منبع: lahaine.org 
ترجمه مجله جنوب جهانی

نبرد بر سر کمربند مستحکم شرق اوکراین، تصویری فشرده و گویا از جنگی گسترده‌تر است که ایالات متحده در خاک اوکراین علیه روسیه پیش می‌برد و پیامدهای ژرف ژئوپلیتیکی در پی دارد. 

پیشروی تدریجی روسیه در منطقه‌ی دونباس، ظاهراً در حال شکل دادن به نوعی محاصره‌ی عملیاتی پیرامون آخرین خط دفاعی بزرگ اوکراین، یعنی «کمربند مستحکم» آن است؛ رویدادی که می‌تواند نه تنها سرنوشت جنگ را در آینده‌ای نزدیک تعیین کند، بلکه آرایش نظم جهانی جدید را نیز رقم بزند. 

در هفته‌های اخیر، نیروهای روسی گام به گام شهر پوکروفسک را در مرکز دونتسک در محاصره قرار داده‌اند، در حالی‌ که هم‌زمان به سمت لیمان و سیورسک در شمال نیز در حرکت‌اند. 

با نگاهی به نقشه‌های برخطی که مناقشه‌ی جاری در اوکراین را دنبال می‌کنند، به نظر می‌رسد که حلقه‌ای در حال شکل‌گیری است که به عقیده‌ی برخی تحلیل‌گران ممکن است مقدمه‌ی یک محاصره‌ی گسترده‌ی باقی‌مانده‌ی «کمربند استحکامات» اوکراین در منطقه‌ی دونباس باشد. 

این کمربند از مجموعه‌ای از شهرهای به‌شدت مستحکم تشکیل شده که از کوستیانتینووکا آغاز شده و تا شمال، به سمت کراماتورسک و اسلاویانسک و نزدیک به لیمان امتداد می‌یابد. در این کمربند احتمالاً هزاران و شاید ده‌ها هزار سرباز اوکراینی حضور دارند. 

محاصره‌ی آن توسط نیروهای روسی به‌منزله‌ی شکستی فاجعه‌بار برای اوکراین و حامیان آمریکایی آن خواهد بود و تحقق یک هدف اساسی روسیه در چارچوب «عملیات نظامی ویژه»‌اش (ОМЕ)، یعنی تصرف کامل منطقه‌ی دونباس، را رقم خواهد زد. 

در هفته‌های آینده ـ نه ماه‌ها ـ سرنوشت این عملیات نظامی تعیین خواهد شد؛ هم در میدان نبرد دونباس و هم فراتر از آن، در ژرفای راهبردی اوکراین و روسیه و نیز در سطح ژئوپلیتیکی در سراسر جهان. 

واقعیت‌های یک «محاصره بزرگ» در دونباس

گرچه ممکن است بسیاری تصور کنند که محاصره‌ی کمربند دفاعی اوکراین به سبک جنگ جهانی دوم، با ستون‌هایی از زره‌پوش‌ها و پیاده‌نظام روسی انجام شود، اما احتمالاً این محاصره بیش از آنکه فیزیکی باشد، ماهیتی عملیاتی دارد. 

نیروهای زمینی روسیه به پیشروی تدریجی خود در امتداد خط تماس ادامه می‌دهند، شهرها و روستاهای تحت کنترل اوکراین را محاصره کرده و سرانجام تصرف می‌کنند، در حالی‌که مواضع جدید خود را در برابر ضدحملات اوکراینی مستحکم می‌سازند. 

در مقابل، توانمندی‌های جنگی دوربرد روسیه و به‌ویژه جنگ پهپادی، که از نظر کیفیت و کمیت به‌سرعت تکامل یافته‌اند، می‌توانند خطوط ارتباطی اوکراین را در سراسر عقبه‌ی کمربند مستحکم باقی‌مانده‌اش در هم بشکنند. 

با سقوط اجتناب‌ناپذیر پوکروفسک در مرکز دونتسک و پیشروی نیروهای روسی به سوی لیمان در شمال، پهپادهای دید اول‌شخص (FPV) و پهپادهای فیبرنوری روسی، عملاً همه‌ی اهداف میان این دو نقطه را در تیررس خواهند داشت. 

