مبارزه ضد فاشیستی روسیه، مقاومت فلسطین، و اینکه حزب کمونیست یونان چگونه عمل می‌کند.

در


مبارزه ضد فاشیستی روسیه، مقاومت فلسطین، و اینکه حزب کمونیست یونان چگونه عمل می‌کند.

راینر شی : خبرنامه تحلیلی مارکسیست-لنینیست در مورد ژئوپلیتیک و اقتصاد اجتماعی

م . چابکی

یکی از بزرگترین مشکلات در سیاست سوسیالیستی، اقتصادگرایی خام است که توسط حزب کمونیست یونان واحزاب وابسته به آن پیش می برند. مشکلی که دردیدگاه حزب کمونیست یونان وجود دارد نه تنها آنان را درمخالفت با کشورهای بزرگتر ضد امپریالیستی سوق می دهد، بلکه باعث می شود از نکات عادی‌سازی روابط در مورد فلسطین دورسازد. این اقدامات نادرست که تنها در مخالفت خوانی ساده مرتبط نمی‌شود؛ لذا به ما امکان می‌دهد تا شفاف‌ سازی کنیم.

هنگامیکه فعا لیت های اتحاد جماهیر شوروی با عقب نشینی به پایان رسید، کارگران درمبارزه طبقاتی مسیرهای بی‌سابقه‌ای را به روزکرده اند. مانند راه های مبارزه برای مقاومت نظامی دربرابرطرح های ناتوجهت یک تهاجم فاشیستی به روسیه ،کارگران هنگام اعمال فشاربردولت باعملیات ویژه دراوکراین بی تفاوت نمانده اند. یا مانند به دست گرفتن کنترل دولت براساس بولیواریسم، کارگران ونزوئلا برخورد کرده اند. اینها گام‌های اولیه در فرآیند بهبودی است که جنبش جهانی پرولتاریا پس ازشکست‌ها درقرن بیستم برای دفاع از دستاوردها و گسترش آنها طی کرده اند.

باید درک کنیم مبارزه انقلابی درمقایسه با دوران حاکمیت اتحاد شوروی اکنون چگونه تغییرکرده است.

فرار از رکود:

با انحلال اتحاد جماهیر شوروی، اقتصاد گرایی خام از درون فساد در تاریخ بی‌اعتبار شد. این رویداد در اتحاد شوروی ثابت کرد که هررهبر سوسیالیستی که «لنین و استالین» را نادیده بگیرد ویا با «همزیستی مسالمت‌آمیز» جهان سرمایه‌داری را دنبال کند،این رهبری سوسیالسم را به نابودی خواهد کشاند. حال وقتی رهبری یک حزب کمونیست که درقدرت نیست، چنین اقتصادگرایی خامی را در پیش ‌گیرد، نمی‌تواند با شرایطی که در آن قرار دارد، همگام شود، نتیجه این است که سازمان‌های آنان دچار رکود می‌شوند.این همان چیزی است که برای حزب کمونیست یونان و بسیاری ازاحزاب تحت نفوذ این حزب اتفاق می افتد:

خصومت با کشورهای ضد امپریالیستی، رد اتحادهای عملی ودروازه‌ بانی ضد دمکراتیک آنان، سواستفاده ازفرصت‌های این لحظه برای عدم ایجاد اتحاد برای قدرت کارگری دراین  سیاست شکست می‌خورند. من این بازیگران سیاسی را به عنوان کسانی توصیف می‌کنم که اندیشه های «لنین و استالین» را کنارمی گذارند: حمایت لفظی ازچهره‌هایکه درحزب کمونیست یونان انجام می‌دهد، یک چیز است، اما به کارگیری عمل آنها در بررسی علمی آنچه شرایط ازانقلابیون می‌خواهد، چیز دیگری است.

 وقتی حزب کمونیست یونان با عملیات ویژه ضد فاشیستی روسیه مخالفت کرده است، یا در کنار خرابکاران تروتسکیست ضد مادورو در ونزوئلا قرارمیگیرد، این مخالفت نشان دهنده عملگردی است که آنان درقرن بیست و یکم نتوانسته اند مبارزه طبقاتی را پیش برند.

