
ژائو وِیهوا: در برابر زورگویی تعرفهای ترامپ، چرا کشورهای آسهآن یکی پس از دیگری تسلیم شدهاند و به جای اتحاد، در برابر او مقاومت نکردهاند؟
ژائو وِیهوا
مدیر مرکز مطالعات روابط چین و کشورهای همسایه، دانشگاه فودان
ترجمه مجله جنوب جهانی
همایش اوج آسهآن سال ۲۰۲۵ در تاریخ ۲۶ اکتبر (۴ آبان ۱۴۰۴) آغاز شد. با این حال، پیش از آنکه «ایر فورس وان» ترامپ به کوالالامپور برسد، جنوب شرقی آسیا از پیش تحت تأثیر «شکآور ترامپی» قرار گرفته بود:
بمب تعرفهای که ترامپ در آوریل جاری رها کرد، همچنان اثرات تکاندهندهاش را در منطقه باقی گذاشته است. این اقدام نهتنها کشورهای آسهآن را در دوگانگی «وابستگی اقتصادی در مقابل استقلال استراتژیک» گرفتار کرده، بلکه توافق زودهنگام ویتنام با آمریکا در مذاکرات تعرفهای نیز شکافهای درونی آسهآن را آشکار ساخته است.
فشار تعرفهای ترامپ بر ویتنام و سایر کشورهای آسهآن چگونه بر آینده روندهای تجاری منطقه تأثیر خواهد گذاشت؟ آسهآن، که همزمان بهشدت به چین و آمریکا وابسته است و بر استقلال خود تأکید میورزد، چگونه در میان این دو غول جهانی راهی برای بقا خواهد یافت؟ «شبکهٔ گوانچا» با پروفسور ژائو وِیهوا، کارشناس مسائل ویتنام و مدیر مرکز مطالعات روابط چین و کشورهای همسایه دانشگاه فودان، گفتوگو کرده تا چالشهای دوگانه و انتخابهای استراتژیک ویتنام و آسهآن را تحلیل کند.
گفتوگو / شبکهٔ گوانچا – لی لینگ
ترجمه مجله جنوب جهانی
«ویتنام نمیتواند درخواستهای آمریکا را بهصورت صددرصد اجرا کند»
گوانچا: اخیراً اعلام شده که ویتنام انتظار دارد در سال جاری رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) خود را به ۸ درصد برساند؛ رقمی که همان هدف تعیینشده در ابتدای سال بود. در شرایطی که جهان با موج جدید حمایتگرایی روبهروست، چه عاملی این رشد سریع اقتصادی ویتنام را ممکن ساخته است؟
ژائو وِیهوا: ویتنام در واقع هدف ۸ درصدی را برای رشد GDP سال جاری تعیین کرده، اما تحقق آن هنوز نیازمند بررسی است. بهطور کلی، این روند با مرحلهٔ توسعهٔ اقتصادی این کشور ارتباط دارد. در بیست سال گذشته، اقتصاد ویتنام همواره با سرعتی متوسط تا بالا رشد کرده است؛ بهویژه پس از همهگیری کرونا، نرخ رشد از ۵ تا ۶ درصد به ۷ تا ۸ درصد افزایش یافته است. به نظر من، این شتاب رشد عمدتاً ناشی از دو عامل است:
اول، انتقال صنایع ناشی از جنگ تجاری آمریکا علیه چین.
در واقع، حتی اگر آمریکا جنگ تجاری و فناورانه علیه چین را آغاز نمیکرد، با توجه به قانون طبیعی اقتصاد — یعنی افزایش هزینههای نیروی کار در چین در پی رشد اقتصادی آن — بسیاری از صنایع بهطور طبیعی به سمت کشورهای در حال توسعهای مانند ویتنام، لائوس و کامبوج منتقل میشدند. اما جنگ تجاری آمریکا علیه چین، علاوه بر این قانون طبیعی، یک فشار خارجی قوی نیز ایجاد کرد. در نتیجه، بسیاری از شرکتهای چینی و خارجی که پیشتر در چین سرمایهگذاری کرده بودند، بخش عمدهای از تولید خود را به ویتنام منتقل نمودند. در میان کشورهای جنوب شرقی آسیا — بهویژه کشورهای شبهجزیرهٔ هندوچین — ویتنام به دلیل نیروی کار جوان و باسواد، همچنین شباهتهای فرهنگی، ساختاری و آدابورسومی با چین، محیطی آشنا و مناسبتری برای سرمایهگذاران چینی فراهم کرده است و در نتیجه بیشترین سهم از این انتقال صنعتی را به خود اختصاص داده است.