محاصره‌ی پوکروفسک و برآمدگی شمالی ناشی از پیشروی روس‌ها، خطوط تدارکاتی کوستیانتینووکا را از هم‌اکنون مختل کرده است. 

هرچه روسیه کنترل خود را در این ناحیه تحکیم کند، عملیات پهپادی علیه خطوط تدارکاتی کراماتورسک و اسلاویانسک مؤثرتر خواهد شد، همان‌گونه که نیروهای روسی در محور شمال تا جنوب نزدیک لیمان و سیورسک پیش می‌روند. 

هرچه دو شاخه‌ی این حلقه به یکدیگر نزدیک‌تر شوند، محاصره‌ی عملیاتی مؤثرتر و مواضع اوکراین میان آنان متزلزل‌تر خواهد شد. 

همان‌گونه که محاصره‌ی کامل پوکروفسک برای تضعیف شدید لجستیک اوکراین و مواضع دفاعی درون شهر ضروری نیست، روسیه نیز ناگزیر نیست که بخش کراماتورسک–اسلاویانسک کمربند دفاعی اوکراین را فیزیکی در محاصره گیرد تا بتواند لجستیک و نیروهای مستقر در آن را بشدت مختل کند. 

از برخی جهات، محاصره‌ی عملیاتی نسبت به محاصره‌ی فیزیکی مزیت دارد. 

از آنجا که روسیه عملاً جنگی فرسایشی را با هدف خلع‌سلاح نظامی اوکراین دنبال می‌کند، نه تصرف سریع قلمرو، می‌کوشد اوکراین را ناگزیر سازد تا ذخایر انسانی و تجهیزاتی عظیمی را به پوکروفسک و سایر نقاط کمربند استحکامات اعزام کند تا با مواضع مستحکم روسیه و آتش‌های دوربرد آن مقابله نماید. 

پیشروی سریع روسیه تا رود دنیپر یا فراتر از آن، هزینه‌بر خواهد بود و به نیروهای باقی‌مانده‌ی اوکراینی اجازه می‌دهد نزدیک‌تر به پایگاه‌های حمایت مادی خود در مرز ناتو عمل کنند. 

در عوض، اوکراین ناچار است پیوسته نیرو و تدارکات به خطوط درگیری بفرستد، جایی که روسیه آن‌ها را منهدم می‌کند. 

اقدام‌های غرب در میدان نبرد و فراتر از آن

رسانه‌های غربی اکنون اذعان دارند که روسیه در این جنگ فرسایشی به‌شکل قاطع در حال پیروزی است و ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش کار چندانی برای بازداشتن این روند در حمایت نظامی از اوکراین از پیش نمی‌برند. 

به همین دلیل، آمریکا و اروپا بر آتش‌بس و چیزی شبیه به «مینسک ۳.۰» پافشاری می‌کنند؛ در این شرایط غرب بتواند در مدت توقف درگیری، تولید نظامی خود را گسترش دهد و همانند توافق‌های پیشین مینسک، ارتش اوکراین را برای مرحله‌ی بعدی درگیری بازسازی کند. 

رد روسیه نسبت به آتش‌بس و تداوم موفقیت عملیات نظامی‌اش در خاک اوکراین، آمریکا را وادار کرده است تا میزان تنش را در میدان نبرد افزایش داده و هم‌زمان از ابزارهایی فراتر از میدان اوکراین برای واداشتن مسکو به توقف یا تحمیل هزینه‌های سنگین‌تر استفاده کند. 

یکی از این گزینه‌ها، تهدید به ارسال موشک‌های کروز «تام‌هاوک» به اوکراین بوده است. 

اگرچه این توانمندی به‌تنهایی قادر به تغییر نتیجه‌ی جنگ نیست، اما ورود آن هزینه‌ی ادامه‌ی نبرد را برای روسیه افزایش می‌دهد، زیرا روس‌ها را وادار به بازآرایی دفاع هوایی در عمق خاک خود کرده و احتمالاً پیشروی عملیات زمینی را کندتر می‌سازد. 