در درون جنبش سوسیالیستی،در اردوگاه حزب کمونیست یونان تمایل به چسبیدن به گذشته نمایانگررد هرچیزی است که ازقوانین اقتصادی سختگیرانه منحرف می‌شود. از آنجا که این ذهنیت مانع پیشرفت جنبش کارگری می‌شود، با جذب عناصرلبیرال طرفدار سرمایه داری این جنبش را تحت الشعاع قرارمی دهد. درغیاب یک رهبری جدی ویا پویا؛ کارگران به دنبال جایگزین‌هایی خواهند بود. این همان کاری است که پس از جانبداری بین‌الملل دوم از امپریالیسم در جنگ جهانی اول، همانطور که لنین در سال ۱۹۱۵ توصیف کرده است انجام می دهند:

توده‌ های پرولتری – احتمالاً حدود نه دهم رهبران سابق آنان در آن سال به بورژوازی پیوسته‌اند – خود را در میان موجی از شوونیسم ، ​​​​تحت فشار حکومت نظامی و سانسور جنگ، متفرق و درمانده یافته‌اند.

 اما وضعیت عینی انقلابی ایجاد شده توسط جنگ، که درحال گسترش و توسعه بود، ناگزیراحساسات انقلابی را به وجود می‌آورد. دراین وضعیت بهترین وآگاه‌ ترین پرولتاریا را انتخاب حضورمی یابند. تغییرناگهانی درحال وهوای توده‌ها نه تنها ممکن است، بلکه بیش از پیش محتمل می‌شود، تغییری مشابه آنچه در اوایل سال ۱۹۰۵ در روسیه در رابطه با «گاپوناد» دیده شد (بسیاری از کسانیکه گفتند که او شبیه یک مسیح شمایل ‌نگارانه است- م).، زمانیکه درطول چند ماه و گاهی چند هفته، از توده‌های پرولتری عقب‌مانده، ارتشی میلیونی پدیدار شد که «از پیشتازان انقلاب پرولتاریا» پیروی می‌کرد. ما نمی‌توانیم بگوییم که آیا یک جنبش انقلابی قدرتمند بلافاصله پس از این جنگ یا در طول آن و غیره توسعه خواهد یافت، اما در هر صورت، تنها کار در این جهت شایسته فعالیت سوسیالیستی است.

زمانیکه روسیه عملیات ویژه اوکراین را در فوریه ۲۰۲۲ آغاز کرد، جنبش سوسیالیستی این نوع صعود را دوباره تجربه کرد، جاییکه مرحله جدیدی از بحران‌ها، جنبش کارگری را مجبور کرد تا پس از شکست‌های قبلی، اشکال جدیدی به خود بگیرد.

 بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۲، سوسیالیسم در خارج از کشورهای کارگری که باقی‌ماند از بسیاری جهات غیرفعال بود. در جاهایی مانند ایالات متحده، سوسیالیسم در آن دوران فقط «حرف» بود. تنها زمانی که احزاب کمونیست جهان با یک سوال واقعاً چالش‌برانگیز روبرو شدند – آیا شما متعهد به حمایت از نیروهایی هستید که با امپریالیسم ایالات متحده می‌جنگند – این بخش‌های از جنبش که توانستند نقشی پویا به دست آورند. این لحظه‌ای بود که نیروهایی مانند حزب کمونیست یونان شخصیت فرصت‌ طلبانه خود را به میزان بی‌سابقه‌ای آشکار کرد، در حالیکه سایر نیروها فرصتی برای نشان دادن اصول خود داشتند.

آزمون جدیدی که فلسطین ارائه داده است.

آزمون حمایت ازمقاومت ضد فاشیستی روسیه هنوزهمچنان پابرجاست و هنوزهم  درراستای مرکزی این سیاست طبقه کارگر قرار دارد.