دوم، جریان گسترده سرمایهگذاری خارجی به سمت ویتنام در سالهای اخیر.
از زمان آغاز جنگ تجاری و فناورانه آمریکا علیه چین، بسیاری از کشورها برای کاهش ریسک، استراتژی «چین+۱» را در پیش گرفتهاند تا تمام تخممرغهای خود را در یک سبد نگذارند. ویتنام که با چین هممرز است و از نظر بازار با آن پیوند تنگاتنگی دارد، امکان استفاده از مزایای بازار چین را فراهم میکند، در عین حال امنیت شرکتها را نیز تضمین مینماید. بنابراین، بسیاری از شرکتهایی که قصد سرمایهگذاری در چین را داشتند، بهجای آن به ویتنام روی آوردند. همچنین، بسیاری از شرکتهای غربی و ژاپنی-کرهای نیز با در نظر گرفتن احتیاط و اجتناب از ریسک، سرمایهگذاری خود را در ویتنام آغاز کردند. این امر نقشی کلیدی در شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی ویتنام ایفا کرده است.
گوانچا: در مورد جنگ تجاری، چند ماه پیش خبرهایی منتشر شد که گویی نمایندگان آمریکا و ویتنام بر سر تعرفهای ۱۱ درصدی توافق کرده بودند، اما ترامپ ناگهان در فضای مجازی اعلام کرد که این رقم ۲۰ درصد است و ویتنامیها نیز از این تصمیم سردرگم شدند. آیا این واقعیت دارد؟
ژائو وِیهوا: سیاست «تعرفهٔ معادل» ترامپ شامل یک تعرفهٔ پایهٔ ۱۰ درصدی است. بهعنوان مثال، سنگاپور که دوستترین کشور جنوب شرق آسیا با آمریکا و همپیمان آن محسوب میشود، همین تعرفهٔ ۱۰ درصدی را پرداخت میکند. احتمالاً در مذاکرات، آمریکاییها رقمی حدود ۱۰ یا ۱۱ درصد پیشنهاد داده بودند، اما ترامپ در نهایت رقم ۲۰ درصدی را اعلام کرد که ممکن است شامل همان تعرفهٔ پایهٔ ۱۰ درصدی نیز باشد.
البته، زمانی که ترامپ خبر تعرفهٔ ۲۰ درصدی علیه ویتنام را اعلام کرد، واکنشهای متفاوتی در میان ویتنامیها دیده شد: برخی احساس فریبخوردگی کردند، در حالی که برخی دیگر آن را دستاوردی دیپلماتیک دانستند، چرا که تعرفه از ۴۶ درصد به ۲۰ درصد کاهش یافته بود. همچنین، نظری وجود دارد که کشورهای متحد آمریکا مانند فیلیپین نیز تنها تعرفهٔ ۱۹ درصدی را دریافت کردهاند و ویتنام تنها یک درصد بیشتر پرداخت میکند. با توجه به اینکه هزینههای تولید در ویتنام بسیار پایینتر از آمریکا است، این تعرفه تأثیر چندانی بر صادرات ویتنام به آمریکا و اقتصاد کلی آن نخواهد داشت.
گوانچا: اگرچه تأثیر بر صادرات به آمریکا چندان نیست، اما آمریکا از ویتنام خواسته که بر تمام کالاهای عبوری (ترانزیتی) تعرفهٔ ۴۰ درصدی وضع کند. این امر چه تأثیری بر تجارت چین و ویتنام خواهد داشت؟
ژائو وِیهوا: درخواست آمریکا مبنی بر وضع تعرفهٔ ۴۰ درصدی بر تمام کالاهای چینی عبوری، الزامی برای ویتنام نیست و احتمالاً بهطور کامل اجرا نخواهد شد.
ویتنام — همانند تمام کشورهای جنوب شرق آسیا — یک اقتصاد صادراتمحور است و بهشدت به حجم صادرات حساس است. در حال حاضر، ویتنام آمریکا را بزرگترین بازار صادراتی خود میداند؛ بر اساس آمار ویتنام، صادرات این کشور به آمریکا در سال ۲۰۲۴ به ۱۱۹٫۲ میلیارد دلار رسیده (بر اساس آمار آمریکا، این رقم ۱۲۵ میلیارد دلار است). اما بر اساس آمار گمرک چین، صادرات چین به ویتنام در همین سال به بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار و واردات از ویتنام به ۹۷ میلیارد دلار رسیده است. این یعنی ظرفیت جذب کالاهای ویتنام توسط چین معادل ۸۲ درصد بازار آمریکا است و این روند در حال افزایش است. بنابراین، ویتنام بههیچوجه نمیتواند بهخاطر منافع آمریکا، روابط خود با چین را به خطر بیندازد.
