه داشت، یک گروه کارگری متعهد به کاهش فقر را پرورش داد و یک شبکه امنیت اجتماعی در مناطق فقیر ساخت.
دولت دسترسی به اینترنت و خدمات را به مناطق فقیر گسترش داد، و همچنین خدمات مالی اینترنتی را توسعه داد و برنامههای آموزش آنلاین را گسترش داد. همچنین به شدت در تغییر و ارتقاء شبکههای برق روستایی سرمایهگذاری کرد. میانگین زمان قطعی برق در مناطق روستایی به حدود ۱۵ ساعت در سال کاهش یافت. از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، چین برنامهریزی و پیادهسازی دسترسی به برق برای هر شهروند را انجام داد. تولید برق خورشیدی فتوولتائیک بخشی از برنامه کاهش فقر بود. مناطق فقیر در برنامهریزی پروژههای توسعه انرژی در اولویت قرار گرفتند. این امر درآمد فقرا را افزایش داده، توسعه اقتصادی را تحریک کرده و زندگی آنها را بسیار بهتر کرده است.
برخلاف غرب، چارچوب چین برای مبارزه با فقر بر اساس برنامهریزی و توسعه پایدار بود، نه خیریه از بالا به پایین.
نتیجهگیری
آنچه چین به انجام رسانده است، به سادگی فراتر از حد امکان در هر کشور سرمایهداری در حال حاضر است.
چین مسئول شرایطی نبود که آن را وادار به تأمین نیروی کار ارزان برای غرب کرد، اما از آن شرایط استفاده کرد تا خود را در بازار جهانی جای دهد و نیروهای مولده خود را توسعه دهد تا در طیف وسیعی از حوزهها به یک ابرقدرت تبدیل شود.
چین مسئول فاجعه اقلیمی که توسط غرب ممکن شد، نبود، اما از انرژیهای آلوده استفاده کرد تا به جایی برسد که اکنون گذار سبز را برای همه ممکن میسازد. چین تنها دلیلی است که بشریت شانس مبارزه با تغییرات اقلیمی را دارد.
آنهایی که چین را به دلیل سوسیالیست نبودن کافی مورد انتقاد قرار میدهند، این کار را از یک دیدگاه ایستا و آرمانگرایانه انجام میدهند؛ آنها فاقد درک دیالکتیکی هستند که زیربنای هر تصمیم چینی است؛ و در نهایت به طور ضمنی چین را به خاطر کاری که نیروهای خارجی با آن کردند، سرزنش میکنند. در یک دنیای سرمایهداری جهانیشده، کشورهای در حال توسعه را نمیتوان ملزم به استانداردهای توسعهای متفاوتی کرد، در غیر این صورت هرگز نمیتوانند از چالهای که در آن دفن شدهاند، بیرون بیایند.
اما آنهایی که از چین حمایت میکنند، نیازی نیست خود را به زحمت انتقاد از غربیها به دلیل اصرار آنها بر به اصطلاح «پاکیزگی ایدئولوژیک» بیندازند. سوسیالیسم چین هیچ ناپاکیای ندارد. دیالکتیک درباره تناقضات است، و تناقضات ذاتاً متناقض هستند. هیچ پاکی بدون ناپاکی نمیتواند وجود داشته باشد.
به عنوان مارکسیستها در مرکز امپریالیستی، وظیفه ماست که از چین بیاموزیم، با چین کار کنیم، با افتراهای ارتجاعی که همچنان در جنبش خودمان نفوذ میکند، مبارزه کنیم. هر کسی که نگران فقر، محیط زیست، کیفیت زندگی و غیره است، به سادگی نمیتواند از نادیده گرفتن کاری که مهمترین کشور جهان انجام میدهد، بپرهیزد.
اما کمونیستها در چین قدرت دولتی دارند و در واقع میتوانند به سمت اهداف سعادت مشترک که توسط دولت خودشان حمایت میشود، کار کنند.
ما به عنوان کمونیستها در غرب، با ساختارهای قدرت خودمان در تضاد هستیم و نمیتوانیم به پلتفرمهای خارج از کنترل خود تکیه کنیم که ما را در معرض خطر قابل توجهی برای کاری که انجام میدهیم، قرار میدهند. به همین دلیل است که باید پلتفرمهای خودمان را بسازیم و روی آنها همکاری کنیم.
مارکسیستها در حوزه فناوری، در سراسر جهان، باید از فرصتهای منحصر به فردی که با این لحظه خاص در زمان فراهم شده است – که بزرگترین اقتصاد جهان سوسیالیستی است و دسترسی به فناوری بیش از هر زمان دیگری دموکراتیزه شده است – استفاده کنند تا پلتفرمهایی برای تولید دانش، انتشار و هماهنگی بسازند.
ما باید از روشهای قدیمی ساخت حزب و انتشار دانش فاصله بگیریم و از پیشرفتهای فناوری متعددی که سالهای اخیر را مشخص کردهاند، استفاده کنیم.
ما باید برای کار خود از پلتفرمهای اختصاصی غربی فاصله بگیریم و قدرت دوگانه دیجیتال را بسازیم.
ما باید از مفهوم آنارشیستی عدم تمرکز به عنوان راهحل مشکلاتمان فاصله بگیریم.
ما برای مبارزه با قدرت دولتی غرب به تمرکز و سازماندهی پرولتری نیاز داریم.
چین مایل ۴ دقیقهای را دویده است، وظیفه ماست که از آن الگو بگیریم.
