
«پایبندی استوار به قطعنامه ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل و اصل «یکچین»»
تارنمای وزارت امورخارجه جمهوری خلق چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
روز ۱۹ اکتبر ۲۰۲۵، روزنامهی «تهرانتایمز» یادداشتی به قلم جناب آقای کُنگ پِیوو، سفیر جمهوری خلق چین در تهران، به چاپ رساند که در ادامه میآید:
در ماه مهی جاری، پرسش تایوان را از منظر سه محور زمانی برای دوستان ایرانی بازگو کردم. امروز، از سه وجه حقوقی، اسناد تاریخی و اجماع جهانی توضیح میدهم که چرا باید قطعنامهی ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل و اصل «یکچین» را استوار نگه داریم.
۱. قطعنامهی ۲۷۵۸: بنیان حقوقی لرزهناپذیر
۲۵ اکتبر ۱۹۷۱، در بیستوششمین نشست مجمع عمومی، قطعنامهای با اکثریتی قاطع به تصویب رسید که «کلیه حقوق چین در سازمان ملل به جمهوری خلق چین بازگردانده و نمایندگان دولت آن بهعنوان تنها نمایندگان مشروع چین به رسمیت شناخته میشوند».
این قطعنامه رسماً تأیید میکند که در جهان تنها یک چین وجود دارد، منطقهی تایوان بخش جداییناپذیر خاک چین است و دولت جمهوری خلق چین تنها دولت قانونی است که تمامی قلمروی چین را نمایندگی میکند. دفتر امور حقوقی دبیرخانهی سازمان ملل نیز صراحتاً اعلام کرده: «سازمان ملل تایوان را استانی از چین میداند و هیچگونه وضعیت جداگانهای برای آن قائل نیست؛ مقامات تایپه نیز هیچگونه جایگاه دولتی ندارند». این موضع، موضع یکنواخت و مستند سازمان ملل بوده و هست.
تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ و عقبنشینی بقایای نیروهای ژیانگ کایشک به تایوان، صرفاً جابهجایی قدرت در درون چین بود؛ شخصیت حقوقی چین در عرصهی بینالملل، حاکمیت و مرزهای سرزمینی آن تغییری نکرد. بر پایهی واقعیت «تایوان جزء خاک چین است»، قطعنامهی ۲۷۵۸ کرسی و نمایندگی سراسر چین ــ از جمله تایوان ــ را به دولت چین بازگرداند؛ زنجیرهای منطقی و پشتوانهای حقوقی انکارناپذیر.
۲. تایوان بخشی از چین است: شواهد تاریخی گریزناپذیر
تایوان از دیرباز بخش ناگسستنی خاک چین بوده و اسناد تاریخی آن راچهنماند. نخستین بار در ۱۳۳۵م. دولت مرکزی چین نهادهای اداری در تایوان برپا کرد و حاکمیت اجرایی اعمال نمود. از سلسلههای سونگ و یوآن به بعد، دولت مرکزی در پنگهو و تایوان ادارات ایجاد کرد و بر آن مناطق حکومت کرد.
۱۶۸۴م. دولت چینگ «بخش تایوان» را بنیاد نهاد؛ ۱۸۸۵م. تایوان بهمثابهی یک استان ارتقا یافت و ادارهاش استوارتر شد.
۱۸۹۴م. ژاپن جنگ چین-ژاپن را آغاز کرد و سال بعد با معاهدهی شیمونوسکی، چین را وادار به واگذاری تایوان و مجمعالجزایر پنگهو کرد. همین واقعیت نشان میدهد تایوان پیش از ۱۸۹۵ بخشی از خاک چین بود.
۱۹۴۳م. «اعلامیهی قاهره» تصریح کرد: «سرزمینهایی که ژاپن از چین ربوده ــ از جمله منچوری، جزیرهی تایوان و پنگهو ــ به حاکمیت چین بازگردانده خواهند شد».