علاوه بر این، اگرچه چین با ویتنام کسری تجاری حدود ۶۰ میلیارد دلاری دارد، اما کالاهای صادراتی چین به ویتنام عمدتاً کالاهای ارزانقیمت و باکیفیت و بیشتر از نوع کالاهای میانی (intermediate goods) هستند که پس از فرآوری در ویتنام، به اروپا و آمریکا صادر میشوند. به عبارت دیگر، زنجیرهٔ تأمین چین، عامل کلیدی حفظ کسری تجاری ویتنام با اروپا و آمریکا است. بدون این کالاهای میانی چینی، ویتنام هرگز نمیتوانست کسری تجاری خود با آمریکا را حفظ کند. از این رو، بازار چین در واقع از بازار آمریکا برای ویتنام اهمیت بیشتری دارد.
از سوی دیگر، بر اساس توافقنامهٔ RCEP، بسیاری از کالاهای صادراتی کشورهای آسهآن به چین بدون تعرفه هستند (برخی با نرخ موقت ۳ درصد)، و تعرفههای چین بر کالاهای این کشورها نیز بسیار مساعد است. در مجموع، توافقنامهٔ RCEP به نفع کشورهای آسهآن — از جمله ویتنام — است. این توافقنامه مبتنی بر اصل تقابل (reciprocity) است؛ بنابراین اگر ویتنام تعرفهٔ ۴۰ درصدی بر کالاهای چینی وضع کند، دیگر نمیتواند از مزایای تعرفههای ترجیحی چین بهرهمند شود و بدون شک زیانهای سنگینی خواهد کشید.
آمریکا این درخواست را با عنوان «تقلب تجاری» مطرح کرده است. از نظر ظاهری، این امر عمدتاً بر کالاهایی تأثیر میگذارد که در چین تولید شده و در ویتنام برچسب «ساخت ویتنام» میخورند. پس از دورهٔ اول ریاستجمهوری ترامپ، برخی شرکتهای چینی کالاهای کاملاً ساختهشده در چین را به ویتنام صادر کرده و پس از چسباندن برچسب محلی، آنها را به اروپا و آمریکا فروختند. تعرفهٔ ۴۰ درصدی احتمالاً علیه همین نوع کالاهاست. در آینده، مسیر دور زدن تعرفههای آمریکا از طریق برچسبزنی در ویتنام برای شرکتهای چینی دشوارتر خواهد شد. با این حال، تا زمانی که کالاهای صادراتی چین به ویتنام از قواعد منشأ (rules of origin) پیروی کنند و مدارک قانونی لازم را داشته باشند، ویتنام هیچ دلیلی برای وضع تعرفهٔ ۴۰ درصدی بر آنها ندارد، چرا که چنین اقدامی به نفع خودش نخواهد بود.
گوانچا: آیا این بدان معناست که در آینده شاهد انتقال بیشتر مراحل تولید شرکتهای چینی به ویتنام خواهیم بود؟ شما چند ماه پیش از برخی مناطق صنعتی ویتنام بازدید کردید؛ آیا در این زمینه اطلاعاتی کسب کردید؟
ژائو وِیهوا: آمریکا قاعدهای دارد مبنی بر اینکه اگر بیش از ۵۰ درصد از اجزای یک کالا از چین باشد، منشأ آن کالا چین محسوب میشود. بنابراین، حتی اگر شرکتهای چینی در ویتنام تولید کنند، باز هم ممکن است تحت این قاعده قرار گیرند. با این حال، من معتقدم که ویتنام در اجرا همیشه منافع خود را در نظر خواهد گرفت. ویتنام به صادرات اهمیت زیادی میدهد، اما همزمان به هزینهها و سودآوری نیز توجه دارد. از این رو، بههیچوجه نمیتواند تمام خواستههای آمریکا را بهصورت صددرصد اجرا کند.
