
آتشبس شکننده در غزه، بازتابدهندهی بازتنظیم شتابان معادلات قدرت در خاورمیانه است؛ جایی که بهگفتهی برخی، مانورهای نظامی ایالات متحده جای خود را به توسعهی اقتصادی دادهاند؛ پروژهای که توسط کشورهای عربی، چین و کشورهای جهان جنوب پیشبرده میشود.
دکتر دان اشتاینبک(دَن استاینباک)
ترجمه مجله جنوب جهانی
در نهم اکتبر، هنگامی که آتشبس در غزه اجرایی شد، آن را نخستین مرحله از یک طرح صلح ۲۰ مادهای کاخ سفید قلمداد کردند. نه اسرائیل و نه حماس با تمام مفاد این طرح موافق نبودند؛ اما اولی تحت فشار ترامپ و دومی تحت فشار مجموعهای از کشورهای عربی – بهویژه قطر، مصر و ترکیه – قرار گرفت. همین امر، آتشبس تحمیلشده را منحصربهفرد کرد.
اما این طرح، صلح نیست. این یک طرح آتشبس شکننده است که ممکن است در آینده به چیزی پایدارتر بدل شود یا بهسادگی مانند تلاشهای پیشین، ناکام بماند. تعجبی ندارد که این طرح در برابر جنایات نسلکشانهی اسرائیل سکوت کرده است.
آنچه این طرح شکننده نوید میدهد، بازتوازن کشورهای عرب بزرگ در خاورمیانهی گسترده است؛ گرایشی که در آن، دههها بیثباتی جای خود را به توسعهی اقتصادی میدهد.
از آتشبس تا صلح؟
در مرحلهی نخست طرح صلح، دو طرف بر مجموعهای از پارامترها توافق کردند: آتشبس، کاهش نظامی، آزادی گروگانها و زندانیان، استقرار نیروها و از همه مهمتر، افزایش کمکهای انسانی.
اما شیطان در جزئیات پنهان است. با نقضهای مکرر آتش بس توسط اسرائیل، کاخ سفید ناچار شد استیو ویتکوف، نمایندهی ویژه، معاون رئیسجمهور جی.دی. ونس و وزیر خارجه مارکو روبیو را به میدان بفرستد تا کابینهی نتانیاهو را وادار به پایبندی به طرح کند. بدتر آنکه، بازسازی زیرساختها آغاز نشده و کمکهای غذایی ناکافی، نزدیک به دو میلیون فلسطینی را در آستانهی زمستان در وضعیتی خطرناک و بلاتکلیف قرار داده است.
آنچه طرح ترامپ را به کشورهای عرب فروخت، این بند بود که هیچ فلسطینی بهزور از غزه اخراج نخواهد شد و اسرائیل نیز غزه را اشغال یا ضمیمه نخواهد کرد. با این حال، تنها چند روز بعد، پارلمان اسرائیل لایحهای را برای ضمیمهکردن کرانهی باختری به پیش برد.
برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه، طرح هیچ نقشهی راهی ارائه نمیدهد؛ جز تشکیل یک نیروی بینالمللی تثبیت، حکومت انتقالی فنی بهدست یک کمیتهی فلسطینی تحت نظارت یک هیئت بینالمللی به ریاست ترامپ و مدیریت تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا؛ خلعسلاح توسط یک نهاد ناظر مستقل و اصلاحات اقتصادی توسط یک هیئت متخصص.
طرح هیچ اشارهای به منابع مالی بازسازی ندارد؛ پروژهای که برآورد میشود بیش از ۵۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد؛ رقمی که بهطور قابلتوجهی کمتر از ۶۸ میلیارد دلاری است که تنها در جنگ ۲۰۲۳–۲۰۲۴ غزه توسط اسرائیل – عمدتاً با تسلیحات و بودجهی آمریکا – صرف شد.
با این حال، حتی یک ماه پیش، دستیابی به آتشبس هم رؤیایی دور به نظر میرسید؛ تا اینکه اشتباه محاسباتی آشکار نتانیاهو، معادله را تغییر داد.
چگونه حملات به قطر، بازتنظیمها را تسریع کرد
در نهم سپتامبر، موشکهای اسرائیل به دفتر مذاکرهکنندگان ارشد حماس در قطر اصابت کرد؛ جایی که آنها در حال بررسی آخرین پیشنهاد ترامپ برای آتشبس بودند. ترورهای هدفمند، سالهاست که به یک هنجار اسرائیلی بدل شدهاند؛ اما این حمله، در خاک یکی از مهمترین شرکای امنیتی آمریکا انجام شد و هیچ هشدار قبلی به قطر داده نشد.