۱۹۴۵م. «اعلامیهی پوتسدام» باز اجرای مفاد اعلامیهی قاهره را تأیید کرد. در سپتامبر همان سال، ژاپن «سند تسلیم» را امضا و متعهد به اجرای اعلامیهی پوتسدام شد. ۲۵ اکتبر ۱۹۴۵، دولت چین در تایپه مراسم پذیرش تسلیم ژاپن در تئاتر جنگی تایوان را برگزار کرد و رسماً اعمال حاکمیت بر تایوان را از سر گرفت.
وضعیت تایوان در ۱۹۴۵، با پیروزی مردم چین ــ از جمله هموطنان تایوانی ــ در جنگ ضدژاپنی، بهکلی روشن شد. این پیروزی که بهای گزافی در خون داده شد، با روایتهای دروغین هیچ کشوری نمیلرزد. شواهد روشن تاریخی، تایوان را بخشی مقدس و جداییناپذیر از خاک چین مینمایاند.
۳. اصل «یکچین»: اجماع جهانی بازگشتناپذیر
در سپتامبر ۱۹۷۱ که بیستوششمین نشست مجمع عمومی آغاز شد، حمایت عمومی از بازگرداندن کرسی به جمهوری خلق چین موج میزد. آمریکا که زیر بار این واقعیت نمیرفت، طرحی موسوم به «نمایندگی مضاعف» را پیش کشید تا عملاً «دو چین» و «یک چین و یک تایوان» بسازد؛ این تلاش شکست خورد و طرح بیاثر ماند. این شکست گواهی است که جریان حاکم بر جامعهی جهانی ــ پایبندی به اصل یکچین ــ گریزناپذیر است و این اصل، اجماعی بازگشتناپذیر به شمار میرود.
مدتی است برخی کشورها قطعنامهی ۲۷۵۸ را تحریف و به چالش میکشند و افسانهی «وضعیت تعییننشدهی تایوان» را میپراکنند و افکار عمومی جهانی را فریب میدهند. این اقدامها نهتنها دخالت آشکار در امور داخلی چین است، بلکه دستدرازی به ثمرهی پیروزی در جنگ جهانی دوم و نظم پس از آن نیز هست.
اصل «یکچین» پیششرط بنیادین و پایهی سیاسی برقراری روابط دیپلماتیک چین با همهی کشورهاست و بهعنوان یک هنجار اساسی روابط بینالملل و اجماع جهانی درآمده است. در بیش از نیمقرن از تصویب قطعنامه، شمار کشورهایی که بر اساس این اصل با چین رابطه برقرار کردهاند از ۶۰ به ۱۸۳ رسیده است؛ عددی که در پس خود احترام به حقایق تاریخی و پایبندی به حقوق بینالملل را نهفته دارد.
چین و ایران شریک راهبردی جامع یکدیگرند و در مسائل مربوط به منافع بنیادین و دغدغههای بزرگ همیشه پشتیبان یکدیگر بودهاند. اصل «یکچین» نهتنها پایهی روابط دیپلماتیک دو کشور است، بلکه بارها در اسناد مشترک، از جمله بیانیههای مشترک، مورد تأکید و تصدیق قرار گرفته است. چین ارج مینهد که ایران همواره موضعی درست در حمایت از اصل «یکچین» داشته و آماده است با ایران همکاری کند تا اعتماد سیاسی را ژرفتر سازد، اعتبار قطعنامهی ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل و اصل «یکچین» و دیگر هنجارهای بنیادین روابط بینالملل را پاس بدارد و در حفظ صلح و ثبات جهانی و ارتقای عدالت و انصاف بینالمللی سهمی شایان ایفا کند.