بهعنوان مثال، در بخش خودرو میتوان این موضوع را روشنتر دید: ویتنام در حال حاضر بر تمام کالاهای آمریکایی — از جمله خودرو — تعرفه نمیگذارد. با این وجود، مصرفکنندگان ویتنامی احساس کاهش قیمت خودرو نکردهاند، چرا که دولت ویتنام در مرحلهٔ مصرف داخلی، مالیات ویژهٔ مصرفی ۴۰ درصدی بر خودرو وضع کرده است. به این ترتیب، ویتنام با ابزاری دیگر، پیامدهای منفی تکجانبهٔ تعرفهصفر با آمریکا را جبران کرده است.
گوانچا: یادآوری میکنم که شما در یکی از مقالات خود استراتژی «توازن دوگانه» ویتنام را در قبال چین و آمریکا مطرح کردید؛ یعنی همکاری با چین برای جلوگیری از «تحول آرام» آمریکا و همزمان استفاده از آمریکا برای متعادلکردن نفوذ چین.
ژائو وِیهوا: بله، به نظر من این استراتژی تغییری نخواهد کرد. هرچند ویتنام تحت فشار شدید آمریکا قرار دارد، اما همانطور که «فام بینه مینه» گفته، تنها راه حفظ حداکثر منافع ملی، حفظ تعادل بین چین و آمریکاست. هرگونه تمایل به یکی از طرفین، تعادل روابط را بر هم زده و به منافع ویتنام آسیب خواهد زد. این دیدگاه امروز نیز همچنان معتبر است. چین در زنجیرهٔ تأمین ویتنام نقشی بسیار حیاتی دارد و از این منظر، چین برای ویتنام از آمریکا مهمتر است. بنابراین، ویتنام هرگز نمیتواند با خطر دستکشیدن از چین، منافع آمریکا را برآورده کند.
در واقع، دلیل اینکه ویتنام اولین کشوری بود که با آمریکا مذاکره کرد و سریعتر از دیگران با ترامپ به توافق رسید، دو عامل داشت:
اول، آسیبپذیری روابط تجاری ویتنام و آمریکا؛ ویتنام سالانه حدود ۱۲۰ میلیارد دلار کالا به آمریکا صادر میکند، اما تنها ۱۵ میلیارد دلار از آمریکا وارد مینماید و این وابستگی یکسویه، موقعیت آن را ضعیف کرده است.
دوم، کشورهای جنوب شرق آسیا — از جمله ویتنام — تحت تأثیر تجربیات گذشته عمل میکنند. آنها معتقدند که حتی چین، بهعنوان یک قدرت بزرگ، در دورهٔ اول ریاستجمهوری ترامپ نتوانست در مذاکرات تعرفهای برتری پیدا کند، چهرسد به کشورهای کوچکتر که نمیتوانند در برابر آمریکا مقاومت کنند. به همین دلیل، در این دوره نیز ویتنام، اندونزی، تایلند و کامبوج تقریباً همگی با آمریکا مصالحه کردند. روشی که چین در دورهٔ دوم ریاستجمهوری ترامپ برای برخورد با آمریکا بهکار گرفت، چیزی بود که این کشورها در ماههای مارس و آوریل پیشبینی نکرده بودند.
بههر حال، ویتنام بهعنوان یک کشور میانهپرداز، باید از ویژگی «دیپلماسی بامبو» خود استفاده کند: یعنی در برابر فشار آمریکا، تنها راه، مذاکرهٔ دیپلماتیک و کاهش حداکثری خسارات است. در ابتدا، «تو سون» (رئیسجمهور ویتنام) پیشنهاد تعرفهٔ صفر دوطرفه را مطرح کرد، اما ترامپ با آن موافقت نکرد. اکنون ویتنام بهصورت یکجانبه تعرفهٔ صفر بر کالاهای آمریکایی وضع کرده، در حالی که آمریکا تنها ۲۶ درصد از تعرفههای خود را کاهش داده است. اما همانطور که گفتم، ویتنام با وضع مالیات ویژهٔ مصرفی بر برخی کالاها، بهروشی غیرمستقیم، پیامدهای منفی این تعرفهٔ یکجانبه را جبران کرده است.