با ادامه جنگ دراوکراین وکمک به تسریع رویدادها مانند عملیات «سیل الاقصی» در فلسطین، با همان اندازه مهم بود که شرکت‌کنندگان درمبارزه انقلابی نیاز به سازگاری سریع داشته‌اند. درزمانیکه درگیری‌های در همه جبهه‌ها در حال تشدید است، باید در کنارپیشرفت جنبش فلسطین بمانیم، باید از مقاومت فلسطین در بحبوحه فشار شدید صهیونیست‌ها حمایت کنیم؛ باید نسل‌کشی غزه را در مرکز توجه قراردهیم، حتی زمانیکه موضوع« فلسطین» تحت پوششی برای کسانی «مد روز نیست»؛ باید بر مبارزه طبقاتی تأکید کنیم و آن را پیش ببریم، زمانیکه این موضوع در «رسانه‌های جایگزین» یا فضاهای «چندقطبی» اولویت اصلی نیست. اینها وظایفی هستند که ما دردوران حاکمیت« ترامپ دو» به خود محول کرده‌ایم، جاییکه حتی با وجود پیشرفت‌های بزرگ نیروهای ضد امپریالیستی جهان، نیروهای فرصت ‌طلب قدرتمندی نیز ظهور کرده‌اند که با تهدید تلاش می کنند مسیرهای ویرانگری به سوی خود بکشانند.

 این تصور که ما باید در کنار «دولت دوم ترامپ» در برابر جناح لیبرال طبقه حاکم باشیم،  در فضای ما رواج دارد. این شرایط بحرانی بررسی فلسطین را از کاخ سفید دورمی سازد.

 درلحظات کنونی ما شاید مهم‌ترین رویدادهای جهان هستیم. این زمانی است که امپراتوری ایالات متحده طرح خود را برای تصویرکشیدن غزه به عنوان کشوری که« به صلح» رسیده است، فعال کرده است، در حالیکه از این عنوان پوششی برای تسریع نابودی فلسطین استفاده می‌کند. این بدان معنا نیست که امپراتوری کنترل کامل براوضاع دارد؛ مجبور بوده به قدرت شکست‌ ناپذیرمقاومت غزه پاسخ دهد، این تلاش برای لاپوشانی نسل‌ کشی جاری، بهترین امید آن برای رسیدن به «راه حل نهایی» در مورد فلسطین است.

 ما باید افشا کنیم که چگونه «اسرائیل» هنوزغزه را بمباران می‌کند، هنوز بخش‌ بزرگی از آن را اشغال کرده و هنوزمحاصره‌ای را تحمیل می‌کند که مردم غزه را گرسنه نگه ‌دارد. ما باید به جهانیان نشان دهیم که مبارزان مقاومت فلسطین همچنان به ضربات خودعلیه متجاوزان ادامه می‌دهند، درحالیکه جنبش‌ها به قربانیان نسل‌ کشی و قطع اقتصادی «اسرائیل»  برای رساندن کمک‌های بشردوستانه ادامه می دهند.

به قربانیان نسل‌کشی و قطع اقتصادی «اسرائیل.»

اینها ازجمله اقداماتی هستند که باید در صدر کارهایمان قرار دهیم. اگر از این وظایف غافل شویم و فقط در حرف ازفلسطین حمایت کنیم و درعمل برای آن مبارزه نکنیم، در نوع جدیدی از رکود فرو خواهیم رفت – حتی اگر خط سیاسی‌ای داشته باشیم که ازروسیه حمایت کند. پیشرفت در جنگ ضد استعماری فلسطین، که با پیروزی بزرگ استراتژی« ۷ اکتبر» مشخص شد، به بازیگران سیاسی طرفداران روسیه باید فرصت داد تا در سطح عملی ‌تری برتاریخ تأثیر بگذارند. حمایت ازموضع روسیه که خود به خودی ترقیخواهانه بود، اما با شتاب جهانی بی‌سابقه‌ای که درپس آزادی فلسطین وجود دارد، اکنون می‌توانیم نقش مستقیمی در پیشبرد مبارزه ضد امپریالیستی که روسیه بخشی از آن است، ایفا کنیم.

جای تردید نیست که حزب کمونیست یونان در آزمون فلسطین مردود می شود.

