
پدرو استروپاسولاس
چهرهای سیوهفتساله، امروزه پرآوازهترین نام قاره سیاه است؛ سربازی که آرمان پانآفریقایی توماس سانکارا را در سینه میپروراند و دلهای میلیونها جوان آفریقایی را تسخیر کرده است.
در همسایگی بیابانهای خشک ساحل، سه کودتای مردمی – در بورکینافاسو، نیجر و مالی – طومار وابستگی به غرب، بهویژه فرانسهٔ استعمارزا، را در هم شکستهاند. نماد این گسست تاریخی، ابراهیم تراوره است؛ فرماندهای جوان که با احیای روح پانآفریقایی، فریاد «مرگ بر استعمار نو» را در گوشهگوشهٔ قاره طنینانداز کرده است.
در گزارش هفتگی «BdF Explains» میخوانیم انقلاب ضداستعماری بورکینایی چگونه از دل خاکستر برخاسته است. این یادداشت بخشی از پوشش ویژهٔ برزیلـدهفاتو است که مستقیماً از نیجر و بورکینافاسو، نبض اجتماعی و کشاکش ژئوپلیتیکی اتحادیهٔ کشورهای ساحل (AES) را در دست میگیرد.
فرماندهای که از دل زمین برخاست
ابراهیم تراوره، رئیسجمهور کنونی بورکینافاسو، اکنون محبوبترین چهرهٔ آفریقاست. زمینشناسی خوانده و در رگهایش خاک این سرزمین جریان دارد. به ارتش پیوست تا با جهادیهای شمال بجنگد، اما زودتر از همه فهمید جنگ واقعی در برابر امپریالیسم است.
سوادوگو پاسمامده، معروف به «اوسیان»، هنرمند چندرشتهای و عضو «مرکز آزادی و اتحاد آفریقایی توماس سانکارا»، میگوید: «تراوره نخستین کسی بود که در میدان نبرد، حضور نظامی فرانسه را به چالش کشید و تروریسم ساحل را ساختهوپرداختهٔ همان امپریالیسم دانست.»
او ادامه میدهد: «ابراهیم از نوجوان آرزوی آموزش نظامی داشت، اما خانواده مخالف بود؛ تا کارشناسیارشد زمینشناسی ادامه داد. همین سفرهای صحرایی او را با فقر و ظلم آشنا کرد و باورش را محکم کرد که باید ساختار سیاسی را واژگون ساخت.»
تراوره خود بارها گفته است انقلاب «ترقیخواه خلق» (RPP) که در آوریل ۲۰۲۳ کلید خورد، از روح رادیکال سانکارا – «چهگوارای آفریقا» – جان گرفته است. سانکارا در چهار سال، زمین را میان روستاییان تقسیم کرد و نرخ سواد را از ۱۳ به ۷۳ درصد رساند؛ تراوره نیز میخواهد در چهار سال، ثروت زیرزمینی را به سفرهٔ مردم بیاورد.
طلای ملی، تراکتور بر زمین
دولت تراوره دو معدن طلای تحت سلطهٔ شرکت لندنی را ملی کرد و پالایشگاه اختصاصی ساخت. با درآمد طلا، ۱۷۹ میلیون دلار ماشینآلات کشاورزی خرید و در روستاها توزیع کرد؛ نخستینبار در تاریخ کشور. شرکت معدنی دولتی نیز تأسیس شد که از هر بیگانهای – حتی روسهای «نورداگلد» – ۱۵٪ سهم میستاند. اوسیان میگوید: «این رابطهٔ برد-برد است؛ نه تسلیم در برابر چین یا روسیه، که همکاری در جهان چندقطبی.»
بانک جهانی رشد اقتصادی بورکینافاسو را از ۳٪ در ۲۰۲۳ به ۴٫۹٪ در ۲۰۲۴ ارتقا داده و میگوید بیش از ۷۰۰ هزار نفر در یک سال از فشار فقر رهایی یافتهاند.
ارثیهٔ شوم فرانسه
با این همه، مردم بورکینافاسو همچنان در صف فقیرترینهای جهاناند؛ میراث قرنها چپاول. پس از برلین ۱۸۸۵، فرانسه هشت مستعمره در غرب آفریقا – به وسعتی هشتبرابر خاک خود – را قیچی کرد. «استقلال» ۱۹۶۰ نیز با «پیمان استعماری» همراه بود؛ سندی که به گفتهٔ مامان سان آدامو، فعال نیجریایی، چهار بند داشت:
۱) استعمار را «خیر» بخوانی و سرمایهٔ فرانسوی را بازگردان؛
۲) شرکتهای فرانسوی را در اولویت قرار ده؛
۳) زبان فرانسوی را تنها زبان رسمی کن؛
۴) ذخایر ارزی را به خزانهٔ فرانسه بسپار.
نماد این بندبندِ، «فرانک CFA» است؛ اسکناسِ بیارزشی که فرانسه چاپ میکند تا اورانیوم، طلا و نفت ما را ارزان بخرد. فیلیپ تویو نودژنومه، دبیرکل حزب کمونیست بنین، میگوید: «این پول زنجیر است؛ ما را از تولید و صنعت بازمیدارد.»
از ۱۹۶۰ تاکنون بیش از بیست مداخلهٔ نظامی فرانسه در آفریقا ثبت شده؛ از کودتا تا ترور، از ترور توماس سانکارا در ۱۹۸۷ تا پایگاههای دائمی در سنگال و ساحلعاج. مکرون نیز که وعدهٔ «گسست» داده بود، حضور نظامی را گسترش داد و خشم مردم را فزونتر کرد.
پایان بازی
بیالا لیانهای ایمهوتپ، تحلیلگر سیاسی، خلاصه میکند: «آمریکا، ناتو و فرانسه را دشمنان صلح و حق ملتها به تفاوت میدانیم.»
و اوسیان، با بغض و امید: «فریاد زدهایم بس است؛ مرگ قهرمانان ما پایان ندارد. زندهباد انقلابهای پیشرو، چون توسعهمان را خودمان میسازیم و جز خود کسی را نداریم.»