ترامپ و ویتکوف که نگران بودند تلاشهای صلح از مسیر منحرف شود، تصمیم گرفتند از بحران بهعنوان فرصت استفاده کنند و مذاکراتی را آغاز کنند که در نهایت به آتشبس انجامید.
اما آنچه آنها پیشبینی نکرده بودند، پیمان دفاعی عربستان و پاکستان بود که تنها دو هفته بعد، بین ولیعهد محمد بن سلمان و نخستوزیر محمد شهباز شریف امضا شد؛ پیمانی که در آن «هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور، تجاوز به هر دو تلقی میشود».
پس از آن، وزیر دفاع پاکستان، خواجه محمد آصف، بهطور تلویحی از وجود چتر هستهای در این پیمان سخن گفت؛ اظهاری که بعداً پس گرفت. کاهش اهمیت این پیمان و پیامدهای بلندمدت آن، در راستای منافع آمریکا است؛ هرچند منابع دیگر میگویند پاکستان چتر هستهای خود را به عربستان گسترش داده است.
غروب برتری هستهای اسرائیل
شگفتآنکه، خطر هستهای نخستین بار توسط کاخ سفید در ژوئن بالا گرفت؛ زمانی که آمریکا به سه تأسیسات هستهای اصلی ایران حمله کرد. اما مسیر خطر هستهای آمریکا-اسرائیل در منطقه، پیش از جنگ ششروزهی ۱۹۶۷ نیز هموار شده بود؛ زمانی که لوی اشکول، نخستوزیر وقت، بهطور محرمانه به دانشمندان رآکتور دیمونا دستور داد دو بمب هستهای ابتدایی را در صورت «غلبهی نیروهای عرب بر دفاعات اسرائیل» آماده کنند.
در روزهای نخست جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳، کابینهی گلدا میر، سیزده بمب اتمی ۲۰ کیلوتنی – با قدرت تخریب بیشتر از بمب هیروشیما – را آماده کرده بود. در ۱۹۸۱، اسرائیل رآکتور هستهای عراق در «اوسیراک» را نابود کرد؛ حملهای که به «دکترین هستهای بیگین» انجامید؛ دکترینی که هیچ کشور «متخاصم» منطقهای را حق دارای توان نظامی هستهای نمیدهد.
برآوردهای رایج امروز حاکی از آن است که اسرائیل ۹۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد؛ رقمی که این کشور کوچک را به نهمین قدرت هستهی جهان بدل میکند (پاکستان با ۱۷۰ کلاهک، هفتم است). برخی تحلیلگران اما میگویند اسرائیل ممکن است تا ۲۰۰ یا حتی ۴۰۰ کلاهک داشته باشد.
دکترین بیگین بر انحصار هستهای اسرائیل بهعنوان بازدارندهی منطقهای استوار است؛ اما با پیمان عربستان-پاکستان، این دکترین اکنون در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
چه کسی بیثباتی منطقه را میآفریند؟
از ۱۹۴۵ تاکنون، هژمونی آمریکا در خاورمیانه بر سه محور استوار بوده: خرید نفت، فروش تسلیحات، وابستگی کمکهای مالی و تغییر رژیم. ترامپ پس از دور نخست ریاستجمهوری، بر «توافقات ابراهیم» (۲۰۲۰–۲۰۲۱) تکیه کرد؛ مجموعهای از توافقات دوجانبه برای عادیسازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی به رهبری امارات و بحرین. با خرید نفت کلان از ریاض و فروش تسلیحات گسترده، هدف آن بود که عربستان نیز به این توافقات بپیوندد.
در نگاه آمریکا-اسرائیل، منافع غربی در منطقه توسط «نیابتیهای ایران» در غزه (حماس)، لبنان (حزبالله)، یمن (انصارالله)، عراق (گروههای مختلف) تهدید شدهاند. پس از جنگهای غزه، آنها بر این باورند که این «محور» بهشدت تضعیف شده است.