گوانچا: با توجه به تعرفهٔ صفر ویتنام بر کالاهای آمریکایی، کدام بخشهای اقتصاد داخلی ویتنام ممکن است آسیب ببینند؟
ژائو وِیهوا: بهطور کلی، ساختار کشاورزی ویتنام و آمریکا متفاوت است؛ کشاورزی ویتنام عمدتاً گرمسیری است و محصولاتی مانند سویای آمریکا تأثیر چندانی بر بازار داخلی ویتنام نخواهند گذاشت. اما در بخش کالاهای صنعتی — بهویژه خودرو و الکترونیک — ممکن است فشارهایی وارد شود. این امر ممکن است به لایههای نخبهٔ ویتنام سود برساند، چرا که قادر خواهند بود از کالاهای ارزانقیمت و باکیفیت آمریکایی استفاده کنند. با این حال، وضع مالیات ویژهٔ مصرفی بر کالاهای لوکس مانند خودرو، تأثیرات منفی را کاهش داده است. این مالیات، در شرایطی که ویتنام توان مقاومت مستقیم در برابر آمریکا را ندارد، راهکاری هوشمندانه برای کاهش ریسکهاست.
گوانچا: ویتنام اولین کشور آسهآن بود که به سراغ ترامپ رفت و اولین توافق تجاری با او را امضا کرد. آسهآن همواره تلاش کرده تا با یک صدای واحد سخن بگوید. آیا اطلاعی دارید که سایر کشورهای آسهآن چگونه به این رفتار ویتنام نگاه میکنند؟
ژائو وِیهوا: دیدگاه اهل علم آسهآن در این زمینه بسیار یکدست است: آنها معتقدند کشورهای آسهآن بهعنوان کشورهای کوچک، نمیتوانند مانند چین در برابر آمریکا اقدامات تلافیجویانه انجام دهند و تنها راه، اتخاذ اقدامات خودمحفوظکننده است.
در واقع، اظهارات رئیسجمهور اندونزی «پرابوو» در مصاحبهها و همچنین رویکرد نخستوزیر کامبوج «هون مانِت» در حل اختلافات تجاری با آمریکا نیز نشان میدهد که کشورهای اصلی آسهآن هیچ تمایلی به مقابله یا تلافی علیه استکبار تجاری یکجانبهٔ آمریکا ندارند. پرابوو گفته که اندونزی قصد تلافی ندارد و تنها میخواهد از طریق مذاکره مسئله را حل کند. اندونزی، بهعنوان بزرگترین اقتصاد آسهآن، چنین موضعی اتخاذ کرده؛ چهرسد به سایر کشورها. به نظر من، هدف کشورهای آسهآن — چه اندونزی، ویتنام، تایلند یا فیلیپین — در حال حاضر کاهش حداکثری خسارات است، نه تلافی، چرا که تلافی ممکن است واکنشهای شدیدتر و غیرقابل پیشبینیتری از سوی ترامپ بهدنبال داشته باشد.
گوانچا: از دیدگاه آسهآن، چگونه میتوان در برابر استراتژی «تقسیم و تسخیر» آمریکا مقاومت کرد؟ همایش اوج چهلوششم آسهآن از ۲۶ تا ۲۸ اکتبر (۴ تا ۶ آبان) برگزار میشود و دورهٔ ریاست چرخشی مالزی بر آسهآن در سال ۲۰۲۵ به پایان میرسد. چگونه عملکرد آسهآن در سال گذشته را ارزیابی میکنید؟
ژائو وِیهوا: سال گذشته برای آسهآن پر از چالش بود. پیشتر، اتحاد و سخن گفتن با یک صدا، استراتژی بسیار مؤثری برای آسهآن محسوب میشد. اما در سال ۲۰۲۴، در برابر ترامپ — که یک انفرادیگرای افراطی و غیرقابل پیشبینی است — کشورهای آسهآن بهجای مقاومت، یکی پس از دیگری با آمریکا مصالحه کردند. این امر، تصویر یکپارچه و متحد آسهآن در برابر چالشهای خارجی را بهشدت دچار آسیب کرده است.
علاوه بر این، درگیری نظامی میان کامبوج و تایلند نیز شکهایی در مورد وحدت داخلی آسهآن و توانایی آن در حل اختلافات بهصورت صلحآمیز ایجاد کرده است.
گوانچا: در مورد درگیری تایلند و کامبوج، یادآوری میکنم که عکسی از جلسهٔ مذاکرات آتشبس منتشر شد که در پشت سکو، نمایندگان چین و آمریکا نشسته بودند؛ در جلو، سمت چپ نخستوزیر کامبوج «هون مانِت»، سمت راست نخستوزیر موقت تایلند «پوتان ویچایسای» و در وسط نخستوزیر مالزی «آنوار» قرار داشتند. بسیاری گفتند این صحنه، همان توانایی هماهنگی داخلی آسهآن را نشان میدهد.