این حزب فقط به این دلیل در این آزمون مردود نمی شود که در مقابل نیروهای ضد امپریالیستی گسترده‌ ترایستاده است، اگرچه این قطعاً یکی از مشکلات مواضع آنان است. مشکل دیگرموضع حزب در مورد فلسطین این است که «حق» موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت می‌شناسد. این پیامِ بیانیه حزب کمونیست یونان درمورد چگونگی نگاه به نقش مردم «اسرائیل» است:

حزب کمونیست یونان همبستگی کامل خود را با مردم فلسطین و حمایت از آنها و نیاز به داشتن دولت خود مختارابراز کرد، درعین حال خاطرنشان کرد قربانی سیاستی که دولت بورژوایی اسرائیل و دولت ارتجاعی نتانیاهو دنبال می‌کنند، خود مردم اسرائیل هستند. این بیانیه با خصومت برخی از نیروهایی که ادعای ضد امپریالیستی بودن دارند و وجود دولت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند و آنرا صرفاً «پایگاه ایالات متحده آمریکا» توصیف می‌کنند و از جمله موارد دیگر، وجود بورژوازی اسرائیل، با برنامه‌های خاص خود، و مردم اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند، مواجه شده است.

ما می‌دانیم که این بیانیه، استدلال «حق موجودیت» را پیش می‌برد، زیرا حزب کمونیست یونان صراحتاً وجود یک دولت یهودی در فلسطین را توجیه می‌کند و می‌گوید: «وجود دولت اسرائیل امروز یک واقعیت است. قتل عام یهودیان توسط نازی‌ها و یهودستیزی که توسط طبقات بورژوا قبل ازجنگ جهانی دوم در بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری ترویج می‌شد، منجر به پذیرش ایجاد دولت اسرائیل در کناردولت فلسطین توسط اتحاد جماهیر شوروی و جنبش کارگری بین‌المللی شد.

این بدترین موضعی است که می‌تواند از اقتصاد گرایی خام نام برد، حتی بدترازشعار «نه به روسیه، و نه به ناتو» و یا «نه به واشنگتن، ویا نه به پکن». در اینجا، حزب کمونیست یونان موضعی اتخاذ می‌کند که یک دولت یهودی درفلسطین باید همچنان وجود داشته باشد، همانطور که در بیانیه 9 اکتبر خود می‌گوید که حزب کمونیست یونان خواهان «یک دولت مستقل [فلسطینی] در مرزهای 1967، با اورشلیم شرقی به عنوان پایتخت آن» است. که منحرف‌ ترین نوع دکترین «همزیستی مسالمت‌آمیز» را ترویج می‌دهد؛ دکترینی که در آن سیاستمداران لیبرال از ادامه اشغال صهیونیستی فلسطین حمایت می‌کنند، با استفاده از این وعده که این اشغال می‌تواند در کنار یک فلسطین «آزاد» وجود داشته باشد. تنها تأثیری که این موضع می‌تواند داشته باشد، تضعیف آرمان طرفداران فلسطین است، زیرا به ویژه در زمینه اصرار حزب کمونیست یونان مبنی بر اینکه ما باید «وجود دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسیم»، کارگران را به حمایت ازعادی‌سازی پروژه برتری قومی یهودیان سوق می‌دهد.همه اینها با این ایده که برای توجیه تضادهای طبقاتی، باید استعمارگران یهودی در فلسطین را به عنوان قربانی در نظر بگیریم؛ تحلیلی که به طرزعجیبی جدیت هولوکاست فلسطین را کوچک جلوه می‌دهد.

این اقدام مروجان اقتصادگرایی خام، بسیار مضر است . این اقدامات بما  نشان می‌دهد که چه باید کرد تا بیشترین تأثیر مثبت داشته باشیم. اگربا فداکاری در مبارزه برای مردم فلسطین ادامه دهیم وثابت کنیم با فشاربرای طرحی که حزب کمونیست یونان پیش می‌برند،برخورد کنیم، می‌توانیم به پیشرفت‌های اخیر آرمانهای ….. خود ادامه دهیم.

 برگرفته از خبرنامه تحلیلی مارکسیست – لنینیست : راینرشی

م . چابکی: 3 آبان 1404 برابربا25اکتبر2025

توضیح:

راینرشی : خبرنامه تحلیلی مارکسیست-لنینیست در مورد ژئوپلیتیک و اقتصاد اجتماعی است ….» فشارهای اقتصادی را در بحبوحه‌ی سرمایه‌ داریِ در مراحل پایانی احساس می‌کنم.»….

 اگر از کار من قدردانی می‌کنید، امیدوارم که به عنوان یک اهدا کننده‌ حمایت با یک‌ بار به کمک مالی کنید تا درادامه مبارزه بر سیستم مفید تر باشم. Patreon  حساب