این موشک‌ها همچنین می‌توانند خساراتی فراتر از حملات پهپادی و موشکی پیشین ـ که با هدایت آمریکا صورت گرفته‌اند ـ به زیرساخت نظامی، صنعتی و انرژی روسیه وارد کنند. 

بازگشت تحریم‌ها مانند بومرنگ

هم‌زمان با تشدید درگیری‌ها در میدان، واشنگتن تهدید کرده است مجموعه‌ای از تحریم‌ها و تعرفه‌ها را نه‌تنها علیه روسیه، بلکه علیه نزدیک‌ترین شرکای تجاری آن، به‌ویژه هند و چین، اعمال کند. 

هدف از این تهدیدها، واداشتن هند یا چین (در بهترین حالت هر دو) به انتخاب میان دسترسی به بازارها و نظام مالی دلارمحور آمریکا از یک‌سو و روابط تجاری با روسیه از سوی دیگر است تا بدین‌وسیله روسیه منزوی شود و ادامه‌ی عملیات نظامی‌اش در اوکراین دشوارتر گردد. 

اگر هند و چین در برابر فشار ایالات متحده تسلیم شوند و روسیه در نتیجه منزوی یا حتی دچار فروپاشی اقتصادی و سیاسی شود، خود آن‌ها نیز منزوی‌تر خواهند شد؛ امری که بخشی حیاتی از راهبرد کلی آمریکا برای جلوگیری از اوج‌گیری هرگونه رقیب بالقوه است. 

اما اگر هند و چین در برابر فشار مقاومت کنند، تحریم‌ها و تعرفه‌های جدید آمریکا نه‌تنها به آن دو کشور، بلکه به ایالات متحده نیز در کوتاه‌مدت آسیب خواهد زد. 

تشدید گسترده‌ی سیاست تحریم و تعرفه از سوی واشنگتن می‌تواند روند بلندمدت گذار به نظم اقتصادی چندقطبی را شتاب بخشد. 

چالش فوری برای کشورهایی مانند هند و چین ـ دور ماندن از دلار و شاید بازارهای غربی ـ آن‌ها را به تسریع در تنوع‌بخشی سامانه‌های تجاری و مالی وادار می‌کند؛ فرآیندی که از زمان شکل‌گیری گروه بریکس آغاز شده است. 

این فشار راهبردی آمریکا که در ظاهر برای آسیب‌زدن به روسیه طراحی شده است، عملاً به تقویت و تسریع شکل‌گیری آلترناتیوهای غیرغربی از جمله جایگزین‌هایی برای دلار و سامانه‌های پرداخت تحت سلطه‌ی آمریکا انجامیده است. 

نبرد سرنوشت‌ساز 

نبرد بر سر کمربند مستحکم شرق اوکراین، به‌راستی تبلور جنگی بزرگ‌تر است که آمریکا در خاک اوکراین علیه روسیه پیش می‌برد؛ جنگی کند اما فرساینده با پیامدهای عظیم ژئوپلیتیکی. 

نتیجه‌ی این نبرد به احتمال زیاد سرنوشت کلی جنگ اوکراین را تعیین خواهد کرد. 

به‌طور کلی، واکنش آمریکا ـ از مهار نظامی تا جنگ اقتصادی علیه شرکای جهانی روسیه ـ نشان می‌دهد که این درگیری از ابتدا بخشی از راهبرد گسترده‌تر ایالات متحده بوده است؛ راهبردی با هدف نهایی حذف رقبا و حفظ برتری جهانی خود. 

ماه‌های آینده نه‌تنها برای سرنوشت جنگ اوکراین، بلکه برای تعیین نظم جهانی در حال ظهور نیز سرنوشت‌ساز خواهد بود؛ نظمی که از دل نبردی شکل می‌گیرد که آمریکا نه فقط علیه روسیه، بلکه علیه کل ساختار چندقطبی جهان به راه انداخته است. 

منابع: New Eastern Outlook / observatoriodetrabajad.com