中国驻伊朗大使丛培武发表署名文章《坚定捍卫联合国大会第2758号决议 坚持一个中国原则》
2025年10月19日,《德黑兰时报》刊发了中国驻伊朗大使丛培武(阁下)署名文章《坚定捍卫联合国大会第2758号决议 坚持一个中国原则》。全文如下:
今年五月,我曾向伊朗朋友介绍台湾问题的历史脉络,并以三条重要时间线进行了阐述。今天,我将从法理、历史事实和国际共识三个维度,向伊朗朋友进一步说明为何必须坚定捍卫联合国大会第2758号决议,坚持一个中国原则。
一、联合国大会第2758号决议:不可动摇的法律基础
1971年10月25日,联合国大会第二十六届会议以压倒性多数通过了第2758号决议,“决定恢复中华人民共和国的一切合法权利,并承认其政府代表为中国在联合国的唯一合法代表”。
该决议庄重确认了“世界上只有一个中国,台湾地区是中国不可分割的一部分,中华人民共和国政府是代表全中国唯一的合法政府”。联合国秘书处法律事务厅在正式法律意见中明确指出:“联合国认定‘台湾’是中国的一个省份,并无任何独立地位”,“‘台北当局’不被视为享有任何政府身份”。这是联合国一贯立场,有据可查。
必须澄清的是,1949年中华人民共和国成立,以及蒋介石残部逃至台湾,仅是中国境内政权更迭,丝毫未改变中国作为国际法主体的地位,亦未改变中国的主权及固有疆域。在“台湾属于中国领土”这一基本事实和前提下,第2758号决议将包括台湾在内的全中国代表席位归还中国政府。这一逻辑链条清晰,法理基础不可辩驳。
二、台湾属于中国:不可更改的历史证据
台湾自古以来就是中国领土不可分割的一部分,史料证据确凿。早在1335年中国中央政府已在台湾设立行政机构,行使行政管辖权。自宋元以后,中国中央政府已开始在澎湖及台湾设置行政机构并行使管辖。1684年清政府设立台湾府,1885年进一步将台湾升格为省,强化对台湾的治理。
1894年,日方发动甲午战争,次年强迫清政府签署《马关条约》,割让台湾及澎湖列岛。这一史实恰恰证明,在1895年之前台湾已是中国领土。1943年《开罗宣言》明确规定“日本从中国窃取的一切领土——包括满洲、台湾、澎湖列岛——都应归还中国主权”。1945年《波茨坦公告》重申“开罗宣言之条款必将实施”。同年九月,日本签署《日本投降书》,承诺履行《波茨坦公告》所规定义务。10月25日,中国政府在台北举行“台湾省受降典礼”,正式宣布恢复对台湾行使主权。
随着中国人民取得抗日战争胜利,台湾归属问题于1945年已彻底解决。这一胜利经过中国人民包括台湾同胞浴血奋战、巨大牺牲,绝不会因少数国家的虚假叙述而动摇。历史证据一再证明,台湾自始至终都是中国神圣不可分割的领土。
三、一个中国原则:不可逆转的国际共识
1971年9月联合国大会第二十六届会议召开时,恢复中华人民共和国在联合国合法席位的呼声日益高涨。美方对此心存抵制,持续阻挠,通过提出所谓“双重代表权”提案,试图创造“两个中国”或“一个中国,一个台湾”的格局,但最终以失败告终。事实充分表明,国际社会坚持一个中国原则的大势不可逆转,该原则作为国际共识已不可动摇。
一些国家近年来故意歪曲和挑战第2758号决议,故意散布“台湾地位未定”等错误谬论,误导国际舆论。这些行为不仅粗暴干涉中国内政,更公然挑战二战胜利成果和战后国际秩序。
一个中国原则是中国与所有国家建立外交关系的根本前提和政治基础,已成为国际关系基本准则和国际社会普遍共识。决议通过五十余年来,奉行此原则与中国建交的国家数量已从六十余国增至一百八十三国,彰显各国尊重历史事实、遵循国际法。
中伊是全面战略伙伴,在涉及彼此核心利益和重大关切问题上一贯相互支持。一个中国原则不仅是中伊建交的基础,也多次在双方联合声明等文件中被重申和确认。中方高度赞赏伊朗在一个中国原则问题上的坚定正确立场,愿同伊方继续深化政治互信,共同维护联合国大会第2758号决议权威,坚持一个中国原则和国际关系基本准则,为维护世界和平稳定、促进国际公平与正义作出应有贡献。