ژائو وِیهوا: مالزی، بهعنوان رئیس چرخشی آسهآن در سال جاری، موفق به هماهنگی و حل این اختلاف داخلی شده است و از این جهت میتوان عملکرد آن را موفق دانست. اما از سوی دیگر، اتحادیهٔ کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) بهعنوان یک سازمان یکپارچهسازیشده، باید در جهت ساخت جامعهٔ مشترک تلاش کند. در این مورد، آسهآن نتوانست در مراحل اولیهٔ بحران، جلوی تشدید آن را بگیرد. یک اتحادیهٔ مؤثر باید بتواند اختلافات را در همان ابتدای شکلگیری، بدون اجازهٔ تبدیل شدن به درگیری نظامی، حل و فصل کند. از این منظر، وحدت آسهآن با چالش جدی روبهروست.
گوانچا: متوجه شدم. رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، در این همایش آسهآن نیز شرکت خواهد کرد. پیشتر خبرهایی منتشر شد که ترامپ شرط حضور خود را «عدم مشارکت چین در مراسم امضای توافق صلح تایلند و کامبوج» قرار داده است. این موضوع بهنوعی بازتابی از دوگانگیهایی است که آسهآن در روابط با چین و آمریکا با آن روبهروست. در چنین شرایطی، آسهآن چگونه میتواند استقلال و استقلالطلبی خود را حفظ کند؟
ژائو وِیهوا: پنج کشور بنیانگذار آسهآن در ابتدا با هدف سخن گفتن با صدای مستقل در میان دو ابرقدرت آمریکا و شوروی این سازمان را تأسیس کردند. امروزه، در جهانی که وابستگیهای متقابل فزونی یافته، استقلال کامل غیرممکن است، چرا که همواره درگیر منافع قدرتهای مختلف خواهد بود. استراتژی آسهآن این است که چین، آمریکا، ژاپن، روسیه و هند را همگی بهعنوان شریک گفتوگو در نظر بگیرد و با ایجاد تعادل میان آنها، جایگاه ویژهای برای خود حفظ کند. در چنین شرایطی، آسهآن ناچار است منافع و دیدگاههای این قدرتها را در نظر بگیرد و بین آنها تعادل برقرار کند. بهویژه در شرایطی که آمریکا سیاست «تعرفهٔ معادل» و انفرادیگرایی را در پیش گرفته، تأثیر آمریکا بر تصمیمگیریهای آسهآن اجتنابناپذیر است.
اما این هم غیرممکن است که آسهآن کاملاً تحت تأثیر خواستههای آمریکا قرار گیرد. چین امروز از هر زمان دیگری قویتر است و هرگز نخواهد گذاشت آمریکا آسهآن را تحت کنترل خود درآورد. خود آسهآن نیز میداند که اگر به ابزاری برای آمریکا تبدیل شود، دیگر نمیتواند روابط سالمی با چین و سایر قدرتها داشته باشد.
گوانچا: سؤال آخر: فیلیپین در سال ۲۰۲۶ ریاست چرخشی آسهآن را بر عهده خواهد گرفت. با توجه به رویکرد دولت مارکوس جونیور در سالهای اخیر در قبال چین، آیا این امر تأثیری جدی بر روابط چین و آسهآن خواهد گذاشت؟
ژائو وِیهوا: روابط چین و فیلیپین در سالهای اخیر بهویژه در مورد جزایر سکاچو (هوانگیان) و جزیرهٔ رنآی (ژونآی جیاو) با تنشهای متعددی همراه بوده است. بنابراین، حضور فیلیپین بهعنوان رئیس چرخشی آسهآن قطعاً بر روابط چین و آسهآن تأثیر خواهد گذاشت؛ بهعنوان مثال، ممکن است در تنظیم دستور کار یا هدایت جهتگیریهای همایشها، اقداماتی انجام دهد یا مواضعی اتخاذ کند که به روابط دوستانهٔ چین و آسهآن آسیب بزند.
با این حال، آسهآن بر اساس اصل «رضایت همگانی» (consensus) عمل میکند. بنابراین، یک کشور — حتی اگر رئیس چرخشی باشد — نمیتواند جهت کلی روابط چین و آسهآن را تغییر دهد. فیلیپین ممکن است سر و صدایی ایجاد کند، اما سایر کشورهای آسهآن اجازه نخواهند داد که اهداف فیلیپین محقق شود.