اما مشکل اینجاست: این دیدگاه، یک قرن دخالت استعماری در خاورمیانه، پاکسازی قومی اسرائیل و انتقال اجباری جمعیت (۱۹۴۸–۱۹۴۹، ۱۹۶۷، ۲۰۲۳–۲۰۲۵)، تحریمهای آمریکا (ایران، عراق، لیبی، سومالی، سودان جنوبی، سودان، یمن)، تلاشهای آمریکا برای تغییر رژیم (ایران، عراق، لبنان، سوریه، یمن، غزه) و جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر را نادیده میگیرد.
کشورهای منطقه، بخش عمدهای از بیثباتی را ناشی از اقدامات اسرائیل و ایالات متحده میدانند؛ بیثباتیای که پیامدهای ویرانگری برای کشورهای عرب همسایه داشته است.
بازتوازن در خاورمیانهی در حال دگرگونی
عربستان هم نگران کاهش مشارکت آمریکا در منطقه است – که نظام امنیتی کنونی خلیج را تضعیف میکند – و هم نگران مشارکت بیش از حد آمریکا، که به گفتهی آنها، جسارت نظامی اسرائیل و هژمونی فزایندهاش در منطقه را تقویت میکند.
ریاض در حال تقویت خودمختاری استراتژیک و تنوعبخشی به شراکتهای خود است. چین اکنون جای واشنگتن را بهعنوان اصلیترین شریک تجاری عربستان گرفته است. در همین حال، کشورهای عرب بزرگ منطقه – از جمله مصر، ترکیه و کشورهای خلیج مانند عربستان، قطر و بحرین – و نیز ایران، بر ابتکار کمربند و راه چین متکیاند.
عربستان که نفت خود را به ارزهای متنوع میفروشد، یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت به چین است و به عضویت بریکس درآمده است؛ گروهی که مصر، ایران و امارات نیز در آن عضوند. روابط تجاری و سرمایهگذاری خلیج و چین اکنون فراتر از صنعت انرژی گسترش یافته است.
دولتهای آمریکا سالها میان عربستان و ایران شکاف ایجاد کردند؛ اما در مارس ۲۰۲۳، این دو کشور با میانجیگری چین روابط خود را از سر گرفتند. این آشتی، پس از ۷ اکتبر نیز پابرجا ماند و پادشاهی را از حملات ایران و انصارالله مصون داشت – یا دستکم، بیشتر اوقات.
در اوت ۲۰۲۴، پکن «جادهابریشم دوم» را در منطقه ایجاد کرد. در ژوئیهی ۲۰۲۵، چین و مصر همکاریهای دوجانبهی خود را در بخشهای اقتصادی گسترش دادند.
عربستان چه میخواهد؟
تا پیش از حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات ایران، گفته میشد عربستان از فشار فزایندهی آمریکا بر ایران و تضعیف شبکهی نیابتی ایران سود میبرد. اما نظم منطقهای که توسط اسرائیل دیکته شود و آمریکا آن را تسهیل کند، فضای کافی برای جایگاهی مستحکم برای عربستان باقی نمیگذارد.
سعودیها به حمایت آمریکا برای امنیت خود واقفاند؛ اما از روابط با چین بهعنوان اهرم استفاده میکنند و بیش از پیش بر منافع ملی و منطقهای خلیج تکیه میزنند. پیمان دفاعی عربستان-پاکستان، بازتاب این جستوجوی استقلال امنیتی است؛ پیمانی که به گفتهی برخی، واشنگتن تنها پس از امضا از آن مطلع شده است.
اولویت اصلی ولیعهد محمد بن سلمان، طرح عظیم مدرنسازی «چشمانداز ۲۰۳۰» است. آیندهی این طرح به یکپارچگی اقتصاد پادشاهی در اقتصاد جهانی، امنیت و ثبات برای جذب گردشگری و سرمایهگذاری خارجی وابسته است؛ تحولی که نوآوری محور آن باشد.
این پروژهی عظیم، به صلح و ثباتی نیاز دارد که سرمایهگذاری چین در عربستان و خلیج فراهم میکند؛ اما همچنین بر نوعی توازن منطقهای استوار است که واشنگتن دیگر توان تقویت آن را ندارد.
نویسنده:
دکتر دان اشتاینبک، استراتژیست جهان چندقطبی، مؤسس گروه «دیفرنس» و نویسندهی کتابهای دکترین نابودی (۲۰۲۵) و سقوط اسرائیل (۲۰۲۴). او در موسسات هندی، چینی و اروپایی فعال بوده است.
(https://www.differencegroup.net)
نسخهای از این یادداشت در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵ در وبسایت China-US Focus منتشر شده است.
